منتشر شد:
"روانشناسی_تكاملی"
اثر دیوید باس
ترجمه ی آرش حسینیان
نشر مثلث. 1395
272 صفحه- 25 هزار تومن
AHPub.ir
معرفی اثر:
اگر برای چند هفته با پای برهنه راه بروید، کفِ پایتان پینه خواهد بست، اما اگر چند هفته با اتوموبیل رفتوآمد کنید لاستیکِ اتوموبیلتان ضخیمتر نخواهد شد! چرا؟ پای شما و لاستیکِ اتوموبیل هر دو از قوانینِ فیزیک پیروی میکنند و اصطکاک، اشیاءِ فیزیکی را میساید، نه اینکه آنها را ضخیمتر کند. اما پای شما، بر خلافِ لاستیکِ اتوموبیل، تحت قوانینِ دیگری نیز هست: قوانینِ تکامل زیستی.
برای اینکه بفهمیم ویژگیهای روانی و تنانی امروزمان چرا و چگونه شکل گرفته است، باید داستان انسان را تا گذشتههای خیلی دور، بسیار دورتر از تاریخ مکتوب چندهزار سال اخیر دنبال کنیم. وقتی چنین کنیم آنگاه بسیار بهتر خواهیم فهمید که:
* چرا زنان غالباً هنگامِ انتخابِ جفت، انتخابیتر و سختگیرانهتر از مردان عمل میکنند و چرا مردان، هنگام انتخاب جفت، به ظاهرِ بدنیِ شریک آیندهشان بیشتر از زنان اهمیت میدهند؟
*چرا انسانها از مارها و عنکبوتها بیشتر از پریز برق یا اتوموبیل میترسند، و چرا ارتفاع ساختمانها را وقتی بالای آنها هستیم بیشتر از وقتی از پایین به آنها نگاه میکنیم تخمین میزنیم.
*چرا ما غالباً از خوردن چیزهای تلخ پرهیز میکنیم اما در برابر چیزهای شیرین اینقدر بیاختیاریم، و چرا انسانهایی که در مناطق گرمسیری زندگی میکنند بیشتر از دیگران از ادویهها و فلفلها استفاده میکنند؟
*چرا استفاده از داروهای تببُر میتواند دورهی بیماریمان را طولانیتر کند، و باریکبودن دور کمر زنان، چه ربطی به توانایی زادآوریشان دارد؟
*چرا افراد پیر میشوند و چرا برخی دست به خودکشی میزنند؟
روانشناسی تکاملی، شاخهی نوظهوریست که سعی دارد با استفاده از روشهای پژوهشی مختلف و دادههای بدستآمده از علوم مختلف، به این نوع پرسشها پاسخ دهد. کتاب حاضر نیز، شناختهشدهترین کتاب موجود برای آشنایی با این شاخهی علمی در سطح جهان است.
"روانشناسی_تكاملی"
اثر دیوید باس
ترجمه ی آرش حسینیان
نشر مثلث. 1395
272 صفحه- 25 هزار تومن
AHPub.ir
معرفی اثر:
اگر برای چند هفته با پای برهنه راه بروید، کفِ پایتان پینه خواهد بست، اما اگر چند هفته با اتوموبیل رفتوآمد کنید لاستیکِ اتوموبیلتان ضخیمتر نخواهد شد! چرا؟ پای شما و لاستیکِ اتوموبیل هر دو از قوانینِ فیزیک پیروی میکنند و اصطکاک، اشیاءِ فیزیکی را میساید، نه اینکه آنها را ضخیمتر کند. اما پای شما، بر خلافِ لاستیکِ اتوموبیل، تحت قوانینِ دیگری نیز هست: قوانینِ تکامل زیستی.
برای اینکه بفهمیم ویژگیهای روانی و تنانی امروزمان چرا و چگونه شکل گرفته است، باید داستان انسان را تا گذشتههای خیلی دور، بسیار دورتر از تاریخ مکتوب چندهزار سال اخیر دنبال کنیم. وقتی چنین کنیم آنگاه بسیار بهتر خواهیم فهمید که:
* چرا زنان غالباً هنگامِ انتخابِ جفت، انتخابیتر و سختگیرانهتر از مردان عمل میکنند و چرا مردان، هنگام انتخاب جفت، به ظاهرِ بدنیِ شریک آیندهشان بیشتر از زنان اهمیت میدهند؟
*چرا انسانها از مارها و عنکبوتها بیشتر از پریز برق یا اتوموبیل میترسند، و چرا ارتفاع ساختمانها را وقتی بالای آنها هستیم بیشتر از وقتی از پایین به آنها نگاه میکنیم تخمین میزنیم.
*چرا ما غالباً از خوردن چیزهای تلخ پرهیز میکنیم اما در برابر چیزهای شیرین اینقدر بیاختیاریم، و چرا انسانهایی که در مناطق گرمسیری زندگی میکنند بیشتر از دیگران از ادویهها و فلفلها استفاده میکنند؟
*چرا استفاده از داروهای تببُر میتواند دورهی بیماریمان را طولانیتر کند، و باریکبودن دور کمر زنان، چه ربطی به توانایی زادآوریشان دارد؟
*چرا افراد پیر میشوند و چرا برخی دست به خودکشی میزنند؟
روانشناسی تکاملی، شاخهی نوظهوریست که سعی دارد با استفاده از روشهای پژوهشی مختلف و دادههای بدستآمده از علوم مختلف، به این نوع پرسشها پاسخ دهد. کتاب حاضر نیز، شناختهشدهترین کتاب موجود برای آشنایی با این شاخهی علمی در سطح جهان است.
#فرگشت_۱۰۱ #Evolution_101
بخش ۵۰
روندها در فرگشت
یک روند فرگشتی میتواند تغییری جهت دار در یک نسب، یا تغییری موازی در چند نسب باشد، به عبارت دیگر، چندین نسب که تحت تاثیر یک نوع تغییر قرار میگیرند. اگرچه، هر تغییری به منزلهٔ یک روند نیست. به طور کلی، اگر یک روز هوا گرمتر شود، شما آن را یک روند گرمایشی نمینامید؛ گرمایش باید برای مدتی ادامه داشته باشد تا بتوان آن را یک روند نامید. زیستشناسان هم در مورد روندهای فرگشتی نظر مشابهی دارند -باید نکتهای در مورد این تغییرات وجود داشته باشد که نشان دهد این اتفاق چیزی غیر از نوسانات تصادفی است، آنگاه میتوان آن را یک «روند» نامید.
@Evolution101
بخش ۵۰
روندها در فرگشت
یک روند فرگشتی میتواند تغییری جهت دار در یک نسب، یا تغییری موازی در چند نسب باشد، به عبارت دیگر، چندین نسب که تحت تاثیر یک نوع تغییر قرار میگیرند. اگرچه، هر تغییری به منزلهٔ یک روند نیست. به طور کلی، اگر یک روز هوا گرمتر شود، شما آن را یک روند گرمایشی نمینامید؛ گرمایش باید برای مدتی ادامه داشته باشد تا بتوان آن را یک روند نامید. زیستشناسان هم در مورد روندهای فرگشتی نظر مشابهی دارند -باید نکتهای در مورد این تغییرات وجود داشته باشد که نشان دهد این اتفاق چیزی غیر از نوسانات تصادفی است، آنگاه میتوان آن را یک «روند» نامید.
@Evolution101
#فرگشت_۱۰۱ #Evolution_101
بخش ۵۰
روندها در فرگشت
برای مثال، تُندَردَدان (یک کلاد منقرض شده که با اسبهای مدرن و کرگدنها مرتبط است) یک روند فرگشتی را نشان میدهد. تُندَردَدان برامدگیهایی استخوانی داشتند که از بینیشان بیرون زده بود. توالی فسیلهای جمجمهٔ این جانوران نشاندهندهٔ این است که تغییر اندازهٔ این شاخها تصادفی نبوده؛ در عوض، تغییرات به سمت بزرگتر شدن اندازهٔ شاخ جهتگیری داشته است. و در واقع، چندین نسب مختلف از تُندَردَدان همین نوع تغییر در اندازهٔ شاخ را تجربه کردند.
این بازسازیها از تُندَردَدان که اینجا میبینید در بازهٔ ۵۵ میلیون سال پیش (A) تا ۳۵ میلیون سال پیش (D) هستند. دلیل این روند واضح نیست. ممکن است محصول جانبیِ انتخابِ بدن تنومندتر باشد، و/یا میتواند نتیجهٔ انتخاب مستقیم برای اندازهٔ شاخ باشد: احتمالا موجودات دارای شاخ بزرگتر در رقابت بر سر مادهها (با «سرشاخ شدن») دارای برتری بودند، مانند گوسفندان و بزها.
@Evolution101
بخش ۵۰
روندها در فرگشت
برای مثال، تُندَردَدان (یک کلاد منقرض شده که با اسبهای مدرن و کرگدنها مرتبط است) یک روند فرگشتی را نشان میدهد. تُندَردَدان برامدگیهایی استخوانی داشتند که از بینیشان بیرون زده بود. توالی فسیلهای جمجمهٔ این جانوران نشاندهندهٔ این است که تغییر اندازهٔ این شاخها تصادفی نبوده؛ در عوض، تغییرات به سمت بزرگتر شدن اندازهٔ شاخ جهتگیری داشته است. و در واقع، چندین نسب مختلف از تُندَردَدان همین نوع تغییر در اندازهٔ شاخ را تجربه کردند.
این بازسازیها از تُندَردَدان که اینجا میبینید در بازهٔ ۵۵ میلیون سال پیش (A) تا ۳۵ میلیون سال پیش (D) هستند. دلیل این روند واضح نیست. ممکن است محصول جانبیِ انتخابِ بدن تنومندتر باشد، و/یا میتواند نتیجهٔ انتخاب مستقیم برای اندازهٔ شاخ باشد: احتمالا موجودات دارای شاخ بزرگتر در رقابت بر سر مادهها (با «سرشاخ شدن») دارای برتری بودند، مانند گوسفندان و بزها.
@Evolution101
#فرگشت_۱۰۱ #Evolution_101
بخش ۵۰
روندها در فرگشت
روندهای فرگشتیِ دیگر، در میان نسبهای مختلف چنین یکدست نیستند. برای مثال، بسیاری از نسبهای مختلف حیوانات «سر»دار شدند، به تعبیری «سر در آنها فرگشت یافت». سردار شدن شامل متمرکز شدنِ نورونها به شکل مغز در انتهای بدن جانور و فرگشت یافتنِ اندامهای حسی در همان انتها میشود. بندپایان (سختپوستان، حشرات و خانوادهٔ آنها)، کرمهای حلقوی و طنابداران همه تحت تاثیر فرایند سردار شدن قرار گرفتهاند. اگرچه، بسیاری از نسبهای جانوران خیلی در معرض این فرایند نبودند (مثلا ستارهٔ دریایی سر ندارد)، و نسبهای دیگر، مثل بسیاری از انگلهای داخلی در جهت عکس حرکت کرده و «سَری» که در ابتدا داشتند را از دست دادهاند.
@Evolution101
بخش ۵۰
روندها در فرگشت
روندهای فرگشتیِ دیگر، در میان نسبهای مختلف چنین یکدست نیستند. برای مثال، بسیاری از نسبهای مختلف حیوانات «سر»دار شدند، به تعبیری «سر در آنها فرگشت یافت». سردار شدن شامل متمرکز شدنِ نورونها به شکل مغز در انتهای بدن جانور و فرگشت یافتنِ اندامهای حسی در همان انتها میشود. بندپایان (سختپوستان، حشرات و خانوادهٔ آنها)، کرمهای حلقوی و طنابداران همه تحت تاثیر فرایند سردار شدن قرار گرفتهاند. اگرچه، بسیاری از نسبهای جانوران خیلی در معرض این فرایند نبودند (مثلا ستارهٔ دریایی سر ندارد)، و نسبهای دیگر، مثل بسیاری از انگلهای داخلی در جهت عکس حرکت کرده و «سَری» که در ابتدا داشتند را از دست دادهاند.
@Evolution101
#فرگشت_۱۰۱ #Evolution_101
بخش ۵۰
آیا فرگشت پیشرونده است؟
این سوال آسانی برای پاسخگویی نیست. از دید یک گیاه، بهترین معیار برای پیشرفت میتواند توانایی فتوسنتز باشد؛ از دید یک عنکبوت ممکن است اثر بخشیِ یک سیستم تزریق زهر باشد.
مشکل این است که ما انسانها بیش از اندازه درگیر خودمان هستیم. ما معمولا پیشرفت را طوری تعریف میکنیم که وابسته به نگاهمان نسبت به خودمان است، شیوهای که روی هوش، فرهنگ و احساس تکیه میکند. ولی این نگاه انسانمحور است.
وسوسه کننده است که فرگشت را به شکل یک نردبان پیشروندهٔ عظیم ببینیم، که انسان خردمند در بالای آن قرار دارد. ولی فرگشت یک درخت ایجاد میکند، نه یک نردبان -و ما برگی هستیم از برگهای بسیاری که روی این درخت وجود دارد.
@Evolution101
بخش ۵۰
آیا فرگشت پیشرونده است؟
این سوال آسانی برای پاسخگویی نیست. از دید یک گیاه، بهترین معیار برای پیشرفت میتواند توانایی فتوسنتز باشد؛ از دید یک عنکبوت ممکن است اثر بخشیِ یک سیستم تزریق زهر باشد.
مشکل این است که ما انسانها بیش از اندازه درگیر خودمان هستیم. ما معمولا پیشرفت را طوری تعریف میکنیم که وابسته به نگاهمان نسبت به خودمان است، شیوهای که روی هوش، فرهنگ و احساس تکیه میکند. ولی این نگاه انسانمحور است.
وسوسه کننده است که فرگشت را به شکل یک نردبان پیشروندهٔ عظیم ببینیم، که انسان خردمند در بالای آن قرار دارد. ولی فرگشت یک درخت ایجاد میکند، نه یک نردبان -و ما برگی هستیم از برگهای بسیاری که روی این درخت وجود دارد.
@Evolution101
با رسیدن به بخش ۵۰ مطالب عمومی فرگشت۱۰۱ به پایان رسید.
همچنین بابت تاخیر زیاد بین مطالب ابراز شرمندگی میکنم و امیدوارم بلاخره بعد از حدود یک سال فعالیت به نظم و ترتیبی قابل قبول برسیم.
در اواخر سال نسخهٔ تصحیح شدهای از مطالب اصلی در قالب یک کتاب الکترونیکی در اختیار شما قرار خواهد گرفت، که امیدواریم مورد توجه شما قرار بگیرد.
فعلا میتوانید از مطالب گذشته و فایلهای فصول اولیه استفاده کنید.
ادامهٔ فعالیت کانال هم به صورتی خواهد بود که مطالبی دقیقتر و تخصصیتر در اختیار شما قرار بگیرد که در ارتباط با موضوعات کلی است.
از همراهی شما متشکرم
@Evolution101
همچنین بابت تاخیر زیاد بین مطالب ابراز شرمندگی میکنم و امیدوارم بلاخره بعد از حدود یک سال فعالیت به نظم و ترتیبی قابل قبول برسیم.
در اواخر سال نسخهٔ تصحیح شدهای از مطالب اصلی در قالب یک کتاب الکترونیکی در اختیار شما قرار خواهد گرفت، که امیدواریم مورد توجه شما قرار بگیرد.
فعلا میتوانید از مطالب گذشته و فایلهای فصول اولیه استفاده کنید.
ادامهٔ فعالیت کانال هم به صورتی خواهد بود که مطالبی دقیقتر و تخصصیتر در اختیار شما قرار بگیرد که در ارتباط با موضوعات کلی است.
از همراهی شما متشکرم
@Evolution101
در زیر نسخهای از بخش ۵۰ را در سایت telegra.ph مشاهده میکنید.
در صورتی که اپ تلگرام شما آپدیت است میتوانید با لمس دکمهٔ INSTANT VIEW مطلب را به طور کامل مشاهده و مطالعه نمایید.
yon.ir/evo101p50
@Evolution101
در صورتی که اپ تلگرام شما آپدیت است میتوانید با لمس دکمهٔ INSTANT VIEW مطلب را به طور کامل مشاهده و مطالعه نمایید.
yon.ir/evo101p50
@Evolution101
Telegraph
روندها در فرگشت
کانال فرگشت ۱۰۱ یک روند فرگشتی میتواند تغییری جهت دار در یک نسب، یا تغییری موازی در چند نسب باشد، به عبارت دیگر، چندین نسب که تحت تاثیر یک نوع تغییر قرار میگیرند. اگرچه، هر تغییری به منزلهٔ یک روند نیست. به طور کلی، اگر یک روز هوا گرمتر شود، شما آن را…
شواهدی از فرگشت که میتوانید در بدن خود بیابید
«این کار را در خانه امتحان کنید» @Evolution101
ممکن است توهین آمیز به نظر برسد، ولی بدن شما یک موزه است، پر از یادگارهای باستانی که هیچ کس دیگر واقعا به آنها نیاز ندارد. از دندان عقلتان تا توانایی عجیبِ بعضی از ما در جنباندن گوشهایمان، بسیاری از وجوه ما در قامت یک انسان نشاندهندهی چیزهاییست که نیاکان ما برای بقا به آنها نیاز داشتند. همانطور که این ویدیو از Vox توضیح میدهد، این بقایای عجیب، که فقط به این خاطر باقی ماندند که آنقدر هزینهبردار نیستند که طی چند هزار سال محو شوند، فقط در چارچوب فرگشت از طریق انتخاب طبیعی توجیهپذیرند.
میتوانید یکی از آنها را همین الان ببینید: اگر دستتان را کشیده نگه دارید، و انگشت شست و انگشت کوچک خود را به هم برسانید، احتمالا یک تاندون برجسته را در میان مچ خود مشاهده میکنید. اگر این تاندون را ندارید، شما جزو 10-15 درصد از انسانهای روی زمین هستید که بدون این خصوصیتِ قابل توجه در یک یا هر دو دست به دنیا آمدهاند.
این تاندون به ماهیچهی دراز کفدستی (palmaris longus) متصل است، ماهیچهای که اکثر ما داریم، ولی به نظر میرسد هیچ دلیل خاصی برای بودن آن وجود ندارد. همانطور که در ویدیو توضیح داده شده، یافتههای تحقیقات نشان میدهد وجود این عضله در ساعدْ دستی متمایز یا قدرت چنگال بیشتری نسبت به افرادی که این عضله را ندارند به ما نمیدهد. در واقع آنقدر کم اهمیت است، که جراحان بعضا آن را برداشته و برای عملهای بازسازی و زیبایی در دیگر نقاط بدن استفاده میکنند.
پس چرا ما صاحب چنین عضلهی بیمصرفی هستیم؟ دانشمندان یافتهاند، در حالی که ماهیچهی دراز کفدستی امروزه در بسیاری از گونههای پستاندار وجود دارد، ترقییافتهترین آن در موجوداتی است که از ساعد خود برای حرکت استفاده میکنند -مثل لمورها و میمونها.
یکی دیگر این است: آیا میتوانید سه عضلهی اطراف گوش خود را طوری کنترل کنید که گوشتان حتی کمی بجنبد؟ احسنت -شما در حال تایید این هستید که یکی دیگر از این بقایای فرگشتی چگونه از یک ابزار حیاتی برای نیاکان ما به یک تردستیِ دورهمی که در انسانها کسی به آن اهمیت نمیدهد تبدیل شده است.
دقیقا مثل بسیاری از حیوانات شبزی -مثل خرگوشها، آهوها و گربهها- که امروزه روی دامنهی گستردهای از زوایا که گوششان میتواند پوشش دهد تکیه میکنند تا منبع صدایی را تشخیص دهند، موجوداتی که ما از آنها فرگشت یافتهایم میلیونها سال پیش از روشی مشابه استفاده میکردند. و ما «ابزاری» که مورد استفادهی آنها بود را کاملا از دست ندادهایم.
همانطور که Vox اشاره میکند، انسانها نه تنها این سه عضله که در حرکت گوشها دخیل هستند را حفظ کردهاند، مطالعات نشان داده است که این عضلات همچنان به صدا واکنش نشان میدهند. واکنش این عضلات آنقدر قوی نیست که باعث حرکت گوشهای ما شود، ولی به نظر میرسد آنها حداکثر تلاش خود را به کار میبندند.
از سیخ شدن مو و استخوان دنبالچه، تا عمل دوستداشتنیِ نوزادان وقتی به هر چیزی که در مقابل دستان کوچکشان قرار گیرد چنگ میزنند، مثالهای بسیارِ دیگری از چیزهای عجیبی که در بدن ما هست وجود دارد، که به تواناییهای نیاکان باستانی ما اشاره دارد. توضیح آنها را به ویدیوی Vox در بالا میسپارم، ولی بگذارید این را بگویم که دلایل خوبی وجود دارد که توضیح میدهد چرا وقتی به آدل گوش میدهیم دچار لرز میشویم.
yon.ir/vestorgs
@Evolution101
http://www.sciencealert.com/watch-proof-of-evolution-that-you-can-find-on-your-own-body
«این کار را در خانه امتحان کنید» @Evolution101
ممکن است توهین آمیز به نظر برسد، ولی بدن شما یک موزه است، پر از یادگارهای باستانی که هیچ کس دیگر واقعا به آنها نیاز ندارد. از دندان عقلتان تا توانایی عجیبِ بعضی از ما در جنباندن گوشهایمان، بسیاری از وجوه ما در قامت یک انسان نشاندهندهی چیزهاییست که نیاکان ما برای بقا به آنها نیاز داشتند. همانطور که این ویدیو از Vox توضیح میدهد، این بقایای عجیب، که فقط به این خاطر باقی ماندند که آنقدر هزینهبردار نیستند که طی چند هزار سال محو شوند، فقط در چارچوب فرگشت از طریق انتخاب طبیعی توجیهپذیرند.
میتوانید یکی از آنها را همین الان ببینید: اگر دستتان را کشیده نگه دارید، و انگشت شست و انگشت کوچک خود را به هم برسانید، احتمالا یک تاندون برجسته را در میان مچ خود مشاهده میکنید. اگر این تاندون را ندارید، شما جزو 10-15 درصد از انسانهای روی زمین هستید که بدون این خصوصیتِ قابل توجه در یک یا هر دو دست به دنیا آمدهاند.
این تاندون به ماهیچهی دراز کفدستی (palmaris longus) متصل است، ماهیچهای که اکثر ما داریم، ولی به نظر میرسد هیچ دلیل خاصی برای بودن آن وجود ندارد. همانطور که در ویدیو توضیح داده شده، یافتههای تحقیقات نشان میدهد وجود این عضله در ساعدْ دستی متمایز یا قدرت چنگال بیشتری نسبت به افرادی که این عضله را ندارند به ما نمیدهد. در واقع آنقدر کم اهمیت است، که جراحان بعضا آن را برداشته و برای عملهای بازسازی و زیبایی در دیگر نقاط بدن استفاده میکنند.
پس چرا ما صاحب چنین عضلهی بیمصرفی هستیم؟ دانشمندان یافتهاند، در حالی که ماهیچهی دراز کفدستی امروزه در بسیاری از گونههای پستاندار وجود دارد، ترقییافتهترین آن در موجوداتی است که از ساعد خود برای حرکت استفاده میکنند -مثل لمورها و میمونها.
یکی دیگر این است: آیا میتوانید سه عضلهی اطراف گوش خود را طوری کنترل کنید که گوشتان حتی کمی بجنبد؟ احسنت -شما در حال تایید این هستید که یکی دیگر از این بقایای فرگشتی چگونه از یک ابزار حیاتی برای نیاکان ما به یک تردستیِ دورهمی که در انسانها کسی به آن اهمیت نمیدهد تبدیل شده است.
دقیقا مثل بسیاری از حیوانات شبزی -مثل خرگوشها، آهوها و گربهها- که امروزه روی دامنهی گستردهای از زوایا که گوششان میتواند پوشش دهد تکیه میکنند تا منبع صدایی را تشخیص دهند، موجوداتی که ما از آنها فرگشت یافتهایم میلیونها سال پیش از روشی مشابه استفاده میکردند. و ما «ابزاری» که مورد استفادهی آنها بود را کاملا از دست ندادهایم.
همانطور که Vox اشاره میکند، انسانها نه تنها این سه عضله که در حرکت گوشها دخیل هستند را حفظ کردهاند، مطالعات نشان داده است که این عضلات همچنان به صدا واکنش نشان میدهند. واکنش این عضلات آنقدر قوی نیست که باعث حرکت گوشهای ما شود، ولی به نظر میرسد آنها حداکثر تلاش خود را به کار میبندند.
از سیخ شدن مو و استخوان دنبالچه، تا عمل دوستداشتنیِ نوزادان وقتی به هر چیزی که در مقابل دستان کوچکشان قرار گیرد چنگ میزنند، مثالهای بسیارِ دیگری از چیزهای عجیبی که در بدن ما هست وجود دارد، که به تواناییهای نیاکان باستانی ما اشاره دارد. توضیح آنها را به ویدیوی Vox در بالا میسپارم، ولی بگذارید این را بگویم که دلایل خوبی وجود دارد که توضیح میدهد چرا وقتی به آدل گوش میدهیم دچار لرز میشویم.
yon.ir/vestorgs
@Evolution101
http://www.sciencealert.com/watch-proof-of-evolution-that-you-can-find-on-your-own-body
Telegraph
شواهدی از فرگشت که میتوانید در بدن خود بیابید
Evolution 101 ممکن است توهین آمیز به نظر برسد، ولی بدن شما یک موزه است، پر از یادگارهای باستانی که هیچ کس دیگر واقعا به آنها نیاز ندارد. از دندان عقلتان تا توانایی عجیبِ بعضی از ما در جنباندن گوشهایمان، بسیاری از وجوه ما در قامت یک انسان نشاندهندهی چیزهاییست…