• اتلاف بودجهٔ تحقیقاتی، یکی از مراکز مهم نخستیپژوهی دنیا را به تعطیلی کشاند! •
سخنگوی دانشگاه کیوتو در ژاپن، اعلام کرده است که انستیتو تحقیقات نخستیشناسی (Primate Research Institute یا PRI) در این دانشگاه، به زودی تعطیل شده و امکانات و تجهیزات آن در سطح دپارتمانهای مختلف دانشگاه، پراکنده خواهد شد، اما شامپانزههای مرکز تحقیقات حیات وحش دانشگاه، همچنان تحت مراقبت قرار خواهند گرفت. انستیتو PRI، به دلایل تحقیقات پیشگامانهٔ خود در رصد رفتارها و روانشناسی نخستیان شهرت دارد، از آن جمله میتوان به گزارش نخستین موارد آموزش و تقلید در رفتارِ شستنِ سیبزمینی توسط مکاکها اشاره نمود.
مدیر پیشین این انستیتو - تتسورو ماتسوزاوا - ۱۰ میلیون دلار بودجه از انجمن پیشبرد علوم ژاپن و وزارت فرهنگ، آموزش و علوم این کشور دریافت کرده بود تا اقدام به توسعهٔ زیربنایی، قفسها و محوطهها نماید و محیط زندگی اجتماعی مطلوبتری برای شامپانزهها فراهم کند. اما طی بازرسیهای به عمل آمده، او متهم به عدم مدیریت صحیح و استفادهٔ نامناسب از این بودجه شد که البته این اتهام، مصرف شخصی بودجه نبوده است. اکنون، ماتسوزاوا که یک سال است از کیوتو اخراج شده، در مؤسسهٔ فناوری کالیفرنیا، به تدریس روانشناسی اشتغال دارد و ترجیح داده درمورد این تصمیمِ دانشگاه، نظر خاصی ندهد.
دانشگاه کیوتو، تاکنون، حدود ۹.۶ میلیون دلار از بودجهٔ اتلافشدهٔ ماتسوزاوا را به انجمن پیشبرد علوم و وزارت مربوطه بازگردانده است.
فرانس د وال -نخستیشناس برجستهٔ دانشگاه اموری در آتلانتای آمریکا- در واکنش به این خبر، مینویسد:
«مایل هستم ناراحتی خود را از این نتیجه -که بناست منجر به ویرانیِ نخستیشناسیِ ژاپن شود- ابراز کنم. امکانات PRI، درجهٔ یک هستند و فقط میتوانیم امیدوار باشیم که حیوانات، در آیندهای قابل پیشبینی، تحت مراقبت قرار بگیرند.»
لینک
@Evolps 🌱
سخنگوی دانشگاه کیوتو در ژاپن، اعلام کرده است که انستیتو تحقیقات نخستیشناسی (Primate Research Institute یا PRI) در این دانشگاه، به زودی تعطیل شده و امکانات و تجهیزات آن در سطح دپارتمانهای مختلف دانشگاه، پراکنده خواهد شد، اما شامپانزههای مرکز تحقیقات حیات وحش دانشگاه، همچنان تحت مراقبت قرار خواهند گرفت. انستیتو PRI، به دلایل تحقیقات پیشگامانهٔ خود در رصد رفتارها و روانشناسی نخستیان شهرت دارد، از آن جمله میتوان به گزارش نخستین موارد آموزش و تقلید در رفتارِ شستنِ سیبزمینی توسط مکاکها اشاره نمود.
مدیر پیشین این انستیتو - تتسورو ماتسوزاوا - ۱۰ میلیون دلار بودجه از انجمن پیشبرد علوم ژاپن و وزارت فرهنگ، آموزش و علوم این کشور دریافت کرده بود تا اقدام به توسعهٔ زیربنایی، قفسها و محوطهها نماید و محیط زندگی اجتماعی مطلوبتری برای شامپانزهها فراهم کند. اما طی بازرسیهای به عمل آمده، او متهم به عدم مدیریت صحیح و استفادهٔ نامناسب از این بودجه شد که البته این اتهام، مصرف شخصی بودجه نبوده است. اکنون، ماتسوزاوا که یک سال است از کیوتو اخراج شده، در مؤسسهٔ فناوری کالیفرنیا، به تدریس روانشناسی اشتغال دارد و ترجیح داده درمورد این تصمیمِ دانشگاه، نظر خاصی ندهد.
دانشگاه کیوتو، تاکنون، حدود ۹.۶ میلیون دلار از بودجهٔ اتلافشدهٔ ماتسوزاوا را به انجمن پیشبرد علوم و وزارت مربوطه بازگردانده است.
فرانس د وال -نخستیشناس برجستهٔ دانشگاه اموری در آتلانتای آمریکا- در واکنش به این خبر، مینویسد:
«مایل هستم ناراحتی خود را از این نتیجه -که بناست منجر به ویرانیِ نخستیشناسیِ ژاپن شود- ابراز کنم. امکانات PRI، درجهٔ یک هستند و فقط میتوانیم امیدوار باشیم که حیوانات، در آیندهای قابل پیشبینی، تحت مراقبت قرار بگیرند.»
لینک
@Evolps 🌱
• کشف تالاری جدید در آخرین پناهگاه نئاندرتالها •
کلایو فینلیسون (مدیر بریتانیایی موزهٔ ملی جبلالطارق) از سال ۲۰۱۲، به پژوهش در غار Vanguard در جبلالطارق مشغول بوده است. در این غار که تا ۴۰ هزارسال پیش، زیستگاه نئاندرتالها بوده و احتمالاً یکی از واپسین زیستگاههای نئاندرتالها باشد، تا کنون یک دندان شیری از کودک ۴ ساله نئاندرتال یافت شده که احتمالاً توسط کفتار به غار آورده شده بود و همینطور حکاکیهایی یافته شده که میتوانند نوعی اثر هنری تلقی شوند.
در ماه گذشته، باستانشناسان، حفرهای یافتند که با خزیدن از آن، به تالاری ۱۳ متری در بام غار رسیدند. این تالار، ۴۰ هزار سال توسط شن و ماسه مسدود شده بود. در کف غار، استخوان پای یک Lynx (گربهسانی که با سیاهگوش اشتباه گرفته میشود)، مهرهٔ یک کفتار خالدار و استخوان بزرگی از بال یک کرکس گریفون یافت شده و همینطور بر دیوارهٔ آن، خراشهایی وجود دارد که کوچکتر از رد مشابه در خرسهاست و میتواند توسط همان وشق ایجاد شده باشد.
منبع
@Evolps 🌱
کلایو فینلیسون (مدیر بریتانیایی موزهٔ ملی جبلالطارق) از سال ۲۰۱۲، به پژوهش در غار Vanguard در جبلالطارق مشغول بوده است. در این غار که تا ۴۰ هزارسال پیش، زیستگاه نئاندرتالها بوده و احتمالاً یکی از واپسین زیستگاههای نئاندرتالها باشد، تا کنون یک دندان شیری از کودک ۴ ساله نئاندرتال یافت شده که احتمالاً توسط کفتار به غار آورده شده بود و همینطور حکاکیهایی یافته شده که میتوانند نوعی اثر هنری تلقی شوند.
در ماه گذشته، باستانشناسان، حفرهای یافتند که با خزیدن از آن، به تالاری ۱۳ متری در بام غار رسیدند. این تالار، ۴۰ هزار سال توسط شن و ماسه مسدود شده بود. در کف غار، استخوان پای یک Lynx (گربهسانی که با سیاهگوش اشتباه گرفته میشود)، مهرهٔ یک کفتار خالدار و استخوان بزرگی از بال یک کرکس گریفون یافت شده و همینطور بر دیوارهٔ آن، خراشهایی وجود دارد که کوچکتر از رد مشابه در خرسهاست و میتواند توسط همان وشق ایجاد شده باشد.
منبع
@Evolps 🌱
• کاسوآریها -کابوسهای پردار- از ۱۸ هزارسال پیش توسط انسانها پرورش داده میشدند •
کاسوآری ،یکی از شبیهترین پرندگان به اجدادِ دایناسورِ خود، با ۵۴ کیلوگرم وزن و ۱.۵ تا ۱.۸ متر قد، با چنگالهای بلندِ مرگبار و نوکِ سخت و جمجمهٔ ستبر خود، رکورددارِ بیشترین قتلِ انسانها در عالمِ پرندگان است. این کابوسِ بیپرواز، بومیِ گینه نو در همسایگی استرالیاست و بومیانِ این سرزمین، از پرهای آن برای زینت خود و از استخوانهایش گاهی برای ابزارسازی استفاده میکنند. کاسوآریها، به تعقیب و گریزهای خستگیناپذیرشان با اتومبیلها و حملات مرگبارشان به حیاط خانهها شناخته شدهاند.
اکنون باستانشناسان، با مطالعهٔ بیش از هزار قطعه تخم کاسوآری به قدمت ۶ تا ۱۸ هزارسال -مکشوفه از گینه نو- دریافتهاند انسانهای نخستینِ این منطقه، در آن زمان کاسوآریها را پرورش میدادهاند، درحالیکه آغاز پرورش مرغ و خروس، به ۹۵۰۰ سال پیش برمیگردد. مشخصاً، این تخمها در مراحل نهایی تکوین، توسط انسانها برداشت شده و مصرف شدهاند؛ مشابه مصرف تخم غاز یا مرغ در مراحل نهایی تکوین که امروزه در کشورهای آسیای شرقی و جنوب شرقی رواج دارد. این احتمال نیز وجود دارد که کاسوآریها برای مصرف گوشت و پرهایشان، جوجهکِشی شده باشند.
منبع
@Evolps 🌱
کاسوآری ،یکی از شبیهترین پرندگان به اجدادِ دایناسورِ خود، با ۵۴ کیلوگرم وزن و ۱.۵ تا ۱.۸ متر قد، با چنگالهای بلندِ مرگبار و نوکِ سخت و جمجمهٔ ستبر خود، رکورددارِ بیشترین قتلِ انسانها در عالمِ پرندگان است. این کابوسِ بیپرواز، بومیِ گینه نو در همسایگی استرالیاست و بومیانِ این سرزمین، از پرهای آن برای زینت خود و از استخوانهایش گاهی برای ابزارسازی استفاده میکنند. کاسوآریها، به تعقیب و گریزهای خستگیناپذیرشان با اتومبیلها و حملات مرگبارشان به حیاط خانهها شناخته شدهاند.
اکنون باستانشناسان، با مطالعهٔ بیش از هزار قطعه تخم کاسوآری به قدمت ۶ تا ۱۸ هزارسال -مکشوفه از گینه نو- دریافتهاند انسانهای نخستینِ این منطقه، در آن زمان کاسوآریها را پرورش میدادهاند، درحالیکه آغاز پرورش مرغ و خروس، به ۹۵۰۰ سال پیش برمیگردد. مشخصاً، این تخمها در مراحل نهایی تکوین، توسط انسانها برداشت شده و مصرف شدهاند؛ مشابه مصرف تخم غاز یا مرغ در مراحل نهایی تکوین که امروزه در کشورهای آسیای شرقی و جنوب شرقی رواج دارد. این احتمال نیز وجود دارد که کاسوآریها برای مصرف گوشت و پرهایشان، جوجهکِشی شده باشند.
منبع
@Evolps 🌱
• از کهنترین ابزارهای آشولی شمال آفریقا تا جدیدترین ابزارهای آشولی هند •
در هفتهای که گذشت، ابزارهای آشولی به انحاء مختلف در صدر اخبار باستانشناسی تکاملی جای داشتند؛ ابزارهایی که با ۱.۵ میلیون سال دوام در جعبهابزار انسانریختها، دیرپاترین ابزارهای بشری بودهاند. از کهنترین ابزارهایی که در شمال آفریقا یافت شده و تصورمان از خاستگاه اینگونه ابزارها را دگرگون کردند، تا کشفیاتی که نشان دادند استفاده از ابزار آشولی در هند، بسیار بیشتر از آنچه تصور میکردیم در این سرزمین دوام آورده است.
پژوهشی که در وادی بوشِریت واقع در الجزاير انجام شده است، حکایت از وجود ابزارهای الدوانی و آشولی به قدمت ۳.۹ تا ۱.۷ میلیون سال در این محوطه دارد که در شمال آفریقا، کهنترین در نوع خود محسوب میشوند. پیش از ابن کهنترین ابزارهای شمال آفریقا، ۴۰۰ هزارسال جدیدتر از کشفیات وادی بوشریت بوده و در مراکش کشف شده بودند.
با توجه به آنکه کهنترین ابزارهای بشر -موسوم به لومِکوی- قدمت ۳.۴ میلیون ساله داشته و از کنیا کشف شدهاند و همینطور کهنترین ابزارهای الدوانی و آشولی به قدمت ۲.۶ تا ۱.۸ میلیون سال از شرق آفریقا یافت شدهاند، میتوان تصور کرد یا پراکنش بسیار سریع فناوری از شرق به شمال آفریقا رخ داده و یا این دستافزارها، چند خاستگاه جداگانه داشتهاند.
در پژوهشی دیگر، محققان به رهبری انستیتو ماکس پلانک آلمان، با کاوش در محوطهای در بیابان تار راجستان هند، دریافتند که سازندگان ابزارهای آشولی تا ۱۷۷ هزارسال پیش و تا زمان رسیدن موج مهاجرانِ گونهٔ انسانِ خردمند، در غرب هند بودهاند و بدین ترتیب این محوطه، میتواند یکی از جوانترین سایتهای آشولی جهان باشد؛ چرا که این فناوری، ۲۱۴ هزارسال قبل در شرق آفریقا و ۱۹۰ هزارسال قبل در عربستان ناپدید شد.
منابع: ۱ , ۲
@Evolps 🌱
در هفتهای که گذشت، ابزارهای آشولی به انحاء مختلف در صدر اخبار باستانشناسی تکاملی جای داشتند؛ ابزارهایی که با ۱.۵ میلیون سال دوام در جعبهابزار انسانریختها، دیرپاترین ابزارهای بشری بودهاند. از کهنترین ابزارهایی که در شمال آفریقا یافت شده و تصورمان از خاستگاه اینگونه ابزارها را دگرگون کردند، تا کشفیاتی که نشان دادند استفاده از ابزار آشولی در هند، بسیار بیشتر از آنچه تصور میکردیم در این سرزمین دوام آورده است.
پژوهشی که در وادی بوشِریت واقع در الجزاير انجام شده است، حکایت از وجود ابزارهای الدوانی و آشولی به قدمت ۳.۹ تا ۱.۷ میلیون سال در این محوطه دارد که در شمال آفریقا، کهنترین در نوع خود محسوب میشوند. پیش از ابن کهنترین ابزارهای شمال آفریقا، ۴۰۰ هزارسال جدیدتر از کشفیات وادی بوشریت بوده و در مراکش کشف شده بودند.
با توجه به آنکه کهنترین ابزارهای بشر -موسوم به لومِکوی- قدمت ۳.۴ میلیون ساله داشته و از کنیا کشف شدهاند و همینطور کهنترین ابزارهای الدوانی و آشولی به قدمت ۲.۶ تا ۱.۸ میلیون سال از شرق آفریقا یافت شدهاند، میتوان تصور کرد یا پراکنش بسیار سریع فناوری از شرق به شمال آفریقا رخ داده و یا این دستافزارها، چند خاستگاه جداگانه داشتهاند.
در پژوهشی دیگر، محققان به رهبری انستیتو ماکس پلانک آلمان، با کاوش در محوطهای در بیابان تار راجستان هند، دریافتند که سازندگان ابزارهای آشولی تا ۱۷۷ هزارسال پیش و تا زمان رسیدن موج مهاجرانِ گونهٔ انسانِ خردمند، در غرب هند بودهاند و بدین ترتیب این محوطه، میتواند یکی از جوانترین سایتهای آشولی جهان باشد؛ چرا که این فناوری، ۲۱۴ هزارسال قبل در شرق آفریقا و ۱۹۰ هزارسال قبل در عربستان ناپدید شد.
منابع: ۱ , ۲
@Evolps 🌱
Forwarded from دانش و اندیشه
دورهای برای دوستداران روانشناسی تکاملی
جلسه چهارم:
گریزی بر نظریه های مهم روان شناسی تکاملی
با حضور:
جناب آقای محمدامین موفق
موسس و مدیر ایوالپس Evolps
پژوهشگر روانشناسی تکاملی
زمان:
چهارشنبه ۵/ ۸ / ۱۴۰۰
ساعت ۲۲ به وقت ایران
محل برگزاری:
گروه تلگرامی دانش و اندیشه
لینک حضور در جلسه:
https://t.me/Knowledge_And_Thought_1
جلسه چهارم:
گریزی بر نظریه های مهم روان شناسی تکاملی
با حضور:
جناب آقای محمدامین موفق
موسس و مدیر ایوالپس Evolps
پژوهشگر روانشناسی تکاملی
زمان:
چهارشنبه ۵/ ۸ / ۱۴۰۰
ساعت ۲۲ به وقت ایران
محل برگزاری:
گروه تلگرامی دانش و اندیشه
لینک حضور در جلسه:
https://t.me/Knowledge_And_Thought_1
• ماجرای درگذشت اِنداکازی؛ گوریلی که سلفیاش مشهور شد •
پارک ملی ویرونگا در جمهوری دموکراتیک کنگو، یکی از مهمترین و واپسین زیستگاههای گوریل کوهستانی و میزبان تنها یتیمخانهٔ گوریلهای جهان است: مرکز سِنکوِکوِه که از گوریلهای یتیم و آسیبدیده -که معمولاً والدینشان شکار شدهاند یا خود آنها از دست قاچاقچیان نجات پیدا کردهاند- حفاظت میکند.
آقای آندره بائوما -که بعد از مستند ویرونگا، بیشتر شناخته شد- از محیطبانان جانبرکف ویرونگا و یکی از کارکنان ارشد یتیمخانه است که بیش از یک دهه از گوریلهای مرکز نگهداری کرده.
انداکازی یا نداکاسی (Ndakasi) یکی از گوریلهای ماده این مرکز بود که ۱۳ سال پیش به این یتیمخانه آورده شد. سلفی آندره بائوما با انداکازی و ژست عجیب و نحوهٔ ایستادن این گوریل، باعث شد این عکس، شهرتی جهانی پیدا کند.
چندی پیش که انداکازی به بستر بیماری افتاد، بار دیگر عکسی از بیحالی او در آغوش آندره، شهرت پیدا کرد.
متأسفانه انداکازی مشهور و دوستداشتنی، در ۲۶ سپتامبر، پس از تحمل دورهای بیماری، درگذشت و مرگ او نیز، به خبری پربازتاب تبدیل شد؛ گویا این گوریل با زندگی پرماجرایش، قرار بود مرگ پرماجرایی هم داشته باشد.
گوریلهای کوهستانی در معرض خطر انقراضاند و مرگ هر ماده از آنها، رخدادی ناگوار تلقی میشود.
@Evolps 🌱
پارک ملی ویرونگا در جمهوری دموکراتیک کنگو، یکی از مهمترین و واپسین زیستگاههای گوریل کوهستانی و میزبان تنها یتیمخانهٔ گوریلهای جهان است: مرکز سِنکوِکوِه که از گوریلهای یتیم و آسیبدیده -که معمولاً والدینشان شکار شدهاند یا خود آنها از دست قاچاقچیان نجات پیدا کردهاند- حفاظت میکند.
آقای آندره بائوما -که بعد از مستند ویرونگا، بیشتر شناخته شد- از محیطبانان جانبرکف ویرونگا و یکی از کارکنان ارشد یتیمخانه است که بیش از یک دهه از گوریلهای مرکز نگهداری کرده.
انداکازی یا نداکاسی (Ndakasi) یکی از گوریلهای ماده این مرکز بود که ۱۳ سال پیش به این یتیمخانه آورده شد. سلفی آندره بائوما با انداکازی و ژست عجیب و نحوهٔ ایستادن این گوریل، باعث شد این عکس، شهرتی جهانی پیدا کند.
چندی پیش که انداکازی به بستر بیماری افتاد، بار دیگر عکسی از بیحالی او در آغوش آندره، شهرت پیدا کرد.
متأسفانه انداکازی مشهور و دوستداشتنی، در ۲۶ سپتامبر، پس از تحمل دورهای بیماری، درگذشت و مرگ او نیز، به خبری پربازتاب تبدیل شد؛ گویا این گوریل با زندگی پرماجرایش، قرار بود مرگ پرماجرایی هم داشته باشد.
گوریلهای کوهستانی در معرض خطر انقراضاند و مرگ هر ماده از آنها، رخدادی ناگوار تلقی میشود.
@Evolps 🌱
• نامگذاری گونهای جدید از دودمان تکاملی انسان؛ «هومو بودوئنسیس» ۵۰۰ هزارساله، جدّ مستقیم انسان مدرن بود •
روابط تکاملی گونههای انسانریخت اوراسیا و آفریقا در پلئیستوسین میانی -عصری زمینشناختی که اکنون بیشتر به عنوان چیبانیَن شناخته شده- بسیار پیچیده و گیجکننده است، تا آن حد که انسانشناسان، این عصر را "Muddle in the Middle" مینامند (آشفتگی در میانه، که میانه اشاره به پلئیستوسین میانی دارد و همآوایی کلمات مدنظر است).
تصور غالب آن است که گونهای موسوم به انسان هایدلبرگ، در آفریقا به انسانهای مدرن و در اروپا به نئاندرتالها گونهزایی کردند. با این حال عدهای ترجیح میدهند هایدلبرگهای آفریقایی را انسان رودزیایی بنامند (نامی برگرفته از سیسیل رودز، استعمارگر بریتانیایی در شرق آفریقا) و همچنین انتساب بسیاری از نمونههای اروپایی و شرق آسیا به هایدلبرگها محل تردید است؛ از آن جمله، مواردی از اروپا که اخیراً طبق تحقیقات ژنتیک، به عنوان نئاندرتال شناسایی شدند و نمونههایی از شرق آسیا که از لحاظ ریختشناسی، مجدداً مورد ارزیابی قرار گرفتند.
اکنون محققان، برای کاستن از این آشفتگی، نامی جدید ابداع کردهاند که به طیف گوناگونی از انسانریختهای آفریقا و شرق مدیترانه در عصر چیبانین اطلاق میشود و آن «هومو بودوئنسیس» (Homo bodoensis) است؛ نامی برگرفته از جمجمهٔ مشهور ۶۰۰ هزارسالهٔ بودو که در ۱۹۷۶ که از منطقهٔ بودو در درهٔ رودخانهٔ اَواش اتیوپی یافت شد. این گونه، قریب به ۵۰۰ هزارسال قبل میزیسته و جدّ مستقیم انسان خردمند بوده است، بدین ترتیب در شاخهای مستقل و موازی دودمان منتهی به نئاندرتالها و دنیسووانها قرار میگیرد. بدین ترتیب عنوانهای «انسان هایدلبرگ» و «انسان رودزیایی» میتواند از دور خارج شوند. بسیاری از نمونههای اروپایی منتسب به هایدلبرگ میتوانند به عنوان نئاندرتال مجدداً طبقهبندی شوند و نمونههای شرق آسیا، طی تحقیقات آینده، نامی جدید خواهند گرفت.
محققانِ نویسندهٔ این مقاله، تأکید کردهاند که نه قصد بازنویسی تاریخ تکاملی بشر را دارند و انتظار میرود این اسم جدید، بلافاصله جابیفتد؛ اما اظهار امیدواری کردهاند که به تدریج، این نام، بیشتر و بیشتر مورد استفاده قرار بگیرد تا از پیچیدگی و آشفتگی سناریوی پلئیستوسین میانی بکاهد.
منبع
@Evolps 🌱
روابط تکاملی گونههای انسانریخت اوراسیا و آفریقا در پلئیستوسین میانی -عصری زمینشناختی که اکنون بیشتر به عنوان چیبانیَن شناخته شده- بسیار پیچیده و گیجکننده است، تا آن حد که انسانشناسان، این عصر را "Muddle in the Middle" مینامند (آشفتگی در میانه، که میانه اشاره به پلئیستوسین میانی دارد و همآوایی کلمات مدنظر است).
تصور غالب آن است که گونهای موسوم به انسان هایدلبرگ، در آفریقا به انسانهای مدرن و در اروپا به نئاندرتالها گونهزایی کردند. با این حال عدهای ترجیح میدهند هایدلبرگهای آفریقایی را انسان رودزیایی بنامند (نامی برگرفته از سیسیل رودز، استعمارگر بریتانیایی در شرق آفریقا) و همچنین انتساب بسیاری از نمونههای اروپایی و شرق آسیا به هایدلبرگها محل تردید است؛ از آن جمله، مواردی از اروپا که اخیراً طبق تحقیقات ژنتیک، به عنوان نئاندرتال شناسایی شدند و نمونههایی از شرق آسیا که از لحاظ ریختشناسی، مجدداً مورد ارزیابی قرار گرفتند.
اکنون محققان، برای کاستن از این آشفتگی، نامی جدید ابداع کردهاند که به طیف گوناگونی از انسانریختهای آفریقا و شرق مدیترانه در عصر چیبانین اطلاق میشود و آن «هومو بودوئنسیس» (Homo bodoensis) است؛ نامی برگرفته از جمجمهٔ مشهور ۶۰۰ هزارسالهٔ بودو که در ۱۹۷۶ که از منطقهٔ بودو در درهٔ رودخانهٔ اَواش اتیوپی یافت شد. این گونه، قریب به ۵۰۰ هزارسال قبل میزیسته و جدّ مستقیم انسان خردمند بوده است، بدین ترتیب در شاخهای مستقل و موازی دودمان منتهی به نئاندرتالها و دنیسووانها قرار میگیرد. بدین ترتیب عنوانهای «انسان هایدلبرگ» و «انسان رودزیایی» میتواند از دور خارج شوند. بسیاری از نمونههای اروپایی منتسب به هایدلبرگ میتوانند به عنوان نئاندرتال مجدداً طبقهبندی شوند و نمونههای شرق آسیا، طی تحقیقات آینده، نامی جدید خواهند گرفت.
محققانِ نویسندهٔ این مقاله، تأکید کردهاند که نه قصد بازنویسی تاریخ تکاملی بشر را دارند و انتظار میرود این اسم جدید، بلافاصله جابیفتد؛ اما اظهار امیدواری کردهاند که به تدریج، این نام، بیشتر و بیشتر مورد استفاده قرار بگیرد تا از پیچیدگی و آشفتگی سناریوی پلئیستوسین میانی بکاهد.
منبع
@Evolps 🌱
⭕️ جلسۀ دومِ خوانش «روانشناسی تکاملی» اثر دیوید باس.
🕕 دوشنبه، دهم آبان ماه، ساعت ۱۸.
🌐 لینک جلسه: https://www.clubhouse.com/join/%D8%B9%D9%84%D9%85-%D9%88-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87/RMtBbCaA/PYbEBy3O
@Evolps 🌱
🕕 دوشنبه، دهم آبان ماه، ساعت ۱۸.
🌐 لینک جلسه: https://www.clubhouse.com/join/%D8%B9%D9%84%D9%85-%D9%88-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87/RMtBbCaA/PYbEBy3O
@Evolps 🌱
🔴 اولین قسمت از #ایوالپس_تاک با حضور پروفسور کانر از Emory university
این جلسه به زبان انگلیسی برگزار میشود‼️
فردا (جمعه) شب ساعت ۲۱ در لایو اینستاگرام ایوالپس:
https://instagram.com/evopsyche
@Evolps 🌱
این جلسه به زبان انگلیسی برگزار میشود‼️
فردا (جمعه) شب ساعت ۲۱ در لایو اینستاگرام ایوالپس:
https://instagram.com/evopsyche
@Evolps 🌱
شمارۀ نه - دورۀ سوم.pdf
2.8 MB
Forwarded from انجمن علمی روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی (Yasaman)
نشریه دوپامین.pdf
8.1 MB
🗞ماهنامه "دوپامین"
📰نشریه انجمن علمی - دانشجویی
روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی
《ویژهنامه روانشناسی تکاملی》
🗃شماره هستم
با ما همراه باشید🌱
🆔️ @psychology_atu
📰نشریه انجمن علمی - دانشجویی
روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی
《ویژهنامه روانشناسی تکاملی》
🗃شماره هستم
با ما همراه باشید🌱
🆔️ @psychology_atu
• مورچهها درمورد تکامل مغز انسان به ما چه میآموزند؟ •
با وجود آنکه در یک روند کلی میتوان گفت مغز انسانریختها در طی تاریخ چند میلیون ساله، بزرگ شده است، اما طی چند هزارسالِ اخیر، مغز انسانها با کاهش سایز مواجه شده. این کاهش چه زمانی رخ داده و چرا؟
محققان، زمان این رخداد را حدود ۳ هزارسال قبل تخمین زده و مدعیاند که پاسخ چرایی آن را در زندگی اجتماعی مورچهها یافتهاند. مورچهها به علت داشتن گروههای اجتماعی پیچیده، هوش تجمعی، تقسیم کار و شکلی از کِشت غذا، به انسانها شبیهاند. به نظر میآید ما انسانها به علت «خارجیسازی» اطلاعات، دارای مغزهای کوچکتری شدهایم. زندگی اجتماعی در گروه، باعث ایجاد شناخت در سطح گروه و هوش تجمعی میشود و به عبارتی مجموعه افراد گروه، باهوشتر از باهوشترین فرد گروه عمل میکنند. پیچیده شدنِ زندگیِ اجتماعی، تقسیم کار و پیدایش تخصصها، احتمالاً به کوچکی مغز انجامیده که نهایتاً به علت کاهش انرژی مصرفی مغز، به عنوان یک سودمندی تکاملی، حفظ شده است.
چند نکته پیرامون این خبر:
۱- اصولاً حشرات، واجد ساختار واحد و منسجمی به نام مغز نبوده و در هر قطعه از بدن، صرفاً گرههای عصبی دارند. شاید بتوان الگوهای مشابهی از زندگی اجتماعی میان مورچهها و انسانها یافت، اما اینکه چقدر مغزِ این دو قابل تطبیق باشد، جای تردید دارد.
۲- عدد سه هزارسال برای آغاز کوچک شدن مغز انسان، عدد بسیار کوچکی است! تصور میشود این فرآیند زودتر آغاز شده باشد.
۳- هرچند که سرآغاز تقسیم کار میان انسانها از معماهای انسانشناسی است، اما برخی شواهد نشان میدهد این مسئله حتی از زمان انسان ارکتوس هم وجود داشته و ممکن است بسیار کهنتر از زمانی باشد که این پژوهش ادعا کرده است.
منبع
@Evolps 🌱
با وجود آنکه در یک روند کلی میتوان گفت مغز انسانریختها در طی تاریخ چند میلیون ساله، بزرگ شده است، اما طی چند هزارسالِ اخیر، مغز انسانها با کاهش سایز مواجه شده. این کاهش چه زمانی رخ داده و چرا؟
محققان، زمان این رخداد را حدود ۳ هزارسال قبل تخمین زده و مدعیاند که پاسخ چرایی آن را در زندگی اجتماعی مورچهها یافتهاند. مورچهها به علت داشتن گروههای اجتماعی پیچیده، هوش تجمعی، تقسیم کار و شکلی از کِشت غذا، به انسانها شبیهاند. به نظر میآید ما انسانها به علت «خارجیسازی» اطلاعات، دارای مغزهای کوچکتری شدهایم. زندگی اجتماعی در گروه، باعث ایجاد شناخت در سطح گروه و هوش تجمعی میشود و به عبارتی مجموعه افراد گروه، باهوشتر از باهوشترین فرد گروه عمل میکنند. پیچیده شدنِ زندگیِ اجتماعی، تقسیم کار و پیدایش تخصصها، احتمالاً به کوچکی مغز انجامیده که نهایتاً به علت کاهش انرژی مصرفی مغز، به عنوان یک سودمندی تکاملی، حفظ شده است.
چند نکته پیرامون این خبر:
۱- اصولاً حشرات، واجد ساختار واحد و منسجمی به نام مغز نبوده و در هر قطعه از بدن، صرفاً گرههای عصبی دارند. شاید بتوان الگوهای مشابهی از زندگی اجتماعی میان مورچهها و انسانها یافت، اما اینکه چقدر مغزِ این دو قابل تطبیق باشد، جای تردید دارد.
۲- عدد سه هزارسال برای آغاز کوچک شدن مغز انسان، عدد بسیار کوچکی است! تصور میشود این فرآیند زودتر آغاز شده باشد.
۳- هرچند که سرآغاز تقسیم کار میان انسانها از معماهای انسانشناسی است، اما برخی شواهد نشان میدهد این مسئله حتی از زمان انسان ارکتوس هم وجود داشته و ممکن است بسیار کهنتر از زمانی باشد که این پژوهش ادعا کرده است.
منبع
@Evolps 🌱
• لمورها احتمالاً ضرباهنگ را درک میکنند •
محققان رفتارشناسی حیوانات از مؤسسهٔ زبانشناسی روانشناختی ماکس پلانک، با آنالیزِ آوازهای مشهورِ گونهای لمور ماداگاسکار به نام «ایندری» -که به عنوان راهی ارتباطی میان افراد جمعیت استفاده میشود- دریافتند در آوازهای آنان، ریتم و ضرباهنگ «کوتاه-کوتاه-بلند» وجود دارد و این درست مشابه ریتم و ضرباهنگی است که ما انسانها در بسیاری از موسیقیهایمان از آن استفاده میکنیم. اینکه آیا وجود چنین ریتمی، صرفاً یک نمود بیرونی و یا محصولی از محدودیتهای فیزیولوژیک تنفس آنهاست یا نه، جای بحث دارد و محققان هنوز مطمئن نیستند که لمورها، در مغز خود واجد توانمندی ادراک و پردازش ضرباهنگها به شیوهای انسانگونه باشند.
هرچند لمورها در دنیای نخستیها، از دورترین خویشاوندان انساناند؛ اما در مقیاس جانوران، از اقوام نزدیک ما به حساب میآیند و به ویژه، شباهتهایی با ابتداییترین نخستیها نشان میدهند. مردمان بومی ماداگاسکار (مشهور به مالاگاسیها)، لمورها را جدّ انسان میدانند و در افسانههای خود، معتقدند که روزی، لموری، درختان را ترک کرد و در زمینهای باز، به انسان تبدیل شد. از آن روز، لمورها بر فراز درختان، به آواهای جیغمانند مشغولاند که در حقیقت، سوگی برای فرزند ازدسترفتهشان (یعنی جدّ انسان) است. هرچند که میدانیم چنین افسانهای حقیقت ندارد، اما نشان میدهد مردمان بومی نیز، به شباهتهای آواز لمورها با انسانها، پی برده بودند.
منبع
@Evolps 🌱
محققان رفتارشناسی حیوانات از مؤسسهٔ زبانشناسی روانشناختی ماکس پلانک، با آنالیزِ آوازهای مشهورِ گونهای لمور ماداگاسکار به نام «ایندری» -که به عنوان راهی ارتباطی میان افراد جمعیت استفاده میشود- دریافتند در آوازهای آنان، ریتم و ضرباهنگ «کوتاه-کوتاه-بلند» وجود دارد و این درست مشابه ریتم و ضرباهنگی است که ما انسانها در بسیاری از موسیقیهایمان از آن استفاده میکنیم. اینکه آیا وجود چنین ریتمی، صرفاً یک نمود بیرونی و یا محصولی از محدودیتهای فیزیولوژیک تنفس آنهاست یا نه، جای بحث دارد و محققان هنوز مطمئن نیستند که لمورها، در مغز خود واجد توانمندی ادراک و پردازش ضرباهنگها به شیوهای انسانگونه باشند.
هرچند لمورها در دنیای نخستیها، از دورترین خویشاوندان انساناند؛ اما در مقیاس جانوران، از اقوام نزدیک ما به حساب میآیند و به ویژه، شباهتهایی با ابتداییترین نخستیها نشان میدهند. مردمان بومی ماداگاسکار (مشهور به مالاگاسیها)، لمورها را جدّ انسان میدانند و در افسانههای خود، معتقدند که روزی، لموری، درختان را ترک کرد و در زمینهای باز، به انسان تبدیل شد. از آن روز، لمورها بر فراز درختان، به آواهای جیغمانند مشغولاند که در حقیقت، سوگی برای فرزند ازدسترفتهشان (یعنی جدّ انسان) است. هرچند که میدانیم چنین افسانهای حقیقت ندارد، اما نشان میدهد مردمان بومی نیز، به شباهتهای آواز لمورها با انسانها، پی برده بودند.
منبع
@Evolps 🌱
Telegram
attach 📎
• کشف نخستین نمونهٔ کودک از گونهٔ هومو نالدی؛ لِتیمِلا، کودک گمشده •
ظهر روز ۴ نوامبر، لی برگر -انسانشناس شهیر آمریکایی که در مؤسسهٔ مطالعات تکاملی دانشگاه ویتواترسراند ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی فعالیت میکند- طی یک رویداد بینالمللی آنلاین از محل سایت میراث جهانی مهد بشریت یونسکو، کشف یک نمونهٔ جدید سنگوارهای موسوم به «کودک تاریکی» را اعلام عمومی نمود.
کودک تاریکی، اولین نمونهٔ نابالغ کشفشده از گونهٔ انسان نالدی است که ۴ تا ۶ سال سن دارد و در سال ۲۰۱۷، از تالار «آشوب» در سیستم غارهای ستارهٔ طالع (Rising Star) کشف شده است، با ۱۲ متر فاصله از تالار دینالدی در همین غارهای زیرزمینی که در سال ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴، محل کشف نخستین نمونههای انسان نالدی بود. ورودی و گذرگاههای این غارها، بسیار باریکاند و اکتشاف در آنها، همواره با کمک باستانشناسان کوچکجثهٔ آشنا با غارنوردی حرفهای ممکن بوده است.
نام این کودک را لتیملا یا به طور مخفف، «لتی» گذاشتهاند که در زبان محلی، به معنای «گمشده» یا The Lost One است.
از لتی، تنها و تنها قطعات جمجمه و دندان یافت شده؛ از آن جمله، میتوانید دندانهای درنیامدهٔ او را ببینید که در عمق آروارهٔ فوقانیاش جای گرفتهاند تا روزی دربیایند! کوچکترین شواهدی از فک پایین یا بقایای بدنی لتی یافت نشده و این نشان میدهد به احتمال زیاد، تنها سر لتی در تالار غار رها شده، بیآنکه نشانهای از شکار شدن بر آن موجود باشد یا توسط امواج آب، شسته شده و به غار آمده باشد.
پیش از این هم موقعیت غریب انسانهای نالدی در اعماق دور از دسترس غاری تاریک، محققان به طرح این فرضیه کشانده بود که نالدیها، اجساد خود را عامدانه در آنجا رها کرده بودند و اگر هدف آنها صرفاً دور کردن حسدی متعفن نبوده باشد، ممکن است واجد ظرفیت ذهنی و مغزی برای تدفین آئینی مردگانشان داشته باشند. اکنون رها کردن تنها یک سر در غار، این گمانهها را تقویت میکند.
منابع: ۱ و ۲
@Evolps 🌱
ظهر روز ۴ نوامبر، لی برگر -انسانشناس شهیر آمریکایی که در مؤسسهٔ مطالعات تکاملی دانشگاه ویتواترسراند ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی فعالیت میکند- طی یک رویداد بینالمللی آنلاین از محل سایت میراث جهانی مهد بشریت یونسکو، کشف یک نمونهٔ جدید سنگوارهای موسوم به «کودک تاریکی» را اعلام عمومی نمود.
کودک تاریکی، اولین نمونهٔ نابالغ کشفشده از گونهٔ انسان نالدی است که ۴ تا ۶ سال سن دارد و در سال ۲۰۱۷، از تالار «آشوب» در سیستم غارهای ستارهٔ طالع (Rising Star) کشف شده است، با ۱۲ متر فاصله از تالار دینالدی در همین غارهای زیرزمینی که در سال ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴، محل کشف نخستین نمونههای انسان نالدی بود. ورودی و گذرگاههای این غارها، بسیار باریکاند و اکتشاف در آنها، همواره با کمک باستانشناسان کوچکجثهٔ آشنا با غارنوردی حرفهای ممکن بوده است.
نام این کودک را لتیملا یا به طور مخفف، «لتی» گذاشتهاند که در زبان محلی، به معنای «گمشده» یا The Lost One است.
از لتی، تنها و تنها قطعات جمجمه و دندان یافت شده؛ از آن جمله، میتوانید دندانهای درنیامدهٔ او را ببینید که در عمق آروارهٔ فوقانیاش جای گرفتهاند تا روزی دربیایند! کوچکترین شواهدی از فک پایین یا بقایای بدنی لتی یافت نشده و این نشان میدهد به احتمال زیاد، تنها سر لتی در تالار غار رها شده، بیآنکه نشانهای از شکار شدن بر آن موجود باشد یا توسط امواج آب، شسته شده و به غار آمده باشد.
پیش از این هم موقعیت غریب انسانهای نالدی در اعماق دور از دسترس غاری تاریک، محققان به طرح این فرضیه کشانده بود که نالدیها، اجساد خود را عامدانه در آنجا رها کرده بودند و اگر هدف آنها صرفاً دور کردن حسدی متعفن نبوده باشد، ممکن است واجد ظرفیت ذهنی و مغزی برای تدفین آئینی مردگانشان داشته باشند. اکنون رها کردن تنها یک سر در غار، این گمانهها را تقویت میکند.
منابع: ۱ و ۲
@Evolps 🌱
• اهمیت تکاملی تحرک برای انسانها •
دنیل لیبرمن -انسانشناس دانشگاه هاروارد و متخصص بیومکانیک، تکامل فیزیولوژی و فعالیت بدنی در انسانها- در مقالهای به این پرسش پرداخته که سود ورزش و فعالیت بدنی در سنین بالا چیست و چه تأثیری در طول عمر دارد.
فعالیت بدنی در طی تکامل انسانها باعث میشود انرژیای که در افراد بیتحرک صرف تولید هورمونهای جنسی و افزایش موفقیت تولیدمثل میشود و محصول جانبی آن افزایش چربی بدن است، به سمت تحرک سرازیر شود. اما در انسانهای شکارچی-گردآورنده همچون هادزاهای تانزانیا (که نسبت به خویشاوندانی چون شامپانزه و گوریل، بسیار پرتحرکاند) در سنین میانسالی، به فعالیت بدنی ادامه میدهند و در سنی که تولیدمثل مفیدی ندارند، انرژیِ هورمونی و چربی را صرف تحرک میکنند. انسان یکی از معدود جانورانی است که پدربزرگ و مادربزرگ دارد و این افراد هر چه فعالتر باشند، برای بقای ژنهای خود در نوههایشان مفیدترند و شاید تحرک بالا، تکامل یافته تا به سود نوهها باشد. البته که انسانهای مدرن به مدد پزشکی نوین، عمری طولانی اما با بیماریهای متعدد دارند که محصول بیتحرکی است.
منبع
@Evolps 🌱
دنیل لیبرمن -انسانشناس دانشگاه هاروارد و متخصص بیومکانیک، تکامل فیزیولوژی و فعالیت بدنی در انسانها- در مقالهای به این پرسش پرداخته که سود ورزش و فعالیت بدنی در سنین بالا چیست و چه تأثیری در طول عمر دارد.
فعالیت بدنی در طی تکامل انسانها باعث میشود انرژیای که در افراد بیتحرک صرف تولید هورمونهای جنسی و افزایش موفقیت تولیدمثل میشود و محصول جانبی آن افزایش چربی بدن است، به سمت تحرک سرازیر شود. اما در انسانهای شکارچی-گردآورنده همچون هادزاهای تانزانیا (که نسبت به خویشاوندانی چون شامپانزه و گوریل، بسیار پرتحرکاند) در سنین میانسالی، به فعالیت بدنی ادامه میدهند و در سنی که تولیدمثل مفیدی ندارند، انرژیِ هورمونی و چربی را صرف تحرک میکنند. انسان یکی از معدود جانورانی است که پدربزرگ و مادربزرگ دارد و این افراد هر چه فعالتر باشند، برای بقای ژنهای خود در نوههایشان مفیدترند و شاید تحرک بالا، تکامل یافته تا به سود نوهها باشد. البته که انسانهای مدرن به مدد پزشکی نوین، عمری طولانی اما با بیماریهای متعدد دارند که محصول بیتحرکی است.
منبع
@Evolps 🌱
Forwarded from خانهٔ آگاهی | مدرسهٔ علوم انسانی (فرشته)
🎙سخنرانی با موضوعِ:
"مبانی روان شناسی تکاملی" با حضورِ جناب آقای محمدامین موفق (مدیر ایوالپس Evolps,پژوهشگر روانشناسی تکاملی)
📆روز پنجشنبه ۱۴۰۰/۱۱/۰۷
🕘ساعت ۲۲/۰۰
👥جلسه به صورت گفتگوی آنلاین در ویس چت خواهد بود.
#بحث_گروهی۷۸
----------------------------------------------------
✅گروه تلگرامی خانه آگاهی(گفتگو)
https://t.me/joinchat/Gahhh9oPcdwxNzQ0
----------------------------------------------------
✅کانال تلگرامی خانه آگاهی
🆔@Khaneh_agahi1
----------------------------------------------------
✅اینستاگرام خانه آگاهی
https://www.instagram.com/khaneh_agahi/
----------------------------------------------------
✅کانال تلگرامی ایوالپس
🆔@evolps
"مبانی روان شناسی تکاملی" با حضورِ جناب آقای محمدامین موفق (مدیر ایوالپس Evolps,پژوهشگر روانشناسی تکاملی)
📆روز پنجشنبه ۱۴۰۰/۱۱/۰۷
🕘ساعت ۲۲/۰۰
👥جلسه به صورت گفتگوی آنلاین در ویس چت خواهد بود.
#بحث_گروهی۷۸
----------------------------------------------------
✅گروه تلگرامی خانه آگاهی(گفتگو)
https://t.me/joinchat/Gahhh9oPcdwxNzQ0
----------------------------------------------------
✅کانال تلگرامی خانه آگاهی
🆔@Khaneh_agahi1
----------------------------------------------------
✅اینستاگرام خانه آگاهی
https://www.instagram.com/khaneh_agahi/
----------------------------------------------------
✅کانال تلگرامی ایوالپس
🆔@evolps
Forwarded from آکادمی دگرگشت ایران (تکامل)
🔥سمپوزیوم رایگان داروین🔥
📆 به مناسبت سالروز چارلز رابرت داروین😍
🪝«داروین»، نامی آشنا و پر آوازه در علم و به خصوص زیستشناسی؛ مردی با تجربیات بینظیر و فرضیات و کشفیات تکاندهنده؛ اندیشمندی فراتر از زمان که با نظریهی تکاملش دید ما را نسبت به جایگاهمان در زمین برای همیشه تغییر داد؛ نامی بزرگ و رازآلود که قصد داریم در کنار شما به گرهگشایی از اسرارش بپردازیم...
✅ اکنون آکادمی دگرگشت ایرانیان قصد دارد به همراهی اتحاد زیستشناسان ایران و همچنین ۴۲ انجمن دانشگاهی، به واسطهی سمپوزیوم داروین و در محفلی گرم و دوستداشتنی، به بررسی هرچه دقیقتر زندگی چارلز رابرت داروین بزرگ بپردازد؛ ما با شما از پیچ و خم لحظات زندگی شگفتآور این بزرگمرد عبور کرده و برای کشف رازها و اسرار ژرفش به بحث خواهیم نشست.
⏰ زمان: چهارشنبه و پنجشنبه ۲۰ و ۲۱ بهمن ماه ساعت ۱۶ تا ۱۹
🖥 مکان: سامانه اسکای روم
💸هزینه شرکت در سمپوزیوم: رایگان
💸هزینه شرکت در سمپوزیوم با دریافت گواهی: ۳۰ هزار تومان
📎لینک ثبت نام
🔚ظرفیت ثبت نام محدود⛔
🆔@ir_academy_evolution
📆 به مناسبت سالروز چارلز رابرت داروین😍
🪝«داروین»، نامی آشنا و پر آوازه در علم و به خصوص زیستشناسی؛ مردی با تجربیات بینظیر و فرضیات و کشفیات تکاندهنده؛ اندیشمندی فراتر از زمان که با نظریهی تکاملش دید ما را نسبت به جایگاهمان در زمین برای همیشه تغییر داد؛ نامی بزرگ و رازآلود که قصد داریم در کنار شما به گرهگشایی از اسرارش بپردازیم...
✅ اکنون آکادمی دگرگشت ایرانیان قصد دارد به همراهی اتحاد زیستشناسان ایران و همچنین ۴۲ انجمن دانشگاهی، به واسطهی سمپوزیوم داروین و در محفلی گرم و دوستداشتنی، به بررسی هرچه دقیقتر زندگی چارلز رابرت داروین بزرگ بپردازد؛ ما با شما از پیچ و خم لحظات زندگی شگفتآور این بزرگمرد عبور کرده و برای کشف رازها و اسرار ژرفش به بحث خواهیم نشست.
⏰ زمان: چهارشنبه و پنجشنبه ۲۰ و ۲۱ بهمن ماه ساعت ۱۶ تا ۱۹
🖥 مکان: سامانه اسکای روم
💸هزینه شرکت در سمپوزیوم: رایگان
💸هزینه شرکت در سمپوزیوم با دریافت گواهی: ۳۰ هزار تومان
📎لینک ثبت نام
🔚ظرفیت ثبت نام محدود⛔
🆔@ir_academy_evolution
Forwarded from Super Human
#کنفرانس
موضوع کنفرانس:
«چطور اقتصاد روی طلاق تاثیر میگذارد؟ روانشناسی تکاملی پاسخ میدهد.»
ارایه دهنده:
جناب #محمدامین_موفق؛
پژوهشگر روانشانسی تکاملی،
مدیر گروه ایوالپس؛ گروه مطالعات روانشناسی تکاملی
@evolps
زمان: چهارشنبه ساعت ۲۲
مکان: گروه ابرانسان
https://t.me/+COVAgI5T4V1lZWE8
@evolps
@Ensanehbartar
موضوع کنفرانس:
«چطور اقتصاد روی طلاق تاثیر میگذارد؟ روانشناسی تکاملی پاسخ میدهد.»
ارایه دهنده:
جناب #محمدامین_موفق؛
پژوهشگر روانشانسی تکاملی،
مدیر گروه ایوالپس؛ گروه مطالعات روانشناسی تکاملی
@evolps
زمان: چهارشنبه ساعت ۲۲
مکان: گروه ابرانسان
https://t.me/+COVAgI5T4V1lZWE8
@evolps
@Ensanehbartar
😍1
Forwarded from اتچ بات
موضوع کنفرانس:
«چطور اقتصاد روی طلاق تاثیر میگذارد؟ روانشناسی تکاملی پاسخ میدهد.»
ارایه دهنده:
جناب #محمدامین_موفق؛
پژوهشگر روانشانسی تکاملی،
مدیر گروه ایوالپس؛ گروه مطالعات روانشناسی تکاملی
زمان: چهارشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۰
مکان: گروه ابرانسان
@evolps
@Ensanehbartar
«چطور اقتصاد روی طلاق تاثیر میگذارد؟ روانشناسی تکاملی پاسخ میدهد.»
ارایه دهنده:
جناب #محمدامین_موفق؛
پژوهشگر روانشانسی تکاملی،
مدیر گروه ایوالپس؛ گروه مطالعات روانشناسی تکاملی
زمان: چهارشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۰
مکان: گروه ابرانسان
@evolps
@Ensanehbartar
Telegram
attach 📎
• نقد «فرگشت و پدیده قتلهای ناموسی» •
برای مطالعه این نقد پیشنهاد میشود که اول پست مربوطه را در کانال خوب تکامل و زیباییشناسی مطالعه بفرمایید: فرگشت و پدیده قتلهای ناموسی
نقد اول: همان طور که به درستی اشاره شده قتلهای ناموسی، رفتاری است که از برهمکنش دو سویه ژنوم و محیط (فرهنگ، زبان، وضعیت اقتصادی و …) نتیجه میشود. نتیجهٔ این تعامل تک ساحتی است نه دو ساحتی، در نتیجه، احتمالا از یک منظر قابل تحلیل است. مغز انسان در طی تاریخ تکاملی سیمکشی شده است. ذهن انسان که پردازشگر اطلاعات است با توجه به شرایط ورودیهایی که از محیط پیرامون خود دریافت میکند، رفتاری را به عنوان خروجی تحویل میدهد. در نتیجه رفتار حاصل تعامل هر دو عامل است، به عبارت دیگر هر دو عامل تاثیر دارند اما به این شکل نیست که هر دو عامل را با تاثیرهای جداگانه در نظر بگیریم. همانند پف کردن کیک شکلاتی که نمیتواند به صورت دو منظری گرما و پیکین پودر تفسیر شود.
نقد دوم: در جنبهٔ زیستی به این مورد اشاره نشد که چرا قتل صورت میگیرد؟! آیا این قتل کمک میکند که نر نسبت به نرهای دیگر «سازگاری» خود را افزایش دهد؟! ممکن است پاسخ این باشد که حساسیت نر نسبت به وفاداری ماده، منجر به افزایش سازگاری میشود. حال سوال دیگری پیش میاید: چه طور این حساسیت منجر به قتل میشود؟ و سوال دیگر این حساسیت منجر به قتل شده چه طور سازگاری فرد را افزایش میدهد؟ چه طور کمک میکند که ژنهای این فرد تکثیر پیدا کند؟ و یا سایر موارد احتمالی که در افزایش سازگاری افراد دخیل هستند. به نظر میرسد که در جنبهٔ زیستی مطرح شده به قتل نه تنها اشارهای نشده بلکه حتا به قتل نمیرسیم. شاید به همان دلیل که احتمالا رفتار تک ساحتی است و نه دو ساحتی.
نقد سوم: به درستی اشاره شده است که اطلاعات ورودی به هر شکلی که باشد مثلا فرهنگ، اقتصاد، تربیت، قانون و … بر شدت رفتار تاثیر میگذارد. مثال واضح آن اهمیت ترجیح زنان ژاپنی به درآمد همسر در قیاس با زنان سوئدی.
نقد چهارم: به طور دقیق متوجه منظور جناب پاکنژاد در مورد استفاده از «وزن تاثیر» و «غالب» نشدم اما اگر این به این شکل است که محیط و ژن را در یک پیوستار قرار دهیم و جمع جبری آنها را یک بدانیم (مثلا فلان رفتار X درصد ژنتیکی و مابقی درصد محیطی است) روانشناسی تکاملی همانند ژنتیک رفتاری از اساس مخالف این دو گانهٔ مطرح شده است. به عبارت دیگر افزایش سمتی منجر به کاهش سمت دیگر نمیشود. در نتیجه به نظر میرسد که نمیتوان گفت که وزن فرهنگی بر بستر زیستی غالب است و بستر زیستی مغلوب. (نکته: البته اگر منظور این باشد و درست متوجه منظور شده باشم.)
نقد پنجم و آخر: بسته به این که قتل ناموسی را محصول سازشی بدانیم یا محصول جانبی میتوان در مورد این که آیا محو خواهد شد یا نه تصمیم بگیریم. اگر آن را محصول شازشی بدانیم به نظر میرسد که هر زمانی که شرایط محیطی منجر به فعال کردن این بخش از ذهن شود این رفتار صورت خواهد گرفت. در شرایطی که اگر حاصل محصول جانبی بدانیم احتمالا با «سرریز»هایی بتوانیم آن را محو کنیم. همانند: ختنه کردن که محصول جانبی است و با سرریز کردن میتوان آن را از میان برداشت.
✍️🏿 محمدامین موفق
@evolps🌱
برای مطالعه این نقد پیشنهاد میشود که اول پست مربوطه را در کانال خوب تکامل و زیباییشناسی مطالعه بفرمایید: فرگشت و پدیده قتلهای ناموسی
نقد اول: همان طور که به درستی اشاره شده قتلهای ناموسی، رفتاری است که از برهمکنش دو سویه ژنوم و محیط (فرهنگ، زبان، وضعیت اقتصادی و …) نتیجه میشود. نتیجهٔ این تعامل تک ساحتی است نه دو ساحتی، در نتیجه، احتمالا از یک منظر قابل تحلیل است. مغز انسان در طی تاریخ تکاملی سیمکشی شده است. ذهن انسان که پردازشگر اطلاعات است با توجه به شرایط ورودیهایی که از محیط پیرامون خود دریافت میکند، رفتاری را به عنوان خروجی تحویل میدهد. در نتیجه رفتار حاصل تعامل هر دو عامل است، به عبارت دیگر هر دو عامل تاثیر دارند اما به این شکل نیست که هر دو عامل را با تاثیرهای جداگانه در نظر بگیریم. همانند پف کردن کیک شکلاتی که نمیتواند به صورت دو منظری گرما و پیکین پودر تفسیر شود.
نقد دوم: در جنبهٔ زیستی به این مورد اشاره نشد که چرا قتل صورت میگیرد؟! آیا این قتل کمک میکند که نر نسبت به نرهای دیگر «سازگاری» خود را افزایش دهد؟! ممکن است پاسخ این باشد که حساسیت نر نسبت به وفاداری ماده، منجر به افزایش سازگاری میشود. حال سوال دیگری پیش میاید: چه طور این حساسیت منجر به قتل میشود؟ و سوال دیگر این حساسیت منجر به قتل شده چه طور سازگاری فرد را افزایش میدهد؟ چه طور کمک میکند که ژنهای این فرد تکثیر پیدا کند؟ و یا سایر موارد احتمالی که در افزایش سازگاری افراد دخیل هستند. به نظر میرسد که در جنبهٔ زیستی مطرح شده به قتل نه تنها اشارهای نشده بلکه حتا به قتل نمیرسیم. شاید به همان دلیل که احتمالا رفتار تک ساحتی است و نه دو ساحتی.
نقد سوم: به درستی اشاره شده است که اطلاعات ورودی به هر شکلی که باشد مثلا فرهنگ، اقتصاد، تربیت، قانون و … بر شدت رفتار تاثیر میگذارد. مثال واضح آن اهمیت ترجیح زنان ژاپنی به درآمد همسر در قیاس با زنان سوئدی.
نقد چهارم: به طور دقیق متوجه منظور جناب پاکنژاد در مورد استفاده از «وزن تاثیر» و «غالب» نشدم اما اگر این به این شکل است که محیط و ژن را در یک پیوستار قرار دهیم و جمع جبری آنها را یک بدانیم (مثلا فلان رفتار X درصد ژنتیکی و مابقی درصد محیطی است) روانشناسی تکاملی همانند ژنتیک رفتاری از اساس مخالف این دو گانهٔ مطرح شده است. به عبارت دیگر افزایش سمتی منجر به کاهش سمت دیگر نمیشود. در نتیجه به نظر میرسد که نمیتوان گفت که وزن فرهنگی بر بستر زیستی غالب است و بستر زیستی مغلوب. (نکته: البته اگر منظور این باشد و درست متوجه منظور شده باشم.)
نقد پنجم و آخر: بسته به این که قتل ناموسی را محصول سازشی بدانیم یا محصول جانبی میتوان در مورد این که آیا محو خواهد شد یا نه تصمیم بگیریم. اگر آن را محصول شازشی بدانیم به نظر میرسد که هر زمانی که شرایط محیطی منجر به فعال کردن این بخش از ذهن شود این رفتار صورت خواهد گرفت. در شرایطی که اگر حاصل محصول جانبی بدانیم احتمالا با «سرریز»هایی بتوانیم آن را محو کنیم. همانند: ختنه کردن که محصول جانبی است و با سرریز کردن میتوان آن را از میان برداشت.
✍️🏿 محمدامین موفق
@evolps🌱
Telegram
تکامل و زیبایی شناسی
فرگشت و پدیده قتل های ناموسی
🔸پدیده قتل های ناموسی نیز همانند سایر رفتارهای انسان، دو ساحتی است و حاصل برهمکنش دو سویه ژنوم و محیط(فرهنگ). بنابراین از دو منظر قابل تحلیل است، هم از جهت فرگشت زیستی و هم فرگشت فرهنگی. جنبه زیستی آن احتمالا به طور کلی مرتبط…
🔸پدیده قتل های ناموسی نیز همانند سایر رفتارهای انسان، دو ساحتی است و حاصل برهمکنش دو سویه ژنوم و محیط(فرهنگ). بنابراین از دو منظر قابل تحلیل است، هم از جهت فرگشت زیستی و هم فرگشت فرهنگی. جنبه زیستی آن احتمالا به طور کلی مرتبط…