Forwarded from Parvaz dar oj
★ چیزی که دوستانمان گفتند جای خودش درست است اما خب همه چیز بستگی به اراده و افکار اتاق فکر اقایان دارد .
امروز اوکراین با نیمچه پشتيبانی اطلاعاتی اروپایی ها،شلوار پدافند روسیه را درآورده، فرض بکنید اوضاع آنقدر آشفته بازار بشود که اوکراین در مقابل ایران قرار بگیرد ( با کروز این امکان وجود دارد ) ،فکر میکنید یهود بیکار میشیند؟ با پشتيبانی و تمام اطلاعاتی که از ایران در دسترس دارند،گالن گالن بنزین میریزند .
★ بهتر است بجای درگیری مستقیم،از روس ها پشتيبانی موشکی انجام شود و بانک اهدافشان را کمی مورد پسند ما بکنند ،درگیری با اوکراین به صلاح مملکت نخواهد بود.
@PARVAZDAROJ
امروز اوکراین با نیمچه پشتيبانی اطلاعاتی اروپایی ها،شلوار پدافند روسیه را درآورده، فرض بکنید اوضاع آنقدر آشفته بازار بشود که اوکراین در مقابل ایران قرار بگیرد ( با کروز این امکان وجود دارد ) ،فکر میکنید یهود بیکار میشیند؟ با پشتيبانی و تمام اطلاعاتی که از ایران در دسترس دارند،گالن گالن بنزین میریزند .
★ بهتر است بجای درگیری مستقیم،از روس ها پشتيبانی موشکی انجام شود و بانک اهدافشان را کمی مورد پسند ما بکنند ،درگیری با اوکراین به صلاح مملکت نخواهد بود.
@PARVAZDAROJ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👈 حتما تصاویر هجوم عجیب و غریب مهاجران به شهر سئوتا اسپانیا (یا به عربی سِبته) رو دیدید. بیاین یکم بیشتر در مورد تاریخچه این شهر صحبت کنیم.
💢سئوتا به همراه ملیلیه یکی از دو شهر خود مختار متعلق به اسپانیاست که درون سرزمین اصلی آفریقا قرار داره (سرزمینهایی مثل جزایر قناری هم داریم که خب جزایر هستند نه در خاک اصلی این قاره).
💢این شهر رو اولین بار پرتغالیها بودند که بخاطر جایگاه مهم اون در دهانه تنگه جبل الطارق اشغال کردند یک پیروزی کامل و سریع که بخاطر غافلگیری مدافعان شهر رخ داد و از اولین حملات برون مرزی پرتغال بود و به نوعی آغاز عصر اکتشافات دریایی هم به شمار میرفت.
💢در سال ۱۵۸۰ برای مدت ۶۰ سال تاج و تخت اسپانیا و پرتغال متحد شدند (حاکم اسپانیا نوه پادشاه پرتغال بود و تاج و تخت آنجا را نیز به ارث برد!) اما پرتغالیهای ناراضی مجددا استقلال خود را بدست آوردند در این بین اما شهر سبته جانب اسپانیا رو گرفت و به پرتغال برنگشت.
💢دقت کنید که اسپانیا این دو شهر رو جزو مستعمرات خودش نمیدونست بلکه استانهای خودش حساب میکرد که از قرنها پیش از تشکیل مراکش مدرن تحت حاکمیت این کشور بودند.
🌍 @European_study 🇪🇺🇩🇪
💢سئوتا به همراه ملیلیه یکی از دو شهر خود مختار متعلق به اسپانیاست که درون سرزمین اصلی آفریقا قرار داره (سرزمینهایی مثل جزایر قناری هم داریم که خب جزایر هستند نه در خاک اصلی این قاره).
💢این شهر رو اولین بار پرتغالیها بودند که بخاطر جایگاه مهم اون در دهانه تنگه جبل الطارق اشغال کردند یک پیروزی کامل و سریع که بخاطر غافلگیری مدافعان شهر رخ داد و از اولین حملات برون مرزی پرتغال بود و به نوعی آغاز عصر اکتشافات دریایی هم به شمار میرفت.
💢در سال ۱۵۸۰ برای مدت ۶۰ سال تاج و تخت اسپانیا و پرتغال متحد شدند (حاکم اسپانیا نوه پادشاه پرتغال بود و تاج و تخت آنجا را نیز به ارث برد!) اما پرتغالیهای ناراضی مجددا استقلال خود را بدست آوردند در این بین اما شهر سبته جانب اسپانیا رو گرفت و به پرتغال برنگشت.
💢دقت کنید که اسپانیا این دو شهر رو جزو مستعمرات خودش نمیدونست بلکه استانهای خودش حساب میکرد که از قرنها پیش از تشکیل مراکش مدرن تحت حاکمیت این کشور بودند.
🌍 @European_study 🇪🇺🇩🇪
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢انگلیسیها هم به نحوی همین کارو با اسپانیا کردند و شهر جبل الطارق (که اسم این تنگه هم از اونجا میاد) رو اشغال کردند تا در این تنگه مهم نفوذ داشته باشند.
💢هر کشتی که میخواست از اقیانوس اطلس وارد دریای مدیترانه بشه (یا برعکس) باید از این تنگه عبور میکرد. کنترل این منطقه یعنی:
- نظارت بر تجارت دریایی
- کنترل عبور ناوهای جنگی
- و حتی امکان محاصره دریایی در زمان جنگ
💢بریتانیا در حال تبدیل شدن به بزرگترین قدرت دریایی جهان بود و جبل الطارق بهترین مکان برای:
- سوختگیری
- تعمیرکشتیها
- استقرار ناوگان سلطنتی
در مسیر هند، خاورمیانه و مستعمرات بریتانیایی محسوب میشد.
💢همونطور که در ویدیو هم اشاره شد بریتانیا نمیخواست فرانسه یا اسپانیا بر مدیترانه مسلط بشند و وجود یک پایگاه دائمی موازنه قوا رو حفظ میکرد.
💢جالب اینکه تقریبا همون ادعایی که مراکش نسبت به شهر سئوتا داره رو اسپانیا نسبت به جبل الطارق داره و اون رو بخشی از خاک طبیعی اسپانیا میدونه که واگذاریش ۳۰۰ سال پیش و در شرایط جنگی بوده اما بریتانیا بر اساس پیمان اوترخت و تمایل بالای مردم اونجا به موندن زیر پرچمش این ادعا رو رد کرده.
🌍 @European_study 🇪🇺🇩🇪
💢هر کشتی که میخواست از اقیانوس اطلس وارد دریای مدیترانه بشه (یا برعکس) باید از این تنگه عبور میکرد. کنترل این منطقه یعنی:
- نظارت بر تجارت دریایی
- کنترل عبور ناوهای جنگی
- و حتی امکان محاصره دریایی در زمان جنگ
💢بریتانیا در حال تبدیل شدن به بزرگترین قدرت دریایی جهان بود و جبل الطارق بهترین مکان برای:
- سوختگیری
- تعمیرکشتیها
- استقرار ناوگان سلطنتی
در مسیر هند، خاورمیانه و مستعمرات بریتانیایی محسوب میشد.
💢همونطور که در ویدیو هم اشاره شد بریتانیا نمیخواست فرانسه یا اسپانیا بر مدیترانه مسلط بشند و وجود یک پایگاه دائمی موازنه قوا رو حفظ میکرد.
💢جالب اینکه تقریبا همون ادعایی که مراکش نسبت به شهر سئوتا داره رو اسپانیا نسبت به جبل الطارق داره و اون رو بخشی از خاک طبیعی اسپانیا میدونه که واگذاریش ۳۰۰ سال پیش و در شرایط جنگی بوده اما بریتانیا بر اساس پیمان اوترخت و تمایل بالای مردم اونجا به موندن زیر پرچمش این ادعا رو رد کرده.
🌍 @European_study 🇪🇺🇩🇪
👍5
مطالعات اروپا | آلمان
🔸 اقداماتی که برای یک برهه اتخاذ گشته و شامل هیچ استراتژی جامعی نمیشود نمیتوانند دوام زیادی بیاورند. 🔹فرانسه در زمان ناپلئون (سوم) نفوذ خود بر امور داخلی آلمان را که از زمان ریشلیو تکیهگاه اصلی سیاسی فرانسه را تشکیل داده بود از دست داد. با وجود این که…
💠 «انتخابِ سخت» آلمان
* بخش اول
کیسینجر در فصل یازدم از کتاب دیپلماسی، معمای استراتژیک آلمان پس از جنگ جهانی اول را کالبدشکافی میکند. تحلیل او بر پایه چند مفهوم کلیدی استوار است:
💢۱. معاهده ورسای:
«شرِ کمتر» در برابر «نابودی مطلق»
اگر ارتش آلمان در جنگ جهانی اول طبق خواسته برخی فرماندهان به جنگ ادامه میداد، کشور به اشغال کامل درمیآمد. به صنایع و زیرساختها آسیب خیلی بیشتری وارد میشد و کشور هم در نهایت تجزیه میشد. دولت وایمار با پذیرش این معاهده، آلمان رو از یک «نابودیِ کامل» نجات داد.
* بخش اول
کیسینجر در فصل یازدم از کتاب دیپلماسی، معمای استراتژیک آلمان پس از جنگ جهانی اول را کالبدشکافی میکند. تحلیل او بر پایه چند مفهوم کلیدی استوار است:
💢۱. معاهده ورسای:
«شرِ کمتر» در برابر «نابودی مطلق»
جمهوری جدید وایمار با وجود اینکه از شرایط صلحی برخوردار گردید که بسیار بهتر از آن چیزی بود که فرمانده کل میتوانست به آن دست یابد، از ابتدا در محاصرهی تحریککنندگان ملیگرا قرار گرفت. رهبران دمکراتیک جدید آلمان به خاطر حفظ کیان کشور خود در سختترین شرایط، هیچ اعتباری را برای خود کسب نمیکردند.کیسینجر بر این باور است که نخبگان سیاسی جمهوری وایمار (دولت جدید آلمان) میراثدار شرایطی بودند که هیچکس خواهانش نبود، اما در عین حال، بهترین شرایط ممکن در آن وضعیت بحرانی بود. در واقع کیسینجر تأکید میکند که شرایطِ معاهده ورسای، هرچند تحقیرآمیز و سخت بود، اما در مقایسه با آنچه «فرماندهان نظامی» ممکن بود برای آلمان رقم بزنند، «بهتر» بود.
اگر ارتش آلمان در جنگ جهانی اول طبق خواسته برخی فرماندهان به جنگ ادامه میداد، کشور به اشغال کامل درمیآمد. به صنایع و زیرساختها آسیب خیلی بیشتری وارد میشد و کشور هم در نهایت تجزیه میشد. دولت وایمار با پذیرش این معاهده، آلمان رو از یک «نابودیِ کامل» نجات داد.
در سیاست کمتر به خاطر کاهش خسارت به کسی پاداش داده میشود چرا که کمتر پیش میآید که بتوان ثابت نمود که عواقب بدتری در واقع در شُرُف وقوع بوده است.🌍 @European_study 🇪🇺🇩🇪
👍5
💠 «انتخابِ سخت» آلمان
* بخش دوم
💢۲. سیاست تنفیذ (Erfüllungspolitik):
«ابزار مدیریتِ بحران»
کشوری که در جنگ شکست خورده بود و بخشی از آن به اشغال نیروهای خارجی درآمده بود، اصولاً دو حق انتخاب بیشتر نداشت:
- یکی به مبارزه طلبیدن فاتحین به امید اینکه پیاده کردن صلح را برای آنها بسیار دردناک سازد؛
- دوم اینکه جهت تجدید قوا برای رویارویی مجدد در آینده با فاتحین همکاری کند.
آلمان ابتدا سیاست مقاومت را دنبال میکرد. اما اشترسمان صدراعظم جدید آلمان مسیر دوم را پیش گرفت. آلمانیها این کار را انجام نمیدادند چون معاهده را «عادلانه» میدانستند؛ بلکه میخواستند با اجرای آن، به فاتحان (مخصوصاً فرانسه) ثابت کنند که خواستههای آنها غیرمنطقی و غیرقابل اجراست.
این در واقع همان سیاست تنفیذ، استراتژیِ دولت آلمان برای اجرایی کردنِ همان معاهدهی سخت ورسای بود. هدف، نشان دادن «حسن نیت» به فاتحان برای دریافت وامهای خارجی (بهویژه از آمریکا) و پایان دادن به اشغال مناطق صنعتی آلمان با استفاده از اختلاف آشکار بین انگلستان و فرانسه و فاصلهای که بین اصول مورد توجه آنها و مفاد معاهدهی ورسای وجود داشت بود.
در نهایت فرانسه مجبور شد بین یک آلمان ضعیف و آلمانی که میتواند غرامت بپردازد یکی را انتخاب کند. آلمان غرامت فرانسه را از قِبَل وامهای آمریکا میپرداخت و باقی مانده آن را خرج بازسازی اقتصادی و نظامی و نوسازی صنعتی خودش میکرد. اشترسمان مجبور شد سیاستهایی را اجرا کند که ملیگرایانِ دیگر او را بابت آن «خائن» و «سازشگر» مینامیدند. اما او عملاً غرور ملیاش را قربانیِ بقای ملیاش کرد.
* بخش دوم
💢۲. سیاست تنفیذ (Erfüllungspolitik):
«ابزار مدیریتِ بحران»
کشوری که در جنگ شکست خورده بود و بخشی از آن به اشغال نیروهای خارجی درآمده بود، اصولاً دو حق انتخاب بیشتر نداشت:
- یکی به مبارزه طلبیدن فاتحین به امید اینکه پیاده کردن صلح را برای آنها بسیار دردناک سازد؛
- دوم اینکه جهت تجدید قوا برای رویارویی مجدد در آینده با فاتحین همکاری کند.
آلمان ابتدا سیاست مقاومت را دنبال میکرد. اما اشترسمان صدراعظم جدید آلمان مسیر دوم را پیش گرفت. آلمانیها این کار را انجام نمیدادند چون معاهده را «عادلانه» میدانستند؛ بلکه میخواستند با اجرای آن، به فاتحان (مخصوصاً فرانسه) ثابت کنند که خواستههای آنها غیرمنطقی و غیرقابل اجراست.
این در واقع همان سیاست تنفیذ، استراتژیِ دولت آلمان برای اجرایی کردنِ همان معاهدهی سخت ورسای بود. هدف، نشان دادن «حسن نیت» به فاتحان برای دریافت وامهای خارجی (بهویژه از آمریکا) و پایان دادن به اشغال مناطق صنعتی آلمان با استفاده از اختلاف آشکار بین انگلستان و فرانسه و فاصلهای که بین اصول مورد توجه آنها و مفاد معاهدهی ورسای وجود داشت بود.
در نهایت فرانسه مجبور شد بین یک آلمان ضعیف و آلمانی که میتواند غرامت بپردازد یکی را انتخاب کند. آلمان غرامت فرانسه را از قِبَل وامهای آمریکا میپرداخت و باقی مانده آن را خرج بازسازی اقتصادی و نظامی و نوسازی صنعتی خودش میکرد. اشترسمان مجبور شد سیاستهایی را اجرا کند که ملیگرایانِ دیگر او را بابت آن «خائن» و «سازشگر» مینامیدند. اما او عملاً غرور ملیاش را قربانیِ بقای ملیاش کرد.
کسب مجدد قدرت اقتصادی نیازمند وام خارجی بود، چیزی که آلمان در جوی که حاکی از رویارویی باشد قادر به دستیابی به آن نبود. بنابراین، خط مشی تنفیذ اشترسمان بیش از همه حاکی از ارزیابی واقعبینانه او از ضرورت بهبود وضعیت سیاسی و اقتصادی آلمان بود.🌍 @European_study 🇪🇺🇩🇪
👍5
💢 در حال نگاه کردن به نقشه جهان بودم که چشمم به اسم دریای بیسمارک (صدراعظم سابق امپراتوری آلمان) افتاد. چرا اسم یک دریا در شرق آسیا باید بیسمارک باشه؟ بیاید به این بهونه با هم در مورد آلمان و سیاستهای استعماری اون صحبت کنیم.
🌍 @European_study 🇪🇺🇩🇪
🌍 @European_study 🇪🇺🇩🇪
👍6
💠 آلمان و استعمار
* بخش اول
💢شاید این جمله رو شنیدید که آلمان برخلاف کشورهایی مثل انگلستان، فرانسه یا اسپانیا قدرت استعمارگری نبوده اما این حرف، سخن دقیقی نیست. آلمان نسبت به کشورهای مذکور دیرتر وارد استعمار نوین شد علتش هم این بود که تا سال ۱۸۷۱ اصلا یک کشور واحد نبود و سرزمینهای آلمانی به دولتها و پادشاهیهای کوچک تقسیم میشدند.
💢بعد از تلاشهای بیسمارک،صدراعظم و وزیر خارجه پروس، که با خون و آهن آلمان رو متحد کرد این کشور همچنان اولویت خودش رو اروپا گذاشت چون بیسمارک تصور میکرد آلمان اونقدر در مرکز اروپا قرار داره که اگر اشتباه کنه مستعمرات هیچ کمکی بهش نخواهند کرد.
آلمان تازه به یک قدرت تبدیل شده بود و بیسمارک هم میخواست همین موقعیت رو حفظ کنه چون به عنوان مثال فرانسه بعد از شکست در جنگ فرانسه و پروس دشمن بالقوه آلمان بود
💢 در این موقعیت کافی بود آلمان با قدرتهای اروپایی دیگری (مثل روسیه تزاری یا اتریش-مجارستان) هم درگیر میشد. در این صورت وضعیتش بسیار خطرناک میشد. پس هدف دیپلماسی خودش رو اینجور تعریف کرد:
فرض کنید آلمان در آفریقا مستعمره میگرفت این مستعمره چه کمکی میتونست به آلمان در برابر فرانسه یا روسیه بکنه؟
- تقریبا هیچ
اما یک توافق دیپلماتیک با روسیه میتونست احتمال جنگ در دو جبهه رو کاهش بده.
بنابراین منطق واقعگرایانه سیاست خارجی بیسمارک اینطور بود که یک قرارداد با روسیه از یک مستعمره در آفریقا میتونه بهتر باشه.
💢اما بیسمارک ترس دیگهای هم داشت:
رقابت استعماری
استعمار فقط سود نداشت بلکه میتونست برای آلمان دشمن ایجاد کنه مثلا اگر آلمان برای گرفتن مستعمره با بریتانیا و فرانسه وارد رقابت جدی میشد ممکن بود این دو کشور علیه آلمان با هم متحد بشن و بیسمارک اصلا چنین چیزی نمیخواست چون میتونست منجر به محاصره دیپلماتیک این کشور بشه.
پس یکی دیگه از اصول سیاست خارجی بیسمارک این بود:
🌍 @European_study 🇪🇺🇩🇪
* بخش اول
💢شاید این جمله رو شنیدید که آلمان برخلاف کشورهایی مثل انگلستان، فرانسه یا اسپانیا قدرت استعمارگری نبوده اما این حرف، سخن دقیقی نیست. آلمان نسبت به کشورهای مذکور دیرتر وارد استعمار نوین شد علتش هم این بود که تا سال ۱۸۷۱ اصلا یک کشور واحد نبود و سرزمینهای آلمانی به دولتها و پادشاهیهای کوچک تقسیم میشدند.
💢بعد از تلاشهای بیسمارک،صدراعظم و وزیر خارجه پروس، که با خون و آهن آلمان رو متحد کرد این کشور همچنان اولویت خودش رو اروپا گذاشت چون بیسمارک تصور میکرد آلمان اونقدر در مرکز اروپا قرار داره که اگر اشتباه کنه مستعمرات هیچ کمکی بهش نخواهند کرد.
آلمان تازه به یک قدرت تبدیل شده بود و بیسمارک هم میخواست همین موقعیت رو حفظ کنه چون به عنوان مثال فرانسه بعد از شکست در جنگ فرانسه و پروس دشمن بالقوه آلمان بود
پس فعلا نکته اصلی این بود چطوری کاری کنیم فرانسه نتونه علیه آلمان ائتلافی ایجاد کنه؟
💢 در این موقعیت کافی بود آلمان با قدرتهای اروپایی دیگری (مثل روسیه تزاری یا اتریش-مجارستان) هم درگیر میشد. در این صورت وضعیتش بسیار خطرناک میشد. پس هدف دیپلماسی خودش رو اینجور تعریف کرد:
فرانسه را منزوی نگه داریم + با روسیه و اتریش روابط قابل مدیریت داشته باشیم.
فرض کنید آلمان در آفریقا مستعمره میگرفت این مستعمره چه کمکی میتونست به آلمان در برابر فرانسه یا روسیه بکنه؟
- تقریبا هیچ
اما یک توافق دیپلماتیک با روسیه میتونست احتمال جنگ در دو جبهه رو کاهش بده.
بنابراین منطق واقعگرایانه سیاست خارجی بیسمارک اینطور بود که یک قرارداد با روسیه از یک مستعمره در آفریقا میتونه بهتر باشه.
💢اما بیسمارک ترس دیگهای هم داشت:
رقابت استعماری
استعمار فقط سود نداشت بلکه میتونست برای آلمان دشمن ایجاد کنه مثلا اگر آلمان برای گرفتن مستعمره با بریتانیا و فرانسه وارد رقابت جدی میشد ممکن بود این دو کشور علیه آلمان با هم متحد بشن و بیسمارک اصلا چنین چیزی نمیخواست چون میتونست منجر به محاصره دیپلماتیک این کشور بشه.
پس یکی دیگه از اصول سیاست خارجی بیسمارک این بود:
آلمان باید قدرتمندترین یا یکی از قدرتمندترین قدرتهای اروپا باشد اما نباید دیگر قدرتها را آنقدر بترساند که علیه آن ائتلاف کنند.
🌍 @European_study 🇪🇺🇩🇪
👍7
💠 آلمان و استعمار
* بخش دوم
💢در بخش قبل توضیح دادم که در ابتدا به دلایلی، امنیت در اروپا برای بیسمارک از پرستیژ جهانی مهمتر بود. اما او ذاتا ضد استعمار نبود و مستعمرات رو بیارزش نمیدانست بلکه معتقد بود سرنوشت آلمان در درجه اول در اروپا تعیین میشود. اما کم کم متوجه شد که اگر آلمان کاملا از رقابت استعماری کنار بماند از نظر داخلی و بینالمللی هزینههایی دارد.
💢 پس از سال ۱۸۹۰ با کنارهگیری بیسمارک به علت اختلافاتی که با قیصر جدید، ویلهم دوم داشت. آلمان سیاست جدیدی با نام سیاست جهانی (Weltpolitik) را در پیش گرفت. یعنی آلمان دیگر نمیخواست یک قدرت اروپایی باشد بلکه میخواست به یک قدرت جهانی تبدیل شود.
این امر نیاز به قدرت اقتصادی داشت که عمدتا از مستعمرات و نفوذ خارجی به جهت نیاز به منابع و بازار آنها ایجاد میشد. بنابراین مناطقی در آفریقا، اقیانوسیه و آسیا به سرعت توسط آلمان اشغال شد اما مشکل این بود که بهترین مناطق قبلا توسط بریتانیا و فرانسه گرفته شده بودند.
بهرحال آلمان برای حفظ این مستعمرات و حفاظت از راههای تجاری و رقابت با بریتانیا ناوگان دریایی خودش رو به شدت گسترش داد. اتفاقی که به رقابت تسلیحاتی دریایی با بریتانیا انجامید.
💢 اگرچه این سیاست تا حدی موفق بود اما نه در سطح رقیبان اصلی. تا سال ۱۹۱۴ آلمان چهارمین امپراتوری استعماری بزرگ دنیا از نظر وسعت بود اما مستعمراتش:
- از بریتانیا و فرانسه کوچکتر بودند.
- غالبا سود اقتصادی عظیمی ایجاد نمیکردند.
- اداره آنها پرهزینه و خشونتبار بود.
- در جنگ جهانی اول به سرعت آسیب پذیر شدند.
در نهایت پس از شکست آلمان در جنگ جهانی اول، طبق پیمان ورسای همه مستعمرات آلمان میان قدرتهای پیروز تقسیم یا به صورت "قیمومت" اداره شدند.
🌍 @European_study 🇪🇺🇩🇪
* بخش دوم
💢در بخش قبل توضیح دادم که در ابتدا به دلایلی، امنیت در اروپا برای بیسمارک از پرستیژ جهانی مهمتر بود. اما او ذاتا ضد استعمار نبود و مستعمرات رو بیارزش نمیدانست بلکه معتقد بود سرنوشت آلمان در درجه اول در اروپا تعیین میشود. اما کم کم متوجه شد که اگر آلمان کاملا از رقابت استعماری کنار بماند از نظر داخلی و بینالمللی هزینههایی دارد.
بنابراین تحت فشار تاجران، شرکتها، ملیگرایان و گروههای استعمار طلب از سال ۱۸۸۴ به بعد آلمان کم کم وارد وارد رقابت استعماری شد اما در ابتدا نگاهش بیشتر عملگرایانه و محدود بود.
💢 پس از سال ۱۸۹۰ با کنارهگیری بیسمارک به علت اختلافاتی که با قیصر جدید، ویلهم دوم داشت. آلمان سیاست جدیدی با نام سیاست جهانی (Weltpolitik) را در پیش گرفت. یعنی آلمان دیگر نمیخواست یک قدرت اروپایی باشد بلکه میخواست به یک قدرت جهانی تبدیل شود.
این امر نیاز به قدرت اقتصادی داشت که عمدتا از مستعمرات و نفوذ خارجی به جهت نیاز به منابع و بازار آنها ایجاد میشد. بنابراین مناطقی در آفریقا، اقیانوسیه و آسیا به سرعت توسط آلمان اشغال شد اما مشکل این بود که بهترین مناطق قبلا توسط بریتانیا و فرانسه گرفته شده بودند.
بهرحال آلمان برای حفظ این مستعمرات و حفاظت از راههای تجاری و رقابت با بریتانیا ناوگان دریایی خودش رو به شدت گسترش داد. اتفاقی که به رقابت تسلیحاتی دریایی با بریتانیا انجامید.
این سیاست همانطور که بیسمارک پیشبینی کرده بود منجر شد بریتانیایی که احساس تهدید کرده بود به روسیه و فرانسه نزدیکتر شود و آلمان از نظر دیپلماتیک منزویتر شد.
💢 اگرچه این سیاست تا حدی موفق بود اما نه در سطح رقیبان اصلی. تا سال ۱۹۱۴ آلمان چهارمین امپراتوری استعماری بزرگ دنیا از نظر وسعت بود اما مستعمراتش:
- از بریتانیا و فرانسه کوچکتر بودند.
- غالبا سود اقتصادی عظیمی ایجاد نمیکردند.
- اداره آنها پرهزینه و خشونتبار بود.
- در جنگ جهانی اول به سرعت آسیب پذیر شدند.
در نهایت پس از شکست آلمان در جنگ جهانی اول، طبق پیمان ورسای همه مستعمرات آلمان میان قدرتهای پیروز تقسیم یا به صورت "قیمومت" اداره شدند.
🌍 @European_study 🇪🇺🇩🇪
👍7
💠 آلمان و استعمار
* بخش سوم
👈 پراکندگی جغرافیایی مستعمرات آلمان
💢در آفریقا، آلمان چهار قلمرو اصلی در اختیار داشت:
- آفریقای جنوبغربی آلمان
(نامیبیا امروزی)
- آفریقای شرقی آلمان
(عمدتاً تانزانیا و بخشهایی از رواندا و بوروندی)
- کامرون
- توگولند
آفریقا مهمترین عرصه حضور استعماری آلمان بود و بخش قابل توجهی از قلمرو امپراتوری استعماری این کشور را تشکیل میداد.
💢در اقیانوس آرام نیز آلمان مجموعهای از جزایر و سرزمینها را در اختیار داشت که بخشی از آنها تحت عنوان گینه نو آلمان اداره میشدند.
- بخش شمال شرقی جزیره گینه نو
- مجمعالجزایر بیسمارک،
- جزایر مارشال، کارولین و ماریانا
- ساموآی آلمان
از جمله مهمترین مناطق تحت کنترل آلمان در این منطقه بودند.
💢آلمان همچنین در چین حضور استعماری محدودی داشت. در سال ۱۸۹۸، منطقه کیاوتشو (Kiautschou) با مرکزیت بندر چینگدائو برای مدت مشخصی به آلمان اجاره داده شد.
این منطقه برای آلمان اهمیت تجاری و دریایی داشت و نمونهای از تلاش این کشور برای تبدیلشدن به یک قدرت جهانی بود.
🌍 @European_study 🇪🇺🇩🇪
* بخش سوم
👈 پراکندگی جغرافیایی مستعمرات آلمان
💢در آفریقا، آلمان چهار قلمرو اصلی در اختیار داشت:
- آفریقای جنوبغربی آلمان
(نامیبیا امروزی)
- آفریقای شرقی آلمان
(عمدتاً تانزانیا و بخشهایی از رواندا و بوروندی)
- کامرون
- توگولند
آفریقا مهمترین عرصه حضور استعماری آلمان بود و بخش قابل توجهی از قلمرو امپراتوری استعماری این کشور را تشکیل میداد.
💢در اقیانوس آرام نیز آلمان مجموعهای از جزایر و سرزمینها را در اختیار داشت که بخشی از آنها تحت عنوان گینه نو آلمان اداره میشدند.
- بخش شمال شرقی جزیره گینه نو
- مجمعالجزایر بیسمارک،
- جزایر مارشال، کارولین و ماریانا
- ساموآی آلمان
از جمله مهمترین مناطق تحت کنترل آلمان در این منطقه بودند.
💢آلمان همچنین در چین حضور استعماری محدودی داشت. در سال ۱۸۹۸، منطقه کیاوتشو (Kiautschou) با مرکزیت بندر چینگدائو برای مدت مشخصی به آلمان اجاره داده شد.
این منطقه برای آلمان اهمیت تجاری و دریایی داشت و نمونهای از تلاش این کشور برای تبدیلشدن به یک قدرت جهانی بود.
🌍 @European_study 🇪🇺🇩🇪
👍4🔥2
امپراطریس[آلمان] بسیار زنِ نمکین بود. با وجود علیلی مزاج، بسیار خوب بود. خوشگیس، خوشترکیب، دلچسب، بسیار با قرُّ و فر. ما را که دید، یک دفعه راه رفته، نگاههای عجیب میکرد و گفت بسیار افسوس دارم که این چند روز که اینجا بودی نیامدم. لبش را میگزید، خودش را میمالید به صندلی و گفت، خواهشِ یک صورت عکس شما را دارم. گفتم صبح میفرستم. بسیار صحبت شد، باریک! خلاصه دست امپراطریس را گرفته وارد تالار شدیم.
شاهزادههای نمسه[اتریش] و آلمان همه بودند. بر پدر آلمانها لعنت که همه خوشگلاند.
- خاطرات ناصرالدین شاه در برلین
(سومین سفر شاه به فرنگ)
🌍 @European_study 🇪🇺🇩🇪
😁6
Forwarded from پایاب
طرح پرسش در سیاست داخلی آلمان
آیا «دیوار آتشین» در آلمان در حال فروریختن است؟
نویسنده: حامد کاظمی| دانشجوی دکتری مطالعات منطقهای دانشگاه تهران
📍در فرهنگ و سیاست معاصر آلمان، «دیوار آتشین» اصطلاحی کلیدی برای توصیف خط قرمز احزاب جریان اصلی در برابر حزب «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) است؛ حزبی که از سوی نهادهای ذیربط و بخش بزرگی از فضای سیاسی این کشور بهعنوان جریانی راست افراطی و پوپولیست ارزیابی میشود. بر مبنای این اصل، احزاب سنتی، بهویژه اتحادیه دموکرات مسیحی (CDU) و حزب سوسیال دموکرات(SPD) ، از تشکیل ائتلاف یا همکاری سیاسی با AfD خودداری میکنند. هدف بنیادین این راهبرد، ممانعت از ورود این جریان به ساختار قدرت اجرایی و حفاظت از نظم دموکراتیک و قانون اساسی فدرال است؛ حساسیتی که ریشه در تجربه تاریخی جمهوری وایمار و پیامدهای صعود و قدرتگیری حزب ناسیونالسوسیالیسم دارد.
🔶اگرچه این دیوار آتشین طی بیش از یک دهه گذشته مانع ورود مستقیم AfD به دولت در سطوح فدرال و ایالتی شده است، رشد پیوسته پایگاه رأی این حزب، حفظ این رویکرد را به یکی از پیچیدهترین معماهای حکمرانی در آلمان تبدیل کرده است.
🔶پرسش محوری، دیگر صرفاً پیروزی یا شکست AfD در یک انتخابات نیست؛ بلکه توان نظام دموکراتیک آلمان در مدیریت این گسل اجتماعی بدون تضعیف ثبات نهادی است.
📌متن کامل را در سایت پایاب بخوانید:
https://paiab.org/fa/?p=3757
@Paiab.org
آیا «دیوار آتشین» در آلمان در حال فروریختن است؟
نویسنده: حامد کاظمی| دانشجوی دکتری مطالعات منطقهای دانشگاه تهران
📍در فرهنگ و سیاست معاصر آلمان، «دیوار آتشین» اصطلاحی کلیدی برای توصیف خط قرمز احزاب جریان اصلی در برابر حزب «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) است؛ حزبی که از سوی نهادهای ذیربط و بخش بزرگی از فضای سیاسی این کشور بهعنوان جریانی راست افراطی و پوپولیست ارزیابی میشود. بر مبنای این اصل، احزاب سنتی، بهویژه اتحادیه دموکرات مسیحی (CDU) و حزب سوسیال دموکرات(SPD) ، از تشکیل ائتلاف یا همکاری سیاسی با AfD خودداری میکنند. هدف بنیادین این راهبرد، ممانعت از ورود این جریان به ساختار قدرت اجرایی و حفاظت از نظم دموکراتیک و قانون اساسی فدرال است؛ حساسیتی که ریشه در تجربه تاریخی جمهوری وایمار و پیامدهای صعود و قدرتگیری حزب ناسیونالسوسیالیسم دارد.
🔶اگرچه این دیوار آتشین طی بیش از یک دهه گذشته مانع ورود مستقیم AfD به دولت در سطوح فدرال و ایالتی شده است، رشد پیوسته پایگاه رأی این حزب، حفظ این رویکرد را به یکی از پیچیدهترین معماهای حکمرانی در آلمان تبدیل کرده است.
🔶پرسش محوری، دیگر صرفاً پیروزی یا شکست AfD در یک انتخابات نیست؛ بلکه توان نظام دموکراتیک آلمان در مدیریت این گسل اجتماعی بدون تضعیف ثبات نهادی است.
📌متن کامل را در سایت پایاب بخوانید:
https://paiab.org/fa/?p=3757
@Paiab.org
https://paiab.org/fa
آیا «دیوار آتشین» در آلمان در حال فروریختن است؟ - پایاب
در فرهنگ و سیاست معاصر آلمان، «دیوار آتشین» اصطلاحی کلیدی برای توصیف خط قرمز احزاب جریان اصلی در برابر حزب «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) است؛ حزبی که از سوی
🇺🇸🇪🇺❌🇮🇷— اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، درباره ایران:
«اتحادیه اروپا رسماً به عملیات «Economic Outcast» پیوسته است و ما از موضع قوی و زودهنگام آن قدردانی میکنیم.
ایالات متحده در کنار متحدان خود قاطعانه ایستاده تا اطمینان حاصل کند که حکومت ایران نتواند از نظام مالی جهانی برای تأمین مالی جاهطلبیهای هستهای، برنامههای تسلیحاتی و گروههای نیابتی تروریستی خود استفاده کند.
جهان پیام روشنی به حکومت ایران میفرستد: ما متوقف نخواهیم شد تا زمانی که تمام مسیرهای مالی باقیمانده قطع شوند.»
🌍 @European_study 🇪🇺🇩🇪
«اتحادیه اروپا رسماً به عملیات «Economic Outcast» پیوسته است و ما از موضع قوی و زودهنگام آن قدردانی میکنیم.
ایالات متحده در کنار متحدان خود قاطعانه ایستاده تا اطمینان حاصل کند که حکومت ایران نتواند از نظام مالی جهانی برای تأمین مالی جاهطلبیهای هستهای، برنامههای تسلیحاتی و گروههای نیابتی تروریستی خود استفاده کند.
جهان پیام روشنی به حکومت ایران میفرستد: ما متوقف نخواهیم شد تا زمانی که تمام مسیرهای مالی باقیمانده قطع شوند.»
🌍 @European_study 🇪🇺🇩🇪
🤯1
💠 یک نامه «ظاهراً» صلحجویانه
💢 در آوریل ۱۹۳۹، روزولت پیامی برای هیتلر و موسولینی فرستاد. او در این پیام از آنها خواست که تعهد بدهند تا ۱۰ سال به حدود ۳۱ کشور اروپایی و آسیایی حمله نکنند. در ضمن تعهد کرد ضمانتنامههای مشابهی نیز از سوی آن کشورها برای آلمان و ایتالیا گرفته شود. و نهایتاً پیشنهاد کرد آمریکا در هر کنفرانس خلع سلاحی که از کاهش تنشها حاصل گردد شرکت داشته باشد.
👈 نکته قابل توجه اینکه در یادداشت روزولت، مناطقی مانند سوریه، فلسطین و عراق، سرزمینهای تحت اختیار فرانسه و انگلیس به ترتیب جزء کشورهای مستقل فهرست شده بودند.
💢 روزولت میدانست که هیتلر و موسولینی هیچوقت چنین تعهدی نمیدهند. او این نامه را نه برای خودِ دیکتاتورها، بلکه برای افکار عمومی آمریکا نوشت. او میخواست به مردم آمریکا نشان دهد که «کشورهای محور» قصد سلطهجویی دارند و صلحطلب نیستند. او با این کار، چهره آنها را در ذهن مردم آمریکا به عنوان «متجاوزان واقعی» ثبت کرد.
🌍 @European_study 🇪🇺🇩🇪
💢 در آوریل ۱۹۳۹، روزولت پیامی برای هیتلر و موسولینی فرستاد. او در این پیام از آنها خواست که تعهد بدهند تا ۱۰ سال به حدود ۳۱ کشور اروپایی و آسیایی حمله نکنند. در ضمن تعهد کرد ضمانتنامههای مشابهی نیز از سوی آن کشورها برای آلمان و ایتالیا گرفته شود. و نهایتاً پیشنهاد کرد آمریکا در هر کنفرانس خلع سلاحی که از کاهش تنشها حاصل گردد شرکت داشته باشد.
👈 نکته قابل توجه اینکه در یادداشت روزولت، مناطقی مانند سوریه، فلسطین و عراق، سرزمینهای تحت اختیار فرانسه و انگلیس به ترتیب جزء کشورهای مستقل فهرست شده بودند.
💢 روزولت میدانست که هیتلر و موسولینی هیچوقت چنین تعهدی نمیدهند. او این نامه را نه برای خودِ دیکتاتورها، بلکه برای افکار عمومی آمریکا نوشت. او میخواست به مردم آمریکا نشان دهد که «کشورهای محور» قصد سلطهجویی دارند و صلحطلب نیستند. او با این کار، چهره آنها را در ذهن مردم آمریکا به عنوان «متجاوزان واقعی» ثبت کرد.
🌍 @European_study 🇪🇺🇩🇪
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢هیتلر که در آن زمان در اوج قدرت و غرور بود، به جای اینکه سیاستمدارانه برخورد کند، از این نامه برای مسخره کردن روزولت استفاده کرد.
هیتلر در مجلس رایش لیست کشورهایی که روزولت نام برده بود را با لحنی طنزآلود خواند. او سپس با تمسخر از نمایندگان آن کشورها پرسید که آیا واقعاً احساس خطر میکنند؟
💢در آن زمان، هیتلر هیولایی بود که همه اروپای شرقی و مرکزی را با تهدیدهای نظامیاش در مشت داشت. رهبران این کشورها (از کشورهای کوچک حوزه بالتیک گرفته تا اروپای شرقی) در وحشت کامل به سر میبردند. وقتی آلمانیها از آنها پرسیدند «آیا از ما میترسید؟»، آنها در واقع با یک تهدید مرگبار روبرو بودند:
- اگر میگفتند «بله، ما میترسیم»، هیتلر بهانهای عالی پیدا میکرد تا بگوید: «اینها علیه ما توطئه میکنند و به ما تهمت میزنند» و ممکن بود به آن کشورها حمله کند.
- اگر میگفتند «نه، ما اصلاً نمیترسیم»، حداقل برای مدتی جان سالم به در میبردند.
👈 در واقع او «جوابِ مطلوبِ خودش را با تهدیدِ اسلحه از آنها گرفت.» این کشورها از سر ترس مجبور شدند بیانیهای صادر کنند که «ما هیچ احساس خطری از طرف آلمان نداریم».
🌍 @European_study 🇪🇺🇩🇪
هیتلر در مجلس رایش لیست کشورهایی که روزولت نام برده بود را با لحنی طنزآلود خواند. او سپس با تمسخر از نمایندگان آن کشورها پرسید که آیا واقعاً احساس خطر میکنند؟
💢در آن زمان، هیتلر هیولایی بود که همه اروپای شرقی و مرکزی را با تهدیدهای نظامیاش در مشت داشت. رهبران این کشورها (از کشورهای کوچک حوزه بالتیک گرفته تا اروپای شرقی) در وحشت کامل به سر میبردند. وقتی آلمانیها از آنها پرسیدند «آیا از ما میترسید؟»، آنها در واقع با یک تهدید مرگبار روبرو بودند:
- اگر میگفتند «بله، ما میترسیم»، هیتلر بهانهای عالی پیدا میکرد تا بگوید: «اینها علیه ما توطئه میکنند و به ما تهمت میزنند» و ممکن بود به آن کشورها حمله کند.
- اگر میگفتند «نه، ما اصلاً نمیترسیم»، حداقل برای مدتی جان سالم به در میبردند.
👈 در واقع او «جوابِ مطلوبِ خودش را با تهدیدِ اسلحه از آنها گرفت.» این کشورها از سر ترس مجبور شدند بیانیهای صادر کنند که «ما هیچ احساس خطری از طرف آلمان نداریم».
🌍 @European_study 🇪🇺🇩🇪
👍4
مطالعات اروپا | آلمان
💢هیتلر که در آن زمان در اوج قدرت و غرور بود، به جای اینکه سیاستمدارانه برخورد کند، از این نامه برای مسخره کردن روزولت استفاده کرد. هیتلر در مجلس رایش لیست کشورهایی که روزولت نام برده بود را با لحنی طنزآلود خواند. او سپس با تمسخر از نمایندگان آن کشورها پرسید…
اگرچه هیتلر سعی داشت به کسب امتیاز بیشتر از سخنان خود بپردازد، اما روزولت به هدف سیاسی خود دست یافت. او تنها با خواستن ضمانت از هیتلر و موسولینی نام آنها را در مقابل مخاطبین خود، که در آن برهه از زمان برای روزولت بسیار اهمیت داشتند ــ مردم آمریکا ــ به عنوان متجاوز لکهدار کرد. برای اینکه او افکار عمومی آمریکا را در لیست حامیان دموکراسیها قرار دهد لازم بود موضوعات را به گونهای مطرح سازد که فراتر از موازنۀ قوا رفته و آنها را به عنوان مبارزهای در دفاع از قربانیان بیگناه یک تجاوز شیطانی توصیف کند. یادداشت او و عکسالعمل هیتلر نسبت به آن هر دو در دستیابی هدفش به او کمک کردند.
- دیپلماسی، هنری کیسینجر
فصل پانزدهم: بازگشت آمریکا به صحنه
🌍 @European_study 🇪🇺🇩🇪
👍4
پیروزی خیره کننده AFD!😂
ظاهرا مردم شرق از رای اعتراضی به این حزب هم گذر کردند و واقعا AFD رو گزینه حکومت میبینند.
این پیروزی یک معمای جدی برای تشکیل دولت در زاکسن-آنهالت ایجاد کرده:
حزب CDU در وضعیت دشواریه از طرفی نمیخواد دیوار آتش رو خراب کنه از طرفی ذاتا همکاری با حزب چپ رادیکال هم براش خط قرمزه. تشکیل دولت اقلیت هم با وضعیت فعلی دردسرهای خودش رو داره و برای هر قانون باید باز دنبال اکثریت موردی بود و چونه زدنهای زیاد با احزاب دیگه که نتیجش میشه یک دولت شکننده.
از سمت دیگه BSW اهمیت پیدا کرده و بازیگر کلیدی شده چون تنها حزبیه که همکاری با AFD رو به طور مطلق رد نکرده و این دو حزب امکان تشکیل ائتلاف برای دولت سازی در این ایالت رو دارند.
اگرچه با ۵ درصد این حزب، AFD میتونه اکثریت مطلق رو بدست بیاره اما این دو حزب هم با اینکه در بعضی موضوعات مثل مهاجرت یا جنگ اوکراین مواضعی شبیه به هم دارند اما در عین حال اعتمادی هم بینشون نیست... نمونش حرف اولریش زیگموند (رهبر AFD در این ایالت) هست که گفته: BSW بخشی از راه حل نیست بلکه بخشی از مشکل است!
باید صبر کرد و دید داستان به کجا میرسه...
🌍 @European_study 🇪🇺🇩🇪
ظاهرا مردم شرق از رای اعتراضی به این حزب هم گذر کردند و واقعا AFD رو گزینه حکومت میبینند.
این پیروزی یک معمای جدی برای تشکیل دولت در زاکسن-آنهالت ایجاد کرده:
حزب CDU در وضعیت دشواریه از طرفی نمیخواد دیوار آتش رو خراب کنه از طرفی ذاتا همکاری با حزب چپ رادیکال هم براش خط قرمزه. تشکیل دولت اقلیت هم با وضعیت فعلی دردسرهای خودش رو داره و برای هر قانون باید باز دنبال اکثریت موردی بود و چونه زدنهای زیاد با احزاب دیگه که نتیجش میشه یک دولت شکننده.
از سمت دیگه BSW اهمیت پیدا کرده و بازیگر کلیدی شده چون تنها حزبیه که همکاری با AFD رو به طور مطلق رد نکرده و این دو حزب امکان تشکیل ائتلاف برای دولت سازی در این ایالت رو دارند.
اگرچه با ۵ درصد این حزب، AFD میتونه اکثریت مطلق رو بدست بیاره اما این دو حزب هم با اینکه در بعضی موضوعات مثل مهاجرت یا جنگ اوکراین مواضعی شبیه به هم دارند اما در عین حال اعتمادی هم بینشون نیست... نمونش حرف اولریش زیگموند (رهبر AFD در این ایالت) هست که گفته: BSW بخشی از راه حل نیست بلکه بخشی از مشکل است!
باید صبر کرد و دید داستان به کجا میرسه...
🌍 @European_study 🇪🇺🇩🇪
👏1
🔴 آیا موج AfD میتواند نقشه سیاسی اروپا را تغییر دهد؟
🔹پیروزی چشمگیر حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD) در انتخابات ایالتی زاکسن-آنهالت، زنگ خطر را در پاریس به صدا درآورد. مقامهای فرانسوی این نتیجه را صرفاً یک تحول محلی در آلمان ارزیابی نمیکنند بلکه آن را نشانهای از پیشروی گستردهتر پوپولیسم و راست افراطی در اروپا میدانند.
🔹بر اساس نتایج اولیه و نظرسنجیهای پس از رأیگیری، AfD در انتخابات روز یکشنبه زاکسن-آنهالت به جایگاه نخست رسید؛ نتیجهای که میتواند این حزب را بیش از هر زمان دیگری به مشارکت یا در اختیار گرفتن قدرت در سطح ایالتی آلمان نزدیک کند.
🔹دلیل اهمیت این نتیجه این است که آلمان در سالهای اخیر یکی از مهمترین سدهای سیاسی در برابر راست افراطی در اروپا بوده است. به همین دلیل، موفقیت AfD فقط یک پیروزی انتخاباتی نیست بلکه میتواند نشانهای از تغییر تدریجی توازن سیاسی در بزرگترین اقتصاد اروپا باشد.
ماتیمو لسکور، وزیر مشاور در امور بازرگانی خارجی فرانسه، این تحول را نشانه یک چالش بزرگ توصیف کرد و گفت اروپا با موجی از پوپولیسم روبهروست که باید در برابر آن مقاومت کرد.
🔹بنجامین حداد، وزیر امور اروپایی فرانسه، نیز پیروزی راست افراطی در انتخابات منطقهای آلمان را لحظهای بسیار جدی برای اروپا خواند و تأکید کرد که دولتها باید به خشم، ترس و نگرانیهای شهروندان پاسخ دهند، اما ملیگرایی و بیگانههراسی راهحل نیست.
🔹نگرانی پاریس فقط زاکسن-آنهالت نیست. پرسش بزرگتر این است که اگر راست افراطی بتواند از حاشیه سیاست آلمان به قدرت اجرایی نزدیک شود، چه تأثیری بر آینده اتحادیه اروپا، سیاست مهاجرت، حمایت از اوکراین و رابطه فرانسه و آلمان خواهد گذاشت؟
🔹آنچه در یک ایالت آلمان رخ داد، ممکن است به یکی از مهمترین آزمونهای آینده سیاسی اروپا تبدیل شود.
❓ به نظر شما صعود AfD بیشتر یک پدیده موقت و اعتراضی است یا نشانه تغییر پایدار در سیاست اروپا؟
╭────────────╮
🌐منبع🌐: @Britishstudies 🇪🇺 🇬🇧
╰────────────╯
🌍 @European_study 🇪🇺🇩🇪
🔹پیروزی چشمگیر حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD) در انتخابات ایالتی زاکسن-آنهالت، زنگ خطر را در پاریس به صدا درآورد. مقامهای فرانسوی این نتیجه را صرفاً یک تحول محلی در آلمان ارزیابی نمیکنند بلکه آن را نشانهای از پیشروی گستردهتر پوپولیسم و راست افراطی در اروپا میدانند.
🔹بر اساس نتایج اولیه و نظرسنجیهای پس از رأیگیری، AfD در انتخابات روز یکشنبه زاکسن-آنهالت به جایگاه نخست رسید؛ نتیجهای که میتواند این حزب را بیش از هر زمان دیگری به مشارکت یا در اختیار گرفتن قدرت در سطح ایالتی آلمان نزدیک کند.
🔹دلیل اهمیت این نتیجه این است که آلمان در سالهای اخیر یکی از مهمترین سدهای سیاسی در برابر راست افراطی در اروپا بوده است. به همین دلیل، موفقیت AfD فقط یک پیروزی انتخاباتی نیست بلکه میتواند نشانهای از تغییر تدریجی توازن سیاسی در بزرگترین اقتصاد اروپا باشد.
ماتیمو لسکور، وزیر مشاور در امور بازرگانی خارجی فرانسه، این تحول را نشانه یک چالش بزرگ توصیف کرد و گفت اروپا با موجی از پوپولیسم روبهروست که باید در برابر آن مقاومت کرد.
🔹بنجامین حداد، وزیر امور اروپایی فرانسه، نیز پیروزی راست افراطی در انتخابات منطقهای آلمان را لحظهای بسیار جدی برای اروپا خواند و تأکید کرد که دولتها باید به خشم، ترس و نگرانیهای شهروندان پاسخ دهند، اما ملیگرایی و بیگانههراسی راهحل نیست.
🔹نگرانی پاریس فقط زاکسن-آنهالت نیست. پرسش بزرگتر این است که اگر راست افراطی بتواند از حاشیه سیاست آلمان به قدرت اجرایی نزدیک شود، چه تأثیری بر آینده اتحادیه اروپا، سیاست مهاجرت، حمایت از اوکراین و رابطه فرانسه و آلمان خواهد گذاشت؟
🔹آنچه در یک ایالت آلمان رخ داد، ممکن است به یکی از مهمترین آزمونهای آینده سیاسی اروپا تبدیل شود.
❓ به نظر شما صعود AfD بیشتر یک پدیده موقت و اعتراضی است یا نشانه تغییر پایدار در سیاست اروپا؟
╭────────────╮
🌐منبع🌐: @Britishstudies 🇪🇺 🇬🇧
╰────────────╯
🌍 @European_study 🇪🇺🇩🇪
👍2🔥1
🇮🇱🇬🇧 تقابل لندن و تلآویو
دولت بریتانیا موضع خودش در برابر شهرکهای اسرائیلی در کرانه باختری رو بهطور چشمگیری تشدید کرده.
لندن اعلام کرده تجارت کالاها و خدمات مرتبط با شهرکهای غیرقانونی اسرائیلی را ممنوع خواهد کرد؛ اقدامی که اسرائیل اون رو بهشدت محکوم کرده.
واکنش تلآویو هم سریع بود:
اسرائیل از تعطیل کردن کنسولگری بریتانیا در اورشلیم و اعمال محدودیت علیه برخی شخصیتهای بریتانیایی خبر داد.
این تحول، یکی از جدیترین تنشها در روابط لندن و تلآویو در سالهای اخیر محسوب میشه.
📌پ.ن: کنسولگری بریتانیا در قدس شرقی عمدتا با مسئله فلسطینیها، کرانه باختری و قدس و غزه سر و کار داره و سفارت بریتانیا در تلاویو هست پس این به معنای قطع روابط دیپلماتیک نیست. در حقیقت اسرائیل نهادی رو هدف داده که به پرونده فلسطین مربوط هست.
🌍 @European_study 🇪🇺🇩🇪
دولت بریتانیا موضع خودش در برابر شهرکهای اسرائیلی در کرانه باختری رو بهطور چشمگیری تشدید کرده.
لندن اعلام کرده تجارت کالاها و خدمات مرتبط با شهرکهای غیرقانونی اسرائیلی را ممنوع خواهد کرد؛ اقدامی که اسرائیل اون رو بهشدت محکوم کرده.
واکنش تلآویو هم سریع بود:
اسرائیل از تعطیل کردن کنسولگری بریتانیا در اورشلیم و اعمال محدودیت علیه برخی شخصیتهای بریتانیایی خبر داد.
این تحول، یکی از جدیترین تنشها در روابط لندن و تلآویو در سالهای اخیر محسوب میشه.
📌پ.ن: کنسولگری بریتانیا در قدس شرقی عمدتا با مسئله فلسطینیها، کرانه باختری و قدس و غزه سر و کار داره و سفارت بریتانیا در تلاویو هست پس این به معنای قطع روابط دیپلماتیک نیست. در حقیقت اسرائیل نهادی رو هدف داده که به پرونده فلسطین مربوط هست.
🌍 @European_study 🇪🇺🇩🇪
👍2
💢آیا تحریم نمایشی بریتانیا تاثیری بر بلیعده شدن تدریجی کرانه باختری از سوی اسرائیل دارد؟
بریتانیا امروز ممنوعیت تجارت با شهرکهای کرانه باختری را اعلام کرد و آمریکا هم در واکنش هشدار داد اما این اقدامات نمایشی در برابر واقعیت موجود چه ارزشی دارد؟ تجربه کشورهای اروپایی مثل اسپانیا، نروژ و ایرلند نشان داده که هر موضعگیری علیه اسرائیل یا با بیاعتنایی روبهرو شده یا با اقدامات تلافی جویانه مواجه شده است و در نهایت کوچکترین تغییری در روند شهرکسازی ایجاد نکرده است.
اینک بریتانیا نیز با همان الگو وارد میدان شده است. در حالی که همه میدانند اسرائیل گام به گام کرانه باختری را به خاک خود ملحق میکند و ساکنان فلسطینی در نهایت با دو گزینه روبهرو خواهند شد؛ یا طبق استانداردهای اسرائیل در این سرزمین زندگی کنند، یا آن را ترک کنند.
تحریم بریتانیا چیزی بیش از یک سیاه بازی انتخاباتی برای مدیریت افکار عمومی داخلی نیست. چون هم لندن و هم واشنگتن به خوبی میدانند که سرنوشت کرانه باختری دیگر روی میز مذاکره تعیین نمیشود، بلکه با بولدوزرها و دیوارهای جدایی در حال رقم خوردن است و این روند با هیچ بیانیه یا تحریم نمادینی متوقف نخواهد شد.
✍ محمدرضا میثمی
🌍 @European_study 🇪🇺🇩🇪
بریتانیا امروز ممنوعیت تجارت با شهرکهای کرانه باختری را اعلام کرد و آمریکا هم در واکنش هشدار داد اما این اقدامات نمایشی در برابر واقعیت موجود چه ارزشی دارد؟ تجربه کشورهای اروپایی مثل اسپانیا، نروژ و ایرلند نشان داده که هر موضعگیری علیه اسرائیل یا با بیاعتنایی روبهرو شده یا با اقدامات تلافی جویانه مواجه شده است و در نهایت کوچکترین تغییری در روند شهرکسازی ایجاد نکرده است.
اینک بریتانیا نیز با همان الگو وارد میدان شده است. در حالی که همه میدانند اسرائیل گام به گام کرانه باختری را به خاک خود ملحق میکند و ساکنان فلسطینی در نهایت با دو گزینه روبهرو خواهند شد؛ یا طبق استانداردهای اسرائیل در این سرزمین زندگی کنند، یا آن را ترک کنند.
تحریم بریتانیا چیزی بیش از یک سیاه بازی انتخاباتی برای مدیریت افکار عمومی داخلی نیست. چون هم لندن و هم واشنگتن به خوبی میدانند که سرنوشت کرانه باختری دیگر روی میز مذاکره تعیین نمیشود، بلکه با بولدوزرها و دیوارهای جدایی در حال رقم خوردن است و این روند با هیچ بیانیه یا تحریم نمادینی متوقف نخواهد شد.
✍ محمدرضا میثمی
🌍 @European_study 🇪🇺🇩🇪
👍2