چرا مردم از سر عادت یا بی تفاوتی ظلم و رنج رو میبینند ولی کاری نمیکنند؟
چون دیدنِ رنج لزوماً به معنای تواناییِ واکنش نشان دادن نیست. اتفاقاً یکی از ترسناکترین ویژگیهای انسان این است که میتواند به چیزهایی که در ابتدا غیرقابلتحملاند، عادت کند
وقتی یک اتفاق بارها تکرار شود، ذهن کمکم آن را از «فاجعه» به «بخشی از زندگی» تبدیل میکند
اگر آدم بارها اعتراض کند و هیچ تغییری نبیند، ممکن است به این نتیجه برسد که «کاری از من برنمیآید». بعد حتی وقتی امکان واکنش دارد هم دست به کار نمیشود
وقتی صد نفر شاهد یک اتفاقاند، هر نفر ممکن است فکر کند: «یکی دیگر حتماً کاری میکند.» نتیجه؟ هیچکس کاری نمیکند
مواجهه مداوم با اخبار جنگ، فقر، خشونت و مرگ میتواند ظرفیت احساسی آدم را فرسوده کند. نه لزوماً چون بیرحم شده؛ چون روانش برای دوام آوردن، مجبور شده کمتر احساس کند.
اگر همه سکوت کنند، شکستن سکوت سختتر میشود. انسان موجودی اجتماعی است و مخالفت با گروه برایش هزینه روانی زیادی دارد..
اگر همه سکوت کنند، شکستن سکوت سختتر میشود. انسان موجودی اجتماعی است و مخالفت با گروه برایش هزینه روانی زیادی دارد..
نمیدونم هدفم چی بود ساعت ۱۰ بیدارشدم
ولی دیگه هرکار کردم بعدش خوابم نبرد
ولی دیگه هرکار کردم بعدش خوابم نبرد
🍾1
