🌧🌧🌧
When everything seems to be going against you, remember that the airplane takes off against the wind, not with it.
– Henry Ford
وقتی به نظر میرسه که همه چیز بر خلاف (خواسته) تو داره پیش میره، یادت باشه که هواپیما با باد مخالف از زمین بلند میشه، نه همراه با اون!
.
-هنری فورد👇
کارآفرین، مخترع، نویسنده و نظریهپرداز آمریکایی و موسس شرکت خودروسازی FORD
@englishtex
✋😎
When everything seems to be going against you, remember that the airplane takes off against the wind, not with it.
– Henry Ford
وقتی به نظر میرسه که همه چیز بر خلاف (خواسته) تو داره پیش میره، یادت باشه که هواپیما با باد مخالف از زمین بلند میشه، نه همراه با اون!
.
-هنری فورد👇
کارآفرین، مخترع، نویسنده و نظریهپرداز آمریکایی و موسس شرکت خودروسازی FORD
@englishtex
✋😎
كاربرد DAMN در انگلیسی، البته انگلیسی عاميانه و خودمانی🇺🇸🇬🇧
.
يكي از حرفهايِ بد، که خیلی هم بد و زشت و ناجور نیست،
یعنی حتی ميتونه در تلويزيون و راديو و فيلم ها هم گفته بشه و شما بشنوید.
البته در فيلمها كه بد ترش هم گفته ميشه و شما به عنوان زبان آموز بايد آشنا باشيد با اين كلمات و اینها رو كي بايد يادتون بده؟؟؟؟؟
خب طبيعتا بهترين گزينه مايييم 😂
.
معني اش:
لعنت / لعنت فرستادن به فردي و .... 👀
.
كاربردها: به ترتيب، با مثال:📍📍
.
براي بيان درد؛ شوكه شدن؛ رنج كشيدن؛ اتفاق بد و .....
مثال:
😈 God dammit / damn / dammit
لعنت/ لعنت خداااااا / لعنت بهش
-----------
وقتي با فردي ناراحتي و عصباني هستي ازش 😡
مثلا":
Hey man, I lost your phone.” “Damn you !
هي پسر، من تلفن ات رو گم كردم، لعنت به تو
-----------
براي بيان شوكه شدن و تعجب و حیران شدن و .... 😧
مثال:
Woah, check out the sunrise.” “Daaaaamn.
واووووو، طلوع آفتاب رو ببينننن، لعنتيي
.
Check out that chick over there, Daaaaammmmnn 👀
اون دختره رو ببين اونجاا، لعنتيييييي
-----------
براي بيان نااميدي و وحشت و ... 😯
مثال:
I can’t find my keys.” “Damn
كليد هام رو نميتونم پيدا كنم، لعنتييييي
-----------
براي ابراز بي ميلي و بي اهميتي 😑
مثال:
Hey, what do you want for dinner?” “I don’t give a damn.
هي، براي شام چي مبل داري؟؟؟ برام اصلا" مهم نيست
-----------
براي بيان موافقت و تاكيد بر انجام كاري 😜
مثال:
I think I’m gonna call her today.” “You damn well :better
فكر كنم امروز بهش زنگ بزنم، بهتره اينكار رو بكني
-----------
براي افزودن حس بد و منفي به فرد، و يا يك فاعل و اسم در بيان:
مثال:
That damn teacher gave us a ton of homework.
اون معلم لعنتي كلي بهمون تكليف داده
-----------
همچنین براي بيان تاكيد و اغراق کردن و ... هم بكار ميره
مثالها:
.
This post is damn good. 👍👍
این پست خییلیییی خوبه
.
Hit the damn like
اون لایک (لعنتی) رو فشار بده😂
@englishtex
✋😎
.
يكي از حرفهايِ بد، که خیلی هم بد و زشت و ناجور نیست،
یعنی حتی ميتونه در تلويزيون و راديو و فيلم ها هم گفته بشه و شما بشنوید.
البته در فيلمها كه بد ترش هم گفته ميشه و شما به عنوان زبان آموز بايد آشنا باشيد با اين كلمات و اینها رو كي بايد يادتون بده؟؟؟؟؟
خب طبيعتا بهترين گزينه مايييم 😂
.
معني اش:
لعنت / لعنت فرستادن به فردي و .... 👀
.
كاربردها: به ترتيب، با مثال:📍📍
.
براي بيان درد؛ شوكه شدن؛ رنج كشيدن؛ اتفاق بد و .....
مثال:
😈 God dammit / damn / dammit
لعنت/ لعنت خداااااا / لعنت بهش
-----------
وقتي با فردي ناراحتي و عصباني هستي ازش 😡
مثلا":
Hey man, I lost your phone.” “Damn you !
هي پسر، من تلفن ات رو گم كردم، لعنت به تو
-----------
براي بيان شوكه شدن و تعجب و حیران شدن و .... 😧
مثال:
Woah, check out the sunrise.” “Daaaaamn.
واووووو، طلوع آفتاب رو ببينننن، لعنتيي
.
Check out that chick over there, Daaaaammmmnn 👀
اون دختره رو ببين اونجاا، لعنتيييييي
-----------
براي بيان نااميدي و وحشت و ... 😯
مثال:
I can’t find my keys.” “Damn
كليد هام رو نميتونم پيدا كنم، لعنتييييي
-----------
براي ابراز بي ميلي و بي اهميتي 😑
مثال:
Hey, what do you want for dinner?” “I don’t give a damn.
هي، براي شام چي مبل داري؟؟؟ برام اصلا" مهم نيست
-----------
براي بيان موافقت و تاكيد بر انجام كاري 😜
مثال:
I think I’m gonna call her today.” “You damn well :better
فكر كنم امروز بهش زنگ بزنم، بهتره اينكار رو بكني
-----------
براي افزودن حس بد و منفي به فرد، و يا يك فاعل و اسم در بيان:
مثال:
That damn teacher gave us a ton of homework.
اون معلم لعنتي كلي بهمون تكليف داده
-----------
همچنین براي بيان تاكيد و اغراق کردن و ... هم بكار ميره
مثالها:
.
This post is damn good. 👍👍
این پست خییلیییی خوبه
.
Hit the damn like
اون لایک (لعنتی) رو فشار بده😂
@englishtex
✋😎
🔞چند اصطلاح کاربردی در انگلیسی🚯
.
دقت داشته باشید که در موارد زیر بهترین معادل فارسی اصطلاحات بیان شده و اگر معنی کلمه به کلمه رو میخواهید, سری به دیکشنری بزنید که دلش براتون تنگ نشه 📕📗📘
1. My cake is dough.
🔸دستم نمک نداره / کیک ام خمیره
2. I am on my word
🔸من سر حرفم هستم.
3. Pull the other one!
🔸خالی نبند!
4. Don’t look the other way
🔸خودتو به اون راه نزن
5. Have you chicken out already?
🔸هیچی نشده, جا زدی؟/ ترسیدی؟
6. How dare you?
🔸چطور جرات می کنی؟
7. Shake a leg
🔸عجله کن!/ پایی تکون بده
8. I had fortune on my side
🔸بخت یارم بود/ شانس رو در کنارم داشتم
9. Truth hurts
🔸حقیقت تلخ است
10. Never say die
🔸به دلت بد نیار/نا امید نشو
-
سپاس از همراهی شما عزیزان🙏
@englishtex
✋😎
.
دقت داشته باشید که در موارد زیر بهترین معادل فارسی اصطلاحات بیان شده و اگر معنی کلمه به کلمه رو میخواهید, سری به دیکشنری بزنید که دلش براتون تنگ نشه 📕📗📘
1. My cake is dough.
🔸دستم نمک نداره / کیک ام خمیره
2. I am on my word
🔸من سر حرفم هستم.
3. Pull the other one!
🔸خالی نبند!
4. Don’t look the other way
🔸خودتو به اون راه نزن
5. Have you chicken out already?
🔸هیچی نشده, جا زدی؟/ ترسیدی؟
6. How dare you?
🔸چطور جرات می کنی؟
7. Shake a leg
🔸عجله کن!/ پایی تکون بده
8. I had fortune on my side
🔸بخت یارم بود/ شانس رو در کنارم داشتم
9. Truth hurts
🔸حقیقت تلخ است
10. Never say die
🔸به دلت بد نیار/نا امید نشو
-
سپاس از همراهی شما عزیزان🙏
@englishtex
✋😎
جملاتی مفید و کاربردی با Each در انگلیسی🇺🇸🇬🇧
.
We love each other.
ما همدیگر را دوست داریم
.
They admire each other.
آنها همدیگر را تحسین میکنند
.
They smiled at each other.
آنها به هم لبخند زدند
.
We have to help each other.
ما باید به همدیگر کمک کنیم
.
We're married to each other.
ما با هم ازدواج کردیم
.
I bought them each a present.
من برای هر کدام از آنها یک هدیه خریدم
.
Mori and Sue love each other.
موری و سو همدیگر را دوست دارند
.
They each received a present.
هر کدام از آنها یک هدیه دریافت کردند
.
Brush your teeth after each meal.
بعد از هر وعده غذایی دندانهایت را مسواک کن
.
Above all, you must help each other.
بعد از اینهمه/اینها شما باید به هم کمک کنید
.
How many cruises are there each day?
چقدر سفر دریایی در هر روز ایجا وجود دارد؟
.
They seem to be in love with each other.
به نظر میرسه که آنها عاشق همدیگر هستند
.
What is going to happen? each one asked of another.
چه اتفاقی داره میافته؟ هر فردی از دیگری پرسید.
.
Each one is different.
هر کدام متفاوت اند
.
Let's help each other.
بیاید به هم کمک کنیم
.
Do they love each other?
آیا آنها همدیگر را دوست دارند؟
.
They smiled at each other.
آنها به هم لبخند زدند
@englishtex
✋😎
.
We love each other.
ما همدیگر را دوست داریم
.
They admire each other.
آنها همدیگر را تحسین میکنند
.
They smiled at each other.
آنها به هم لبخند زدند
.
We have to help each other.
ما باید به همدیگر کمک کنیم
.
We're married to each other.
ما با هم ازدواج کردیم
.
I bought them each a present.
من برای هر کدام از آنها یک هدیه خریدم
.
Mori and Sue love each other.
موری و سو همدیگر را دوست دارند
.
They each received a present.
هر کدام از آنها یک هدیه دریافت کردند
.
Brush your teeth after each meal.
بعد از هر وعده غذایی دندانهایت را مسواک کن
.
Above all, you must help each other.
بعد از اینهمه/اینها شما باید به هم کمک کنید
.
How many cruises are there each day?
چقدر سفر دریایی در هر روز ایجا وجود دارد؟
.
They seem to be in love with each other.
به نظر میرسه که آنها عاشق همدیگر هستند
.
What is going to happen? each one asked of another.
چه اتفاقی داره میافته؟ هر فردی از دیگری پرسید.
.
Each one is different.
هر کدام متفاوت اند
.
Let's help each other.
بیاید به هم کمک کنیم
.
Do they love each other?
آیا آنها همدیگر را دوست دارند؟
.
They smiled at each other.
آنها به هم لبخند زدند
@englishtex
✋😎
انواع مغازه و فروشگاه در انگلیسی🇺🇸🇬🇧
.
shop
دکان/ مغازه
.
Store
فروشگاه
.
فرق بین Shop و Store در چیست حالا؟؟
Shop :
مغازه ی کوچکتر/معمولا" فروش و ارائه خدمات، معمولا" از یک نوع کالا یا خدمات، صورت میگیرد.
.
Store :
فروشگاه بزرگتر/معمولا" فروش انواع مختلفی از کالا خواه مرتبط به هم یا نامرتبط در اینجا موجود است.
—---—
baker's/ Bakery
نانوایی/ مغازه فروش نان
.
butcher's/butcher shop
قصابی
.
florist's /Flower shop
گل فروشی
.
department store
فروشگاه بزرگ که همه چی داره و قسمت قسمت است
.
dry cleaner's
خشکشویی
.
grocery shop / grocery store
خوارو بار فروشی/ سوپری سر محل
.
fishmonger's/fish-shop
ماهی فروشی
.
greengrocer's/grocer's/ Grocery store/
فروشگاه فروش سبزیجات و میوه
.
ironmongery store
مصالح فروشی
.
hardware store
ابزار فروشی
.
stationery store
لوازم التحریری
.
sweet shop
شکلات و آبنبات فروشی و شیرینی بعضی وقتها
.
tobacconist's
توتون/ سیگار فروشی
.
pharmacy / Drug store
داروخانه
.
bookshop
کتابفروشی
.
gift shop
هدیه فروشی/ جینگیلی مستون فروشی 😁
.
pet shop
فروشگاه حیوانات اهلی و لوازم مربوطه
.
shoe shop
کفش فروشی
.
Clothes shop
لباس فروشی
@englishtex
✋😎
.
shop
دکان/ مغازه
.
Store
فروشگاه
.
فرق بین Shop و Store در چیست حالا؟؟
Shop :
مغازه ی کوچکتر/معمولا" فروش و ارائه خدمات، معمولا" از یک نوع کالا یا خدمات، صورت میگیرد.
.
Store :
فروشگاه بزرگتر/معمولا" فروش انواع مختلفی از کالا خواه مرتبط به هم یا نامرتبط در اینجا موجود است.
—---—
baker's/ Bakery
نانوایی/ مغازه فروش نان
.
butcher's/butcher shop
قصابی
.
florist's /Flower shop
گل فروشی
.
department store
فروشگاه بزرگ که همه چی داره و قسمت قسمت است
.
dry cleaner's
خشکشویی
.
grocery shop / grocery store
خوارو بار فروشی/ سوپری سر محل
.
fishmonger's/fish-shop
ماهی فروشی
.
greengrocer's/grocer's/ Grocery store/
فروشگاه فروش سبزیجات و میوه
.
ironmongery store
مصالح فروشی
.
hardware store
ابزار فروشی
.
stationery store
لوازم التحریری
.
sweet shop
شکلات و آبنبات فروشی و شیرینی بعضی وقتها
.
tobacconist's
توتون/ سیگار فروشی
.
pharmacy / Drug store
داروخانه
.
bookshop
کتابفروشی
.
gift shop
هدیه فروشی/ جینگیلی مستون فروشی 😁
.
pet shop
فروشگاه حیوانات اهلی و لوازم مربوطه
.
shoe shop
کفش فروشی
.
Clothes shop
لباس فروشی
@englishtex
✋😎
لغت های مورد نیاز انگلیسی در بانک
.
Office
دفتر (اداره)
.
Office clerk
کارمند اداری
.
Receptionist
کارمند پذیرش
.
Secretary
منشی/ دبیر
.
Typist
تایپیست
.
Banker
بانکی، بانکدار، صراف
.
Bank officer
کارمند بانک
.
Accountant
حسابدار
.
Bookkeeper
دفتر دار/ ثبت کننده
.
Economist
اقتصاد دان
.
Teller
پاسخگو
.
Cashier
صندوق دار
.
Auditor
بازرس دفاتر محاسباتى ،حسابرس
.
Account
حساب
.
Credit
اعتبار
.
Currency
ارز
.
Account
حساب
.
Bills
صورت های مالی
.
Borrow
قرض
.
Alarm
هشدار
.
Cash
نقد
.
Cashier
صندوقدار
.
Check
چک
.
Coins
سکه ها
.
Credit
اعتبار
.
Credit card
کارت اعتباری
.
Currency
ارز
.
Customer
مشتری
.
Deposit
مانده/ اندوخته
.
Lend
قرض کردن
.
Loan
وام
.
Manager
مدیر
.
Money
پول
.
Mortgage
گرو گذاشتن/ رهن
.
Pay
پرداخت
.
Save
ذخیره/ پس انداز
.
Savings
پس انداز ها
.
Guard
نگهبان
.
Vault
خزانه/محل نگهداری پولها در بانک
.
Withdraw
برداشت
@englishtex
✋😎
.
Office
دفتر (اداره)
.
Office clerk
کارمند اداری
.
Receptionist
کارمند پذیرش
.
Secretary
منشی/ دبیر
.
Typist
تایپیست
.
Banker
بانکی، بانکدار، صراف
.
Bank officer
کارمند بانک
.
Accountant
حسابدار
.
Bookkeeper
دفتر دار/ ثبت کننده
.
Economist
اقتصاد دان
.
Teller
پاسخگو
.
Cashier
صندوق دار
.
Auditor
بازرس دفاتر محاسباتى ،حسابرس
.
Account
حساب
.
Credit
اعتبار
.
Currency
ارز
.
Account
حساب
.
Bills
صورت های مالی
.
Borrow
قرض
.
Alarm
هشدار
.
Cash
نقد
.
Cashier
صندوقدار
.
Check
چک
.
Coins
سکه ها
.
Credit
اعتبار
.
Credit card
کارت اعتباری
.
Currency
ارز
.
Customer
مشتری
.
Deposit
مانده/ اندوخته
.
Lend
قرض کردن
.
Loan
وام
.
Manager
مدیر
.
Money
پول
.
Mortgage
گرو گذاشتن/ رهن
.
Pay
پرداخت
.
Save
ذخیره/ پس انداز
.
Savings
پس انداز ها
.
Guard
نگهبان
.
Vault
خزانه/محل نگهداری پولها در بانک
.
Withdraw
برداشت
@englishtex
✋😎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Looks aren't everything. Believe me, I'm a model. (2012)
#Culture #Fashion #Photography #en_sub
#TED TALK
🌹 🌸
#Culture #Fashion #Photography #en_sub
#TED TALK
🌹 🌸
#Rec_4_Apocalypse 2014
🎬فیلم #ضبط_4_آخرزمان
🏅امتیاز : 5.0
🔇زبان : Spanish
📽ژانر : ترسناک , هیجان انگیز
🌎محصول :اسپانیا
🖇با زیرنویس فارسی
🌹 🌸
🎬فیلم #ضبط_4_آخرزمان
🏅امتیاز : 5.0
🔇زبان : Spanish
📽ژانر : ترسناک , هیجان انگیز
🌎محصول :اسپانیا
🖇با زیرنویس فارسی
🌹 🌸
✪@NUMBER1ARCHIVES✪.Mkv
650.7 MB
Rec 4 : Apocalypse 2014
🎬فیلم ضبط 4 : آخرزمان
📀کیفیت: 720p BluRay
🖇با زیرنویس چسبیده ی فارسی
🌹 🌸
🎬فیلم ضبط 4 : آخرزمان
📀کیفیت: 720p BluRay
🖇با زیرنویس چسبیده ی فارسی
🌹 🌸