🔰 Rack your brain
✅ To think very hard
✅به مغزت فشار بیار
Example :
🔸 I've been racking my brain all day but I can't remember her name.
🔹 تموم روز به مغزم فشار آوردم اما اسمش رو نمیتونم به یاد بیارم
🔹rake :/ræk/ v
cause extreme physical or mental pain to; subject to extreme stress.
سختی دادن
"he was racked with guilt"
👈 این کلمه اگر اسم باشه به معنی جالباسی است
✅ To think very hard
✅به مغزت فشار بیار
Example :
🔸 I've been racking my brain all day but I can't remember her name.
🔹 تموم روز به مغزم فشار آوردم اما اسمش رو نمیتونم به یاد بیارم
🔹rake :/ræk/ v
cause extreme physical or mental pain to; subject to extreme stress.
سختی دادن
"he was racked with guilt"
👈 این کلمه اگر اسم باشه به معنی جالباسی است
🌺🌺🌺
👈 برو خدا رو شکر کن و قانع باش والا😁
اینو چه جوری بگیم به انگلیش؟
👇👇👇
👉Thank your lucky stars
Def: to be grateful
👉 You should thank your lucky stars that you have a friend like her.
┅┅┄┅┄┅✶💞✶┄┅┄ ┅┄
👈 برو خدا رو شکر کن و قانع باش والا😁
اینو چه جوری بگیم به انگلیش؟
👇👇👇
👉Thank your lucky stars
Def: to be grateful
👉 You should thank your lucky stars that you have a friend like her.
┅┅┄┅┄┅✶💞✶┄┅┄ ┅┄
🌺🌺🌺
ناگفته نماند که....
اینو چه جوری بگیم به انگلیش؟؟
👉Having said that...
Def: despite what has just been said
👉 He forgets most things, but having said that he always remembers my birthday.
┅┅┄┅┄┅✶💞✶┄┅┄ ┅┄ ┄
ناگفته نماند که....
اینو چه جوری بگیم به انگلیش؟؟
👉Having said that...
Def: despite what has just been said
👉 He forgets most things, but having said that he always remembers my birthday.
┅┅┄┅┄┅✶💞✶┄┅┄ ┅┄ ┄
🌺🌺🌺
👈 ی وقتایی یکی مریضه ازش میپرسیم الان چطوری میگه بهتر شدم ، رو ب بهبودیه
اینو چه جوری بگیم به انگلیش؟
👉on the mend
Def: to be getting better after an illness or injury
👉I'm on the mend. Thanks for asking
┅┅┄┅┄┅✶💞✶┄┅┄ ┅┄ ┄
👈 ی وقتایی یکی مریضه ازش میپرسیم الان چطوری میگه بهتر شدم ، رو ب بهبودیه
اینو چه جوری بگیم به انگلیش؟
👉on the mend
Def: to be getting better after an illness or injury
👉I'm on the mend. Thanks for asking
┅┅┄┅┄┅✶💞✶┄┅┄ ┅┄ ┄
#Facts
What is the difference between "Mommy" "Mom" "Mother"?
Mommy is used informally and mostly in young children that are still learning to speak. Mom is used semi-formally and is used by older children. Mother is the most formal and for older than 25 years old . These are mostly age associated.
a 6 year old kid uses: Mommy,
a 12 year old boy uses: Mom,
a 25 year old man uses: Mother.
تفاوت بین Mommy , Mom , Mother چیست؟
Mommy:
به طور غیر رسمی و بیشتر در کودکان خردسالی که هنوز در حال یادگیری صحبت کردن هستند استفاده می شود.
Mom:
به صورت نیمه رسمی استفاده می شود و توسط بچه های بزرگتر استفاده می شود.
Mother:
رسمی ترین و برای افراد بالای 25 سال است. اینها بیشتر مربوط به سن هستند.
یک بچه 6 ساله استفاده می کند: Mommy
یک پسر 12 ساله استفاده می کند: Mom
یک مرد 25 ساله استفاده می کند: Mother.
What is the difference between "Mommy" "Mom" "Mother"?
Mommy is used informally and mostly in young children that are still learning to speak. Mom is used semi-formally and is used by older children. Mother is the most formal and for older than 25 years old . These are mostly age associated.
a 6 year old kid uses: Mommy,
a 12 year old boy uses: Mom,
a 25 year old man uses: Mother.
تفاوت بین Mommy , Mom , Mother چیست؟
Mommy:
به طور غیر رسمی و بیشتر در کودکان خردسالی که هنوز در حال یادگیری صحبت کردن هستند استفاده می شود.
Mom:
به صورت نیمه رسمی استفاده می شود و توسط بچه های بزرگتر استفاده می شود.
Mother:
رسمی ترین و برای افراد بالای 25 سال است. اینها بیشتر مربوط به سن هستند.
یک بچه 6 ساله استفاده می کند: Mommy
یک پسر 12 ساله استفاده می کند: Mom
یک مرد 25 ساله استفاده می کند: Mother.
💢 تعدادی از اصطلاحات دو قسمتی
👉Binomial Pairs
🔸 Ins and outs جزییات
🔸Trial and error آزمون و خطا
🔸Downs and out آس و پاس
🔸Black and white موضوع شفاف
🔸By and large بطور کلی، در کل
🔸Dos and don'ts بایدها و نبایدها
🔸Give and take بده بستون
🔸Safe and sound امن و امان
🔸Cut and dried شسته رُفته
🔸Sick and tired خسته و کلافه
🔸Neat and tidy تر و تمیز
🔸Idds and ends خرت و پرت
🔸Pros and cons مزایا و معایب
🔸Alive and kicking سرحال و قبراق
👉Binomial Pairs
🔸 Ins and outs جزییات
🔸Trial and error آزمون و خطا
🔸Downs and out آس و پاس
🔸Black and white موضوع شفاف
🔸By and large بطور کلی، در کل
🔸Dos and don'ts بایدها و نبایدها
🔸Give and take بده بستون
🔸Safe and sound امن و امان
🔸Cut and dried شسته رُفته
🔸Sick and tired خسته و کلافه
🔸Neat and tidy تر و تمیز
🔸Idds and ends خرت و پرت
🔸Pros and cons مزایا و معایب
🔸Alive and kicking سرحال و قبراق
🌿 Accept the things to which fate binds you, and love the people with whom fate brings you together, but do so with all your heart.
Marcus Aurelius
چیزهایی را که سرنوشت شما را به آنها گره می زند بپذیرید و به افرادی که سرنوشت شما را با آنها نزدیک می کند عشق بورزید، اما این کار را با تمام وجود انجام دهید.🌿
Marcus Aurelius
چیزهایی را که سرنوشت شما را به آنها گره می زند بپذیرید و به افرادی که سرنوشت شما را با آنها نزدیک می کند عشق بورزید، اما این کار را با تمام وجود انجام دهید.🌿
🫵 پاشو یه تکونی به خودت بده دیگه🏃
🟥Get up buddy, your dream is waiting for you.
🟦 بلند شو رفیق، رویای تو منتظرته.
🟥Get up buddy, your dream is waiting for you.
🟦 بلند شو رفیق، رویای تو منتظرته.
🥖🍞نون آور خونه منم😥
حدس بزن نان آور چی میشه به انگلیسی؟🤔
🔻bread : نان
🔺win : برنده شدن
🔹breadwinner : نان آور
🟢In my family, my father is the breadwinner.
🟤تو خونواده من، پدرم نون آور خونه است.
حدس بزن نان آور چی میشه به انگلیسی؟🤔
🔻bread : نان
🔺win : برنده شدن
🔹breadwinner : نان آور
🟢In my family, my father is the breadwinner.
🟤تو خونواده من، پدرم نون آور خونه است.
✅ حالت اضافه (ملکی ) در زبان انگلیسی و انواع اپوستروف s
حالت اضافه برای مالکیت بکار می رود و مالک یا نام مربوط به انسان است یا غیر انسان.
الف- اگر مالک نام مربوط به غیر انسان باشد بین دو اسم (of) بکار می رود.
🔻-the leaf of the tree.
ب-اگر مالک نام مربوط به انسان باشد بعد از نام انسان ('s) اضافه می شود.
🔻-hassan's book.
حالت اضافه برای مالکیت بکار می رود و مالک یا نام مربوط به انسان است یا غیر انسان.
الف- اگر مالک نام مربوط به غیر انسان باشد بین دو اسم (of) بکار می رود.
🔻-the leaf of the tree.
ب-اگر مالک نام مربوط به انسان باشد بعد از نام انسان ('s) اضافه می شود.
🔻-hassan's book.
🐛خجالت میکشم آنجا بروم.
🦋I am ashamed to go there.
🐛خجالتم می دهی.
🦋You put me to the blush.
🐛خوب که چی؟
🦋So what?
🐛خدا رحم کرد.
🦋That was a close shave.
🐛خوابم سبک است.
🦋I am a light sleeper.
🐛هر که را طاووس خواهد جور هندوستان باید.
🦋He who would catch fish must not mind getting wet.
🐛خدا مرادش را داد.
🦋God granted his wish.
🐛خوب و بد با هم میسوزند./تروخشک با هم میسوزند.
🦋You must take the good with the bad.
#اصطلاحات_مفید
〰〰〰〰❤️❤️〰〰〰〰
🦋I am ashamed to go there.
🐛خجالتم می دهی.
🦋You put me to the blush.
🐛خوب که چی؟
🦋So what?
🐛خدا رحم کرد.
🦋That was a close shave.
🐛خوابم سبک است.
🦋I am a light sleeper.
🐛هر که را طاووس خواهد جور هندوستان باید.
🦋He who would catch fish must not mind getting wet.
🐛خدا مرادش را داد.
🦋God granted his wish.
🐛خوب و بد با هم میسوزند./تروخشک با هم میسوزند.
🦋You must take the good with the bad.
#اصطلاحات_مفید
〰〰〰〰❤️❤️〰〰〰〰
"چیزی ارزش کاری را دارد" به انگلیسی:
worth doing something
☝🏼بزن
That book is worth reading 📖
❗️اون کتاب ارزش خواندن را دارد.
That museum is worth visiting
❗️اون موزه ارزش دیدن را دارد.
It is worth buying.
❗️ارزش خریدن را دارد.
It is worth listening 👂
❗️ارزش شنیدن را دارد.
☝🏼بزن
That book is worth reading 📖
❗️اون کتاب ارزش خواندن را دارد.
That museum is worth visiting
❗️اون موزه ارزش دیدن را دارد.
It is worth buying.
❗️ارزش خریدن را دارد.
It is worth listening 👂
❗️ارزش شنیدن را دارد.
5 تا اصطلاح بسیار کاربردی توی حرف زدن روزمره :
1- سوتی دادم I goofed
2- اینجا آنتن نمیده No bars here
3- حوصلم حسابی سر رفته I'm bored to death
4- دستم بنده I'm tied up
5- پام خواب رفته My foot's gone to sleep
1- سوتی دادم I goofed
2- اینجا آنتن نمیده No bars here
3- حوصلم حسابی سر رفته I'm bored to death
4- دستم بنده I'm tied up
5- پام خواب رفته My foot's gone to sleep
✅ چند عبارت و اصطلاح برای تقویت مهارت #اسپیکینگ
1. "How's it going?"
✔️ این عبارت به معنی "حالت چطوره؟" هست و برای پرسیدن درباره حال و هوای شخص استفاده میشه.
2. "What's up?"
✔️ این اصطلاح معمولاً به عنوان جایگزینی برای "?How are you" یا "?What's going on" استفاده میشه.
3. "I'm just kidding."
✔️ این عبارت به معنی "من فقط شوخی میکردم" هست و برای نشون دادن اینکه یک نظر یا شوخی جدی نبوده، استفاده میشه.
4. "Long time no see."
✔️ این جمله به معنی "خیلی وقته همو ندیدیم." هست و برای بیان اینکه ما مدت زیادی هست که شخصی رو ندیدیم، استفاده میشه.
5. "Can you give me a hand?"
✔️ این عبارت به معنی "میتونید به من کمک کنید؟" هست و برای درخواست کمک از شخصی استفاده میشه.
6. "It's no big deal."
✔️ این جمله به معنی "این مهم نیست" یا "مهم نیست" هست و برای کم کردن اهمیت یا زیر سوال بردن یک موضوع، استفاده میشه.
7. "Let's hang out sometime."
✔️ این عبارت به معنی "بعضی وقتا باهم وقت بگذرونیم" هست و برای پیشنهاد برنامه دیدار و گذروندن زمان با یک دوست یا آشنا استفاده میشه.
1. "How's it going?"
✔️ این عبارت به معنی "حالت چطوره؟" هست و برای پرسیدن درباره حال و هوای شخص استفاده میشه.
2. "What's up?"
✔️ این اصطلاح معمولاً به عنوان جایگزینی برای "?How are you" یا "?What's going on" استفاده میشه.
3. "I'm just kidding."
✔️ این عبارت به معنی "من فقط شوخی میکردم" هست و برای نشون دادن اینکه یک نظر یا شوخی جدی نبوده، استفاده میشه.
4. "Long time no see."
✔️ این جمله به معنی "خیلی وقته همو ندیدیم." هست و برای بیان اینکه ما مدت زیادی هست که شخصی رو ندیدیم، استفاده میشه.
5. "Can you give me a hand?"
✔️ این عبارت به معنی "میتونید به من کمک کنید؟" هست و برای درخواست کمک از شخصی استفاده میشه.
6. "It's no big deal."
✔️ این جمله به معنی "این مهم نیست" یا "مهم نیست" هست و برای کم کردن اهمیت یا زیر سوال بردن یک موضوع، استفاده میشه.
7. "Let's hang out sometime."
✔️ این عبارت به معنی "بعضی وقتا باهم وقت بگذرونیم" هست و برای پیشنهاد برنامه دیدار و گذروندن زمان با یک دوست یا آشنا استفاده میشه.
رفتی کافه رستوران جایی
اینطور بگو اینجا جای کسیه؟🤔
Is this seat taken?
اونم در جواب میگه
متاسفم😅 اینجا جای کسیه
Sorry this seat is taken.
اینطور بگو اینجا جای کسیه؟🤔
Is this seat taken?
اونم در جواب میگه
متاسفم😅 اینجا جای کسیه
Sorry this seat is taken.
✅ تفاوت افعال tell و say :
✨ از نظر معنایی تفاوتی ندارند؛ هر دو به معنای "گفتن" هستند. تفاوت اصلی آنها در کاربرد آنهاست که تا حد زیادی مربوط به گرامر می شود. به طور کلی تفاوت tell و say به این شرح است:
✨ از Tell (که گذشته آن told است) اغلب برای
۱. مطلع کردن و آگاهی دادن
۲. دستور مودبانه دادن به افراد
بکار می رود.
✨ در کاربردی دیگر هم از tell و هم از say (که گذشته آن said است) می توانیم برای نقل قول استفاده کنیم. نکته در این است که برای نام بردن مخاطب همیشه باید ازحرف اضافه to بعد از say استفاده کنیم ولی بعد از tell از هیچ حرف اضافه ای استفاده نمی کنیم.
به چند مثال در خصوص کاربرد tell توجه کنید:
▶️ I told him to wait for me in front of the door.
من بهش گفتم جلوی در منتظرم بمون (دستور).
* در جمله بالا از told (گذشته tell) استفاده کردیم؛ همانطور که می بینید مخاطب (یعنی him) بعد از told بکار رفته است. همچنین از جمله بالا می توانیم بفهمیم که از told برای دستور دادن استفاده شده است چون معمولا برای دستور دادن بعد از مخاطب از to یا not to استفاده می شود.
▶️ Tell me about the movie.
درباره فیلم بهم بگو (مطلع کردن).
*در جمله بالا مخاطب (me) بعد از tell بکار رفته است.
▶️ Reza told me that he was going out.
رضا به من گفت که داره میره بیرون (مطلع کردن).
*در این جمله نیز ما مخاطب (یعنی me) را در جمله بعد از tell بکار بردیم.
✨در نقل قولها :
📕 در نقل قول هرگاه بخواهیم جمله ای را که یا دستوری باشد و یا حاکی از آگاهی دادن داشته باشد را نقل کنیم باید از فعل tell استفاده کنیم.
در موارد دیگر مثل
۱. سوالات
۲. احوالپرسی
۳. جملات تعجبی 👈 از say استفاده می کنیم.
▶️ He said, ” Good morning.”
او گفت “صبح بخیر.”
*در جمله بالا نوعی از احوالپرسی نقل شده و بنابراین از said استفاده شده است.
▶️ He told Jack to bring the computer.
او به جک گفت تا کامپیوتر را بیاورد.
*جمله بالا یک دستور را بیان می کند و به همین دلیل از told استفاده شده است.
▶️ Jennifer said, “What a nice house.”
جنیفر گفت “چه خانه زیبایی.”
*قسمتی که در مثال بالا نقل شده است یک جمله تعجبی است و بنابراین از فعل said استفاده شده است.
✨ نکته: چند اصطلاح ثابت رایج در زبان انگلیسی وجود دارد که با آنها فقط می توان از فعل tell استفاده کرد. علاوه بر این در این اصطلاحات معمولا از مفعول (همان مخاطب) استفاده نمی شود. سه مورد از این اصطلاحات ثابت عبارتند از:
☆Tell a lie
دروغ گفتن
You should never tell a lie.
تو هیچ وقت نباید دروغ بگی.
☆Tell the truth
حقیقت را گفتن
I don’t think she’s telling the truth.
فکر نمی کنم او داره حقیقت میگه.
☆Tell a story
قصه تعریف کردن/گفتن
آموزش ها رو برای دوستات بفرست😍
✨ از نظر معنایی تفاوتی ندارند؛ هر دو به معنای "گفتن" هستند. تفاوت اصلی آنها در کاربرد آنهاست که تا حد زیادی مربوط به گرامر می شود. به طور کلی تفاوت tell و say به این شرح است:
✨ از Tell (که گذشته آن told است) اغلب برای
۱. مطلع کردن و آگاهی دادن
۲. دستور مودبانه دادن به افراد
بکار می رود.
✨ در کاربردی دیگر هم از tell و هم از say (که گذشته آن said است) می توانیم برای نقل قول استفاده کنیم. نکته در این است که برای نام بردن مخاطب همیشه باید ازحرف اضافه to بعد از say استفاده کنیم ولی بعد از tell از هیچ حرف اضافه ای استفاده نمی کنیم.
به چند مثال در خصوص کاربرد tell توجه کنید:
▶️ I told him to wait for me in front of the door.
من بهش گفتم جلوی در منتظرم بمون (دستور).
* در جمله بالا از told (گذشته tell) استفاده کردیم؛ همانطور که می بینید مخاطب (یعنی him) بعد از told بکار رفته است. همچنین از جمله بالا می توانیم بفهمیم که از told برای دستور دادن استفاده شده است چون معمولا برای دستور دادن بعد از مخاطب از to یا not to استفاده می شود.
▶️ Tell me about the movie.
درباره فیلم بهم بگو (مطلع کردن).
*در جمله بالا مخاطب (me) بعد از tell بکار رفته است.
▶️ Reza told me that he was going out.
رضا به من گفت که داره میره بیرون (مطلع کردن).
*در این جمله نیز ما مخاطب (یعنی me) را در جمله بعد از tell بکار بردیم.
✨در نقل قولها :
📕 در نقل قول هرگاه بخواهیم جمله ای را که یا دستوری باشد و یا حاکی از آگاهی دادن داشته باشد را نقل کنیم باید از فعل tell استفاده کنیم.
در موارد دیگر مثل
۱. سوالات
۲. احوالپرسی
۳. جملات تعجبی 👈 از say استفاده می کنیم.
▶️ He said, ” Good morning.”
او گفت “صبح بخیر.”
*در جمله بالا نوعی از احوالپرسی نقل شده و بنابراین از said استفاده شده است.
▶️ He told Jack to bring the computer.
او به جک گفت تا کامپیوتر را بیاورد.
*جمله بالا یک دستور را بیان می کند و به همین دلیل از told استفاده شده است.
▶️ Jennifer said, “What a nice house.”
جنیفر گفت “چه خانه زیبایی.”
*قسمتی که در مثال بالا نقل شده است یک جمله تعجبی است و بنابراین از فعل said استفاده شده است.
✨ نکته: چند اصطلاح ثابت رایج در زبان انگلیسی وجود دارد که با آنها فقط می توان از فعل tell استفاده کرد. علاوه بر این در این اصطلاحات معمولا از مفعول (همان مخاطب) استفاده نمی شود. سه مورد از این اصطلاحات ثابت عبارتند از:
☆Tell a lie
دروغ گفتن
You should never tell a lie.
تو هیچ وقت نباید دروغ بگی.
☆Tell the truth
حقیقت را گفتن
I don’t think she’s telling the truth.
فکر نمی کنم او داره حقیقت میگه.
☆Tell a story
قصه تعریف کردن/گفتن
آموزش ها رو برای دوستات بفرست😍