English Language Learning Channel
3.47K subscribers
2.5K photos
163 videos
595 files
466 links
English Topics (EFL)
Ali Tavakoli, English teacher since 2006
IELTS / OET instructor

@AliTavakoli1
+989363832270
+989154307177

Group: https://t.me/EnglishLanguageLearningGroup

www.aTavakoli.com

alitavakoli1.blogfa.com

Instagram: AliTavakoli2

@ESLpro
Download Telegram
It is the same for learning English.
جملات رایج زبان انگلیسی، در مورد آب و هوا و شرایط جوی


1- هوای شهر شما چطور است؟

What’s the weather like in your city? How is the weather in your city?



2- تابستان گرم/ داغ وزمستان خنک/سرد است.

It’s warm /hot in the summer and cool/ cold in the winter.



3- هوای روستای ما معتدل/ مرطوب است.

The weather in our village is mild/damp.



4- گاهی نسبتاً ابری است.

It’s partly cloudy sometimes.



5- 10 ساعت است که بدون وقفه برف می آید.

It has been snowing non- stop for ten hours.



6- فکر کنم جاده ها امروز لغزنده باشد.

I think the roads are slippery today.



7- میزان بارش باران در شهر شما چقدر است؟

What is the rate of rainfall in your city?



8- برف ایستاده و هوا داره صاف میشه.

The snow has stopped and it’s clearing up.



9- ما لاستیک یخ شکن نیاز داریم.

We need snow tires.



10- انگشت های پایم به خاطر هوای سرد کبود شده است.

My toes have turned blue because of the cold weather.



11- دیشب هوا 10 درجه زیر صفر بود.

It was 10 degrees below zero last night.



12- هوا امروز 4 درجه بالای صفر است.

It’s 4 degrees above zero today.



13- درجه هوا به زودی پایین می آید.

The temperature will drop down soon.



14- دماسنج 5 درجه سانیتگراد را نشان می دهد.

The thermometer shows 5 c.



15- باید در مه سو پایین حرکت کنید.

You should use low beams in the fog.



16- هر چند هوا خوب نبود ولی تعطیلات خوبی داشتیم.

We had a lovely holiday even though the weather was not very good.



17- فردا هوا بادی/بارانی/طوفانی/آفتابی خواهد بود.

We are going to have a windy/rainy/stormy/sunny weather tomorrow.



18- امیداورم این هوا تا آخر هفته ادامه پیدا کند.

I hope this weather keeps up for the weekend.



19- به نظر می آید بارندگی تا آخر هفته ادامه داشته باشد.

It looks like that the rain is going to continue through the weekend.



20- هوای امروز افتضاح است.

The weather is awful/terrible/horrible today.



21- به نظر می رسد که زمستان سختی/ملایمی را در پیش داریم.

It looks we’re in for another hard/mild winter.



22- هوای امروز آفتابی/ابری است.

Today is a sunny/cloudy day.



23- امیدارم هوا همین طوری خوب بماند.

I hope the weather will stay fine like this.



24- با احتیاط رانندگی کنید. مه غلیظ است.

Drive carefully! There is a thick fog tonight.



25- در این هوای مه آلود فدرت دید کم است.

There is poor visibility in this foggy weather.



26- به این هوا می گویی داغ؟ آدام می پزه.

You say it’s hot? It’s boiling/scorching.



27- به این هوا میگویی سرد؟ داریم یخ می زنیم.

You say it’s cold? We are freezing.



28- امروز هوا بدجوری سرد است.

It’s bitterly cold today.



29- پیش بینی وضع هوای فردا را گوش کردی؟

Have you heard the weather forecast for tomorrow?



30- باد شدید و بارندگی را پیش بینی کرده اند.

They are forecasting strong winds and rain.



31- هواشناس تلویزیون گفت هوای فردا ابری با بارش های پراکنده خواهد بود.

The weatherman on TV said it will be cloudy tomorrow with scattered showers.



32- هواشناسی آخر هفته را خوب و آفتابی اعلام کرد.

The weather forecast says the outlook for the weekend is fairly sky.



33- بر اساس پیش بینی هواشناسی، بیشتر نقاط ایران فردا ابری خواهد بود.

According to the weather forecast, it will be cloudy in most parts of the country.



34- او همچنین گفت یک جبهه سرد از دریای خزر به سوی تهران در حرکت است.

He also said a cold front from the Caspian Sea is moving down towards Tehran.



35- راست میگویی؟! پس هوای سرد در راه است.

Really?! So the cold weather is on its way.



36- تمام شب گذشته یخبندان شدید بود.

There was heavy frost last night.



37- خودت را خوب بپوشان هوا سوز دارد.

Wrap up well. There is a chill in the air.



38- من فکر نمی کنم هیچ وقت به سرما و رطوبت این محل عادت کنم.

I don’t think I ever really acclimatize to the cold and damp of this place.



39- خوشبختانه قبل از اینکه طوفان شروع بشود رسیدیم خانه.

Luckily, we got home before the storm broke.



40- وقتی طوفان تمام شد، می رویم بیرون.

When the storm dies down, we will go out.



41- وقتی داشت گلف بازی می کرد، رعد و برق بهش زد.

He was struck by lightening when playing golf.



42- کلاهم را باد برد.

My hat blew off in the wind.



43- اینقدر باد شدید بود که داشت مرا می برد.
The wind was so strong that I was nearly blown over.



44- ما صدای زوزه باد را در میان درختان می شنیدیم.

We could hear the wind whistling through the trees.



45- دیشب برف سنگینی آمد.

We had a heavy fall of snow last night.



46- ارتباط چند روستا به خاطر برف قطع شده است.

Several villages have been cut off by the snow.



47- بیا برویم سورتمه سواری.

Let’s go sledging.



48- بیا برف بازی کنیم.(گلوله برف به هم بزنیم)

Let’s have a snowball fight.



49- در ارتفاعات بالا برف سنگینی آمده است.

There is heavy snow at high altitudes.



50- برف سنگین تمام راه ها را به شهر ما مسدود کرده است.

Heavy snow has blocked all roads into our city.



51- به خاطر بارش برف چند مسابقه کنسل شده.

Heavy snow has caused the cancellation of several matches.



52- کی قرار است برف خیابان ها را پاک کنند؟

When are they going to clear the streets of snow?



53- برف پارو کردن کار سختی است.

It’s hard work shoveling snow.



54- در بعضی جاها برف تا زانو می رسید.

The snow was knee-deep in some places.



55- ما بارش های برف فصلی را خواهیم داشت.

We will have seasonable snow showers.



56- ما دو هفته در کلبه، وسط برف گیر کرده بودیم.

We were snowbound in the cottage for two weeks.



57- هوا به پشت سر هم یا بارانی می شد یا آفتابی .

The weather alternated between rain and sunshine.



کلمات بیشتر



بهمن:avalanche

فشارسنج:barometer

بوران: blizzard

نسیم:breeze

مرطوب: damp

شبنم:dew

نم نم باران آمدن:drizzle

خشکسالی:drought

مه آلودfoggy :

یخبندان:frosty

تگرگ:hail

شرایط جوی:meteorological conditions

مه آلود: misty

باران شدید آمدن:pour

رنگین کمان: rainbow

رگبار:shower

سورتمه: sledge

آب برف: slush

دانه های برف: snow flakes

آدم برفی:snowman

ماشین برف روب:snow plough/snowplow

گلوله برف:snowball

آب شدن برف:thaw

قدرت دید:visibility

پوتین: wellingtons
💞There is no smoke without fire.
🍁 تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها.
💞What is all about?
🍁جریان چیه؟
💞Control your tongue.
🍁جلوی زبونت رو بگیر.
💞My pride was wounded.
🍁 به غیرتم برخورد.
💞Money talks.
🍁 پول حلال مشکلات است.
💞Don’t involve me.
🍁 پای منو وسط نکشید.
💞What is there in it?
🍁چه نفعی دارد؟
💞The mills of God grind slowly.
🍁چوب خدا صدا ندارد.
💞What cheek!
🍁چه پررویی!
💞To turn on somebody
🍁 با کسی چپ افتادن
💞knock it off
🍁بس کن دیگه!
💞You are reason
🍁حق با شماست
💞So long
🍁 به امید دیدار
💞Choosy-choosy
🍁مشکل پسند
💞 Just in case
🍁 محض احتیاط
در این پست اصلاحات و جملات کاربردی انگلیسی که در تاکسی مورد استفاده قرار می گیرد، ارائه شده است.


1- با تاکسی به فرودگاه رفتم.

I took / got a cab to the airport.



2- معمولاً با تاکسی به فرودگاه می روم. هرگز با ماشین خودم نمی روم.

I usually go to the airport by taxi. I never go in my car.



3- چقدر طول می کشد ما را از اینجا به فرودگاه ببرید؟

How long does it take to take us from here to the airport?



4- با تاکسی فقط پنج دقیقه راه است.

It’s only a five-minute taxi-ride away.



5- از فرودگاه تا دانشگاه با تاکسی حدوداً بیست دقیقه طول می کشد.

A taxi journey from the airport to the university takes about twenty minutes.



6- باید یک تاکسی تلفنی برایش بگیریم. آخر شب است.

We should call him a cab. It’s late at night.



7- می خواهی زنگ بزنم تاکسی بیاید؟

Would you like me to phone for taxi?



8- من جلو می نشینم.

I will sit in the front.



9- یک ربع است که دارم برای تاکسی دست تکان می دهم. اما هیچ کدام از آنها نمی ایستد.

I have been hailing cabs since fifteen minutes ago. None of them stops.



10- برایت تاکسی بگیرم؟

Shall I call/ order/ hail a taxi for you?



11- بیا با تاکسی به خانه برگردیم.

Let’s take a taxi back home.



12- آیا این نزدیکیها ایستگاه تاکسی هست؟

Is there a taxi rank/ cab stand nearby?



13- او خسیس تر از آن است که بخواهد تاکسی بگیرد.

She’s too cheap/ mean to take a cab.



14- شرکت برای شما یک تاکسی در فرودگاه آماده خواهد کرد.

The company will arrange for a taxi to meet you at the airport.



15- هر شش تامون به زور توی یک تاکسی سوار شدیم.

All six of us bundled into a taxi.



16- ما همگی پریدیم توی یک تاکسی.

We all jumped in a taxi.



17- تعارف کردم کرایه تاکسی را بدهم.

I offered to pay the fare of the taxi.



18- او بر سر کرایه تاکسی با راننده مشاجره کرد.

He got into a dispute over the taxi fare.



19- به دلایلی که حالا یادم نمی آید، مجبور شدیم تاکسی بگیریم.

For some reason which escapes me, we had to take a taxi.



20- بعضی از راننده های تاکسی کرایه های خیلی بالایی می گیرند.

Some taxi drives charge extortionate rates.



21- بعضی از راننده های تاکسی کرایه های خیلی بالایی می گیرند.

We have the largest fleet of taxies in the state.



22- ما بزرگترین ناوگان تاکسی رانی کشور را داریم.

We have the largest fleet of taxies in the state.



23- عجله کن! تاکسی بیرون مقابل در ایستاده.

Hurry up! The taxi is out front.



24- بار سفرم زیادست، بنابراین مجبورم تاکسی بگیرم.

I am loaded down with bags, so I have to take a taxi.



25- بیا یک تاکسی بگیریم و فکر پولش نکنیم!

Let’s take a taxi and blow the expense!



26- آخه واسه چی داری بوق می زنی؟

Why on earth are you tooting/ honking your horn?



27- کجا می روید آقا؟

Where to, sir?



28- می خواهم به این آدرس بروم.

I want to go to this address.



29- کرایه چقدر است؟

How much is the fare?



30- میشه بگویید کرایه تا هتل تقریباً چقدر میشه؟

Can you tell me roughly how much the fare will be to the hotel?



31- من بیش از دو دلار نمی دهم.

I won’t pay more than two dollars.



32- سوار شو.

Hop in.



33- ممکنه تاکسی متر را ببینم؟

May I see the taximeter?



34- راننده تاکسی از هتل پورسانت می گیرد.

The taxi driver gets a rake- off from the hotel.



35- تو خیابان تاکسی زیاد نیست.

There are few taxies in the street.



36- آیا فکر می کنی دلیلش سهمیه بندی بنزین است؟

Do you think it’s because gas has been rationed?



37- من با سهمیه بندی موافقم چرا که این کار سبب صرفه جویی در مصرف انرژی می شود.

I am in favor of rationing, because we can save energy this way.



38- دولت در صدد کنترل مصرف سوخت است.

The government is trying to rein in fuel consumption.



39- به خودروهای شخصی روزانه 5/3 لیتر بنزین یارانه ای و به خودروهای دولتی 10 لیتر داده می شود.

Private cars are allowed 3.5 liters of subsidized petrol per day, state-owned vehicles 10 liters.



40- سهمیه وسائط حمل و نق عمومی بیشتر است.

Public transportation vehicles have a higher quota.



41- باید مراقب باشی کارت هوشمند سوخت را گم نکنی چون صدور مجدد آن زمان می برد.

You should be careful not to lose your fuel smart card, because reissuing take time.



42- سعی می کنم در مصرف سوخت صرفه جویی کنم.

I try to economize on fuel.
43- اشکالی ندارد شما کرایه تاکسی را پرداخت کنید؟

Would you mind paying the taxi driver?



44- مثل اینکه کرایه تاکسی ها را باید من بدهم.

Sounds like I have to pay for the taxies.



45- دست از خسیس بازی بردار.

Stop being such a close- fisted man.
1
در این پست 40 اصطلاح ضروری و رایجی که در مکالمات روزمره زبان انگلیسی کاربرد دارد به همراه ترجمه فارسی و مثال ارائه گردیده است.

برای مشاهده این درس به ادامه مطلب مراجعه نمایید.




1. What’s up?

چه خبره؟



There are lots of rumors about you and Jennifer. What’s up?

شایعات زیادی در مورد تو و جنیفر هست. چه خبره؟

2. What’s new?

تازه چه خبر؟ (چه خبرا)



Ok, old buddy. What’s new?

خوب رفیق قدیمی، چه خبرا؟

3. What’s bring you here?

چه عجب از این طرفا؟ شما کجا اینجا کجا؟



Hello. What a surprise? What brings you here?

سلام. چه سورپرایزی؟ چه عجب از این طرفا؟

4. Long time, no see.

خیلی وقته همدیگر را ندیده ایم. (پارسال دوست امسال آشنا)



Hi, Joe. Long time, no see. I haven’t seen you in ages.

سلام، جو. پارسال دوست، امسال آشنا. خیلی وقته ندیدمت

5. Take a nap

چرت زدن



I usually take a nap after lunch.

معمولا بعد از ناهار یه چرتی می زنم.

6. No sweat (No problem)

مشکلی نیست. نگران نباش



Of course you can use my car. No sweat.

البته که می تونی از ماشین من استفاده کنی. مشکلی نیست.

7. Knock on wood.

بزن به تخته، بزنم به تخته



You haven’t changed a bit after so many years, knock on wood!

بعد از این همه سال اصلا عوض نشدی، بزنم به تخته!

8. Suit yourself.

راحت باش، هر طور که راحتی



If you don’t want to come with me, it’s ok. Suit yourself.

اگر نمی خواهی با من بیایی، اشکالی نداره. راحت باش.

9. Nice job! / Good work!

کارت خوب بود، خسته نباشی، دستت درد نکنه



I really enjoyed your class. Nice job!

واقعا از کلاستان لذت بردم. خسته نباشید.

10. Never mind!

بیخیال، ولش کن



A: I’m sorry you failed you exam.

B: Never mind

متأسفم در امتحان رد شدی

بیخیال!

11. Dig in!

بزن تو رگ، بزن به بدن



Ok. Dinner’s ready. Dig in!

خوب شام حاضره، بزن تو رگ.

12. It sucks.

بیخوده، به درد نمیخوره



I can’t eat this sandwich. It sucks.

نمی تونم این ساندویچ را بخورم. بیخوده

13. Don’t give me that!

این حرفا سرم نمیشه، واسه من دروغ سرهم نکن



Don’t give me that! I wasn’t born yesterday.

واسه من دروغ سرهم نکن. من بچه نیستم.

14. He doesn’t give a damn about it.

عین خیالش نیست.



He’s failed the exam again but he doesn’t give a damn about it?

امتحان را دوباره رد شده ولی عین خیالش نیست.

15. Step on it.

بجنب، یالا، گاز بده، زودتر



I want you to send all these emails, and step on it.

میخوام همه این ایمیلها را بفرستی، بجنب!

16. Or else

والا، وگرنه



Go away or else I’ll call the cops.

برو پی کارت والا پلیس را خبر می کنم.

17. Take it easy!

سخت نگیر!



Take it easy, pal. It’s no big deal.

سخت نگیر رفیق. چیز مهمی نیست.

18. No big deal

مسئله مهمی نیست، خیالی نیست، مشکلی نیست



A: I’m sorry. I bumped into your car

B: It’s just a scratch. No big deal.

ببخشید. زدم به ماشینت

فقط یک خراشه. چیز مهمی نیست.

19. So much the better.

چه بهتر



A: John said he can’t come with us.

B: So much the better.

جان گفت نمی تواند با ما بیاید.

چه بهتر

20. over my dead body.

مگر از روی جنازه (نعش) من رد شوی



A: we’ve all decided to sell this house to a developer.

B: Over my dead body.

ما همگی تصمیم گرفته ایم این خانه را به یک بساز بفروش، بفروشیم

مگر از روی نعش من رد شوید.

21. Knock it off! / Cut it out!

بسه دیگه، حرف نزن دیگه، دهنتو ببند.



Knock it off! I can’t take it anymore.

بسه دیگه. بیش از این تحملش را ندارم.

22. just in case / to be on the safe side

محض احتیاط



Take an umbrella with you, just in case

با خودت یک چتر بردار، محض احتیاط.

23. Out of the question

غیر ممکنه



The bill is on me. I won’t let you pay. It’s out of the question.

صورتحساب پای منه. نمی ذارم تو پول بدی. غیر ممکنه

24. Act your age.

مطابق سنت رفتار کن



You’re not a kid anymore. Act your age.

تو دیگه بچه نیستی، مطابق سنت رفتار کن

25. Mind your own business!

سرت به کار خودت باشه!



Hey, busybody, mind your own business.

آهای فضول، سرت به کار خودت باشه.

26. Why don’t you go about your business?

چرا نمیری پی کارت؟



We don’t need you here. Why don’t you go about your business?

اینجا به تو احتیاجی نداریم. چرا نمیری پی کارت؟

27. A pack of lies

یه مشت دروغ



Cut it out! I don’t believe you. You’re giving me a pack of lies

بسه دیگه! حرفاتو باور نمی کنم. داری یه مشت دروغ تحویل من میدی.
28. Hit the sack / hay

خوابیدن



I can’t stay up anymore. I’m gonna hit the sack.

دیگه نمی تونم بیدار بمونم. میخوام برم بخوابم.

29. (It’s a) deal.

قبوله، باشه، موافقم.



A: Ok. You go your way and I’ll go mine. Deal?

باشه، تو راه خودته برو منم راه خودمو میرم. قبوله؟

30. Get off my back!

دست از سرم بردار، راحتم بزار، اینقدر گیر نده



Stop picking on me. Get off my back!

اینقدر به من گیر نده، دست از سرم بردار!

31. Believe it or not

باور کنی یا نه، باور بشه یا نشه



Believe it or not, you’re the only guy I trust.

باور بشه یا نه، تو تنها آدمی هستی که بهش اعتماد دارم.

32. Kick the bucket

غزل خداحافظی را خواندن، مردن



I wanna see the world before I kick the bucket.

دلم می خواد قبل از آنکه غزل خداحافظی را بخونم دنیا را ببینم.

33. Have a sweet tooth

شیرینی خور بودن، به شیرینی علاقه داشتن



I have a sweet tooth. I can’t help eating candy.

من شیرینی خورم. نمی توانم جلوی شیرینی خوردنم را بگیرم.

34. Dressed to kill

خیلی شیک کردن، (لباس هایت منو کشته)



You’re dressed to kill. Where are you going?

خیلی شیک کردی. کجا می خوای بری؟

35. Hate sb’s guts

چشم دیدن کسی را نداشتن، خیلی متنفر بودن



I know why she didn’t invite me. She hates my guts.

می دانم چرا مرا دعوت نکرد. چشم دیدنم را نداره

36. Pet hate

چیزی که از آن متنفریم



My pet hate is having to stand in line.

چیزی که ازش متنفرم اینه که مجبور بشم تو صف بایستم.

37. Kick sb out

اخراج کردن، با لگد بیرون انداختن



If I’m late for work one more time, my boss will kick me out.

اگر یه دفعه دیگه دیر سر کارم برم، رئیسم با لگد بیرونم می کنه.

38. Get a move on!

بجنب، تکون بخور



We can’t wait all day for you. Get a move on!

نمی تونیم کل روز را منتظر باشیم. تکون بخور.

39. Get busy!

شروع به کار کردن



Let’s get busy and paint the apartment.

بیا شروع کنیم به کار و آپارتمان را رنگ کنیم.

40. Easy does it!

یواش، احتیاط کن



Be careful with that glass vase. Easy does it!

مواظب آن گلدان بلور باش. احتیاط کن!
نامزدی، ازدواج و طلاق



Engagement, Marriage, Divorce
بخش اول: نامزد کردن

در زبان انگلیسی برای نامزدن شدن از فعل Get engaged (to) و برای نامزدن بودن از فعال be engaged (to)استفاده می شود.



- ریچل و تد دو هفته پیش نامزد شدند.

Rachel and Ted got engaged two weeks ago.



- ریچل نامزد تد شد.

Rachel got engaged to Ted.



- ریچل و تد نامزد هستند.

Rachel and Ted are engaged.



- ریچل نامزد تد است.

Rachel is engaged to Ted.



- کی نامزد شدید؟

When did you get engaged?



- چه مدتی است که نامزد هستید؟

How long have you been engaged?



برای واژه نامزد اگر مذکر باشد از fiancéو اگر مونث باشد از fiancéeاستفاده می شود. لازم به ذکر است تلفظ هر دو کلمه یکی است.



- این تد است. او نامزدم است.

This is TED. He’s my fiancé

بخش دوم: ازدواج کردن

برای ازدواج کردن از افعال marryو Got married (to)استفاده می شود. فعل marryاغلب با مفعول به کار می رود اما فعل get married toهم با مفعول و هم بدون مفعول به کار می رود. لذا اگر جمله مفعول نداشته باشد (یعنی شخص مورد نظر مشخص نباشد) استفاده از کلمه get marriedرایج تر است.



- ریچل با تد ازدواج کرد. (با مفعول)

Rachel married Ted.



- با من ازدواج می کنی؟ (با مفعول)

Will you marry me?



- ریچل پارسال ازدواج کرد. (بدون مفعول)

Rachel got married last year.



- ریچل و تد دو ماه پیش ازدواج کردند.

Rachel and Ted got married two month ago.



فعل be married (to)به معنای زن و شوهر بودن است و معنای ازدواج کردن نمی دهد.



- ریچل همسر (زن) تد است.

Rachel is married to Ted.



- برادرم یک زن فرانسوی دارد.

My brother is married to a French.



- هر دو برادر من متأهل هستند.

Both of my brothers are married.



- آیا شما متأهلید؟

Are you married?



چند مثال:



- می خواهم با مردی ازدواج کنم که تحصیل کرده باشد.

I want to marry a man who is well-educated.



- خواهرم با همکلاسی اش ازدواج کرد.

My sister married her classmate.



- هفته آینده با هم ازدواج می کنیم.

We are getting married next week



- در سی سالگی ازدواج کرد.

She got married at age of 30



- جین و پل هجده سال است که ازدواج کرده اند.

Jean and Paul have been married for 18 years.



نکته: هیچ یک از افعال مربوط به نامزد و طلاق گرفتن با حرف اضافه withبه کار نمی روند.

بخش سوم: طلاق گرفتن

در صورتی که جمله مفعول داشته باشد، برای طلاق گرفتن از عبارت divorce(بدون حرف اضافه) استفاده می شود و در صوتی که جمله مفعول نداشته باشد از عبارت get divorceو یا get a divorceاستفاده می شود.



- جک زنش را طلاق داد. (با مفعول)

Jack divorced his wife



- ریچل از همسرش طلاق گرفت. (با مفعول)

Rachel divorced her husband



- مری و باب از هم جدا شدند. (بدون مفعول)

Mary and Bob got divorced



- خواهرم تصمیم گرفته است که طلاق بگیرد. (بدون مفعول)

My sister has decided to get a divorce.



برای تقاضای جدایی و یا طلاق خواستن از فعل want a divorceو یا ask for a divorceاستفاده می شود.



- دیگر نمی توانم با تو زندگی کنم. من طلاق می خواهم.

I can’t live with you anymore. I want a divorce.



- خواهرم تقاضای طلاق کرده است.

My sister has asked for divorce.



برای صحبت کردن درباره زن یا مردی که طلاق گرفته و اکنون متأهل نیست از فعل be divorcedاستفاده می شود.



- قبلا متأهل بودم ولی الان طلاق گرفته هستم.

I used to be married but I’m divorced now.



- کی طلاق گرفتی؟

When did you get divorced?



- پنج سال پیش طلاق گرفت.

I got divorced 5 years ago.



- چه مدتی است که طلاق گرفته ای؟

How long have you been divorced?



- شنیدی؟ جرج و سو دارند جدا می شوند.

Have you heard? George and Sue are getting divorced.
1
💝 ﮐﺎﺭﺑﺮﺩ Do ﺩﺭ ﺟﻤﻼﺕ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺯﺑﺎﻥ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ:💝

Do you follow?
ﮔﺮﻓﺘﯽ ﭼﯽ ﺷﺪ؟
Why do you ask?
ﭼﺮﺍ ﻣﯿﭙﺮﺳﯽ؟
I'll do my best
ﻫﻤﻪ ﯼ ﺗﻼﺷﻤﻮ ﻣﯿﮑﻨﻢ
I made him do so
ﻣﻦ ﻣﺠﺒﻮﺭﺵ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺍﻧﺠﺎﻣﺶ ﺑﺪﻩ
Do it by yourself
ﺧﻮﺩﺕ ﺍﻧﺠﺎﻣﺶ ﺑﺪﻩ
Do as he tells you
ﻃﺒﻖ ﮔﻔﺘﻪ ﯼ ﺍﻭﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪﻩ
Tell me what to do
ﺑﮕﻮ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﮐﻨﻢ
What am I to do now?
ﺣﺎﻻ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﮐﻨﻢ؟
Do whatever you like
ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪﻩ
Do you have a minute?
ﯾﻪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻭﻗﺖ ﺩﺍﺭﯼ؟
Do you look your age?
ﺑﻪ ﺳﻨﺖ ﻣﯿﺨﻮﺭﯼ؟
This will do for now
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻻﻥ ﮐﺎﻓﯿﻪ
A thousand yen will do
ﻫﺰﺍﺭ ﯾِﻦ ﮐﺎﻓﯿﻪ
Where do you have pain?
ﮐﺠﺎﺕ ﺩﺭﺩ ﻣﯿﮑﻨﻪ؟
Do you feel like eating?
ﻣﺎﯾﻠﯽ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ؟
Do you have a pen on you?
ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﺩﺍﺭﯼ ﻫﻤﺮﺍﺕ؟
Who do you think you are?
ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﯽ؟
Do you think I'm to blame?
ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻣﻦ ﻣﻘﺼﺮﻡ؟
1- عبارات رایج در هنگام ارائه پیشنهاد کمک در موقعیت های دوستانه و غیر رسمی

اگر قصد داشته باشیم که به دوستی که در حال انجام کاری است کمک کنیم، از عبارات زیر استفاده می کنیم.

- کمک می خواهی

(Do you) want any help?



- کمک لازم داری؟

(Do you) need any help?



- می تونم کمکت کنم؟

Can I help you?

Can I give you a hand?

2- عبارات رایج در هنگام ارائه پیشنهاد کمک در موقعیت های رسمی تر

در موقعیت های رسمی برای ارائه پیشنهاد کمک می توانیم از عبارات زیر استفاده کنیم.



- می خواهید ظرف ها را از روی میز جمع کنم؟

Would you like me to clear the table?



- اگر میل داشته باشید گیاه ها را آب می دهم.

I’ll water the plants if you’d like.

3- برای دادن پاسخ مثبت و یا منفی به یک پیشنهاد می توانیم از عبارات زیر استفاده کنیم.

پاسخ مثبت:



- بله، اگر زحمتی نیست.

Yes, if it’s no trouble.



- بله، اگر اشکالی ندارد.

Yes, If you don’t mind.



مثال:

A: I see you’re washing the dishes. Want any help?

B: Yes, if you don’t mind.

A: No, not at all. I’d be glad to help.

B: Thanks. I appreciate it.



پاسخ منفی:



- نه متشکرم. از عهده اش بر میام.

No, thanks. I can manage.



- نه متشکرم. خودم می توانم انجامش بدهم.

No, that’s ok. I can do it myself.

4- اگر بخواهیم در پاسخ به یک پیشنهاد کمی تعارف کنیم و سپس پاسخ مثبت دهیم، می توانیم جمله زیر را بیان کنیم.



- از پیشنهادتان متشکرم اما نمی خواهم به شما زحمت بدهم.

I appreciate your offering but I don’t want to trouble you.

5- اگر به شخصی پیشنهاد دهیم و مخاطب تعارف کند، برای اصرار کردن می توانیم بگوییم:



- تعارف نکن. بگذار کمکت کنم.

Oh, come on. Let me give you a hand.



- تعارف نکن. وقتی من می تونم کمک کنم، مجبور نیستی تنهایی این کار را انجام دهی.

Oh. Come on. You don’t have to do it yourself if I’m here to help.

6- اگر بخواهیم به شخصی که دچار مشکلی شده است پیشنهاد کمک کنیم، می توانیم از عبارات زیر استفاده کنیم.



- کاری از من (برای کمک) بر می آید؟

Can I do anything to help?



- کاری هست که بتونم (برای کمک) انجام بدم؟

Is there anything I can do to help?



- چی کمکی از من بر می آید؟

What can I do to help?



- می خواید زنگ بزنم آمبولانس بیاید؟

Should I call an ambulance?



برای ارائه پاسخ مثبت و یا منفی به چنین جملاتی می توانید از نمونه های زیر استفاده کنید.



- بله لطفا. ممکن است زنگ بزنید آمبولانس بیاید؟

Yes, please. Could you call an ambulance?



- بله. می تونید کمک کنید تا بلند شوم.

Yes, can you help me up, please?



- نه خوبه. فکر می کنم حالم خوبست.

No, that’s ok. I think I’ll be all right.



7- در فروشگاه ها به هنگام خرید ممکن است از فروشنده جمله زیر برای ارائه پیشنهاد کمک را بشونید.

Can I help you?



اگر قصد خرید نداشته باشید و فقط بخواهید نگاه به اجناس بیاندازیم می گوییم.



- نه ممنونم. فقط دارم نگاه می کنم.

No, thanks, I’m just looking.



ولی اگر قصد خرید داشته باشید برای مثال می توانید بگویید.



- بله لطفا، دنبال یک دوربین دیجیتال هستم.

Yes, please. I’m looking for a digital camera
نامه نویسی:::
نامه ها و مکاتبات به دو دسته تقسیم می شوند نامه های رسمی یا formal و نامه های غیر رسمی و یا informal. نامه های غیر رسمی همانطور که از نام آن پیداست بیشتر برای مکاتبات دوستانه استفاده می شود و برای نگارش آن نیازی به اصول و قواعد لازم نیست و می توان آن را به هر نحو ممکن نگارش نمود. اما نامه های رسمی که برای مکاتبات تجاری و اداری در موضوعات کاری متفاوت نظیر سفارش کالا، استعلام، تشکر، شکایت، دعوت به همکاری و ... نگارش می شوند، نیاز به قواعد و اصول خاصی دارند. نامه های رسمی معمولا از سه بخش Heading، Letter Body، Ending تشکیل می شوند. که نمونه جملات و عبارت رایج برای هر یک از این موارد در زیر ذکر شده است. لازم به ذکر است ترجمه ارائه شده صرفا جهت آشنایی با معادل آنها در فارسی بوده و برای استفاده در موقعیت های مختلف می باشد اما در حالت کلی نمی توان این عبارت را ترجمه نمود و باید با توجه به شرایط و نوع نامه بهترین جملات را در نظر گرفت.

Salutation



سلام و تعارفات اولیه نامه

برای شروع نگارش یک نامه رسمی، اگر نام فرد را بدانیم از عبارت Dear Mr …و یا عبارت Dear Ms …استفاده می شود. اما اگر تنها جنسیت فرد را بدانیم برای آقایان از عبارات Dear sir(آقا) و Dear Sirs(آقایان) استفاده نموده و برای خانم ها از عبارت Dear Madamاستفاده خواهد شد. اگر حتی جنسیت فرد را ندانید می توانید از عبارت Dear Sir / Madamاستفاده نمایید. در فرم امریکایی نامه های اداری، بعد از کلمات از علامت (:) استفاده می شود و در فرم بریتانیایی از کاما (,) استفاده می شود.

به طور معمول می توان عبارات زیر را در خط اول یک نامه رسمی ذکر نمود.

Dear Mr Jackson,

آقای جکسون عزیز



Dear Ms White,

خانم وایت عزیز



Dear Sir / Sirs / Messrs,

آقای عزیز/ آقایان عزیز



Dear Madam,

خانم عزیز



Dear Sir or Madam,

خانم یا آقای عزیز



Dear All,

حضور محترم همه



Good Day

روز به خیر (حالت غیر رسمی تری دارد و در چند نامه اول استفاده نمی شود)



نکته: هرگز عنوان را (Mr , Ms) را پیش از نام کوچک شخص ننویسید.

Starting



آغاز نامه

برای شروع نگارش یک نامه با توجه به موقعیتی که شما در آن قرار دارید می توانید از جملات و مثال های زیر استفاده فرمایید.



We are writing to inform you that your credit card will be expire at the end of this month.

این نامه را برای شما می نویسیم تا به اطلاع برسانیم که کارت اعتباری شما در پایان این ماه منقضی خواهد شد.



to request …

به منظور درخواست برای ....



to enquire about …

برای تحقیق در مورد ....



I am contacting you for the following reason.

بنده به دلایل زیر با شما تماس می گیرم.



I recently read/heard about your new Products and would like to know … .

اخیرا در مورد محصولات جدید شما (مطالبی) خواندم / شنیدم و تمایل دارم در مورد ... اطلاعاتی داشته باشم.



Having seen your advertisement in … , I would like to …

با مشاهده تبلیغات شما در .... تمایل دارم تا ....



I would be interested in (obtaining/receiving) …

علاقمند به دریافت ... هستم.



I received your address from … and would like to …

آدرس شما را از ... گرفتم و تمایل دارم ...



I am writing to tell you about …

قصد دارم به عرض شما برسانم که ...

Referring to previous contact



اشاره کردن به تماس های قبلی

Thank you for your letter of March 15 …

با تشکر از نماشه شما در 15 مارس



Thank you for contacting us.

با تشکر از اینکه با ما تماس گرفته اید.



In reply to your request …

در پاسخ به درخواست شما ...



Thank you for your letter regarding …

با تشکر از دعوت نامه شما ...



With reference to our telephone conversation yesterday …

با توجه به مکالمه تلفنی دیروز ما ...



Further to our meeting last week …

در ادامه جلسه هفته گذشته ما ...



It was a pleasure meeting you in London last month.

باعث سعادت بنده بود که شما را ماه گذشته در لندن ملاقت نمودم.



I enjoyed having lunch with you last week in Tokyo.

از اینکه هفته گذشته در توکیو نهار در خدمت شما بودم لذت بردم.



I would just like to confirm the main points we discussed on Tuesday . . .

به منظور نکات اساسی مورد بحث در روز سه شنبه قصد دارم ...

Making Request



درخواست کردن

We would appreciate it if you would …

ممنون (قدردان) خواهیم بود اگر شما ...



I would be grateful if you could…

سپاس گذار می شوم اگر شما بتونید ...



Could you please send me . . .

می توانید لطفا برای من .... را بفرستید.



Could you possibly tell us/let us have…

امکانش هست به ما در مورد ... بگویید.
In addition, I would like to receive …

علاوه بر آن، تمایل به دریافت ...



It would be helpful if you could send us …

اگر بتوانید ... را برای ما ارسال فرمایید بسیار مفید خواهد بود.



I am interested in (obtaining/receiving…)

علاقمندم تا ...



I would appreciate your immediate attention to this matter.

از توجه سریع شما به این موضوع قدردانی می کنم



Please let me know what action you propose to take.

اجازه دهید بدانیم پیشنهاد شما چه فعالیتی است.

Offering



پیشنهاد دادن

We would be happy to …

خوشحال خواهیم شد اگر ...



Would you like us to …

آیا تمایل دارید که ما ....



We are quite willing to …

ما کاملا مایل به ... هستیم.



Our company would be pleased to …

شرکت ما از ... خوشحال خواهد بود.

Giving Good News



دادن خبر خوش – جواب مثبت به پیشنهادات

We are pleased to announce that …

خوشحالیم که اعلام کنیم ...



I am delighted to inform you that …

خوشحالم به اطلاع شما برسانم که ...



You will be pleased to learn that …

شما خوشحال خواهید شد که بدانید ...



Giving Bad News



دادن خبر بد – عدم قبول پیشنهاد

We regret to inform you that …

متأسفانه باید به اطلاع شما برسانیم که ...



I’m afraid it would not be possible to …

متأسفم. امکان ندارد که ...



Unfortunately we cannot/we are unable to …

متأسفانه ما نمی توانیم / قادر نیستیم ...



After careful consideration we have decided (not) to …

پس از بررسی دقیق تصمیم گرفتیم که ...



Complaining



شکایت و اعتراض کردن

I am writing to express my dissatisfaction with …

برای ابراز ناراضاتی در مورد ... می نویسم.



I am writing to complain about …

برای شکایت در مورد ... می نویسم.



Please note that the goods we ordered on (date) have not yet arrived.

لطفا توجه داشته باشید که کالاهایی که ما در تاریخ ... سفارش داده ایم هنوز نرسیده است.



We regret to inform you that our order … is now considerably overdue.

متأسفانه به اطلاع می رسانیم که سفارش به طور قابل توجهی عقب افتاده است.



I would like to query the transport charges which seem unusually high.

قصد دارم در مورد هزینه های حمل و نقل سوال کنم که به نظر می رسد به طور غیرمعمولی بالا هستند.

Apologizing



عذر خواهی کردن

We are sorry for the delay in replying …

بابت تاخیر در پاسخگویی عذرخواهی می کنیم ...



I regret any inconvenience caused.

بابت هرگونه مزاحمت (ناراحتی) ایجاد شده متأسفم.



I would like to apologize for (the delay/the inconvenience) …

قصد برای (تأخیر/ ناراحتی) روی داده در مورد ... عذر خواهی کنم.



Once again, I apologize for any inconvenience.

بازهم برای هر گونه ناراحتی ایجاد شده عذرخواهی می کنم.



Orders



سفارشات

We are pleased to place an order with your company for …

خوشحال خواهم شد تا از شرکت شما سفارشی بدهم ...



We would like to cancel our order...

تمایل داریم سفارش خود را لغو کنیم ...



Please confirm receipt of our order.

لطفا رسید سفارش ما را تایید فرمایید.



Your order will be processed as quickly as possible.

سفارش شما در اسرع وقت در جریان خواهد افتاد



It will take about (three) weeks to process your order.

سفارش شما در حدود سه هفته زمان خواهد برد.



We can guarantee delivery before …

می توانیم تحویل قبل از ... را تضمین (گارانتی) کنیم.



Unfortunately these articles are no longer available/are out of stock.

متأُسفانه این موارد دیگر در دسترس نمی باشد / موجودی آن به پایان رسیده است.

Prices



قیمت ها

Please send us your price list.

لطفا لیست قیمت خود را برای ما ارسال فرمایید.



You will find enclosed our most recent catalogue and price list.

جدیدترین کاتالوگ و لیست قیمت ما را می توانید به پیوست مشاهده نمایید.



Please note that our prices are subject to change without notice.

توجه نمایید که قیمت های ما ممکن است بدون اطلاع قبلی تغییر یابد.



We have pleasure in enclosing a detailed quotation.

ممنون خواهیم شد اگر قیمت های دقیق را پیوست فرمایید.



We can make you a firm offer of …

می توانیم به شما پیشنهاد ...



Our terms of payment are as follows :

شرایط پرداخت به صورت زیر می باشد:

Referring to Payment



اشاره به پرداخت سفارشات

Our records show that we have not yet received payment of …

گزارشات ما نشان می دهد که تاکنون پرداختی صورت نگرفته است ...



According to our records …
براساس گزاشات ما ...



Please send payment as soon as possible.

لطفا وجه را در اسرع وقت پرداخت فرمایید.



You will receive a credit note for the sum of …

خلاصه گزارشات اعتبار برای ... را دریافت خواهید نمود.

Enclosing Documents



ضمیمه کردن اسناد

I am enclosing …

... را پیوست نموده ام



Please find enclosed …

لطفا ... پیوست شده را مشاهده نمایید.



You will find enclosed …

... را در پیوست مشاهده خواهد نمود.

Closing Remarks



نکات پایانی

If we can be of any further assistance, please let us know

اگر کمک بیشتری از ما ساخته است، ما را در جریان قرار دهید.



If I can help in any way, please do not hesitate to contact me

اگر به هر طریق کمکی از ما ساخته است، برای تماس با ما تعلل نفرمایید.



If you require more information …

اگر نیاز به اطلاعت بیشتر دارید ...



For further details …

برای جزئیات بیشتر ....



Thank you for taking this into consideration

از توجه شما متشکریم



Thank you for your help.

از کمک شما سپاسگذاریم



We hope you are happy with this arrangement.

امیدوارم که از این برنامه خوشنود باشید.



We hope you can settle this matter to our satisfaction.

امیدواریم شما این موضوع را برای رضایت ما حل کنید.



Referring to Future Business

ابراز امیدواری از روابط تجاری در آینده



We look forward to a successful working relationship in the future

مشتاقانه در انتظار روابط کاری موفق در آینده هستیم.



We would be (very) pleased to do business with your company.

همکاری تجاری با شرکت شما باعث خوشنودی ما خواهد بود.



I would be happy to have an opportunity to work with your firm.

خوشحال خواهیم شد تا فرصتی برای کار با شرکت شما داشته باشیم.

Referring to Future Contacts



ابراز امیدواری از ارتباطات بیشتر در آینده

I look forward to seeing you next week

مشتقانه منتظر دیدار شما در هفته آینده هستم



Looking forward to hearing from you

منتظر خبر از شما هستم (خبر از شما)



Looking forward to receiving your comments

منتظر دریافت نظرات شما هستیم.



I look forward to meeting you on the 15th

مشتاقانه منتظر ملاقات شما در تاریخ پانزدهم هستیم.



I would appreciate a reply at your earliest convenience.

از پاسخگویی شما در سریع ترین زمان ممکن قدردانی می کنم



An early reply would be appreciated.

از پاسخگویی سریع شما سپاسگذار خواهم بود.

Ending Business Letters



تمام کردن نامه های تجاری

این بخش همان پایان مودبانه است که تقریبا تمامی آنها در فارسی معنای ارادتمند و یا با تقدیم احترام را دارند. Endingدر آخر نامه و در گوشه سمت راست پایین درج می شود و در خط زیر آن نام شخص نویسنده و امضاء و یا مشخصات شرکت نوشته می شود. در این عبارات تنها حرف اول کلمه اول با حروف بزرگ نوشته می شود و بعد از آن حتما کاما (,) درج می گردد.



Sincerely, very Sincerely

با احترامات خالصانه



Yours sincerely, / Sincerely yours,

Yours Truly, / Truly yours,

(for all customers/clients)

ارادتمند شما

(برای تمامی مشتریان می توان از این مورد استفاده نمود)



Yours faithfully

ارادتمند شما

(در زبان امریکایی این عبارت تقریبا منسوخ شده است و بیشتر از عبارت Sincerely استفاده می شود.

Regards, / Best regards,

(for those you already know and/or with whom you already have a working relationship.)

با احترام / با نهایت احترامات

(برای مشتریانی که قبلا روابط کاری با آنها داشته اید و یا شناخت دارید مناسب تر است)



Bests

با آرزوی بهترین ها (این عبارت غیر رسمی تر است)



نکته: معمولا نامه هایی که با Dear Sirو یا Dear Madamشروع می شوند با عبارت Yours faithfullyخاتمه می یابند و نامه هایی که با عباراتی نظیر Dear Peter Lewisآغاز می شوند در پایان با Your sincerelyخاتمه می یابند.



نکته: برای پایان دادن به نامه های دوستانه و غیر رسمی می توان از عبارات مختلفی نظیر See you، Yoursو ... استفاده نمود. معمولا در پایان نامه های غیر رسمی آشنایان از عبارت زیر استفاده می شود. With best whishes، With kind regards



نکته: در پایان نامه نام خود بدون ذکر عنوان Mr/ Ms/ Dr و ... بنویسید.



نکته: در آخر امضا می کنید و اسم خودتان را نیز می نویسید؛




مثال:

Sincerely yours,
Signature
Ms. Sophia Jackson
نمونه یک نامه رسمی
نمونه یک نامه غیر رسمی