English Language Learning Channel
3.47K subscribers
2.5K photos
163 videos
595 files
466 links
English Topics (EFL)
Ali Tavakoli, English teacher since 2006
IELTS / OET instructor

@AliTavakoli1
+989363832270
+989154307177

Group: https://t.me/EnglishLanguageLearningGroup

www.aTavakoli.com

alitavakoli1.blogfa.com

Instagram: AliTavakoli2

@ESLpro
Download Telegram
اگر قصد داشته باشیم به دوستی که در حال انجام کاری است، پیشنهاد کمک بدهیم عبارت های زیر به کار می رود.
کمک کردن

1- کمک می خواهی؟
(Do you) want any help?
2- کمک لازم داری؟
(Do you) need any help?
3- می تونم کمک کنم؟
Can I help?
4- می ت ونم کمکت کنم؟
Can I give you a hand?
برای دادن پاسخ مثبت به پیشنهاد کمک از عبارات زیر استفاده می شود:
5- بله اگر زحمتی نیست.
Yes, if it’s no trouble.
6- بله اگر برایت اشکالی ندارد.
Yes, if you don’t mind.
برای دادن پاسخ منفی از عبارات زیر استفاده می شود:
7- نه متشکرم از عهده اش برمی آیم.
No thanks. I can manage.
8- نه خوبه. خودم می تونم انجام بدم.
No, that’s ok. I can do it myself.
در موقعیت های رسمی تر برای پیشنهاد کمک، عبارات زیر به کار می رود:
9- می خواهید ظرف ها را از روی میز جمع کنم؟
Would you like me to clear the table?
10- اگر میل داشته باشید، گیاه ها را آب می دهم.
I’ll water the plants if you’d like.
اگر در پیشنهاد کمک قصد تعارف کردن و اصرار کردن را داشته باشیم، عبارت زیر به کار می رود:
11- بگذارید یکبار هم که شده من این کار را بکنم.
Let me do it for once.
12- از پیشنهادتون ممنونم اما نمی خوام به شما زحمت بدم.
I appreciate your offering but I don’t want to trouble you.
13- تعارف نکن. بگذار کمکت کنم.
Oh, come on. Let me give you a hand.
14- تعارف نکن. وقتی من می تونم کمک کنم، مجبور نیستی این کار را تنهایی انجام بدی.
Oh, come on. You don’t have to do it yourself if I’m here to help.
اگر بخواهیم به شخصی که اتفاقی بدی برای او افتاده پیشنهاد کمک دهیم، عبارت زیر استفاده می شود:
15- هیچ کمکی از من برمی آید.
Can I do anything to help?
16- چه کمکی از دست من برمی آید؟
What can I do to help?
17- می خواهید زنگ بزم آمبولانس؟
Should I call an ambulance?
18- لطفا میشه کمک کنید بلند شم؟
Can you help me up, please
درباره ی پول:



در این پست جملات ضروری زبان انگلیسی در مورد پول، خرج کردن، پس انداز کردن، قرض گرفتن و ... ارائه شده است.


1- می توانم مقداری پول از شما قرض کنم؟

Can I borrow some money?



2- می توانید مقداری پول به من قرض دهید؟

Could you lend me some money?



3- به محض اینکه بتوانم پولت را بر می گردانم.

I will give your money back / refund your money as soon as I can.



4- چقدر می خواهی؟

How much do you want?



5- در حال حاضر هیچ پولی همراهم نیست.

I don’t have any money on me right now.



6- متآسفم ، این روزها بی پولم. خودم هم پول کم دارم.

I am sorry, I am broke these days. I am short of money myself.



7- با پولت چکار می کنی؟

What do you do with your money?



8- مشکل تو این است که مثل ریگ پول خرج می کنی.

The problem with you is that you spend money like water.



9- می دانم چکار می کنی. پولت را تو حساب بانکیت می گذاری و به ندرت برداشت می کنی.

I know what you do. You put it a bank account and hardly ever make a withdrawal.



10- برای مسافرت خیل خرج می کنم.

I spend a lot of money on traveling.



11- در این زمینه با شما موافقم. اما پول خوشبختی نمی آورد.

I agree with you there. But money doesn’t buy happiness.



12- مثلی هست که میگوید " پول ریشه تمام بدبختی هاست."

As they say, “Money is the root of all evil.”



13- پول همیشه دغدغه بزرگی برای من است.

Money is always a big worry for me.



14- من از خانواده مرفهی نیستم.

I am not from a well- off family.



15- چرا پولت را پس انداز نمی کنی؟

Why don’t save your money?



16- به نظر می آید خیلی ولخرجی/ صرفه جویی.

Sounds like you are very extravagant / economical.



17- شما صرفه جو نیستید. در حقیقت ناخن خشک / خسیس هستید.

You are not economical. In fact you are close-fisted/ mean.



18- پولهایم را خرج لباسهای مد و شیک می کنم.

I waste my money on trendy and chic clothes.



19- اگر همینجوری پولت را هدر دهی، هرگز نمی توانی خانه بخری.

If you keep throwing money around like that, you can’t ever buy a house.



20- پولت را خرج آن خانه نکن.

Don’t throw your money at that house.



21- اگر همین جور به ول خرجیت ادامه دهی، طولی نخواهد کشید که آس و پاس می شوی.

If you carry on with this extravagance, you will be broke in no time.



22- باید مقداری پول برای ازدواجت پس انداز کنی.

You should put some money for your wedding.



23- بله، یک مقدار پول برای روز مبادا نیاز دارید.

Yes, you need some money for a rainy day.



24- پول علف خرس نیست.

Money doesn’t grow on trees.



25- پولش از پارو بالا میرود.

He’s rolling in money.



26- پدرم معمولاً مقداری پول به سازمان های خیریه اهدا می کند.

My father usually donates some money to charitable organizations.



27- هر چند هر روز کار می کنم دخل و خرجم به هم نمی خورد.

I can’t make ends meet, although I work every day.



28- نباید پایت را از گلیمت دراز تر کنی.

You should not live beyond your means?



29- چقدر پول تو جیبی می گیری؟

How much is your pocket money?



30- زمانی که بچه بودم معمولاً پولم را توی یک قلک پس انداز می کردم.

When I was a child I usually saved my money in a piggy bank/ money box.



31- در خانواده بزرگ شدم که همیشه از لحاظ مالی در مضیقه بود.

I grew up in a family where money was always tight.



32- زمانی که جوان بودم با کارگری پول در می آوردم.

When I was young , I made money by working as a laborer.



33- همیشه در فکر به دست آوردن ثروت کلانی بودم.

I always thought of making a small fortune.



34- هرگز چیزی را که استطاعات مالیش را ندارم نمی خرم.

I never try to buy something I cannot afford.
ازدواج و زناشویی

1- مجردید یا متاهل؟
Are you single or married?
2- مجردم / متأهلم.
I am single / married.
3- نامزد دارم. این حلقه نامزدی من است
I am engaged. This is my engagement ring.
4- بیوه / مرد همسر طلاق داده هستم.
I am a widow / widower.
5- مطلقه هستم.
I am divorced.
6- پارسال طلاق گرفتم.
I got a divorce last year.
7- خاطره خوبی از همسر سابقم ندارم.
I don’t have a good memory from my ex-wife.
8- مادر شوهرم / مادر زنم در زندگی خصوصیمان دخالت می کرد.
My mother – in – law interfered in our private life.
9- شوهرم را تحریک می کرد که با من دعوا کند.
She provoked my husband into fighting with me.
10- با خانواده شوهرم بویژه خواهر شوهرم نمی توانستم بسازم.
I didn’t get on well with my in-laws; especially sister- in – law.
11- مشکلات زناشویی داشتیم.
We had marital problems.
12- او نامزد(پسر)/ نامزد (دختر) من است.
He is my fiancé / fiancée.
13- کی ازدواج کردید؟
When did you get married?
14- چند وقت پیش ازدواج کردید؟
How long ago did you get married?
15- دو سال پیش ازدواج کردم و الان یک فرزند دارم.
I got married two years ago, and I have a baby now.
16- چشمهایش به مادرش رفته و موهایش به من.

She has her mom’s eyes and my hair

17- به من رفته است.
She takes after me.
18- از زندگیت راضی هستید؟
Are you happy with your life?
19- بله ما خیلی ازدواج خیلی مبارکی داشتیم.
Yes, we had a very happy marriage.
20- خاطرات خوش زیادی از روز ازدواجم دارم.
I have lots of happy memories from my marriage day.
21- همه ما را زوج خوشبخت می نامند.
Everybody calls us the happy couple

22- همسرم زندگی را برایم جهنم کرده است.
My wife has made my life miserable.
23- چند تا بچه دارید؟
How many children do you have?
24- همسرم باردار است.
My wife is pregnant.
25- یک دختر و دو پسر دارم.
I have one daughter and two sons.
🚀It doesn't make much difference
🌅ﺯﯾﺎﺩ ﻓﺮﻗﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻪ
🚀Piece of cake ?
🌅ﻣﺜﻞ ﺁﺏ ﺧﻮﺭﺩﻥ ‏( ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ ‏)
🚀Learn the rope (learn the basic ‏)
🌅ﺍﺻﻮﻝ ﻭ ﻗﺎﻋﺪﻩ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻥ
🚀 Burry the hatchet
🌅ﺩﺷﻤﻨﯽ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺮﺩﻥ – ﺁﺷﺘﯽ ﮐﺮﺩﻥ
🚀Do time
🌅ﺁﺏ ﺧﻨﮏ ﺧﻮﺭﺩﻥ ‏( ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺭﺍ ﺳﭙﺮﯼ ﮐﺮﺩﻥ ‏)
🚀 go blank
🌅ﻣﻐﺰ ﮐﺴﯽ ﮐﺎﺭ ﻧﮑﺮﺩﻥ
🚀Not the other way around
🌅ﻧﻪ ﺑﺮﻋﮑﺲ
🚀 Slip somebody's mind
🌅ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻥ
🚀 Burst somebody's bubble
🌅ﺗﻮ ﺫﻭﻕ ﮐﺴﯽ ﺯﺩﻥ
🚀 Will you knock it off ?
🌅ﻣﯿﺸﻪ ﺗﻤﺎﻣﺶ ﮐﻨﯿﺪ؟
🚀look blue
🌅ﺧﯿﻠﯽ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺭﺳﯿﺪﻥ
🚀You gotta be kidding me !
🌅ﺣﺘﻤﺎ ﺷﻮﺧﯽ ﻣﯿﮑﻨﯽ
🚀Looks are deceiving
🌅ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻓﺮﯾﺒﻨﺪﻩ ﻣﯿﺎﺩ
🚀Screw something up
🌅ﺍﻓﺘﻀﺎﺡ ﺑﻪ ﺑﺎﺭ ﺁﻭﺭﺩﻥ
🚀Don't get me wrong
🌅ﻣﻨﻈﻮﺭ ﻣﺮﺍ ﺑﺪ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ
اصطلاحات انگلیسی در مورد آشنایی.
🙋
1- پارسال دوست، امسال آشنا
Long time no see
-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-
2- این اسم برام آشناست
This name rings a bell
-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-
3- از آشناهای دور من است.
He is my distant acquaintance
-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-
4- من در یک مهمانی با او آشنا شدم.
I made his acquaintance at a party
-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-
5- در حد سلام علیک با او آشنا شدم.
I have a nodding acquaintance with him.
It is the same for learning English.
جملات رایج زبان انگلیسی، در مورد آب و هوا و شرایط جوی


1- هوای شهر شما چطور است؟

What’s the weather like in your city? How is the weather in your city?



2- تابستان گرم/ داغ وزمستان خنک/سرد است.

It’s warm /hot in the summer and cool/ cold in the winter.



3- هوای روستای ما معتدل/ مرطوب است.

The weather in our village is mild/damp.



4- گاهی نسبتاً ابری است.

It’s partly cloudy sometimes.



5- 10 ساعت است که بدون وقفه برف می آید.

It has been snowing non- stop for ten hours.



6- فکر کنم جاده ها امروز لغزنده باشد.

I think the roads are slippery today.



7- میزان بارش باران در شهر شما چقدر است؟

What is the rate of rainfall in your city?



8- برف ایستاده و هوا داره صاف میشه.

The snow has stopped and it’s clearing up.



9- ما لاستیک یخ شکن نیاز داریم.

We need snow tires.



10- انگشت های پایم به خاطر هوای سرد کبود شده است.

My toes have turned blue because of the cold weather.



11- دیشب هوا 10 درجه زیر صفر بود.

It was 10 degrees below zero last night.



12- هوا امروز 4 درجه بالای صفر است.

It’s 4 degrees above zero today.



13- درجه هوا به زودی پایین می آید.

The temperature will drop down soon.



14- دماسنج 5 درجه سانیتگراد را نشان می دهد.

The thermometer shows 5 c.



15- باید در مه سو پایین حرکت کنید.

You should use low beams in the fog.



16- هر چند هوا خوب نبود ولی تعطیلات خوبی داشتیم.

We had a lovely holiday even though the weather was not very good.



17- فردا هوا بادی/بارانی/طوفانی/آفتابی خواهد بود.

We are going to have a windy/rainy/stormy/sunny weather tomorrow.



18- امیداورم این هوا تا آخر هفته ادامه پیدا کند.

I hope this weather keeps up for the weekend.



19- به نظر می آید بارندگی تا آخر هفته ادامه داشته باشد.

It looks like that the rain is going to continue through the weekend.



20- هوای امروز افتضاح است.

The weather is awful/terrible/horrible today.



21- به نظر می رسد که زمستان سختی/ملایمی را در پیش داریم.

It looks we’re in for another hard/mild winter.



22- هوای امروز آفتابی/ابری است.

Today is a sunny/cloudy day.



23- امیدارم هوا همین طوری خوب بماند.

I hope the weather will stay fine like this.



24- با احتیاط رانندگی کنید. مه غلیظ است.

Drive carefully! There is a thick fog tonight.



25- در این هوای مه آلود فدرت دید کم است.

There is poor visibility in this foggy weather.



26- به این هوا می گویی داغ؟ آدام می پزه.

You say it’s hot? It’s boiling/scorching.



27- به این هوا میگویی سرد؟ داریم یخ می زنیم.

You say it’s cold? We are freezing.



28- امروز هوا بدجوری سرد است.

It’s bitterly cold today.



29- پیش بینی وضع هوای فردا را گوش کردی؟

Have you heard the weather forecast for tomorrow?



30- باد شدید و بارندگی را پیش بینی کرده اند.

They are forecasting strong winds and rain.



31- هواشناس تلویزیون گفت هوای فردا ابری با بارش های پراکنده خواهد بود.

The weatherman on TV said it will be cloudy tomorrow with scattered showers.



32- هواشناسی آخر هفته را خوب و آفتابی اعلام کرد.

The weather forecast says the outlook for the weekend is fairly sky.



33- بر اساس پیش بینی هواشناسی، بیشتر نقاط ایران فردا ابری خواهد بود.

According to the weather forecast, it will be cloudy in most parts of the country.



34- او همچنین گفت یک جبهه سرد از دریای خزر به سوی تهران در حرکت است.

He also said a cold front from the Caspian Sea is moving down towards Tehran.



35- راست میگویی؟! پس هوای سرد در راه است.

Really?! So the cold weather is on its way.



36- تمام شب گذشته یخبندان شدید بود.

There was heavy frost last night.



37- خودت را خوب بپوشان هوا سوز دارد.

Wrap up well. There is a chill in the air.



38- من فکر نمی کنم هیچ وقت به سرما و رطوبت این محل عادت کنم.

I don’t think I ever really acclimatize to the cold and damp of this place.



39- خوشبختانه قبل از اینکه طوفان شروع بشود رسیدیم خانه.

Luckily, we got home before the storm broke.



40- وقتی طوفان تمام شد، می رویم بیرون.

When the storm dies down, we will go out.



41- وقتی داشت گلف بازی می کرد، رعد و برق بهش زد.

He was struck by lightening when playing golf.



42- کلاهم را باد برد.

My hat blew off in the wind.



43- اینقدر باد شدید بود که داشت مرا می برد.
The wind was so strong that I was nearly blown over.



44- ما صدای زوزه باد را در میان درختان می شنیدیم.

We could hear the wind whistling through the trees.



45- دیشب برف سنگینی آمد.

We had a heavy fall of snow last night.



46- ارتباط چند روستا به خاطر برف قطع شده است.

Several villages have been cut off by the snow.



47- بیا برویم سورتمه سواری.

Let’s go sledging.



48- بیا برف بازی کنیم.(گلوله برف به هم بزنیم)

Let’s have a snowball fight.



49- در ارتفاعات بالا برف سنگینی آمده است.

There is heavy snow at high altitudes.



50- برف سنگین تمام راه ها را به شهر ما مسدود کرده است.

Heavy snow has blocked all roads into our city.



51- به خاطر بارش برف چند مسابقه کنسل شده.

Heavy snow has caused the cancellation of several matches.



52- کی قرار است برف خیابان ها را پاک کنند؟

When are they going to clear the streets of snow?



53- برف پارو کردن کار سختی است.

It’s hard work shoveling snow.



54- در بعضی جاها برف تا زانو می رسید.

The snow was knee-deep in some places.



55- ما بارش های برف فصلی را خواهیم داشت.

We will have seasonable snow showers.



56- ما دو هفته در کلبه، وسط برف گیر کرده بودیم.

We were snowbound in the cottage for two weeks.



57- هوا به پشت سر هم یا بارانی می شد یا آفتابی .

The weather alternated between rain and sunshine.



کلمات بیشتر



بهمن:avalanche

فشارسنج:barometer

بوران: blizzard

نسیم:breeze

مرطوب: damp

شبنم:dew

نم نم باران آمدن:drizzle

خشکسالی:drought

مه آلودfoggy :

یخبندان:frosty

تگرگ:hail

شرایط جوی:meteorological conditions

مه آلود: misty

باران شدید آمدن:pour

رنگین کمان: rainbow

رگبار:shower

سورتمه: sledge

آب برف: slush

دانه های برف: snow flakes

آدم برفی:snowman

ماشین برف روب:snow plough/snowplow

گلوله برف:snowball

آب شدن برف:thaw

قدرت دید:visibility

پوتین: wellingtons
💞There is no smoke without fire.
🍁 تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها.
💞What is all about?
🍁جریان چیه؟
💞Control your tongue.
🍁جلوی زبونت رو بگیر.
💞My pride was wounded.
🍁 به غیرتم برخورد.
💞Money talks.
🍁 پول حلال مشکلات است.
💞Don’t involve me.
🍁 پای منو وسط نکشید.
💞What is there in it?
🍁چه نفعی دارد؟
💞The mills of God grind slowly.
🍁چوب خدا صدا ندارد.
💞What cheek!
🍁چه پررویی!
💞To turn on somebody
🍁 با کسی چپ افتادن
💞knock it off
🍁بس کن دیگه!
💞You are reason
🍁حق با شماست
💞So long
🍁 به امید دیدار
💞Choosy-choosy
🍁مشکل پسند
💞 Just in case
🍁 محض احتیاط
در این پست اصلاحات و جملات کاربردی انگلیسی که در تاکسی مورد استفاده قرار می گیرد، ارائه شده است.


1- با تاکسی به فرودگاه رفتم.

I took / got a cab to the airport.



2- معمولاً با تاکسی به فرودگاه می روم. هرگز با ماشین خودم نمی روم.

I usually go to the airport by taxi. I never go in my car.



3- چقدر طول می کشد ما را از اینجا به فرودگاه ببرید؟

How long does it take to take us from here to the airport?



4- با تاکسی فقط پنج دقیقه راه است.

It’s only a five-minute taxi-ride away.



5- از فرودگاه تا دانشگاه با تاکسی حدوداً بیست دقیقه طول می کشد.

A taxi journey from the airport to the university takes about twenty minutes.



6- باید یک تاکسی تلفنی برایش بگیریم. آخر شب است.

We should call him a cab. It’s late at night.



7- می خواهی زنگ بزنم تاکسی بیاید؟

Would you like me to phone for taxi?



8- من جلو می نشینم.

I will sit in the front.



9- یک ربع است که دارم برای تاکسی دست تکان می دهم. اما هیچ کدام از آنها نمی ایستد.

I have been hailing cabs since fifteen minutes ago. None of them stops.



10- برایت تاکسی بگیرم؟

Shall I call/ order/ hail a taxi for you?



11- بیا با تاکسی به خانه برگردیم.

Let’s take a taxi back home.



12- آیا این نزدیکیها ایستگاه تاکسی هست؟

Is there a taxi rank/ cab stand nearby?



13- او خسیس تر از آن است که بخواهد تاکسی بگیرد.

She’s too cheap/ mean to take a cab.



14- شرکت برای شما یک تاکسی در فرودگاه آماده خواهد کرد.

The company will arrange for a taxi to meet you at the airport.



15- هر شش تامون به زور توی یک تاکسی سوار شدیم.

All six of us bundled into a taxi.



16- ما همگی پریدیم توی یک تاکسی.

We all jumped in a taxi.



17- تعارف کردم کرایه تاکسی را بدهم.

I offered to pay the fare of the taxi.



18- او بر سر کرایه تاکسی با راننده مشاجره کرد.

He got into a dispute over the taxi fare.



19- به دلایلی که حالا یادم نمی آید، مجبور شدیم تاکسی بگیریم.

For some reason which escapes me, we had to take a taxi.



20- بعضی از راننده های تاکسی کرایه های خیلی بالایی می گیرند.

Some taxi drives charge extortionate rates.



21- بعضی از راننده های تاکسی کرایه های خیلی بالایی می گیرند.

We have the largest fleet of taxies in the state.



22- ما بزرگترین ناوگان تاکسی رانی کشور را داریم.

We have the largest fleet of taxies in the state.



23- عجله کن! تاکسی بیرون مقابل در ایستاده.

Hurry up! The taxi is out front.



24- بار سفرم زیادست، بنابراین مجبورم تاکسی بگیرم.

I am loaded down with bags, so I have to take a taxi.



25- بیا یک تاکسی بگیریم و فکر پولش نکنیم!

Let’s take a taxi and blow the expense!



26- آخه واسه چی داری بوق می زنی؟

Why on earth are you tooting/ honking your horn?



27- کجا می روید آقا؟

Where to, sir?



28- می خواهم به این آدرس بروم.

I want to go to this address.



29- کرایه چقدر است؟

How much is the fare?



30- میشه بگویید کرایه تا هتل تقریباً چقدر میشه؟

Can you tell me roughly how much the fare will be to the hotel?



31- من بیش از دو دلار نمی دهم.

I won’t pay more than two dollars.



32- سوار شو.

Hop in.



33- ممکنه تاکسی متر را ببینم؟

May I see the taximeter?



34- راننده تاکسی از هتل پورسانت می گیرد.

The taxi driver gets a rake- off from the hotel.



35- تو خیابان تاکسی زیاد نیست.

There are few taxies in the street.



36- آیا فکر می کنی دلیلش سهمیه بندی بنزین است؟

Do you think it’s because gas has been rationed?



37- من با سهمیه بندی موافقم چرا که این کار سبب صرفه جویی در مصرف انرژی می شود.

I am in favor of rationing, because we can save energy this way.



38- دولت در صدد کنترل مصرف سوخت است.

The government is trying to rein in fuel consumption.



39- به خودروهای شخصی روزانه 5/3 لیتر بنزین یارانه ای و به خودروهای دولتی 10 لیتر داده می شود.

Private cars are allowed 3.5 liters of subsidized petrol per day, state-owned vehicles 10 liters.



40- سهمیه وسائط حمل و نق عمومی بیشتر است.

Public transportation vehicles have a higher quota.



41- باید مراقب باشی کارت هوشمند سوخت را گم نکنی چون صدور مجدد آن زمان می برد.

You should be careful not to lose your fuel smart card, because reissuing take time.



42- سعی می کنم در مصرف سوخت صرفه جویی کنم.

I try to economize on fuel.
43- اشکالی ندارد شما کرایه تاکسی را پرداخت کنید؟

Would you mind paying the taxi driver?



44- مثل اینکه کرایه تاکسی ها را باید من بدهم.

Sounds like I have to pay for the taxies.



45- دست از خسیس بازی بردار.

Stop being such a close- fisted man.
1