جملات و اصطلاحات روزمره زبان انگلیسی در مورد اجازه گرفتن و اجازه دادن===== Asking for & Giving Permission
در این پست جملات ضروری و رایج انگلیسی در مورد اجازه گرفتن و اجازه دادن در موقعیت های رسمی و غیر رسمی، پاسخ مثبت و منفی به اجازه و ذکر دلایل و ... ارائه گردیده است.
برای مشاهده این درس به ادامه مطلب مراجعه نمایید.
رایج ترین عبارت برای اجازه گرفتن در موقعیت های دوستانه و غیر رسمی Can I …? می باشد.
- Can I use your telephone for a moment?
- Yes, sure.
- می تونم یک لحظه از تلفنت استفاده کنم؟
- بله، حتما
نکته: عبارت Can you …? برای خواهش کردن به کار می رود در حالی که Can I …? برای اجازه گرفتن است.
- Can I turn on the TV?
- می تونم تلویزیون را روشن کنم؟ (اجازه خواستن)
- Can you turn on the TV?
- می تونی تلویزیون را روشن کنی؟ (درخواست کردن)
برای پاسخ مثبت در موقعیت های دوستانه و غیر رسمی از عبارت های زیر استفاده می شود.
- OK - Yes, ok. – Sure - Yes, sure.
برای پاسخ مفنی در موقعیت های دوستانه معمولا عبارت I’m sorry گفته شده و پس از آن یک دلیل ذکر می شود.
- Can I sit here?
- I’m sorry it’s taken.
- می تونم اینجا بنشینم؟
- متأسفم اینجا جای کسی است.
برای اجازه گرفتن مودبانه در موقعیت های رسمی تر اغلب از عبارت Could I … (please)? استفاده می شود.
- Could I park my car here?
- Sure, Go ahead.
- می تونم اینجا پارک کنم.
- حتما، بفرمایید.
عبارت May I …? نیز یک عبارت مودبانه و تقریبا رسمی است که از لحاظ کاربرد معادل Could I …? می باشد.
- May I see Mr. Jakson, please?
- I’m afraid he’s busy now.
- اجازه هست آقای جکسون را ببینم؟
- متأسفم ایشان الان سرشان شلوغ است.
برای اجازه دادن اغلب از عبارت های Go aheadو Be my Guest استفاده می شود که هر دو معادل بفرمایید است، در موقعیت رسمی تر عبارت می توان از عبارات Yes, Of course (بله البته) و Certainly (حتما) استفاده نمود. برای پاسخ منفی اغلب ابتدا عبارت های I’m sorry و یا Actually گفته شده و سپس یک دلیل ذکر می شود.
- Could I use your dictionary for a moment?
+ Sure. Go ahead.
- Actually, I need it myself.
عبارت دیگری که برای اجازه گرفتن رایج است و می توان از آن در موقعیت های رسمی و غیر رسمی استفاده نمود ترکیب Do you mind if I … (به معنای اشکالی ندارد من ...) می باشد.
- Do you mind if a smoke?
- اشکالی ندارد سیگار بکشم؟
- Do you mind if I open the window?
- اشکالی ندارد پنجره را باز کنم؟
برای اجازه دادن از عبارت های No, I don’t (نه اشکالی ندارد) و یا Not at ll (نه اصلا) استفاده می شود. توجه شود که برای پاسخ مثبت باید به این عبارت از شکل منفی استفاده نمود.
در موقعیت های رسمی تر و یا هنگامی که بخواهیم خیلی مودبانه اجازه بگیریم از عبارت Would you mind if I …? (اشکالی ندارد که من ...) استفاده می کنیم که در آن فعل بعد از کلمه Iباید به صورت گذشته باشد. لازم به ذکر است که این عبارت ارتباطی به زمان گذشته ندارد و فقط برای اجازه گرفته مودبانه در زمان حال به کار می رود.
- Would you mind if I left an hour early today?
- No, not at all. (No, I wouldn’t)
- اشکالی ندارد که من امروز یک ساعت زودتر برم؟
- خیر، اصلا.
هرگاه کسی برای انجام کاری از ما اجازه بگیرد و قصد داشته باشیم تا پاسخ منفی مودبانه دهیم، معمولا ابتدا عبارت های زیر گفته می شود و سپس دلیل خود را ذکر می کنیم.
I wish you wouldn’t.
I’d rather you didn’t.
این جمله معنای تحت الفظی ندارد و فقط برای شروع پاسخ منفی مودبانه به کار می رود ولی نزدیک ترین معادل فارسی آن می تواند عبارت «ممنون می شوم اگر این کار را نکنید»
- Do you mind if I smoke?
- Well, I wish you wouldn’t. You know, I’m allergic to smoke.
اگر بخواهیم کلاس یا جلسه ای را ترک کنیم از عبارت های زیر استفاده می کنیم.
- Will you excuse me for a few minutes/ for the rest of the class?
- اجازه می فرمایید برای چند دقیقه / بقیه کلاس را مرخص شوم؟
و شکل مودبانه تر و رسمی تر آن عبارت است از:
May I be excused for a few minutes/ for the rest of the class?
عبارت زیر نیز یکی از عبارت های رایجی است که برای اجازه گرفتن در موقعیت های غیر رسمی به کار می رود.
Is it ok/ all right (with you) if I …?
- Is it ok (with you) if I turn up the music?
- Yes, that’s fine (with me).
- مشکلی نداری اگه صدای موزیک رو زیاد کنم؟
نکته: عبارت Shall I …? برای اجازه گرفتن به کار نمی رود. این عبارت عمدتا برای ارائه کمک به کار می رود.
- Shall I carry your suitcase for you?
- می خواهید چمدانتان را برایتان بیاورم؟
- You look very tired. Shall I make you some coffee?
- خیلی خسته به نظر می رسی. می خواهی برایت قهوه درست کنم؟
برای مشاهده این درس به ادامه مطلب مراجعه نمایید.
رایج ترین عبارت برای اجازه گرفتن در موقعیت های دوستانه و غیر رسمی Can I …? می باشد.
- Can I use your telephone for a moment?
- Yes, sure.
- می تونم یک لحظه از تلفنت استفاده کنم؟
- بله، حتما
نکته: عبارت Can you …? برای خواهش کردن به کار می رود در حالی که Can I …? برای اجازه گرفتن است.
- Can I turn on the TV?
- می تونم تلویزیون را روشن کنم؟ (اجازه خواستن)
- Can you turn on the TV?
- می تونی تلویزیون را روشن کنی؟ (درخواست کردن)
برای پاسخ مثبت در موقعیت های دوستانه و غیر رسمی از عبارت های زیر استفاده می شود.
- OK - Yes, ok. – Sure - Yes, sure.
برای پاسخ مفنی در موقعیت های دوستانه معمولا عبارت I’m sorry گفته شده و پس از آن یک دلیل ذکر می شود.
- Can I sit here?
- I’m sorry it’s taken.
- می تونم اینجا بنشینم؟
- متأسفم اینجا جای کسی است.
برای اجازه گرفتن مودبانه در موقعیت های رسمی تر اغلب از عبارت Could I … (please)? استفاده می شود.
- Could I park my car here?
- Sure, Go ahead.
- می تونم اینجا پارک کنم.
- حتما، بفرمایید.
عبارت May I …? نیز یک عبارت مودبانه و تقریبا رسمی است که از لحاظ کاربرد معادل Could I …? می باشد.
- May I see Mr. Jakson, please?
- I’m afraid he’s busy now.
- اجازه هست آقای جکسون را ببینم؟
- متأسفم ایشان الان سرشان شلوغ است.
برای اجازه دادن اغلب از عبارت های Go aheadو Be my Guest استفاده می شود که هر دو معادل بفرمایید است، در موقعیت رسمی تر عبارت می توان از عبارات Yes, Of course (بله البته) و Certainly (حتما) استفاده نمود. برای پاسخ منفی اغلب ابتدا عبارت های I’m sorry و یا Actually گفته شده و سپس یک دلیل ذکر می شود.
- Could I use your dictionary for a moment?
+ Sure. Go ahead.
- Actually, I need it myself.
عبارت دیگری که برای اجازه گرفتن رایج است و می توان از آن در موقعیت های رسمی و غیر رسمی استفاده نمود ترکیب Do you mind if I … (به معنای اشکالی ندارد من ...) می باشد.
- Do you mind if a smoke?
- اشکالی ندارد سیگار بکشم؟
- Do you mind if I open the window?
- اشکالی ندارد پنجره را باز کنم؟
برای اجازه دادن از عبارت های No, I don’t (نه اشکالی ندارد) و یا Not at ll (نه اصلا) استفاده می شود. توجه شود که برای پاسخ مثبت باید به این عبارت از شکل منفی استفاده نمود.
در موقعیت های رسمی تر و یا هنگامی که بخواهیم خیلی مودبانه اجازه بگیریم از عبارت Would you mind if I …? (اشکالی ندارد که من ...) استفاده می کنیم که در آن فعل بعد از کلمه Iباید به صورت گذشته باشد. لازم به ذکر است که این عبارت ارتباطی به زمان گذشته ندارد و فقط برای اجازه گرفته مودبانه در زمان حال به کار می رود.
- Would you mind if I left an hour early today?
- No, not at all. (No, I wouldn’t)
- اشکالی ندارد که من امروز یک ساعت زودتر برم؟
- خیر، اصلا.
هرگاه کسی برای انجام کاری از ما اجازه بگیرد و قصد داشته باشیم تا پاسخ منفی مودبانه دهیم، معمولا ابتدا عبارت های زیر گفته می شود و سپس دلیل خود را ذکر می کنیم.
I wish you wouldn’t.
I’d rather you didn’t.
این جمله معنای تحت الفظی ندارد و فقط برای شروع پاسخ منفی مودبانه به کار می رود ولی نزدیک ترین معادل فارسی آن می تواند عبارت «ممنون می شوم اگر این کار را نکنید»
- Do you mind if I smoke?
- Well, I wish you wouldn’t. You know, I’m allergic to smoke.
اگر بخواهیم کلاس یا جلسه ای را ترک کنیم از عبارت های زیر استفاده می کنیم.
- Will you excuse me for a few minutes/ for the rest of the class?
- اجازه می فرمایید برای چند دقیقه / بقیه کلاس را مرخص شوم؟
و شکل مودبانه تر و رسمی تر آن عبارت است از:
May I be excused for a few minutes/ for the rest of the class?
عبارت زیر نیز یکی از عبارت های رایجی است که برای اجازه گرفتن در موقعیت های غیر رسمی به کار می رود.
Is it ok/ all right (with you) if I …?
- Is it ok (with you) if I turn up the music?
- Yes, that’s fine (with me).
- مشکلی نداری اگه صدای موزیک رو زیاد کنم؟
نکته: عبارت Shall I …? برای اجازه گرفتن به کار نمی رود. این عبارت عمدتا برای ارائه کمک به کار می رود.
- Shall I carry your suitcase for you?
- می خواهید چمدانتان را برایتان بیاورم؟
- You look very tired. Shall I make you some coffee?
- خیلی خسته به نظر می رسی. می خواهی برایت قهوه درست کنم؟
Forwarded from Ali Tavakoli aTavakoli.com
اگر خسته میشی یاد بگیر که استراحت کنی، نه اینکه تسلیم بشی. #Quotation
Forwarded from Ali Tavakoli aTavakoli.com
لینک گروه زبان انگلیسی من:👆
تدریس زبان انگلیسی _ترجمه متون _ در شهر مشهد
تدریس و ترجمه زبان انگلیسی
تدریس:
زبان انگلیسی در تمامی سطوح و مقاطع
کلاسهای خصوصی، نیمه خصوصی
مکالمه: دوره های اِمریکن انگلیش فایل، اِنگلیش فایل، اینترچنج، استریم لاین، تاپ ناچ، تاچ استون، کِنکت، فیس تو فیس، اسپکتروم، ورلد اِنگلیش، ورلد ویو، پرسن تو پرسن، هدوِی، اسپیک ناو، تاک ناو، سِلوشِن، آن تارگت، ..... دوره های دلخواه و مطلوب شما.
کنکوری: کنکور ورودی دانشگاه، کارشناس، ارشد و دکترا
تقویتی: دروس مدرسه (راهنمایی، دبیرستان، هنرستان)، زبان عمومی و تخصصی دانشگاه
تک مهارتی: 4 مهارت اصلی= شنیداری: کتب تکتیکس فر لسنینگ، لِسنینگ ادونتِجِز و ...، گفتاری: کتب "مکالمه" ذکر شده در بالا، نوشتاری: پاراگراف دیولوپمنت، .......خواندن: سلکت ریدینگز، اکتیو ریدینگز، ....
گرامر: گرامر این یوس، ... (کتاب دلخواه و مطلوب شما.)
لغت: وکبیولری این یوس، آکسفورد ورد اسکیلز، 504، .... (کتاب دلخواه و مطلوب شما.)
آزمونهای بین المللی: تافل، آیلتس، اف سی ای، سی ای ایی، و ... (کتب دلخواه و مطلوب شما.)
ترجمه:
متون عمومی و تخصصی (هزینه بصورت کلمه ای حساب میشود)
انگلیسی به فارسی و بالعکس
کتاب، مقاله، کاتالوگ، بروشور، تحقیق، وبسایت و ....
خدمات مرتبط با :
انگلیسی: ( پر کردن فرمهای مهاجرت، اداری و...، تماس تلفنی با خارج، ویرایش مقالات،...، ریاضی (پایه)، کامپیوتر، اینترنت. [آموزش، ارائه ی آرشیو بسیار جامع نرم افزارها و کتب مربوطه
(روشهای و سیستمهای بسیار متنوع آموزشی، تحقیق، مشاوره و...]
مدرس زبان انگلیسی در موسسات و آموزشگاههای مشهد
علی توکلی 09363832270
تدریس و ترجمه زبان انگلیسی
تدریس:
زبان انگلیسی در تمامی سطوح و مقاطع
کلاسهای خصوصی، نیمه خصوصی
مکالمه: دوره های اِمریکن انگلیش فایل، اِنگلیش فایل، اینترچنج، استریم لاین، تاپ ناچ، تاچ استون، کِنکت، فیس تو فیس، اسپکتروم، ورلد اِنگلیش، ورلد ویو، پرسن تو پرسن، هدوِی، اسپیک ناو، تاک ناو، سِلوشِن، آن تارگت، ..... دوره های دلخواه و مطلوب شما.
کنکوری: کنکور ورودی دانشگاه، کارشناس، ارشد و دکترا
تقویتی: دروس مدرسه (راهنمایی، دبیرستان، هنرستان)، زبان عمومی و تخصصی دانشگاه
تک مهارتی: 4 مهارت اصلی= شنیداری: کتب تکتیکس فر لسنینگ، لِسنینگ ادونتِجِز و ...، گفتاری: کتب "مکالمه" ذکر شده در بالا، نوشتاری: پاراگراف دیولوپمنت، .......خواندن: سلکت ریدینگز، اکتیو ریدینگز، ....
گرامر: گرامر این یوس، ... (کتاب دلخواه و مطلوب شما.)
لغت: وکبیولری این یوس، آکسفورد ورد اسکیلز، 504، .... (کتاب دلخواه و مطلوب شما.)
آزمونهای بین المللی: تافل، آیلتس، اف سی ای، سی ای ایی، و ... (کتب دلخواه و مطلوب شما.)
ترجمه:
متون عمومی و تخصصی (هزینه بصورت کلمه ای حساب میشود)
انگلیسی به فارسی و بالعکس
کتاب، مقاله، کاتالوگ، بروشور، تحقیق، وبسایت و ....
خدمات مرتبط با :
انگلیسی: ( پر کردن فرمهای مهاجرت، اداری و...، تماس تلفنی با خارج، ویرایش مقالات،...، ریاضی (پایه)، کامپیوتر، اینترنت. [آموزش، ارائه ی آرشیو بسیار جامع نرم افزارها و کتب مربوطه
(روشهای و سیستمهای بسیار متنوع آموزشی، تحقیق، مشاوره و...]
مدرس زبان انگلیسی در موسسات و آموزشگاههای مشهد
علی توکلی 09363832270
English Language Learning Channel
Viewpoint 2 Page 50 Academic Writing #Viewpoint #Writing #Academic_writing
Prepositions in academic writing; one for general statements
informal > formal
among > amongst
under > beneath
through / across > throughout
on > upon
in > within
regarding / when it comes to / about > in terms of
you > one
your > one's
informal > formal
among > amongst
under > beneath
through / across > throughout
on > upon
in > within
regarding / when it comes to / about > in terms of
you > one
your > one's
سخته منتظر چیزی بمونی که میدونی ممکنه هرگز اتفاق نیفته. اما سختتر [از اون] اینه که دست از تلاش بکشی وقتی میدونی اون همه ی چیزیه که میخای.
#Quote
#Quote
English Language Learning Channel
#book_2 #Masnavi #Rumi
شه چو عجز آن حکیمان را بدید پا برهنه جانب مسجد دوید 55
When the king saw the powerlessness of those physicians, he ran bare-footed to the mosque.
رفت در مسجد سوی محراب شد سجده گاه از اشک شه پر آب شد
He entered the mosque and advanced to the mihráb (to pray): the prayer-carpet was bathed in the king's tears.
چون به خویش آمد ز غرقاب فنا خوش زبان بگشاد در مدح و ثنا
On coming to himself out of the flood of ecstasy (faná) he loosed his tongue in goodly praise and laud,
کای کمینه بخششت ملک جهان من چه گویم چون تو میدانی نهان
Saying, “O Thou whose least gift is the empire of the world, what shall I say, in as much as Thou knowest the hidden thing?
ای همیشه حاجت ما را پناه بار دیگر ما غلط کردیم راه
O Thou with whom we always take refuge in our need, once again we have missed the way.
لیک گفتی گر چه میدانم سرت زود هم پیدا کنش بر ظاهرت 60
But Thou hast said, ‘Albeit I know thy secret, nevertheless declare it forthwith in thine outward act.’”
چون بر آورد از میان جان خروش اندر آمد بحر بخشایش به جوش
When from the depths of his soul he raised a cry (of supplication), the sea of Bounty began to surge.
در میان گریه خوابش در ربود دید در خواب او که پیری رو نمود
Slumber overtook him in the midst of weeping: he dreamed that an old man appeared
گفت ای شه مژده حاجاتت رواست گر غریبی آیدت فردا ز ماست
And said, “Good tidings, O king! Thy prayers are granted. If to-morrow a stranger come for thee, he is from me.
چون که آید او حکیمی حاذق است صادقش دان که امین و صادق است
When he comes, he is a skilled physician: deem him veracious, for he is trusty and true.
در علاجش سحر مطلق را ببین در مزاجش قدرت حق را ببین 65
In his remedy behold absolute magic, in his temperament behold the might of God!”
چون رسید آن وعدهگاه و روز شد آفتاب از شرق، اختر سوز شد
When the promised hour arrived and day broke and the sun, (rising) from the east, began to burn the stars,
بود اندر منظره شه منتظر تا ببیند آن چه بنمودند سر
The king was in the belvedere, expecting to see that which had been shown mysteriously.
دید شخصی فاضلی پر مایهای آفتابی در میان سایهای
He saw a person excellent and worshipful, a sun amidst a shadow,
میرسید از دور مانند هلال نیست بود و هست بر شکل خیال
Coming from afar, like the new moon (in slenderness and radiance): he was nonexistent, though existent in the form of phantasy.
نیست وش باشد خیال اندر روان تو جهانی بر خیالی بین روان 70
In the spirit phantasy is as naught, (yet) behold a world (turning) on a phantasy!
بر خیالی صلحشان و جنگشان وز خیالی فخرشان و ننگشان
Their peace and their war (turn) on a phantasy, and their pride and their shame spring from a phantasy;
آن خیالاتی که دام اولیاست عکس مه رویان بستان خداست
(But) those phantasies which ensnare the saints are the reflexion of the fair ones of the garden of God.
آن خیالی که شه اندر خواب دید در رخ مهمان همیآمد پدید
In the countenance of the stranger-guest was appearing that phantasy which the king beheld in his dream.
شه به جای حاجیان واپیش رفت پیش آن مهمان غیب خویش رفت
The king himself, instead of the chamberlains, went forward to meet his guest from the Invisible.
هر دو بحری آشنا آموخته هر دو جان بیدوختن بر دوخته 75
Both were seamen who had learned to swim, the souls of both were knit together without sewing.
گفت معشوقم تو بوده ستی نه آن لیک کار از کار خیزد در جهان
The king said, “Thou wert my Beloved (in reality), not she; but in this world deed issues from deed.
#book_2 #Masnavi #Rumi
http://www.masnavi.net/1/25/eng/1/55/
When the king saw the powerlessness of those physicians, he ran bare-footed to the mosque.
رفت در مسجد سوی محراب شد سجده گاه از اشک شه پر آب شد
He entered the mosque and advanced to the mihráb (to pray): the prayer-carpet was bathed in the king's tears.
چون به خویش آمد ز غرقاب فنا خوش زبان بگشاد در مدح و ثنا
On coming to himself out of the flood of ecstasy (faná) he loosed his tongue in goodly praise and laud,
کای کمینه بخششت ملک جهان من چه گویم چون تو میدانی نهان
Saying, “O Thou whose least gift is the empire of the world, what shall I say, in as much as Thou knowest the hidden thing?
ای همیشه حاجت ما را پناه بار دیگر ما غلط کردیم راه
O Thou with whom we always take refuge in our need, once again we have missed the way.
لیک گفتی گر چه میدانم سرت زود هم پیدا کنش بر ظاهرت 60
But Thou hast said, ‘Albeit I know thy secret, nevertheless declare it forthwith in thine outward act.’”
چون بر آورد از میان جان خروش اندر آمد بحر بخشایش به جوش
When from the depths of his soul he raised a cry (of supplication), the sea of Bounty began to surge.
در میان گریه خوابش در ربود دید در خواب او که پیری رو نمود
Slumber overtook him in the midst of weeping: he dreamed that an old man appeared
گفت ای شه مژده حاجاتت رواست گر غریبی آیدت فردا ز ماست
And said, “Good tidings, O king! Thy prayers are granted. If to-morrow a stranger come for thee, he is from me.
چون که آید او حکیمی حاذق است صادقش دان که امین و صادق است
When he comes, he is a skilled physician: deem him veracious, for he is trusty and true.
در علاجش سحر مطلق را ببین در مزاجش قدرت حق را ببین 65
In his remedy behold absolute magic, in his temperament behold the might of God!”
چون رسید آن وعدهگاه و روز شد آفتاب از شرق، اختر سوز شد
When the promised hour arrived and day broke and the sun, (rising) from the east, began to burn the stars,
بود اندر منظره شه منتظر تا ببیند آن چه بنمودند سر
The king was in the belvedere, expecting to see that which had been shown mysteriously.
دید شخصی فاضلی پر مایهای آفتابی در میان سایهای
He saw a person excellent and worshipful, a sun amidst a shadow,
میرسید از دور مانند هلال نیست بود و هست بر شکل خیال
Coming from afar, like the new moon (in slenderness and radiance): he was nonexistent, though existent in the form of phantasy.
نیست وش باشد خیال اندر روان تو جهانی بر خیالی بین روان 70
In the spirit phantasy is as naught, (yet) behold a world (turning) on a phantasy!
بر خیالی صلحشان و جنگشان وز خیالی فخرشان و ننگشان
Their peace and their war (turn) on a phantasy, and their pride and their shame spring from a phantasy;
آن خیالاتی که دام اولیاست عکس مه رویان بستان خداست
(But) those phantasies which ensnare the saints are the reflexion of the fair ones of the garden of God.
آن خیالی که شه اندر خواب دید در رخ مهمان همیآمد پدید
In the countenance of the stranger-guest was appearing that phantasy which the king beheld in his dream.
شه به جای حاجیان واپیش رفت پیش آن مهمان غیب خویش رفت
The king himself, instead of the chamberlains, went forward to meet his guest from the Invisible.
هر دو بحری آشنا آموخته هر دو جان بیدوختن بر دوخته 75
Both were seamen who had learned to swim, the souls of both were knit together without sewing.
گفت معشوقم تو بوده ستی نه آن لیک کار از کار خیزد در جهان
The king said, “Thou wert my Beloved (in reality), not she; but in this world deed issues from deed.
#book_2 #Masnavi #Rumi
http://www.masnavi.net/1/25/eng/1/55/
www.masnavi.net
Rumi's Masnavi - When the king saw the powerlessness of those physicians, he ran bare-footed to the mosque.
❤1