👨‍🔧 ذهن پر صدا
5.04K subscribers
529 photos
13 videos
1 file
669 links
⚠️ سایت دانش یاب آتیه ⚠️
www.hsa-pro.ir

#آموزش_زبان #زبان #انگلیسی #لغت
#دلنوشته #روزمرگی
⬅️ گروه: @english_dya
Download Telegram
خدای من پیر مرد عصا بدست سفید ریش نیست، خدای من به شکل دختر بچه ای هست که شبیه کودکی مادرمه


“My God is not an old man with a white beard and a cane.
My God looks like a little girl who resembles my mother’s childhood.”

و شش لغت تازه، بدون تکرار:

resemble – شبیه بودن

childhood – دوران کودکی

image – تصویر

gentle – لطیف / ملایم

beyond – فراتر از

symbol – نماد
7
یعنی چی که کمتر محبت کنید تا طرف مقابلتون تشنه محبت بمونه؟
کسی که لایق محبت نیست چه بهتر که اصلاااا نباشه

“What does it even mean to ‘give less affection so the other person stays thirsty for it’?
Someone who doesn’t deserve affection is better off not being in your life at all.”


affection – محبت

deserve – لایق بودن

better off – بهتر است که…

manipulation – سوءاستفاده / کنترل احساسی

genuine – واقعی / خالص

presence – حضور
👍41
❤️❤️  لغات امروز  ❤️❤️

👍 جهت تلفظ و جمله سازی وارد لینک زیر بشید
https://www.hsa-pro.ir/todaywords/


#زبان #انگلیسی #زبان_انگلیسی #آموزش
1
🙂 برای حتی کوچیکترین مشکلات بینتون هم باهم حرف بزنید
👌 در روابطتون اگر حرف زدن بلد بودید، هیچ جنگی اصلا شروع نمیشد


“Talk together even about the smallest problems.
If you knew how to communicate in your relationships, no fight would ever even begin.”



communicate – ارتباط برقرار کردن

fight – جنگ / دعوا

begin – شروع شدن

misunderstanding – سوءتفاهم

prevent – جلوگیری کردن

relationship – رابطه
👍2
Forwarded from جمعیت حیدر
احداث «خانه‌ی حیدر» برای کودکان بی‌سرپرست

خانه‌ی حیدر بر آن است تا با فراهم‌سازی امکانات آموزشی، فرهنگی، درمانی و روان‌شناختی، آینده‌ای روشن برای کودکان رقم بزند.

با هم می‌توانیم فردایی بهتر برای فرزندان این سرزمین بسازیم.

بسم‌الله

6037997950495615

@haidersociety
2
😁 آخرش یکی بعد از مدت ها فهمید که این روزا چقدر خسته ام و به زور از آفیس انداخت بیرون که بسه برو خونه
2
🤔 اگر به سرنوشت مطلق اعتقاد دارید، یعنی قبول کرده اید که یک قدرت بالاتر برای اهداف خودش از شما استفاده میکنه و اجازه نمیده تحت هرصورت، خارج از هدف خودش، زندگی کنید.

👌 مثل هر لاین کد که وجود تک تکشون برای ران شدن کدها لازمه ولی هرکدوم فقط وظیفه خاصی رو انجام میدن برای هدف اصلی


“If you believe in absolute destiny, it means you’ve accepted that a higher power uses you for its own goals and won’t allow you to live outside its plan.
Like every line of code that exists only to run the main program, each with a fixed task toward a predefined purpose.”


destiny – سرنوشت

absolute – مطلق

higher power – قدرت برتر

purpose – هدف / مقصود

predefined – از قبل تعیین‌شده

agency – اختیار / قدرت انتخاب
👍1
عقیده هوش مصنوعی به متن بالا
2
نه دست یکی اون بالا داره باهات بازی میکنه (خدای منفی)،
نه مسیر از قبل نوشته شده (خدای استفاده گر).
تو آزادی، ولی آزادی یعنی سختی، نه معجزه (خدای رهایی بخش).


“No one above is playing with you (the negative god), nor is the path pre-written (the utilitarian god). You are free, but freedom means hardship, not miracles (the liberating god).”


freedom – آزادی

hardship – سختی

miracle – معجزه

pre-written – از قبل نوشته‌شده

choice – انتخاب

responsibility – مسئولیت
👍21
حرف مردم چقدر مهمه؟
آدم عاقل بی ملاحظه نیست و سعی میکنه پشت سرش حرفی نباشه. ولی برده دهان مردم هم نیست که بخاطر مردم کاری رو انجام بده یا انجام نده.

👌 حرف مردم مثل دود است. اگر نایستی وسطش نفس بکشی، خودش پخش میشه و میره
و اگر بایستی وسطش، خفه کننده میشه


How important are people’s opinions?
A wise person is not careless and tries not to give others something to talk about.
But they are not a slave to people’s mouths, doing or not doing things just because of others.
People’s words are like smoke. If you don’t stand in the middle and breathe it in, it will spread and disappear.
If you do stand in the middle, it becomes suffocating.


suffocating – خفه‌کننده

breathe in – نفس کشیدن / استنشاق کردن

opinionated – نظر‌دهنده / فضولِ نظری

self-control – خودکنترلی

judgment – قضاوت

awareness – آگاهی
👍2🤔1
همه ی ما در فاصله ی بین
سکوت و صدا
عشق و نفرت
گفتن و نگفتن
دوست داشتن و پس زدن
موندیم.


We all remain suspended between
silence and sound,
love and hate,
speaking and staying silent,
loving and pushing away.


remain – ماندن

suspended – معلق / بلاتکلیف

speaking – گفتن

silent – خاموش / ساکت

push away – پس زدن

conflict – کشمکش درونی
4👍1
شیفته ی اونایی هستم که در اوج عصبانیت میتونن سکوت کنن


I’m fascinated by those who can remain silent at the peak of their anger.


fascinated – شیفته / مجذوب

remain – باقی ماندن

silent – ساکت

peak – اوج

anger – خشم

self-control – خویشتن‌داری
👍2
👌 کاش یاد بگیریم که هرچیزی که از طرف مقابل (همسایه، عشق، خانواده، دوست وووو) ما رو اذیت میکنه، باهاش حرف بزنیم.
👍 نهایتش اینه طرف قانع نمیشه و باهاش برای همیشه قطع ارتباط میکنی.
ولی باعث میشه دیگه تو ذهنت داستان نبافی


I wish we learned to talk about anything that hurts us, whether it’s from a neighbor, a partner, family, or a friend.
At worst, they won’t be convinced and you’ll cut ties forever.
But at least you’ll stop making up stories in your head.


address – مطرح کردن / رو در رو گفتن

hurt – آزار دادن

convince – قانع کردن

cut ties – قطع ارتباط کردن

make up stories – داستان‌بافی کردن

mental peace – آرامش ذهنی
4
Ajab Oumadi
Mohsen Chavoshi
New

"عجب اومدی"


فدای سرت که من قسمتم مثل موی تو پریشونیه!
1
برگه ای سریال بامداد خمار:


منصور: برای معالجه و مداوای دلم پیش شما اومدم
طبیب: پیش من نه!! پیش طبیب دل برو. پیش صاحب دل


Mansour: I came to the physician of hearts to treat and heal my heart.
Physician: Not to me. Go to the physician of the heart. Go to the one who owns the heart.


treatment – معالجه

heal – مداوا کردن / التیام دادن

physician – طبیب

heartache – درد دل

owner – صاحب

remedy – چاره / درمان
5😁1
بعضی چیزای معکوس قلنج مغز رو میشکونه
مثل چرخ و فلک، وارونه راه رفتن، یا نشستن خلاف جهت اتوبوس. همشون یه لگد کوچیکن به عادت‌ها. مغز غر می‌زنه، ولی بعد تشکر می‌کنه.


Some reversed things crack the brain’s knots.
Like a Ferris wheel, walking upside down, or sitting opposite the direction of the bus.
They’re all small kicks to our habits.
The brain complains at first, but then it thanks you.



reversed – معکوس‌شده

knots – گره‌ها / قلنج‌ها

opposite direction – خلاف جهت

kick – لگد / تلنگر

routine – روال / روزمرگی

adapt – تطبیق پیدا کردن
👍2
🙂 من کنترلگر نیستم. فقط مراقبم کسی از خط قرمزهام عبور نکنه

👌 آدمی که مرز نداره، هنوز بالغ نشده

کنترلگر احساس نا امنی میده، حمایت گر و مراقب، احساس امنیت


I’m not controlling. I’m just careful that no one crosses my red lines.
A person without boundaries hasn’t matured yet.
Control creates a sense of insecurity, but being supportive and protective creates a sense of safety.


insecurity – احساس ناامنی

supportive – حمایت‌گر

protective – مراقب / محافظ

maturity – بلوغ فکری

distinction – تفاوت / تمایز

stability – ثبات
3👍1