Be thankful for
بابت چیزی سپاسگزار بودن، شاکر بودن
Be used to
عادت داشتن به
Be willing to
متمایل به انجام کاری، مشتاق بودن
Be worried about
بابت چیزی نگران بودن
Be worth( -ing )
ارزش( چیزی یا کاری) رو داشتن، ارزیدن
Because of
به خاطرِ
Before long
به زودی، خیلی زود
Belong to
تعلق داشتن به کسی، مال کسی بودن
Between you and me
بین خودمون باشه
Blow out
خاموش کردن( معمولا با فوت کردن یا وزش )
بابت چیزی سپاسگزار بودن، شاکر بودن
Be used to
عادت داشتن به
Be willing to
متمایل به انجام کاری، مشتاق بودن
Be worried about
بابت چیزی نگران بودن
Be worth( -ing )
ارزش( چیزی یا کاری) رو داشتن، ارزیدن
Because of
به خاطرِ
Before long
به زودی، خیلی زود
Belong to
تعلق داشتن به کسی، مال کسی بودن
Between you and me
بین خودمون باشه
Blow out
خاموش کردن( معمولا با فوت کردن یا وزش )
❤13
Break away from
گریختن از، آزاد شدن از، جدا شدن از
Break out
ناگهان شروع شدن
Bring about
باعث شدن، منجر شدن
Bring in
داخل خونه آوردن
Bring out
بیرون آوردن
By oneself
تنهایی، مستقل
By the way
راستی، در ضمن
By way of
از راهِ، از طریقِ
Call off
لغو کردن
Call on
سر زدن
گریختن از، آزاد شدن از، جدا شدن از
Break out
ناگهان شروع شدن
Bring about
باعث شدن، منجر شدن
Bring in
داخل خونه آوردن
Bring out
بیرون آوردن
By oneself
تنهایی، مستقل
By the way
راستی، در ضمن
By way of
از راهِ، از طریقِ
Call off
لغو کردن
Call on
سر زدن
❤12🔥1
❤8
خب اول بیاین بهم بگین اصلا تعریف فعل در زبان انگلیسی چیه؟ و چی ازش میدونین؟
❤13
BaHadis
خب اول بیاین بهم بگین اصلا تعریف فعل در زبان انگلیسی چیه؟ و چی ازش میدونین؟
یعنی هیچکس هیچ تعریفی از فعل نمیتونه ارائه بده؟؟🫥😕
✍7❤2🤝1