63. معادل جمله "باید بذاری خورشتت جا بیفته" 🥘
Anonymous Quiz
63%
A. You should let your stew simmer.
12%
B. You should cook your stew.
18%
C. You should steam your stew.
6%
D. You should fry your stew.
❤16
جملات سوال پر کاربرد با
What do you.....?
🍂What do you do? چیکار میکنی؟
🍂What do you think? چی فکر میکنی؟
🍂What do you like? چی دوست داری؟
🍂What do you mean? منظورت چیه؟
🍂What do you need? چی نیاز داری؟
🍂What do you know? چی میدونی؟
🍂What do you hear? چی میشنوی؟
🍂What do you have? چی داری؟
🍂What do you want? چی میخوای؟
🍂What do you suggest? پیشنهادت چیه؟
What do you.....?
🍂What do you do? چیکار میکنی؟
🍂What do you think? چی فکر میکنی؟
🍂What do you like? چی دوست داری؟
🍂What do you mean? منظورت چیه؟
🍂What do you need? چی نیاز داری؟
🍂What do you know? چی میدونی؟
🍂What do you hear? چی میشنوی؟
🍂What do you have? چی داری؟
🍂What do you want? چی میخوای؟
🍂What do you suggest? پیشنهادت چیه؟
❤18👌5
چجوری به انگلیسی بگیم " از قصد فلان کارو نکردم" "فلان کار عمدی نبود"
👉 I didn't mean to....
I didn't mean to drop it.
نمیخواستم بندازمش.
I didn't mean to step on your foot.
از عمد پاتو لگد نکردم.
I didn't mean to hurt your feelings.
نمیخواستم ناراحتت کنم.
I didn't mean to be late.
نمیخواستم دیر کنم.
You didn't mean to break the glass.
از عمد لیوان نشکستی.
I didn't mean to scare you.
از قصد نترسوندمت(نمیخواستم بترسونمت)
👉 I didn't mean to....
I didn't mean to drop it.
نمیخواستم بندازمش.
I didn't mean to step on your foot.
از عمد پاتو لگد نکردم.
I didn't mean to hurt your feelings.
نمیخواستم ناراحتت کنم.
I didn't mean to be late.
نمیخواستم دیر کنم.
You didn't mean to break the glass.
از عمد لیوان نشکستی.
I didn't mean to scare you.
از قصد نترسوندمت(نمیخواستم بترسونمت)
❤9👍7
English online
63. معادل جمله "باید بذاری خورشتت جا بیفته" 🥘
👆👆👆
✅ Answer: A) You should let your stew simmer
🍲 فعل simmer یعنی پختن غذا روی حرارت ملایم و قلقل آرام، همون چیزی که ما بهش میگیم «جا افتادن خورشت».
🍴کلمه cook کلی و خیلی عمومی هست، معنی دقیق «جا افتادن» رو نمیده.
🌫️ کلمه steam یعنی بخارپز کردن (برا
سبزیجات/برنج).
🍳 کلمه fry یعنی سرخ کردن.
✍️ پس وقتی میخوای بگی «خورشت باید جا بیفته» همیشه از simmer استفاده کن.
✅ Answer: A) You should let your stew simmer
🍲 فعل simmer یعنی پختن غذا روی حرارت ملایم و قلقل آرام، همون چیزی که ما بهش میگیم «جا افتادن خورشت».
🍴کلمه cook کلی و خیلی عمومی هست، معنی دقیق «جا افتادن» رو نمیده.
🌫️ کلمه steam یعنی بخارپز کردن (برا
سبزیجات/برنج).
🍳 کلمه fry یعنی سرخ کردن.
✍️ پس وقتی میخوای بگی «خورشت باید جا بیفته» همیشه از simmer استفاده کن.
👌6❤1
🪁معادل عبارت "در چنین روزی"
👉 "On this day"
📆 On this day fifty years ago...
پنجاه سال قبل در چنین روزی
📆 On this day 14 years ago...
۱۴ سال قبل در چنین روزی
👉 "On this day"
📆 On this day fifty years ago...
پنجاه سال قبل در چنین روزی
📆 On this day 14 years ago...
۱۴ سال قبل در چنین روزی
❤9👍9
🍕 فعل " باز کردن" در موقعیتهای مختلف :
🚰Turn on the tap. باز کردن شیر آب
🎁 Unwrap the gift. هدیه رو از بسته بندی باز کردن
🧳 Unpack the luggage. باز کردن چمدان
👜 Unzip the bag. زیپ کیف را باز کردن
🛏 Unfold the blanket. باز کردن (پهن کردن) پتو
🌀Draw the curtain. کشیدن یا باز کردن پرده
🥤Crack open باز کردن در قوطی رانی
🧂Twist off
باز کردن در بطری نوشابه ک باید بچرخونی
🥣Peel off
باز کردن در ماست که لایه آلومینیومی دارن، این ژله بسته بندی که در ظرف مثل پوست کندن جدا بشه
🥡Tear open
باز کردن پاره کردنی
🍾 Unscrew باز کردن در بطری
📃 unroll باز کردن (هر چیز لوله شده)
📦 unwrap باز کردن چیز بسته بندی شده
باز کردن لوله گرفته
🧴Flip up
کردن در قوطی های مثل شامپو یا سس ( کچاپ، هزار جزیره، فرانسوی. . ) که تا نصفه باز میشه میاد.
🫙Take off
اگه در ظرف کامل جدا شه و کنده بشه مثل در ظرف یکبار مصرف
🍟 Burst into
باز کردن چیپس و پفک
🚰Turn on the tap. باز کردن شیر آب
🎁 Unwrap the gift. هدیه رو از بسته بندی باز کردن
🧳 Unpack the luggage. باز کردن چمدان
👜 Unzip the bag. زیپ کیف را باز کردن
🛏 Unfold the blanket. باز کردن (پهن کردن) پتو
🌀Draw the curtain. کشیدن یا باز کردن پرده
🥤Crack open باز کردن در قوطی رانی
🧂Twist off
باز کردن در بطری نوشابه ک باید بچرخونی
🥣Peel off
باز کردن در ماست که لایه آلومینیومی دارن، این ژله بسته بندی که در ظرف مثل پوست کندن جدا بشه
🥡Tear open
باز کردن پاره کردنی
🍾 Unscrew باز کردن در بطری
📃 unroll باز کردن (هر چیز لوله شده)
📦 unwrap باز کردن چیز بسته بندی شده
باز کردن لوله گرفته
🧴Flip up
کردن در قوطی های مثل شامپو یا سس ( کچاپ، هزار جزیره، فرانسوی. . ) که تا نصفه باز میشه میاد.
🫙Take off
اگه در ظرف کامل جدا شه و کنده بشه مثل در ظرف یکبار مصرف
🍟 Burst into
باز کردن چیپس و پفک
❤18🆒9👌6
🍂 معادل ضرب المثل " از هر دستی بدی از همون دست میگیری" :
🍂 What goes around, comes around
🍂 Scratch my back and I'll scratch yours
🍂 What goes around, comes around
🍂 Scratch my back and I'll scratch yours
❤7🙏5
💟 تفاوت in و into
🍁 حرف اضافه In به معنای “در” یا “داخل” است و برای نشان دادن موقعیت مکانی ثابت یا قرارگیری چیزی در داخل یک فضا، محیط یا چیز دیگر به کار میرود.
◇The ball is in the box.
توپ داخل جعبه است.
◇The students are in the class.
دانش آموزان داخل کلاس هستند.
◇Are you still in bed?
هنوز در رختخواب هستی؟
🍁 حرف اضافه Into نیز به معنای “به داخل” یا “به درون” است، اما بر حرکت، تغییر جهت یا ورود به یک فضا تأکید دارد. “Into” نشاندهنده ورود یا حرکت از خارج به داخل، یا تغییر حالت و شکل است. معمولا همراه با افعال حرکتی (مانند come, walk, go, jump,....) می آید.
◇The ball fell into the river.
توپ داخل رودخانه افتاد.
◇The man jumped into the pool.
مرد داخل استخر پرید.
◇The door opened and a nurse came into the room.
در باز شد و یک پرستار وارد اتاق شد.
🍁 حرف اضافه In به معنای “در” یا “داخل” است و برای نشان دادن موقعیت مکانی ثابت یا قرارگیری چیزی در داخل یک فضا، محیط یا چیز دیگر به کار میرود.
◇The ball is in the box.
توپ داخل جعبه است.
◇The students are in the class.
دانش آموزان داخل کلاس هستند.
◇Are you still in bed?
هنوز در رختخواب هستی؟
🍁 حرف اضافه Into نیز به معنای “به داخل” یا “به درون” است، اما بر حرکت، تغییر جهت یا ورود به یک فضا تأکید دارد. “Into” نشاندهنده ورود یا حرکت از خارج به داخل، یا تغییر حالت و شکل است. معمولا همراه با افعال حرکتی (مانند come, walk, go, jump,....) می آید.
◇The ball fell into the river.
توپ داخل رودخانه افتاد.
◇The man jumped into the pool.
مرد داخل استخر پرید.
◇The door opened and a nurse came into the room.
در باز شد و یک پرستار وارد اتاق شد.
❤16
❓️64. The doctor suggested that the patient _ more rest to recover quickly.
Anonymous Quiz
44%
A. Needs
29%
B. Need
16%
C. Needed
10%
D. Will need
❤2
English online
❓️64. The doctor suggested that the patient _ more rest to recover quickly.
👆👆👆👆👆
✅ جواب درست: B) need
چون بعد از افعال مثل
suggest / recommend / insist / demand
در انگلیسی رسمی، در وجه التزامی فعل به صورت base form می آید. (موقعیت «Subjunctive Mood» یا همان وجه التزامی)
❌ چرا بقیه غلطاند:
A) needs →غلطه چون سومشخص
s گرفته
C) needed → غلطه چون گذشته است، در حالی که جمله معنای توصیهی کلی داره، نه گذشته.
D) will need → غلطه چون آیندهست و با ساختار التزامی سازگار نیست.
🍁توضیحات بیشتر درباره این گرامر
👇👇👇👇👇👇
✅ جواب درست: B) need
چون بعد از افعال مثل
suggest / recommend / insist / demand
در انگلیسی رسمی، در وجه التزامی فعل به صورت base form می آید. (موقعیت «Subjunctive Mood» یا همان وجه التزامی)
❌ چرا بقیه غلطاند:
A) needs →غلطه چون سومشخص
s گرفته
C) needed → غلطه چون گذشته است، در حالی که جمله معنای توصیهی کلی داره، نه گذشته.
D) will need → غلطه چون آیندهست و با ساختار التزامی سازگار نیست.
🍁توضیحات بیشتر درباره این گرامر
👇👇👇👇👇👇
❤6
✴️ انواع جمله در زبان انگلیسی :
☂ کلمه «Mood» در زبان انگلیسی که در فارسی «وجه» ترجمه میشود، حالت فعل را به ما نشان میدهند. بهطور کلی در زبان انگلیسی ۴ وجه یا «mood» داریم:
«وجه اخباری» (Indicative Mood)
«وجه پرسشی» (Interrogative Mood)
«وجه دستوری» (Imperative Mood)
«وجه التزامی» (Subjunctive Mood)
☂ وجه اخباری در زبان انگلیسی برای بیان حقایق بهکار میرود، مانند:
* They are playing the guitar.
آنها گیتار مینوازند.
☂ وجه پرسشی برای دریافت اطلاعات استفاده میشود، مانند:
* Are they playing the guitar?
آیا آنها گیتار مینوازند؟
☂ وجه امری که برای دستور دادن یا درخواست کردن استفاده میشود، مانند :
* Play the guitar!
گیتار بزن!
* Please play the guitar.
لطفا گیتار بزن.
☂ وجه التزامی کاربردهای متعددی دارد اما معمولا برای اشاره به وضعیتهای فرضی و غیرواقعی و آرزوها کاربرد دارد، مانند :
* If I were Lee, I would play the guitar.
اگر جای «لی» بودم، حتما گیتار میزدم.
☂ کلمه «Mood» در زبان انگلیسی که در فارسی «وجه» ترجمه میشود، حالت فعل را به ما نشان میدهند. بهطور کلی در زبان انگلیسی ۴ وجه یا «mood» داریم:
«وجه اخباری» (Indicative Mood)
«وجه پرسشی» (Interrogative Mood)
«وجه دستوری» (Imperative Mood)
«وجه التزامی» (Subjunctive Mood)
☂ وجه اخباری در زبان انگلیسی برای بیان حقایق بهکار میرود، مانند:
* They are playing the guitar.
آنها گیتار مینوازند.
☂ وجه پرسشی برای دریافت اطلاعات استفاده میشود، مانند:
* Are they playing the guitar?
آیا آنها گیتار مینوازند؟
☂ وجه امری که برای دستور دادن یا درخواست کردن استفاده میشود، مانند :
* Play the guitar!
گیتار بزن!
* Please play the guitar.
لطفا گیتار بزن.
☂ وجه التزامی کاربردهای متعددی دارد اما معمولا برای اشاره به وضعیتهای فرضی و غیرواقعی و آرزوها کاربرد دارد، مانند :
* If I were Lee, I would play the guitar.
اگر جای «لی» بودم، حتما گیتار میزدم.
❤12
💟 گرامر Subjunctive Mood
🖌 موقعیت «Subjunctive Mood» یا همان وجه التزامی فعل معمولا برای اشاره به یک وضعیت غیرواقعی یا آرزو استفاده میشود. البته در زبان رسمی از آن برای پیشنهاد دادن، دستور دادن یا اشاره به الزامات نیز میتوان استفاده کرد.
☆ I suggest that Hanna sing the song.
پیشنهاد میکنم «هانا» ترانه را بخواند.
(پیشنهاد کردن)
☆ I wish I were an actor.
ای کاش یک هنرپیشه بودم.
(بیان آرزو)
☆ I command that he leave.
من از او میخواهم که برود.
(دستور دادن)
🖌 از s که نشانه سوم شخص مفرد است، نباید برای وجه التزامی فعل استفاده کرد.
🖌 در زمان حال برای افعال to be از be استفاده می شود.
🖌 اگر قرار باشد برای زمان گذشته از یکی از افعال to be استفاده کنیم باید برای همه ضمایر و اسامی (حتی مفرد) از were استفاده کنیم.
🖌 بعد از تعدادی از افعال خاص :
ask, demand, determine, insist, move, order, pray, prefer, recommend, regret, request, require, suggest
این ساختار بکار میرود :
👉 S(فاعل) + subjunctive verb + that + S (فاعل) + base form of verb + ...
☆ The principal demands that we study hard.
مدیر تقاضا کرد که ما زیاد درس بخوانیم.
☆ Mr. Johnson recommends that he join the company.
آقای جانسون توصیه می کند که او به شرکت ملحق شود.
☆ He suggests that you be present at the meeting.
او پیشنهاد می کند که شما در جلسه حاضر باشید.
☆ He requested that the meeting not be finished before 8:00 pm.
او درخواست کرد که جلسه تا قبل از ساعت 8 شب تمام نشود.
🖌 موقعیت «Subjunctive Mood» یا همان وجه التزامی فعل معمولا برای اشاره به یک وضعیت غیرواقعی یا آرزو استفاده میشود. البته در زبان رسمی از آن برای پیشنهاد دادن، دستور دادن یا اشاره به الزامات نیز میتوان استفاده کرد.
☆ I suggest that Hanna sing the song.
پیشنهاد میکنم «هانا» ترانه را بخواند.
(پیشنهاد کردن)
☆ I wish I were an actor.
ای کاش یک هنرپیشه بودم.
(بیان آرزو)
☆ I command that he leave.
من از او میخواهم که برود.
(دستور دادن)
🖌 از s که نشانه سوم شخص مفرد است، نباید برای وجه التزامی فعل استفاده کرد.
🖌 در زمان حال برای افعال to be از be استفاده می شود.
🖌 اگر قرار باشد برای زمان گذشته از یکی از افعال to be استفاده کنیم باید برای همه ضمایر و اسامی (حتی مفرد) از were استفاده کنیم.
🖌 بعد از تعدادی از افعال خاص :
ask, demand, determine, insist, move, order, pray, prefer, recommend, regret, request, require, suggest
این ساختار بکار میرود :
👉 S(فاعل) + subjunctive verb + that + S (فاعل) + base form of verb + ...
☆ The principal demands that we study hard.
مدیر تقاضا کرد که ما زیاد درس بخوانیم.
☆ Mr. Johnson recommends that he join the company.
آقای جانسون توصیه می کند که او به شرکت ملحق شود.
☆ He suggests that you be present at the meeting.
او پیشنهاد می کند که شما در جلسه حاضر باشید.
☆ He requested that the meeting not be finished before 8:00 pm.
او درخواست کرد که جلسه تا قبل از ساعت 8 شب تمام نشود.
🙏7❤3