So vs Such
خیلیها فرق این دو تا رو قاطی میکنن. بیاید فرقشون رو خیلی راحت یاد بگیریم:
🔹So
قبل از صفت میآد و یعنی «خیلی».
مثال:
The girl is so happy.
She can’t stop smiling.
(دختر خیلی خوشحاله)
🔹Such
قبل از گروه اسمی میآد و یعنی «چقدر / اینقدر».
مثال:
She is such a happy girl.
Everyone likes her energy.
(اون دختر چقدر خوشحاله)
📌نکته طلایی:
So + صفت
Such + (a/an) + صفت + اسم
@EngLCore
خیلیها فرق این دو تا رو قاطی میکنن. بیاید فرقشون رو خیلی راحت یاد بگیریم:
🔹So
قبل از صفت میآد و یعنی «خیلی».
مثال:
The girl is so happy.
She can’t stop smiling.
(دختر خیلی خوشحاله)
🔹Such
قبل از گروه اسمی میآد و یعنی «چقدر / اینقدر».
مثال:
She is such a happy girl.
Everyone likes her energy.
(اون دختر چقدر خوشحاله)
📌نکته طلایی:
So + صفت
Such + (a/an) + صفت + اسم
#Grammar
@EngLCore
❤1🔥1🥰1
📘 کلمه جدید | سطح A1
board
تخته / سوار شدن
📌 معنی و کاربرد:
🌊 مثالها:
1️⃣ Please write your name on the board.
لطفاً اسمت رو روی تخته بنویس.
2️⃣ We need to board the plane in 20 minutes.
باید تا ۲۰ دقیقه دیگه سوار هواپیما بشیم.
3️⃣ The teacher is cleaning the board.
معلم داره تخته رو پاک میکنه.
💡 نکته:
وقتی میگیم board the plane/bus/train
یعنی سوار اون وسیله نقلیه شدن.
@EngLCore
board
تخته / سوار شدن
📌 معنی و کاربرد:
۱. یک تکه چوب یا سطح صاف (مثل تخته سفید)
۲. سوار شدن به هواپیما، اتوبوس یا قطار
🌊 مثالها:
1️⃣ Please write your name on the board.
لطفاً اسمت رو روی تخته بنویس.
2️⃣ We need to board the plane in 20 minutes.
باید تا ۲۰ دقیقه دیگه سوار هواپیما بشیم.
3️⃣ The teacher is cleaning the board.
معلم داره تخته رو پاک میکنه.
💡 نکته:
وقتی میگیم board the plane/bus/train
یعنی سوار اون وسیله نقلیه شدن.
#Vocabulary
@EngLCore
❤2🔥1💘1
میخوای بگی «من هیجانزدهام» 🤩:
A1: I'm excited
A2: I'm really excited
B1: I'm thrilled
B2: I'm pumped up
C1: I'm absolutely buzzing
C2: I'm bouncing off the walls
@EngLCore
A1: I'm excited
A2: I'm really excited
B1: I'm thrilled
B2: I'm pumped up
C1: I'm absolutely buzzing
C2: I'm bouncing off the walls
#Vocabulary
@EngLCore
❤1🔥1🥰1
Quite vs Very
فرق این دو تا رو خیلیها نمیدونن. بیاید خیلی ساده یادش بگیریم:
✏️Quite
مثال:
The test was quite hard.
I made a few mistakes.
(امتحان نسبتاً سخت بود. چند تا اشتباه کردم)
✏️Very
مثال:
The test was very hard.
Many students failed.
(امتحان خیلی سخت بود. خیلی از دانشآموزها افتادن)
@EngLCore
فرق این دو تا رو خیلیها نمیدونن. بیاید خیلی ساده یادش بگیریم:
✏️Quite
یعنی «نسبتاً» نه خیلی شدید، ولی قابل توجه
مثال:
The test was quite hard.
I made a few mistakes.
(امتحان نسبتاً سخت بود. چند تا اشتباه کردم)
✏️Very
یعنی «خیلی» یا «واقعاً شدید»
مثال:
The test was very hard.
Many students failed.
(امتحان خیلی سخت بود. خیلی از دانشآموزها افتادن)
#Grammar
@EngLCore
❤2🔥1
📘 کلمه جدید | سطح A2
benefit
مزیت، فایده، سود
📌 معنی و کاربرد:
🌊 مثالها:
1️⃣ One benefit of exercise is better health.
یکی از فواید ورزش، سلامتی بهتره.
2️⃣ She benefits from studying every day.
اون از درس خوندن هر روز سود میبره.
3️⃣ What’s the main benefit of learning English?
مزیت اصلی یادگیری انگلیسی چیه؟
💡 نکته:
مثال:
Children benefit from reading books.
@EngLCore
benefit
مزیت، فایده، سود
📌 معنی و کاربرد:
چیزی که به نفع ماست و کمکمون میکنه. هم بهعنوان اسم و هم فعل استفاده میشه.
🌊 مثالها:
1️⃣ One benefit of exercise is better health.
یکی از فواید ورزش، سلامتی بهتره.
2️⃣ She benefits from studying every day.
اون از درس خوندن هر روز سود میبره.
3️⃣ What’s the main benefit of learning English?
مزیت اصلی یادگیری انگلیسی چیه؟
💡 نکته:
عبارت خیلی رایج:
benefit from
از چیزی سود بردن یا فایده گرفتن
مثال:
Children benefit from reading books.
#Vocabulary
@EngLCore
❤1🔥1👌1
🧠 GRAMMAR CORE | DAY 01
توی انگلیسی چطور جمله بسازیم؟ 🤔
اگر تازه میخوای گرامر انگلیسی رو شروع کنی، اول باید با مهمترین الگوی جملهسازی آشنا بشی:
«Subject + Verb + Object
فاعل + فعل + مفعول»
خب یه تعریف ساده از هر کدومشون داشته باشیم👇
🔹 Subject (فاعل)
کسی یا چیزی که کار رو انجام میده.
🔹 Verb (فعل)
کاری که انجام میشه.
🔹 Object (مفعول)
کسی یا چیزی که عمل روی اون انجام میشه.
✨ مثال:
«I love English. 🇬🇧
I → Subject
love → Verb
English → Object»
یک مثال دیگه:
«She reads books. 📚
She → Subject
reads → Verb
books → Object»
و یکی دیگه:
«They watch movies. 🎬
They → Subject
watch → Verb
movies → Object»
⚠️ حواست باشه!
توی انگلیسی معمولاً نمیتونیم کلمات رو هرجوری که خواستیم کنار هم بچینیم.
❌ English I love.
✅ I love English.
پس یکی از مهمترین الگوهایی که باید از همین امروز تو ذهنت داشته باشی:
«S + V + O»
Subject + Verb + Object
English Learning Core
Learn it. Use it. Own it.
#Grammar
@EngLCore
❤1🔥1
فکر میکنید زبانتون در چه سطحیه؟
Anonymous Poll
13%
A1
13%
A2
13%
B1
38%
B2
13%
C1
13%
Like a native 😏
📘 کلمه جدید | سطح B1
brake
ترمز / ترمز گرفتن
📌 معنی و کاربرد:
🌊 مثالها:
1️⃣ He hit the brake suddenly to avoid the accident.
ناگهان ترمز کرد تا از تصادف جلوگیری کنه.
2️⃣ The brakes on this car are not working properly.
ترمزهای این ماشین درست کار نمیکنن.
3️⃣ You should brake gently on wet roads.
تو جادههای خیس باید آروم ترمز بگیری.
💡 نکته:
مثال:
The company put the brakes on the new project.
@EngLCore
brake
ترمز / ترمز گرفتن
📌 معنی و کاربرد:
۱. وسیلهای که سرعت ماشین یا دوچرخه رو کم یا متوقف میکنه (اسم)
۲. ترمز گرفتن یا سرعت رو کم کردن (فعل)
🌊 مثالها:
1️⃣ He hit the brake suddenly to avoid the accident.
ناگهان ترمز کرد تا از تصادف جلوگیری کنه.
2️⃣ The brakes on this car are not working properly.
ترمزهای این ماشین درست کار نمیکنن.
3️⃣ You should brake gently on wet roads.
تو جادههای خیس باید آروم ترمز بگیری.
💡 نکته:
عبارت رایج:
put the brakes on something
سرعت چیزی رو کم کردن یا متوقف کردنش
مثال:
The company put the brakes on the new project.
#Vocabulary
@EngLCore
🔥2❤1
میخوای بگی «بیحوصلهام»:
A1: I'm bored
A2: I'm so bored
B1: I'm fed up
B2: I'm sick of it
C1: I'm completely fed up
C2: I'm dying of boredom
@EngLCore
A1: I'm bored
A2: I'm so bored
B1: I'm fed up
B2: I'm sick of it
C1: I'm completely fed up
C2: I'm dying of boredom
#Vocabulary
@EngLCore
🆒2❤1🔥1
Break | Brake
تفاوت این دو کلمه خیلی رایجه و زبانآموزها اغلب اشتباه میکنن:
1. Brake
(ترمز)
مثالها:
- Hit the brake! →
ترمز کن!
- The brakes are broken. →
ترمزها خراب شدن.
- He braked hard. →
محکم ترمز کرد.
2. Break
(شکستن / استراحت / قطع کردن)
- Don’t break the glass. →
شیشه رو نشکن.
- Let’s take a break. →
بیا یه استراحت کنیم.
- She broke the record. →
رکورد رو شکست.
- He broke the law. →
قانون رو نقض کرد.
نکته طلایی:
#Grammar
@EngLCore
تفاوت این دو کلمه خیلی رایجه و زبانآموزها اغلب اشتباه میکنن:
1. Brake
(ترمز)
-مربوط به توقف یا کم کردن سرعت وسیله نقلیه است.
- هم اسمه و هم فعل.
مثالها:
- Hit the brake! →
ترمز کن!
- The brakes are broken. →
ترمزها خراب شدن.
- He braked hard. →
محکم ترمز کرد.
2. Break
(شکستن / استراحت / قطع کردن)
معنیهای اصلی:مثالها:
- شکستن یا خراب کردن
- استراحت کوتاه
- قطع کردن چیزی (مثل سکوت یا قانون(
- Don’t break the glass. →
شیشه رو نشکن.
- Let’s take a break. →
بیا یه استراحت کنیم.
- She broke the record. →
رکورد رو شکست.
- He broke the law. →
قانون رو نقض کرد.
نکته طلایی:
اگه مربوط به ماشین و توقف باشه ~ Brake
اگه مربوط به شکستن، خراب شدن یا استراحت باشه ~ Break
#Grammar
@EngLCore
❤1❤🔥1🔥1
📘 کلمه جدید | سطح B2
beg
التماس کردن، گدایی کردن، خواهش شدید کردن
📌 معنی و کاربرد:
🌊 مثالها:
1️⃣ He begged me to stay a little longer.
التماس کرد که کمی بیشتر بمونم.
2️⃣ The children were begging for food on the street.
بچهها تو خیابان برای غذا گدایی میکردن.
3️⃣ I beg your pardon? I didn’t hear what you said.
ببخشید؟ چیزی که گفتی رو نشنیدم.
💡 نکته:
@EngLCore
beg
التماس کردن، گدایی کردن، خواهش شدید کردن
📌 معنی و کاربرد:
وقتی خیلی جدی و با التماس از کسی چیزی میخوای، یا وقتی کسی تو خیابان پول یا کمک میخواد.
🌊 مثالها:
1️⃣ He begged me to stay a little longer.
التماس کرد که کمی بیشتر بمونم.
2️⃣ The children were begging for food on the street.
بچهها تو خیابان برای غذا گدایی میکردن.
3️⃣ I beg your pardon? I didn’t hear what you said.
ببخشید؟ چیزی که گفتی رو نشنیدم.
💡 نکته:
عبارتهای رایج:
- beg for something
برای چیزی التماس کردن
- I beg your pardon
ببخشید (رسمیتر از “sorry”)
#Vocabulary
@EngLCore
❤2🔥1
Few vs A few
هر دو یعنی «مقدار کم» ولی حسشون فرق داره:
▪️Few
مثال:
Few people came to your party.
افراد کمی به مهمونیت اومدن.
(یعنی مهمونهای زیادی نداشتی، حس منفی داره)
▪️A few
مثال:
A few people came to my party.
چند نفر به مهمونی من اومدن.
(یعنی حداقل چند نفر بودن حس بهتری داره )
@EngLCore
هر دو یعنی «مقدار کم» ولی حسشون فرق داره:
▪️Few
بار منفی داره.
یعنی «خیلی کم»
(تقریباً هیچی، کمتر از انتظار)
مثال:
Few people came to your party.
افراد کمی به مهمونیت اومدن.
(یعنی مهمونهای زیادی نداشتی، حس منفی داره)
▪️A few
بار مثبت یا خنثی داره.
یعنی «چند تا»
(کم هست، ولی وجود داره و کافیه)
مثال:
A few people came to my party.
چند نفر به مهمونی من اومدن.
(یعنی حداقل چند نفر بودن حس بهتری داره )
#Grammar
@EngLCore
🔥2❤1
📌 Daily phrase
یه عبارت کاربردی برای سطح B1
Don't mess with me
🔹 معنی:
با من شوخی نکن / با من کلکل نکن
🔹 کاربرد:
🔹 عبارتهای مشابه:
• Don't push me
• Don't test me
⚠️ نکته:
کاملا غیر رسمیه و معمولا با لحن تند و توی بحثا استفاده میشه
@EngLCore
یه عبارت کاربردی برای سطح B1
Don't mess with me
🔹 معنی:
با من شوخی نکن / با من کلکل نکن
🔹 کاربرد:
• وقتی کسی داره اذیتتون میکنه:
I'm not in the mood – don't mess with me.
• وقتی میخوای به یکی هشدار بدی:
He'd better not mess with me.
🔹 عبارتهای مشابه:
• Don't push me
• Don't test me
⚠️ نکته:
کاملا غیر رسمیه و معمولا با لحن تند و توی بحثا استفاده میشه
#Phrase
@EngLCore
🔥2❤1
❤1🔥1
میخوای بگی «خجالت میکشم»:
A1: I'm embarrassed
A2: I'm so embarrassed
B1: I'm mortified
B2: I'm blushing
C1: I'm absolutely humiliated
C2: I want the ground to swallow me up
@EngLCore
A1: I'm embarrassed
A2: I'm so embarrassed
B1: I'm mortified
B2: I'm blushing
C1: I'm absolutely humiliated
C2: I want the ground to swallow me up
#Vocabulary
@EngLCore
❤3🔥1🥰1
📘 کلمه جدید | سطح C1
bounce
📌 معنی و کاربرد:
علاوه بر معنی فیزیکی (مثل توپ که بالا و پایین میپره)، در سطح پیشرفتهتر معانی مجازی مهمی داره:
- bounce back
سریع بهبود پیدا کردن یا دوباره سر پا شدن
- bounce ideas off someone
ایدهها رو با کسی در میون گذاشتن
- وقتی که ایمیل یا چک bounce بشه یعنی برگشت بخوره
✨مثالها:
1️⃣ The ball bounced high after hitting the ground.
توپ بعد از برخورد به زمین بلند پرید.
2️⃣ She bounced back quickly after losing her job.
بعد از از دست دادن شغلش، خیلی سریع دوباره سر پا شد.
3️⃣ Can I bounce a few ideas off you?
میتونم چند تا ایده رو باهات در میون بذارم؟
4️⃣ My email bounced because of an incorrect address.
ایمیلم به خاطر آدرس اشتباه برگشت خورد.
💡 نکته:
@EngLCore
bounce
پریدن، جهیدن/ برگشت خوردن / سریع بهبود یافتن
📌 معنی و کاربرد:
علاوه بر معنی فیزیکی (مثل توپ که بالا و پایین میپره)، در سطح پیشرفتهتر معانی مجازی مهمی داره:
- bounce back
سریع بهبود پیدا کردن یا دوباره سر پا شدن
- bounce ideas off someone
ایدهها رو با کسی در میون گذاشتن
- وقتی که ایمیل یا چک bounce بشه یعنی برگشت بخوره
✨مثالها:
1️⃣ The ball bounced high after hitting the ground.
توپ بعد از برخورد به زمین بلند پرید.
2️⃣ She bounced back quickly after losing her job.
بعد از از دست دادن شغلش، خیلی سریع دوباره سر پا شد.
3️⃣ Can I bounce a few ideas off you?
میتونم چند تا ایده رو باهات در میون بذارم؟
4️⃣ My email bounced because of an incorrect address.
ایمیلم به خاطر آدرس اشتباه برگشت خورد.
💡 نکته:
عبارت خیلی کاربردی در محیط کار و مکالمات روزمره:
bounce ideas off someone
از کسی برای ایدههات بازخورد گرفتن
#Vocabulary
@EngLCore
🔥3❤🔥1❤1
English Learning Core
🧠 GRAMMAR CORE | DAY 01 توی انگلیسی چطور جمله بسازیم؟ 🤔 اگر تازه میخوای گرامر انگلیسی رو شروع کنی، اول باید با مهمترین الگوی جملهسازی آشنا بشی: «Subject + Verb + Object فاعل + فعل + مفعول» خب یه تعریف ساده از هر کدومشون داشته باشیم👇 🔹 Subject (فاعل)…
🧠 GRAMMAR CORE | DAY 02
بریم یکم گرامر مبتدی رو یاد بگیریم
خب بریم AM / IS / ARE رو بالاخره یاد بگیریم! 👀
احتمالاً این سهتا رو خیلی دیدی:
«am — is — are»
اما دقیقاً کِی باید از هرکدوم استفاده کنیم؟ 🤔
خیلی سادهست 👇
🔹 AM →
فقط با I
«I am happy. 😊
I am a student. 🎓
I am tired. 😴»
پس:
I → am
🔹 IS →
برای He / She / It
«He is my brother.
She is a teacher.
It is cold. ❄️»
He / She / It → is
🔹 ARE →
برای You / We / They
«You are beautiful.
We are friends.
They are students.»
You / We / They → are
خب افعال to be رو یاد گرفتیم.
نکته:
از am/is/are نه فقط برای «هست» و «میباشد»، بلکه برای حال استمراری هم استفاده میشه:
I am learning English. 🚀
She is reading a book. 📖
They are playing football. ⚽
English Learning Core
Learn it. Use it. Own it.
#Grammar
@EngLCore
❤3❤🔥1🔥1
یه عبارت کاربردی برای سطح B2
To the best of my knowledge
🔹 معنی:
تا جایی که من میدونم / بر اساس اطلاعات من
🔹 کاربرد:
🔹 عبارتهای مشابه:
• As far as I know
تا اونجایی که من میدونم
• From what I understand
چیزی که من فهمیدم
⚠️ نکته:
این عبارت رسمیتر از "As far as I know" است و برای موقعیتهای کاری، نامهنگاری یا ارائه خیلی مناسب است.
@EngLCore
To the best of my knowledge
🔹 معنی:
تا جایی که من میدونم / بر اساس اطلاعات من
🔹 کاربرد:
• وقتی میخواید مطلبی رو بگید اما کاملاً مطمئن نیستید:
To the best of my knowledge, the meeting is at 3 PM.
• توی موقعیتهای رسمی یا نیمهرسمی:
To the best of my knowledge, no one has complained so far.
🔹 عبارتهای مشابه:
• As far as I know
تا اونجایی که من میدونم
• From what I understand
چیزی که من فهمیدم
⚠️ نکته:
این عبارت رسمیتر از "As far as I know" است و برای موقعیتهای کاری، نامهنگاری یا ارائه خیلی مناسب است.
#Phrase
@EngLCore
❤2🔥2❤🔥1