An old man, holding a cane, got on a crowded bus.
پیرمردی با عصایی در دست، سوار اتوبوس شلوغی شد.
All the seats were taken, and nobody seemed willing to concede his seat to the old man.
همه صندلیها پر بودند و کسی مایل بنظر نمیرسید که صندلیش را به پیرمرد واگذار کند.
So he had no choice but to join the passengers standing in the aisle.
بنابراین او چارهای نداشت، جز پیوستن به مسافرانی که در راهرو ایستاده بودند.
The bus careened down the avenue, shaking the passengers from side to side, and the old man, unable to support himself properly with his cane, fell to the floor.
اتوبوس در مسیر خیابان به شدت تکان خورد و مسافران را از این سو به آن سو تکان داد، و پیرمرد ناتوان از اینکه خودش را به درستی با عصایش نگه دارد کف اتوبوس افتاد.
A young boy, sitting comfortably in his seat, looked at the old man and said, "If you had put a little rubber cap on the end of your cane, you wouldn't fall like that.
پسری کم سن و سال، که راحت در صندلیش نشسته بود به پیرمرد نگاه کرد و گفت: اگه یک درپوش کوچک پلاستیکی ته عصات گذاشته بودی، اینطوری نمیافتادی.
The old man looked daggers at him and replied, "If your daddy had done the same, I would have a place to sit on this damn bus."
پیرمرد نگاه تندی به او کرد و گفت: اگر بابات همین کار رو کرده بود، الان جایی برای نشستن تو این اتوبوس لعنتی داشتم.
فایل صوتی
👇👇👇👇
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
پیرمردی با عصایی در دست، سوار اتوبوس شلوغی شد.
All the seats were taken, and nobody seemed willing to concede his seat to the old man.
همه صندلیها پر بودند و کسی مایل بنظر نمیرسید که صندلیش را به پیرمرد واگذار کند.
So he had no choice but to join the passengers standing in the aisle.
بنابراین او چارهای نداشت، جز پیوستن به مسافرانی که در راهرو ایستاده بودند.
The bus careened down the avenue, shaking the passengers from side to side, and the old man, unable to support himself properly with his cane, fell to the floor.
اتوبوس در مسیر خیابان به شدت تکان خورد و مسافران را از این سو به آن سو تکان داد، و پیرمرد ناتوان از اینکه خودش را به درستی با عصایش نگه دارد کف اتوبوس افتاد.
A young boy, sitting comfortably in his seat, looked at the old man and said, "If you had put a little rubber cap on the end of your cane, you wouldn't fall like that.
پسری کم سن و سال، که راحت در صندلیش نشسته بود به پیرمرد نگاه کرد و گفت: اگه یک درپوش کوچک پلاستیکی ته عصات گذاشته بودی، اینطوری نمیافتادی.
The old man looked daggers at him and replied, "If your daddy had done the same, I would have a place to sit on this damn bus."
پیرمرد نگاه تندی به او کرد و گفت: اگر بابات همین کار رو کرده بود، الان جایی برای نشستن تو این اتوبوس لعنتی داشتم.
فایل صوتی
👇👇👇👇
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
❤24👍9🤩6