یه اخلاق جالبیام دارم اینه که انقدر به یه سری آدمها تو زندگیم فرصت میدم، انقدر همه طوره خودم رو وسط میزارم، انقدر چشمم رو روی همه چی میبندم که آخرش اگه رفتم و تموم کردم، طرف میدونه دیگه فرصتی برای برگشتن و بخشیدن وجود نداره.
تو اولین و آخرین پناه من در برابر این آدمهای مزخرف بودی، ممنونم که با تموم توانت گند زدی به اعتمادی که بهت داشتم، به احساسی که بینمون بود و به تصویری که ازت توی ذهنم ساخته بودم، ممنونم که باعث شدی بفهمم حتی آدمی که فکر میکنی قراره پناهت باشه میتونه خودش تبدیل بشه به یکی از بزرگترین دلیلهای بی اعتمادیت.
زندگی تو ایران اینجوریه که یا داری پاتو تکون میدی، یا پوست لبتو میکنی، یا ناخنتو میجویی یا با خودت حرف میزنی.
❤2👍2
میگفت: "حس می کنم تعادل احساساتم ازبین رفته؛ یا انقد بی حس و ریلکسم که چیزی نمیتونه عصبی و ناراحتم کنه یا انقد حساسم که کوچیکترین چیز عصبیم میکنه."
❤1
دوست داشتنت زمانی معنی داره که توی عملت ببینم برای خوشحال کردنم داری تلاش میکنی.
❤2
اگر واقعا برام مهم باشی، از دست دادنت و راحت نمیپذیرم. ولی اگر خودت رفتن و راحت انتخاب کنی، منم موندنت و سخت نمیکنم.
❤1
خستهام. برای دوست داشتن کسی خستهام. برای امیدوار بودن خستهام. برای روابط پیچیده انسانی خستهام. خیلی خسته، خیلی خیلی خسته.
❤1
روزی میرسه که دیگه کنارت نیستم، نیستم تا با هم همه مشکلات رو حل کنیم، با هم آهنگ مورد علاقهمون رو بخونیم، بخندیم و بیخیال دنیا باشیم، نیستم شبهایی که حالت خوب نیست از تموم دنیا خسته شدی به من پناه بیاری، غمها رو فراموش کنیم و تا صبح با هم خیال پردازی کنیم پس تا هستم قدرم رو بدون، وقتی نباشم برای هیچکس اندازه من اهمیت نداری، برای هیچکس اندازه من مهم نیستی، هیچکس اندازه من دوست نداره.
اصالت یعنی؛ شما شرایط انجام هرکاری رو دارید اما شخصیتتون اجازه نمیده که تن به هرکاری بدین، آدم با شرف چهارچوب داره.
❤1
تا صددرصد نشده صداشو در نیارید
تا صددرصد نشده صداشو در نیارید
تا صددرصد نشده صداشو در نیارید
تا صددرصد نشده صداشو در نیارید
تا صددرصد نشده صداشو در نیارید.
تا صددرصد نشده صداشو در نیارید
تا صددرصد نشده صداشو در نیارید
تا صددرصد نشده صداشو در نیارید
تا صددرصد نشده صداشو در نیارید.
دوستان خیانت نه به قیافهتون ربط داره، نه به اخلاقتون، نه به میزان عشقی که دادین، بعضیها فقط مادرجندهان و متاسفانه هنوز درمانی براش کشف نشده.
❤3
احتمالا هیچوقت داستان کاملش رو برای کسی تعریف نمیکنم اما هر کسی که من رو قبل و بعد از اون اتفاق میشناخت، میدونه که دیگه هیچوقت اون آدم قبلی نشدم.
❤1
جبران کنی؟ یه شب تا صبح مردم و تو ذهنم تمومت کردم، هیچ تلاشی از تو نمیتونه اون شبی رو که من حالی شبیه مرگ داشتم و تو عین خیالت هم نبود رو جبران کنه، تو نباید میذاشتی کار به اینجا برسه، دقیقا همین جایی که تموم شدی برام.
❤2
شاید چیزی که بیشتر از همه خستهات کرده، اینه که هیچوقت فرصت نکردی فقط زندگی کنی؛ همیشه باید یک چیزی رو تحمل میکردی، جبران میکردی، نجات میدادی یا نگرانش میبودی.