📌Warm & friendly
گرم و صمیمی
📌Cold & unfriendly
سرد و خشک رفتار
📌 Clever
باهوش
📌 Shy
کم رو، خجالتی
📌 Cheeky
پر رو
📌 Cowardly
بزدل
📌 Courageous
شجاع
📌 Punctual
خوش قول
📌 Silly
احمق
📌 Nosey
فضول
📌 Emotional
احساسی
📌Gossip
خبرچینی کردن
🌍 @En_Boost 💡
گرم و صمیمی
📌Cold & unfriendly
سرد و خشک رفتار
📌 Clever
باهوش
📌 Shy
کم رو، خجالتی
📌 Cheeky
پر رو
📌 Cowardly
بزدل
📌 Courageous
شجاع
📌 Punctual
خوش قول
📌 Silly
احمق
📌 Nosey
فضول
📌 Emotional
احساسی
📌Gossip
خبرچینی کردن
🌍 @En_Boost 💡
👍4
🔷 کلمات مشابه در زبان انگلیسی👇👇
✅Host = میزبان
✅Hostel = هتل ارزان
✅Hostility = خصومت
✅Hospitality = مهمان نوازی
✅Generous = سخاوتمند
✅Genius = نابغه
✅Genuine = اصلی–خالص
✅Gorgeous = زیبا
✅Suppose = گمان کردن
✅Oppose = مخالفت کردن
✅Depose = خلع کردن
✅Impose = تحمیل کردن
✅Dispose = خلاص شدن
✅Expose = نمایش دادن_در معرض قرار دادن
✅Compose = نوشتن_سرودن
🌍 @En_Boost 💡
✅Host = میزبان
✅Hostel = هتل ارزان
✅Hostility = خصومت
✅Hospitality = مهمان نوازی
✅Generous = سخاوتمند
✅Genius = نابغه
✅Genuine = اصلی–خالص
✅Gorgeous = زیبا
✅Suppose = گمان کردن
✅Oppose = مخالفت کردن
✅Depose = خلع کردن
✅Impose = تحمیل کردن
✅Dispose = خلاص شدن
✅Expose = نمایش دادن_در معرض قرار دادن
✅Compose = نوشتن_سرودن
🌍 @En_Boost 💡
👍4
♻️ پیشوندها (prefix)
❇️ پیشوندها کلماتی هستند که به اول لغات اضافه می شوند و معنی ان را تغییر می دهند.
✳️پیشوندهای زیر پیشوندمنفی ساز هستند
✅ dis,
disagree: مخالفت کردن
dishonest: غیرصادقانه
disloyal: بی وفا
✅ un,
unhappy: ناراحت
unkind: نامهربان، بی عاطفه
unfair: ناعادلانه
unclear: نامشخص
✅ mis,
misbehave: بدرفتاری کردن
misunderstand: درست نفهمیدن
miscalculate: اشتباه محاسبه کردن
✅ in,
inactive: غیرفعال
informal: غیررسمی
invisible: نامرئی
✅ ir,
irresponsible: غیرمسئول
irregular: بی قاعده
irrational: غیرمنطقی
✅ il,
illigal: غیرقانونی
illogical: غیرمنطقی
illiterate: بیسواد
✅ im
immature: نابالغ
impatient: ناصبور
immortal: فناناپذر
🌍 @En_Boost 💡
❇️ پیشوندها کلماتی هستند که به اول لغات اضافه می شوند و معنی ان را تغییر می دهند.
✳️پیشوندهای زیر پیشوندمنفی ساز هستند
✅ dis,
disagree: مخالفت کردن
dishonest: غیرصادقانه
disloyal: بی وفا
✅ un,
unhappy: ناراحت
unkind: نامهربان، بی عاطفه
unfair: ناعادلانه
unclear: نامشخص
✅ mis,
misbehave: بدرفتاری کردن
misunderstand: درست نفهمیدن
miscalculate: اشتباه محاسبه کردن
✅ in,
inactive: غیرفعال
informal: غیررسمی
invisible: نامرئی
✅ ir,
irresponsible: غیرمسئول
irregular: بی قاعده
irrational: غیرمنطقی
✅ il,
illigal: غیرقانونی
illogical: غیرمنطقی
illiterate: بیسواد
✅ im
immature: نابالغ
impatient: ناصبور
immortal: فناناپذر
🌍 @En_Boost 💡
🥰1
🫏 مثل خر تو گِل گیر کردن ( تو دردسر افتادن )
to get into deep shit
1. If my parents find out I skipped school, I'm gonna get into deep shit.
اگه مامان بابام بفهمن از مدرسه پیچوندم، بدجور به دردسر میافتم.
2. He got into deep shit with the police after the fight.
بعد از دعوا، حسابی با پلیس به مشکل خورد.
3. We're gonna get into deep shit if we miss this deadline.
اگه این ضربالعجل رو از دست بدیم، بدجور گیر میافتیم.
4. They got into deep shit when the scam was exposed.
وقتی کلاهبرداریشون رو شد، بدجور به دردسر افتادن.
🌍 @En_Boost 💡
to get into deep shit
1. If my parents find out I skipped school, I'm gonna get into deep shit.
اگه مامان بابام بفهمن از مدرسه پیچوندم، بدجور به دردسر میافتم.
2. He got into deep shit with the police after the fight.
بعد از دعوا، حسابی با پلیس به مشکل خورد.
3. We're gonna get into deep shit if we miss this deadline.
اگه این ضربالعجل رو از دست بدیم، بدجور گیر میافتیم.
4. They got into deep shit when the scam was exposed.
وقتی کلاهبرداریشون رو شد، بدجور به دردسر افتادن.
🌍 @En_Boost 💡
👍4
✅ یه اصطلاحی اوردم براتون که تاحالا نشنیده بودین
🟨🟩 to a T
🟨🟩 دقیقا، کاملا، بی نقص، مو به مو
Synonym: exactly, perfectly
1. That suit fits you to a T.
اون کتوشلوار دقیقاً اندازهته. (کاملاً بهت میاد.)
2. She described the situation to a T.
اون ماجرا رو دقیق و مو به مو توصیف کرد.
3. The recipe worked out to a T.
دستور غذا دقیقاً همونطوری که باید، جواب داد. (همه چیز عالی پیش رفت.)
4. This place is decorated to a T for the wedding.
اینجا برای مراسم عروسی کاملاً بینقص تزیین شده.
5. He followed the instructions to a T.
اون دقیقاً طبق دستورالعمل عمل کرد.
🌍 @En_Boost 💡
🟨🟩 to a T
🟨🟩 دقیقا، کاملا، بی نقص، مو به مو
Synonym: exactly, perfectly
1. That suit fits you to a T.
اون کتوشلوار دقیقاً اندازهته. (کاملاً بهت میاد.)
2. She described the situation to a T.
اون ماجرا رو دقیق و مو به مو توصیف کرد.
3. The recipe worked out to a T.
دستور غذا دقیقاً همونطوری که باید، جواب داد. (همه چیز عالی پیش رفت.)
4. This place is decorated to a T for the wedding.
اینجا برای مراسم عروسی کاملاً بینقص تزیین شده.
5. He followed the instructions to a T.
اون دقیقاً طبق دستورالعمل عمل کرد.
🌍 @En_Boost 💡
👍3🥰1
کدام گزینه صحیح است؟
Anonymous Quiz
37%
It's the best city of the world.
63%
It's the best city in the world.
🥰3💯2❤1
🥰2👍1
🔴🔴 Collocations with Flat! 🔴🔴
کالوکیشن های آپارتمان
🟦 Poky flat (پُکی فْلَت)
🟦 آپارتمان دلگير / بي روح
◼️He lives in a poky flat with hardly any sunlight.
◼️ معنی: او در یک آپارتمان دلگیر زندگی میکند که تقریباً هیچ نوری ندارد.
🟦 Refurbish flat (ریفِربِش فْلَت)
🟦 آپارتمان نو ساز
◼️They moved into a beautifully refurbished flat in the city center.
◼️ معنی: آنها به یک آپارتمان نوساز زیبا در مرکز شهر نقل مکان کردند.
🟦 bachelor flat (بَچِلِر فْلَت)
🟦 آپارتمان مجردي
◼️My brother rented a small bachelor flat near his office.
◼️ معنی: برادرم یک آپارتمان مجردی کوچک نزدیک محل کارش اجاره کرده است.
🟦 cosy flat (کُزی فْلَت)
🟦 آپارتمان دنج
◼️ We stayed in a cosy flat during our vacation in Paris.
◼️ معنی: ما در طول تعطیلاتمان در پاریس در یک آپارتمان دنج اقامت داشتیم.
🟦 vacant flat (وِیْکِنت فْلَت)
🟦 آپارتمان خالي
◼️There’s a vacant flat available next door if you’re interested.
◼️معنی: یک آپارتمان خالی در خانه کناری موجود است اگر علاقهمند باشید.
🌍 @En_Boost 💡
کالوکیشن های آپارتمان
🟦 Poky flat (پُکی فْلَت)
🟦 آپارتمان دلگير / بي روح
◼️He lives in a poky flat with hardly any sunlight.
◼️ معنی: او در یک آپارتمان دلگیر زندگی میکند که تقریباً هیچ نوری ندارد.
🟦 Refurbish flat (ریفِربِش فْلَت)
🟦 آپارتمان نو ساز
◼️They moved into a beautifully refurbished flat in the city center.
◼️ معنی: آنها به یک آپارتمان نوساز زیبا در مرکز شهر نقل مکان کردند.
🟦 bachelor flat (بَچِلِر فْلَت)
🟦 آپارتمان مجردي
◼️My brother rented a small bachelor flat near his office.
◼️ معنی: برادرم یک آپارتمان مجردی کوچک نزدیک محل کارش اجاره کرده است.
🟦 cosy flat (کُزی فْلَت)
🟦 آپارتمان دنج
◼️ We stayed in a cosy flat during our vacation in Paris.
◼️ معنی: ما در طول تعطیلاتمان در پاریس در یک آپارتمان دنج اقامت داشتیم.
🟦 vacant flat (وِیْکِنت فْلَت)
🟦 آپارتمان خالي
◼️There’s a vacant flat available next door if you’re interested.
◼️معنی: یک آپارتمان خالی در خانه کناری موجود است اگر علاقهمند باشید.
🌍 @En_Boost 💡
👍2
📺 معادل "خرت و پرت" در انگلیسی
📻 Bits and pieces
خرت و پرت
👉 Any small things of various kinds
وسایل خرده ریز ، آت و آشغال
>> She picked up all her bits and pieces and left
همه خرت و پرتاشو جمع کرد و رفت.
>> What are all these bits and pieces for?
این همه خرت و پرت برای چیه؟
🌍 @En_Boost 💡
📻 Bits and pieces
خرت و پرت
👉 Any small things of various kinds
وسایل خرده ریز ، آت و آشغال
>> She picked up all her bits and pieces and left
همه خرت و پرتاشو جمع کرد و رفت.
>> What are all these bits and pieces for?
این همه خرت و پرت برای چیه؟
🌍 @En_Boost 💡
🥰3
💎 معانی مختلف Mean
🔰🔰🔰🔰
to mean /miːn/ فعل
🍟 "به معنای (چیزی) بودن" ، " معنا داشتن"
to mean (that)…
به این معنی بودن که ...
◇The flashing light means (that) you must stop.
چراغ چشمکزن به این معنی است که باید توقف کنید.
◇What does something mean?
... به چه معناست؟
◇What does this sentence mean?
این جمله به چه معناست؟
◇The red light means stop.
چراغ قرمز به معنی توقف است.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🍟"منظور داشتن"
◇We went there in May - I mean June.
ما ماه مه به آنجا رفتیم؛ منظورم ژوئن بود.
◇What is meant by ...?
منظور از ... چیست؟
◇What is meant by ‘batch processing’?
منظور از "پردازش دستهای" چیست؟
◇What did he mean by that remark?
چه منظوری از آن حرف داشت [منظورش از آن حرف چه بود]؟
◇What she means is that there's no point in waiting here.
منظور او این است که اینجا صبرکردن فایدهای ندارد.
◇I always found him a little strange, if you know what I mean.
او همیشه به نظر من کمی عجیب بود، اگر متوجه منظور من شوی.
◇ I know what you mean. I hated learning to drive too.
منظورت را درک میکنم. من هم از یادگرفتن رانندگی متنفر بودم.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🍟 "اهمیت داشتن" ، "ارزش داشتن"
◇He means everything to me.
او برای من خیلی اهمیت دارد.
◇ I mean nothing to her.
من برایش هیچ اهمیتی ندارم.
◇$20 means a lot when you live on $100 a week.
20 دلار خیلی اهمیت دارد، وقتی با هفتهای 100 دلار زندگی میکنید.
◇Her children mean the world to her.
بچههایش یک دنیا برای او اهمیت دارند.
◇Money means nothing to him.
پول برای او هیچ ارزشی ندارد.
◇Your friendship means a great deal to me.
دوستی تو برای من خیلی اهمیت دارد.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🍟"قصد داشتن"
◇He means trouble.
او قصدش دردسر درست کردن است.
◇Don't be upset—I'm sure she meant it as a compliment.
ناراحت نباش؛ مطمئنم او قصدش تعریف کردن بود.
◇ I didn’t mean to hurt you.
قصد نداشتم به شما آسیب بزنم.
◇I meant to call you, but I forgot.
قصد داشتم [میخواستم] بهت زنگ بزنم، اما فراموش کردم.
◇ She means to succeed.
او قصد دارد (که) موفق شود.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🍟"پست فطرت" ، "بدجنس"
◇She has a mean daughter.
او یک دختر پستفطرت دارد.
◇She has a mean mother.
او مادری بدجنس دارد.
◇Don't be so mean to your little brother!
اینقدر با برادر کوچکترت بدجنس نباش!
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🍟"میانگین" ، " متوسط" ، "معدل"
◇The participants in the study had a mean age of 35 years.
میانگین سن شرکتکنندگان آن مطالعه 35 سال بود.
◇What is the mean annual temperature in Los Angeles?
دمای متوسط سالانه در لسآنجلس چقدر است؟
◇Calculate the mean of all three samples.
میانگین هر سه نمونه را محاسبه کنید.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🍟 "خسیس"
◇She felt mean not giving a tip.
او با [بهخاطر] ندادن انعام، احساس خسیسبودن کرد.
◇She's always been mean with money.
او همیشه در پول خرجکردن خسیس بوده است.
🌍 @En_Boost 💡
🔰🔰🔰🔰
to mean /miːn/ فعل
🍟 "به معنای (چیزی) بودن" ، " معنا داشتن"
to mean (that)…
به این معنی بودن که ...
◇The flashing light means (that) you must stop.
چراغ چشمکزن به این معنی است که باید توقف کنید.
◇What does something mean?
... به چه معناست؟
◇What does this sentence mean?
این جمله به چه معناست؟
◇The red light means stop.
چراغ قرمز به معنی توقف است.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🍟"منظور داشتن"
◇We went there in May - I mean June.
ما ماه مه به آنجا رفتیم؛ منظورم ژوئن بود.
◇What is meant by ...?
منظور از ... چیست؟
◇What is meant by ‘batch processing’?
منظور از "پردازش دستهای" چیست؟
◇What did he mean by that remark?
چه منظوری از آن حرف داشت [منظورش از آن حرف چه بود]؟
◇What she means is that there's no point in waiting here.
منظور او این است که اینجا صبرکردن فایدهای ندارد.
◇I always found him a little strange, if you know what I mean.
او همیشه به نظر من کمی عجیب بود، اگر متوجه منظور من شوی.
◇ I know what you mean. I hated learning to drive too.
منظورت را درک میکنم. من هم از یادگرفتن رانندگی متنفر بودم.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🍟 "اهمیت داشتن" ، "ارزش داشتن"
◇He means everything to me.
او برای من خیلی اهمیت دارد.
◇ I mean nothing to her.
من برایش هیچ اهمیتی ندارم.
◇$20 means a lot when you live on $100 a week.
20 دلار خیلی اهمیت دارد، وقتی با هفتهای 100 دلار زندگی میکنید.
◇Her children mean the world to her.
بچههایش یک دنیا برای او اهمیت دارند.
◇Money means nothing to him.
پول برای او هیچ ارزشی ندارد.
◇Your friendship means a great deal to me.
دوستی تو برای من خیلی اهمیت دارد.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🍟"قصد داشتن"
◇He means trouble.
او قصدش دردسر درست کردن است.
◇Don't be upset—I'm sure she meant it as a compliment.
ناراحت نباش؛ مطمئنم او قصدش تعریف کردن بود.
◇ I didn’t mean to hurt you.
قصد نداشتم به شما آسیب بزنم.
◇I meant to call you, but I forgot.
قصد داشتم [میخواستم] بهت زنگ بزنم، اما فراموش کردم.
◇ She means to succeed.
او قصد دارد (که) موفق شود.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🍟"پست فطرت" ، "بدجنس"
◇She has a mean daughter.
او یک دختر پستفطرت دارد.
◇She has a mean mother.
او مادری بدجنس دارد.
◇Don't be so mean to your little brother!
اینقدر با برادر کوچکترت بدجنس نباش!
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🍟"میانگین" ، " متوسط" ، "معدل"
◇The participants in the study had a mean age of 35 years.
میانگین سن شرکتکنندگان آن مطالعه 35 سال بود.
◇What is the mean annual temperature in Los Angeles?
دمای متوسط سالانه در لسآنجلس چقدر است؟
◇Calculate the mean of all three samples.
میانگین هر سه نمونه را محاسبه کنید.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🍟 "خسیس"
◇She felt mean not giving a tip.
او با [بهخاطر] ندادن انعام، احساس خسیسبودن کرد.
◇She's always been mean with money.
او همیشه در پول خرجکردن خسیس بوده است.
🌍 @En_Boost 💡
🥰2
🖍 عبارات مهم و کاربردی در کلاس درس :
🏫 Pass with flying colors
با نمره عالی قبول شدن؛ موفق شدن
🏫 Bookworm.
کسی که علافه وافر به مطالعه دارد، خرخون
🏫 Brainstorm something.
ایده پردازی، بارش فکری
🏫 Skip class / play hooky
سر کلاس نرفتن (پیچوندن کلاس و جیم زدن از مدرسه)
🏫 Teacher’s pet
شاگرد مورد علاقه و مورد توجه معلم
🏫 As easy as ABC
بسیار آسان
🏫 Cover a lot of ground.
مرور مطالب زیاد یا بحث درمورد موضوعات مختلف
🏫 Hit the book
خیلی سخت مطالعه کردن
🏫 Eager beaver
دانش آموز سخت کوش و پر تلاش
🏫 Copycat
شاگردی که کار و نوشته های دیگران را کپی میکند.
🏫 Dropout
دانش آموز ترک تحصیل کرده
🏫 Sorry for being late
ببخشید دیر کردم.
🏫 What page are we on?
صفحه چندیم؟
🏫 I have a question.
یک سوال دارم .
🏫Could you repeat it please?
میشه لطفا دوباره تکرار کنید؟
🌍 @En_Boost 💡
🏫 Pass with flying colors
با نمره عالی قبول شدن؛ موفق شدن
🏫 Bookworm.
کسی که علافه وافر به مطالعه دارد، خرخون
🏫 Brainstorm something.
ایده پردازی، بارش فکری
🏫 Skip class / play hooky
سر کلاس نرفتن (پیچوندن کلاس و جیم زدن از مدرسه)
🏫 Teacher’s pet
شاگرد مورد علاقه و مورد توجه معلم
🏫 As easy as ABC
بسیار آسان
🏫 Cover a lot of ground.
مرور مطالب زیاد یا بحث درمورد موضوعات مختلف
🏫 Hit the book
خیلی سخت مطالعه کردن
🏫 Eager beaver
دانش آموز سخت کوش و پر تلاش
🏫 Copycat
شاگردی که کار و نوشته های دیگران را کپی میکند.
🏫 Dropout
دانش آموز ترک تحصیل کرده
🏫 Sorry for being late
ببخشید دیر کردم.
🏫 What page are we on?
صفحه چندیم؟
🏫 I have a question.
یک سوال دارم .
🏫Could you repeat it please?
میشه لطفا دوباره تکرار کنید؟
🌍 @En_Boost 💡
👍1
#گرامر
❌ کاربرد Whether or not ❌
اولا اینکه معنی این عبارت چیه ؟
🔹 چه ....... چه .......
🔹 خواه ....... خواه ........
حالا کاربردش چه موقعی هست؟
🔸 برای بیان مواردی بکار می رود که تحت هر شرایطی به نتیجه یکسان ختم می شود
مثال بزنیم:
♦️ I'm going to go to the park tomorrow whether it is hot or not
یا
♦️I'm going to go to the park tomorrow whether or not it is hot
♦️ من می خوام فردا برم پارک چه هوا گرم باشه چه نباشه
🌍 @En_Boost 💡
❌ کاربرد Whether or not ❌
اولا اینکه معنی این عبارت چیه ؟
🔹 چه ....... چه .......
🔹 خواه ....... خواه ........
حالا کاربردش چه موقعی هست؟
🔸 برای بیان مواردی بکار می رود که تحت هر شرایطی به نتیجه یکسان ختم می شود
مثال بزنیم:
♦️ I'm going to go to the park tomorrow whether it is hot or not
یا
♦️I'm going to go to the park tomorrow whether or not it is hot
♦️ من می خوام فردا برم پارک چه هوا گرم باشه چه نباشه
🌍 @En_Boost 💡
👍2
🥰2
بریم که با هم یه اصطلاح توپ و کاربردی رو یاد بگیریم.
در زبان انگلیسی
🔵"وعده ی سَرِخَرمن دادن" میشه
🔵Promise someone the moon
◾یه نکته ای که بهش باید توجه کنید اینه که بجای کلمه "moon" خیلی جاها از کلمات "earth" یا "star" یا "world" هم استفاده میکنند ک این هام درسته. ولی بیشتر با moon استفاده میشه.
مثال:
🔴اون آقا به من وعده ی سرخرمن داد
🔴He promissed me the moon
🌍 @En_Boost 💡
در زبان انگلیسی
🔵"وعده ی سَرِخَرمن دادن" میشه
🔵Promise someone the moon
◾یه نکته ای که بهش باید توجه کنید اینه که بجای کلمه "moon" خیلی جاها از کلمات "earth" یا "star" یا "world" هم استفاده میکنند ک این هام درسته. ولی بیشتر با moon استفاده میشه.
مثال:
🔴اون آقا به من وعده ی سرخرمن داد
🔴He promissed me the moon
🌍 @En_Boost 💡
👍2
😇 این دوتا سوال رو با هم قاطی نکن 😇
🅰 What does he look like?
🅱 What is he like?
🅰 What does he look like?
وقتی این سوال رو میپرسیم منظورمون اینه که طرف
« از لحاظ ظاهری چجوریه » ؟
بطور مثال در جواب میگیم:
✅ He is tall and handsome
✅ او قدبلند و زیباست
🅱 What is he like?
وقتی این سوال رو میپرسیم منظورمون اینه که طرف
« از لحاظ شخصیتی چجوریه » ؟
بطور مثال در جواب میگیم:
✅ He is good tempered and generous
✅ او خوش اخلاق و سخاوتمند است
🌍 @En_Boost 💡
🅰 What does he look like?
🅱 What is he like?
🅰 What does he look like?
وقتی این سوال رو میپرسیم منظورمون اینه که طرف
« از لحاظ ظاهری چجوریه » ؟
بطور مثال در جواب میگیم:
✅ He is tall and handsome
✅ او قدبلند و زیباست
🅱 What is he like?
وقتی این سوال رو میپرسیم منظورمون اینه که طرف
« از لحاظ شخصیتی چجوریه » ؟
بطور مثال در جواب میگیم:
✅ He is good tempered and generous
✅ او خوش اخلاق و سخاوتمند است
🌍 @En_Boost 💡
❤1
هممون میدونیم tongue بمعنی ( زبان ) هستش. حالا می خوام چندتا اصطلاح پرکاربرد با tongue یاد بگیریم
👅 She has a sharp tongue
👅 زبان نیشداری داره
😋 He has a glib tongue
😋 زبان چرب و نرمی داره
👅 I am tongue - tied
👅 زبانم بند اومده
😋 His name is on the tip of my tongue
😋 اسمش نوک زبونمه
🌍 @En_Boost 💡
👅 She has a sharp tongue
👅 زبان نیشداری داره
😋 He has a glib tongue
😋 زبان چرب و نرمی داره
👅 I am tongue - tied
👅 زبانم بند اومده
😋 His name is on the tip of my tongue
😋 اسمش نوک زبونمه
🌍 @En_Boost 💡
❤2👍1
🔰 عبارات کاربردی با فعل "Come"
🌀 Come clean
راستشو گفتن
He finally came clean and told her the truth about what happened.
اون بالاخره راستشو گفت و حقیقتِ اتفاقی که افتاده بود رو بهش گفت.
🌀 Come back
برگشتن
Please come back soon. I miss you already.
لطفاً زود برگرد. همین حالا دلم برات تنگ شده.
🌀 Come out
بیرون آمدن، معلوم شدن
The sun finally came out after a rainy morning.
بعد از یه صبح بارونی، بالاخره خورشید بیرون اومد.
🌀 Come on
زود باش
Come on! We’re going to be late!
زود باش! دیرمون میشه!
🌀 Come forward
داوطلب شدن، پیش قدمشدن
The witness came forward with new evidence.
شاهد با مدرک جدید پیش قدم شد.
🌀 Come down with
مریض شدن
I think I’m coming down with a cold.
فکر کنم دارم سرما میخورم.
🌍 @En_Boost 💡
🌀 Come clean
راستشو گفتن
He finally came clean and told her the truth about what happened.
اون بالاخره راستشو گفت و حقیقتِ اتفاقی که افتاده بود رو بهش گفت.
🌀 Come back
برگشتن
Please come back soon. I miss you already.
لطفاً زود برگرد. همین حالا دلم برات تنگ شده.
🌀 Come out
بیرون آمدن، معلوم شدن
The sun finally came out after a rainy morning.
بعد از یه صبح بارونی، بالاخره خورشید بیرون اومد.
🌀 Come on
زود باش
Come on! We’re going to be late!
زود باش! دیرمون میشه!
🌀 Come forward
داوطلب شدن، پیش قدمشدن
The witness came forward with new evidence.
شاهد با مدرک جدید پیش قدم شد.
🌀 Come down with
مریض شدن
I think I’m coming down with a cold.
فکر کنم دارم سرما میخورم.
🌍 @En_Boost 💡
👍2