🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
بیان تکرار درجملات انگلیسی
☀️Several times
☀️چندین بار
🌐Sometimes
🌐گاهی اوقات
🌐Twice
🌐دوبار
☀️Usually
☀️ معمولا
🌐Very often
🌐خیلی زیاد، به دفعات
🌐Weekly
🌐هفتگی
☀️Yearly
❄سالانه
🌍 @En_Boost 💡
بیان تکرار درجملات انگلیسی
☀️Several times
☀️چندین بار
🌐Sometimes
🌐گاهی اوقات
🌐Twice
🌐دوبار
☀️Usually
☀️ معمولا
🌐Very often
🌐خیلی زیاد، به دفعات
🌐Weekly
🌐هفتگی
☀️Yearly
❄سالانه
🌍 @En_Boost 💡
❤2🥰1🆒1
عبارت کاربردی👇
💯Speaking of something/someone or...........
حالا كه حرف فلان چیز/فرد پيش اومد,
حالا كه حرفش رو زدی,حالا كه مطرح شد............
1⃣
Speaking of birthday, let me tell you that my birthday will be on monday
حالا که صحبت از تولد شد، بزار بگم که تولد من هم روز دوشنبه است
2⃣
Speaking of abilities, I am capable of speaking English well
حالا که بحث توانایی ها مطرح شد، منم خوب میتونم انگلیسی حرف بزنم
🌍 @En_Boost 💡
💯Speaking of something/someone or...........
حالا كه حرف فلان چیز/فرد پيش اومد,
حالا كه حرفش رو زدی,حالا كه مطرح شد............
1⃣
Speaking of birthday, let me tell you that my birthday will be on monday
حالا که صحبت از تولد شد، بزار بگم که تولد من هم روز دوشنبه است
2⃣
Speaking of abilities, I am capable of speaking English well
حالا که بحث توانایی ها مطرح شد، منم خوب میتونم انگلیسی حرف بزنم
🌍 @En_Boost 💡
👍3🥰1
وقتی وارد یک جمع دوستانه میشوید می توانید یکی از عبارت های زیر را استفاده کنید .
همه این موارد یک معنی دارند سلام بچه ها :
👥Hello there
👥Hi there
👥Hey there
البته این 3 تا اصطلاح بالا می توانن برای یک نفر هم استفاده بشن و لزوما برای سلام کردن به جمع نیست !
👥 Hey guys
واژه Guy یعنی آقا ولی وقتی جمع بسته میشه معنی «بچه ها یا رفیقا» هم میده .
بنابراین اینجا Hey guys یعنی سلام بچه ها ، سلام رفیقا .
این اصطلاح فقط برای جمع استفاده میشه چون guys یک اسم جمع هست بنابر این چند نفر را مخاطب قرار میده .
🌍 @En_Boost 💡
همه این موارد یک معنی دارند سلام بچه ها :
👥Hello there
👥Hi there
👥Hey there
البته این 3 تا اصطلاح بالا می توانن برای یک نفر هم استفاده بشن و لزوما برای سلام کردن به جمع نیست !
👥 Hey guys
واژه Guy یعنی آقا ولی وقتی جمع بسته میشه معنی «بچه ها یا رفیقا» هم میده .
بنابراین اینجا Hey guys یعنی سلام بچه ها ، سلام رفیقا .
این اصطلاح فقط برای جمع استفاده میشه چون guys یک اسم جمع هست بنابر این چند نفر را مخاطب قرار میده .
🌍 @En_Boost 💡
👍2🥰1
🥰3
💥💥طرز بيان مواد خوراكى كه فاسد شده است
🥚These eggs are rotten.
این تخم مرغ ها فاسد شده اند.
🍞This bread is stale.
اين نان بیات است.
🥛The milk has gone sour.
شیر ترش شده است.
🥩The meat is rotten.
گوشت فاسد شده است.
🧀The cheese is moldy.
پنیر کپک زده است.
🌍 @En_Boost 💡
🥚These eggs are rotten.
این تخم مرغ ها فاسد شده اند.
🍞This bread is stale.
اين نان بیات است.
🥛The milk has gone sour.
شیر ترش شده است.
🥩The meat is rotten.
گوشت فاسد شده است.
🧀The cheese is moldy.
پنیر کپک زده است.
🌍 @En_Boost 💡
❤1🥰1
I'm sorry – I didn’t …… to disturb you.
متأسفم، قصد مزاحمت شما رو نداشتم.
متأسفم، قصد مزاحمت شما رو نداشتم.
Anonymous Quiz
53%
mean
43%
suppose
4%
hope
💯1
✅عبارات انگلیسی برای بیان اطمینان :
✅I'm sure
✅Absolutely.
✅It's for certain.
✅I'm certain about it.
✅I'm certain that....
✅I have no doubts about...
✅No doubt about it.
✅Rest assured.
❌ عبارات برای بیان عدم اطمینان
❌I have some doubts about it.
❌I'm a little uncertain.
❌I doubt he'll come.
❌I'm not so sure.
❌It's not certain that...
🌍 @En_Boost 💡
✅I'm sure
✅Absolutely.
✅It's for certain.
✅I'm certain about it.
✅I'm certain that....
✅I have no doubts about...
✅No doubt about it.
✅Rest assured.
❌ عبارات برای بیان عدم اطمینان
❌I have some doubts about it.
❌I'm a little uncertain.
❌I doubt he'll come.
❌I'm not so sure.
❌It's not certain that...
🌍 @En_Boost 💡
🥰2❤1👎1
📌Warm & friendly
گرم و صمیمی
📌Cold & unfriendly
سرد و خشک رفتار
📌 Clever
باهوش
📌 Shy
کم رو، خجالتی
📌 Cheeky
پر رو
📌 Cowardly
بزدل
📌 Courageous
شجاع
📌 Punctual
خوش قول
📌 Silly
احمق
📌 Nosey
فضول
📌 Emotional
احساسی
📌Gossip
خبرچینی کردن
🌍 @En_Boost 💡
گرم و صمیمی
📌Cold & unfriendly
سرد و خشک رفتار
📌 Clever
باهوش
📌 Shy
کم رو، خجالتی
📌 Cheeky
پر رو
📌 Cowardly
بزدل
📌 Courageous
شجاع
📌 Punctual
خوش قول
📌 Silly
احمق
📌 Nosey
فضول
📌 Emotional
احساسی
📌Gossip
خبرچینی کردن
🌍 @En_Boost 💡
👍4
🔷 کلمات مشابه در زبان انگلیسی👇👇
✅Host = میزبان
✅Hostel = هتل ارزان
✅Hostility = خصومت
✅Hospitality = مهمان نوازی
✅Generous = سخاوتمند
✅Genius = نابغه
✅Genuine = اصلی–خالص
✅Gorgeous = زیبا
✅Suppose = گمان کردن
✅Oppose = مخالفت کردن
✅Depose = خلع کردن
✅Impose = تحمیل کردن
✅Dispose = خلاص شدن
✅Expose = نمایش دادن_در معرض قرار دادن
✅Compose = نوشتن_سرودن
🌍 @En_Boost 💡
✅Host = میزبان
✅Hostel = هتل ارزان
✅Hostility = خصومت
✅Hospitality = مهمان نوازی
✅Generous = سخاوتمند
✅Genius = نابغه
✅Genuine = اصلی–خالص
✅Gorgeous = زیبا
✅Suppose = گمان کردن
✅Oppose = مخالفت کردن
✅Depose = خلع کردن
✅Impose = تحمیل کردن
✅Dispose = خلاص شدن
✅Expose = نمایش دادن_در معرض قرار دادن
✅Compose = نوشتن_سرودن
🌍 @En_Boost 💡
👍4
♻️ پیشوندها (prefix)
❇️ پیشوندها کلماتی هستند که به اول لغات اضافه می شوند و معنی ان را تغییر می دهند.
✳️پیشوندهای زیر پیشوندمنفی ساز هستند
✅ dis,
disagree: مخالفت کردن
dishonest: غیرصادقانه
disloyal: بی وفا
✅ un,
unhappy: ناراحت
unkind: نامهربان، بی عاطفه
unfair: ناعادلانه
unclear: نامشخص
✅ mis,
misbehave: بدرفتاری کردن
misunderstand: درست نفهمیدن
miscalculate: اشتباه محاسبه کردن
✅ in,
inactive: غیرفعال
informal: غیررسمی
invisible: نامرئی
✅ ir,
irresponsible: غیرمسئول
irregular: بی قاعده
irrational: غیرمنطقی
✅ il,
illigal: غیرقانونی
illogical: غیرمنطقی
illiterate: بیسواد
✅ im
immature: نابالغ
impatient: ناصبور
immortal: فناناپذر
🌍 @En_Boost 💡
❇️ پیشوندها کلماتی هستند که به اول لغات اضافه می شوند و معنی ان را تغییر می دهند.
✳️پیشوندهای زیر پیشوندمنفی ساز هستند
✅ dis,
disagree: مخالفت کردن
dishonest: غیرصادقانه
disloyal: بی وفا
✅ un,
unhappy: ناراحت
unkind: نامهربان، بی عاطفه
unfair: ناعادلانه
unclear: نامشخص
✅ mis,
misbehave: بدرفتاری کردن
misunderstand: درست نفهمیدن
miscalculate: اشتباه محاسبه کردن
✅ in,
inactive: غیرفعال
informal: غیررسمی
invisible: نامرئی
✅ ir,
irresponsible: غیرمسئول
irregular: بی قاعده
irrational: غیرمنطقی
✅ il,
illigal: غیرقانونی
illogical: غیرمنطقی
illiterate: بیسواد
✅ im
immature: نابالغ
impatient: ناصبور
immortal: فناناپذر
🌍 @En_Boost 💡
🥰1
🫏 مثل خر تو گِل گیر کردن ( تو دردسر افتادن )
to get into deep shit
1. If my parents find out I skipped school, I'm gonna get into deep shit.
اگه مامان بابام بفهمن از مدرسه پیچوندم، بدجور به دردسر میافتم.
2. He got into deep shit with the police after the fight.
بعد از دعوا، حسابی با پلیس به مشکل خورد.
3. We're gonna get into deep shit if we miss this deadline.
اگه این ضربالعجل رو از دست بدیم، بدجور گیر میافتیم.
4. They got into deep shit when the scam was exposed.
وقتی کلاهبرداریشون رو شد، بدجور به دردسر افتادن.
🌍 @En_Boost 💡
to get into deep shit
1. If my parents find out I skipped school, I'm gonna get into deep shit.
اگه مامان بابام بفهمن از مدرسه پیچوندم، بدجور به دردسر میافتم.
2. He got into deep shit with the police after the fight.
بعد از دعوا، حسابی با پلیس به مشکل خورد.
3. We're gonna get into deep shit if we miss this deadline.
اگه این ضربالعجل رو از دست بدیم، بدجور گیر میافتیم.
4. They got into deep shit when the scam was exposed.
وقتی کلاهبرداریشون رو شد، بدجور به دردسر افتادن.
🌍 @En_Boost 💡
👍4
✅ یه اصطلاحی اوردم براتون که تاحالا نشنیده بودین
🟨🟩 to a T
🟨🟩 دقیقا، کاملا، بی نقص، مو به مو
Synonym: exactly, perfectly
1. That suit fits you to a T.
اون کتوشلوار دقیقاً اندازهته. (کاملاً بهت میاد.)
2. She described the situation to a T.
اون ماجرا رو دقیق و مو به مو توصیف کرد.
3. The recipe worked out to a T.
دستور غذا دقیقاً همونطوری که باید، جواب داد. (همه چیز عالی پیش رفت.)
4. This place is decorated to a T for the wedding.
اینجا برای مراسم عروسی کاملاً بینقص تزیین شده.
5. He followed the instructions to a T.
اون دقیقاً طبق دستورالعمل عمل کرد.
🌍 @En_Boost 💡
🟨🟩 to a T
🟨🟩 دقیقا، کاملا، بی نقص، مو به مو
Synonym: exactly, perfectly
1. That suit fits you to a T.
اون کتوشلوار دقیقاً اندازهته. (کاملاً بهت میاد.)
2. She described the situation to a T.
اون ماجرا رو دقیق و مو به مو توصیف کرد.
3. The recipe worked out to a T.
دستور غذا دقیقاً همونطوری که باید، جواب داد. (همه چیز عالی پیش رفت.)
4. This place is decorated to a T for the wedding.
اینجا برای مراسم عروسی کاملاً بینقص تزیین شده.
5. He followed the instructions to a T.
اون دقیقاً طبق دستورالعمل عمل کرد.
🌍 @En_Boost 💡
👍3🥰1
کدام گزینه صحیح است؟
Anonymous Quiz
37%
It's the best city of the world.
63%
It's the best city in the world.
🥰3💯2❤1
🥰2👍1
🔴🔴 Collocations with Flat! 🔴🔴
کالوکیشن های آپارتمان
🟦 Poky flat (پُکی فْلَت)
🟦 آپارتمان دلگير / بي روح
◼️He lives in a poky flat with hardly any sunlight.
◼️ معنی: او در یک آپارتمان دلگیر زندگی میکند که تقریباً هیچ نوری ندارد.
🟦 Refurbish flat (ریفِربِش فْلَت)
🟦 آپارتمان نو ساز
◼️They moved into a beautifully refurbished flat in the city center.
◼️ معنی: آنها به یک آپارتمان نوساز زیبا در مرکز شهر نقل مکان کردند.
🟦 bachelor flat (بَچِلِر فْلَت)
🟦 آپارتمان مجردي
◼️My brother rented a small bachelor flat near his office.
◼️ معنی: برادرم یک آپارتمان مجردی کوچک نزدیک محل کارش اجاره کرده است.
🟦 cosy flat (کُزی فْلَت)
🟦 آپارتمان دنج
◼️ We stayed in a cosy flat during our vacation in Paris.
◼️ معنی: ما در طول تعطیلاتمان در پاریس در یک آپارتمان دنج اقامت داشتیم.
🟦 vacant flat (وِیْکِنت فْلَت)
🟦 آپارتمان خالي
◼️There’s a vacant flat available next door if you’re interested.
◼️معنی: یک آپارتمان خالی در خانه کناری موجود است اگر علاقهمند باشید.
🌍 @En_Boost 💡
کالوکیشن های آپارتمان
🟦 Poky flat (پُکی فْلَت)
🟦 آپارتمان دلگير / بي روح
◼️He lives in a poky flat with hardly any sunlight.
◼️ معنی: او در یک آپارتمان دلگیر زندگی میکند که تقریباً هیچ نوری ندارد.
🟦 Refurbish flat (ریفِربِش فْلَت)
🟦 آپارتمان نو ساز
◼️They moved into a beautifully refurbished flat in the city center.
◼️ معنی: آنها به یک آپارتمان نوساز زیبا در مرکز شهر نقل مکان کردند.
🟦 bachelor flat (بَچِلِر فْلَت)
🟦 آپارتمان مجردي
◼️My brother rented a small bachelor flat near his office.
◼️ معنی: برادرم یک آپارتمان مجردی کوچک نزدیک محل کارش اجاره کرده است.
🟦 cosy flat (کُزی فْلَت)
🟦 آپارتمان دنج
◼️ We stayed in a cosy flat during our vacation in Paris.
◼️ معنی: ما در طول تعطیلاتمان در پاریس در یک آپارتمان دنج اقامت داشتیم.
🟦 vacant flat (وِیْکِنت فْلَت)
🟦 آپارتمان خالي
◼️There’s a vacant flat available next door if you’re interested.
◼️معنی: یک آپارتمان خالی در خانه کناری موجود است اگر علاقهمند باشید.
🌍 @En_Boost 💡
👍2
📺 معادل "خرت و پرت" در انگلیسی
📻 Bits and pieces
خرت و پرت
👉 Any small things of various kinds
وسایل خرده ریز ، آت و آشغال
>> She picked up all her bits and pieces and left
همه خرت و پرتاشو جمع کرد و رفت.
>> What are all these bits and pieces for?
این همه خرت و پرت برای چیه؟
🌍 @En_Boost 💡
📻 Bits and pieces
خرت و پرت
👉 Any small things of various kinds
وسایل خرده ریز ، آت و آشغال
>> She picked up all her bits and pieces and left
همه خرت و پرتاشو جمع کرد و رفت.
>> What are all these bits and pieces for?
این همه خرت و پرت برای چیه؟
🌍 @En_Boost 💡
🥰3
💎 معانی مختلف Mean
🔰🔰🔰🔰
to mean /miːn/ فعل
🍟 "به معنای (چیزی) بودن" ، " معنا داشتن"
to mean (that)…
به این معنی بودن که ...
◇The flashing light means (that) you must stop.
چراغ چشمکزن به این معنی است که باید توقف کنید.
◇What does something mean?
... به چه معناست؟
◇What does this sentence mean?
این جمله به چه معناست؟
◇The red light means stop.
چراغ قرمز به معنی توقف است.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🍟"منظور داشتن"
◇We went there in May - I mean June.
ما ماه مه به آنجا رفتیم؛ منظورم ژوئن بود.
◇What is meant by ...?
منظور از ... چیست؟
◇What is meant by ‘batch processing’?
منظور از "پردازش دستهای" چیست؟
◇What did he mean by that remark?
چه منظوری از آن حرف داشت [منظورش از آن حرف چه بود]؟
◇What she means is that there's no point in waiting here.
منظور او این است که اینجا صبرکردن فایدهای ندارد.
◇I always found him a little strange, if you know what I mean.
او همیشه به نظر من کمی عجیب بود، اگر متوجه منظور من شوی.
◇ I know what you mean. I hated learning to drive too.
منظورت را درک میکنم. من هم از یادگرفتن رانندگی متنفر بودم.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🍟 "اهمیت داشتن" ، "ارزش داشتن"
◇He means everything to me.
او برای من خیلی اهمیت دارد.
◇ I mean nothing to her.
من برایش هیچ اهمیتی ندارم.
◇$20 means a lot when you live on $100 a week.
20 دلار خیلی اهمیت دارد، وقتی با هفتهای 100 دلار زندگی میکنید.
◇Her children mean the world to her.
بچههایش یک دنیا برای او اهمیت دارند.
◇Money means nothing to him.
پول برای او هیچ ارزشی ندارد.
◇Your friendship means a great deal to me.
دوستی تو برای من خیلی اهمیت دارد.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🍟"قصد داشتن"
◇He means trouble.
او قصدش دردسر درست کردن است.
◇Don't be upset—I'm sure she meant it as a compliment.
ناراحت نباش؛ مطمئنم او قصدش تعریف کردن بود.
◇ I didn’t mean to hurt you.
قصد نداشتم به شما آسیب بزنم.
◇I meant to call you, but I forgot.
قصد داشتم [میخواستم] بهت زنگ بزنم، اما فراموش کردم.
◇ She means to succeed.
او قصد دارد (که) موفق شود.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🍟"پست فطرت" ، "بدجنس"
◇She has a mean daughter.
او یک دختر پستفطرت دارد.
◇She has a mean mother.
او مادری بدجنس دارد.
◇Don't be so mean to your little brother!
اینقدر با برادر کوچکترت بدجنس نباش!
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🍟"میانگین" ، " متوسط" ، "معدل"
◇The participants in the study had a mean age of 35 years.
میانگین سن شرکتکنندگان آن مطالعه 35 سال بود.
◇What is the mean annual temperature in Los Angeles?
دمای متوسط سالانه در لسآنجلس چقدر است؟
◇Calculate the mean of all three samples.
میانگین هر سه نمونه را محاسبه کنید.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🍟 "خسیس"
◇She felt mean not giving a tip.
او با [بهخاطر] ندادن انعام، احساس خسیسبودن کرد.
◇She's always been mean with money.
او همیشه در پول خرجکردن خسیس بوده است.
🌍 @En_Boost 💡
🔰🔰🔰🔰
to mean /miːn/ فعل
🍟 "به معنای (چیزی) بودن" ، " معنا داشتن"
to mean (that)…
به این معنی بودن که ...
◇The flashing light means (that) you must stop.
چراغ چشمکزن به این معنی است که باید توقف کنید.
◇What does something mean?
... به چه معناست؟
◇What does this sentence mean?
این جمله به چه معناست؟
◇The red light means stop.
چراغ قرمز به معنی توقف است.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🍟"منظور داشتن"
◇We went there in May - I mean June.
ما ماه مه به آنجا رفتیم؛ منظورم ژوئن بود.
◇What is meant by ...?
منظور از ... چیست؟
◇What is meant by ‘batch processing’?
منظور از "پردازش دستهای" چیست؟
◇What did he mean by that remark?
چه منظوری از آن حرف داشت [منظورش از آن حرف چه بود]؟
◇What she means is that there's no point in waiting here.
منظور او این است که اینجا صبرکردن فایدهای ندارد.
◇I always found him a little strange, if you know what I mean.
او همیشه به نظر من کمی عجیب بود، اگر متوجه منظور من شوی.
◇ I know what you mean. I hated learning to drive too.
منظورت را درک میکنم. من هم از یادگرفتن رانندگی متنفر بودم.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🍟 "اهمیت داشتن" ، "ارزش داشتن"
◇He means everything to me.
او برای من خیلی اهمیت دارد.
◇ I mean nothing to her.
من برایش هیچ اهمیتی ندارم.
◇$20 means a lot when you live on $100 a week.
20 دلار خیلی اهمیت دارد، وقتی با هفتهای 100 دلار زندگی میکنید.
◇Her children mean the world to her.
بچههایش یک دنیا برای او اهمیت دارند.
◇Money means nothing to him.
پول برای او هیچ ارزشی ندارد.
◇Your friendship means a great deal to me.
دوستی تو برای من خیلی اهمیت دارد.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🍟"قصد داشتن"
◇He means trouble.
او قصدش دردسر درست کردن است.
◇Don't be upset—I'm sure she meant it as a compliment.
ناراحت نباش؛ مطمئنم او قصدش تعریف کردن بود.
◇ I didn’t mean to hurt you.
قصد نداشتم به شما آسیب بزنم.
◇I meant to call you, but I forgot.
قصد داشتم [میخواستم] بهت زنگ بزنم، اما فراموش کردم.
◇ She means to succeed.
او قصد دارد (که) موفق شود.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🍟"پست فطرت" ، "بدجنس"
◇She has a mean daughter.
او یک دختر پستفطرت دارد.
◇She has a mean mother.
او مادری بدجنس دارد.
◇Don't be so mean to your little brother!
اینقدر با برادر کوچکترت بدجنس نباش!
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🍟"میانگین" ، " متوسط" ، "معدل"
◇The participants in the study had a mean age of 35 years.
میانگین سن شرکتکنندگان آن مطالعه 35 سال بود.
◇What is the mean annual temperature in Los Angeles?
دمای متوسط سالانه در لسآنجلس چقدر است؟
◇Calculate the mean of all three samples.
میانگین هر سه نمونه را محاسبه کنید.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🍟 "خسیس"
◇She felt mean not giving a tip.
او با [بهخاطر] ندادن انعام، احساس خسیسبودن کرد.
◇She's always been mean with money.
او همیشه در پول خرجکردن خسیس بوده است.
🌍 @En_Boost 💡
🥰2