The Feelings
4.96K subscribers
13.6K photos
511 videos
142 files
592 links

@ArmoulinBot
Download Telegram
سگ‌سیاه افسردگیم میگه: "مدتیه که هیچگونه‌ شادی‌ای نداری، گرسنمه، برو یه لقمه شادی حلال جمع کن مصرف کنیم."
منم میگم: "شادی‌ای که به درد خودم نخوره و بره تو شکم یکی دیگه رو من اصن نمیخوام جمعش کنم، حتی نمیخوام ضربِش کنم؛ شما بگو حتی تقسیم؛... نمیکنم‌ آقا جان، نمیکنم."
[جمع میشه یه گوشه و اشکش در میاد.]
به زمانِ سه تا پست بالا دقت کنین.

پشماتون ریخت؟ :)))
عجایب باورنکردنی تنها در کانال The Feelings.
Forwarded from The Feelings
Forwarded from The Feelings
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Dusk Till Dawn「AMV」Kimi No Na Wa (Your Name)
The Feelings
پدر پیمان دو سال است که فوت شده. عموی پیمان که کارخانه‌ی تولید کفش دارد هر ماه یک چک ۵۰ هزار تومانی در جیب جلوی پیمان وارد میسازد ولی پیمان دستش را نگه میدارد و میگوید: «لازم ندارم عمو جون، نمیشه به جون شما، ای بابا»، ولی از درون بسیار شاد می‌شود؛ دروغ است…
شب گذشته که پیمان برای خرید چسب نواری و ربِ گوجه در کوچه به سمت سوپرمارکت حرکت میکرد، دو عدد جوانِ موتوری جلوی حرکت او را گرفتند، گوشی و هشت هزار تومان پولی که در جیبش بود را برداشتند؛ یک سیلی به صورتش زدند و یقه‌اش را پاره کردند.

[پیمان یک گوشی نوکیای ساده داشت که درست هم آنتن نمیداد.]