This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Violet Evergarden
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
When Marnie Was There
Forwarded from The Feelings (EHSAN)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سگسیاه افسردگیم میگه: "مدتیه که هیچگونه شادیای نداری، گرسنمه، برو یه لقمه شادی حلال جمع کن مصرف کنیم."
منم میگم: "شادیای که به درد خودم نخوره و بره تو شکم یکی دیگه رو من اصن نمیخوام جمعش کنم، حتی نمیخوام ضربِش کنم؛ شما بگو حتی تقسیم؛... نمیکنم آقا جان، نمیکنم."
[جمع میشه یه گوشه و اشکش در میاد.]
منم میگم: "شادیای که به درد خودم نخوره و بره تو شکم یکی دیگه رو من اصن نمیخوام جمعش کنم، حتی نمیخوام ضربِش کنم؛ شما بگو حتی تقسیم؛... نمیکنم آقا جان، نمیکنم."
[جمع میشه یه گوشه و اشکش در میاد.]