The Feelings
هرگز در انتظار پایان غمت نباش. پایان غم تو مرگ توست. شلیک گلولهی طلاییِ سرتیزِ طولانی، به فرق سر و پیشانی لعنتیات. پنج عدد لورازپام و شیرِ گاز باز شدهی نازنینی که دردهایت را به باد میسپارد تا شاید، شاید، شاید برای یک دقیقه هم که شده یک مشت هوای تازه ششهایت…
زیر چراغ روی آسفالت در میان قدم زدن های شبانه نزدیکِ گرگ و میش؛ در میانِ نور چراغ و آسفالت بین مه، گردش بی نظمانهی حشرات را میبینم.
قدم میزنم، میروم و میروم و میروم.
سگسیاه افسردگی هم پشت سرم به دنبال من، قدم به قدم آسفالتِ سیاهِ غمزده را متر میکند و سعی دارد پایش به خطکشیهای جاده برخورد نکند. حتی او هم این بازی را بلد است!
سرش پایین است. غم را در چشمانش میبینم... شادی هایی که از من تغذیه کرده گویا تاثیری در بهبود حالش نداشته. عذاب وجدان گریبانم را گرفته؛، حس میکنم شادی های من برایش کافی نبوده.
صدای کلاغ سیاه روی درخت کاج بلند گوشهی جاده، لحظهای گوشم را اذیت میکند و تمام غم عالم را روی جفتشانههایم حس میکنم. به گوشهی دیگر جاده در سمت دیگر خیره میشوم. روباه سیاهی با چشمان براق که سیاهی شب را لحظهای به روشنی روز تبدیل کرد به من خیره میشود.
به آسمان خیره میشوم. در میان مه ستارهای دیده نمیشود. ماه معلوم نیست. حالا دیگر روباه هم رفته. روشنایی معنای خود را از دست داده.
چیزی نمیبینم.
همه جا تاریک است.
قدم میزنم، میروم و میروم و میروم.
سگسیاه افسردگی هم پشت سرم به دنبال من، قدم به قدم آسفالتِ سیاهِ غمزده را متر میکند و سعی دارد پایش به خطکشیهای جاده برخورد نکند. حتی او هم این بازی را بلد است!
سرش پایین است. غم را در چشمانش میبینم... شادی هایی که از من تغذیه کرده گویا تاثیری در بهبود حالش نداشته. عذاب وجدان گریبانم را گرفته؛، حس میکنم شادی های من برایش کافی نبوده.
صدای کلاغ سیاه روی درخت کاج بلند گوشهی جاده، لحظهای گوشم را اذیت میکند و تمام غم عالم را روی جفتشانههایم حس میکنم. به گوشهی دیگر جاده در سمت دیگر خیره میشوم. روباه سیاهی با چشمان براق که سیاهی شب را لحظهای به روشنی روز تبدیل کرد به من خیره میشود.
به آسمان خیره میشوم. در میان مه ستارهای دیده نمیشود. ماه معلوم نیست. حالا دیگر روباه هم رفته. روشنایی معنای خود را از دست داده.
چیزی نمیبینم.
همه جا تاریک است.
دنیای عزیز! دارم ترکات میکنم. چون حوصلهم سر رفته. فکر میکنم به قدر کافی زندگی کردهم. میخوام تو رو با همهی نگرانیهات توی این چاه مستراح خوشگل، ترک کنم. موفق باشی!
جورج ساندرز
یادداشت خودکشی
جورج ساندرز
یادداشت خودکشی
The Feelings
MONO – Dream Odyssey
برید یه جای تاریک، چشاتونو ببندید و یه دور با صدای بلند تا ته به این آهنگ گوش بدین.
فقط یه دور. از اول تا آخر.
فقط یه دور. از اول تا آخر.