The Feelings
پیمان پسر خوبیست. هر روز برای پیرزن همسایه که تنها زندگی میکند خرید انجام میدهد، در شستن لباس هایش کمکش میکند و مانند مادربزرگ خودش با او رفتار میکند. پیمان جوانی ۲۲ ساله است. موهایش کوتاه (شماره ۲۰) است و اطراف موی سرش سایه دارد. او سرباز است و به مرخصی…
پدر پیمان دو سال است که فوت شده.
عموی پیمان که کارخانهی تولید کفش دارد هر ماه یک چک ۵۰ هزار تومانی در جیب جلوی پیمان وارد میسازد ولی پیمان دستش را نگه میدارد و میگوید: «لازم ندارم عمو جون، نمیشه به جون شما، ای بابا»، ولی از درون بسیار شاد میشود؛ دروغ است اگر بگوییم شاد نمیشود، چون دست و بالش هم تنگ است.
عموی پیمان که کارخانهی تولید کفش دارد هر ماه یک چک ۵۰ هزار تومانی در جیب جلوی پیمان وارد میسازد ولی پیمان دستش را نگه میدارد و میگوید: «لازم ندارم عمو جون، نمیشه به جون شما، ای بابا»، ولی از درون بسیار شاد میشود؛ دروغ است اگر بگوییم شاد نمیشود، چون دست و بالش هم تنگ است.
#چندثانیهمطالعه 📓
در کنار ساحل قدم میزدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد. جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم. نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است، با خودم فکر کردم، در زندگی چند بار چیزهای بیارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است و وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده است،
ولی آیا اگر به سمت آن شیء بی ارزش نمیرفتم، واقعا میفهمیدم که بیارزش است یا سالها حسرت آن را میخوردم...
📓مکتوب
🖋پائولو کوئلی
در کنار ساحل قدم میزدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد. جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم. نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است، با خودم فکر کردم، در زندگی چند بار چیزهای بیارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است و وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده است،
ولی آیا اگر به سمت آن شیء بی ارزش نمیرفتم، واقعا میفهمیدم که بیارزش است یا سالها حسرت آن را میخوردم...
📓مکتوب
🖋پائولو کوئلی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Chandler Sneaks a Cigarette at Work | :)))))))))))))
When I was younger, I used to think I was going to be a Star.
Under a spotlight where everyone knew my name...
I was five.
Now, I want shadows and to be as far away as possible.
Hidden and far from consequence,
And even further from myself.
Where my name is not a name,
But just another word without any true meaning.
When I was younger, I used to think I was going to be a Star.
Now, I want to disappear.
I should have jumped overboard when I had the chance. | #poem
Under a spotlight where everyone knew my name...
I was five.
Now, I want shadows and to be as far away as possible.
Hidden and far from consequence,
And even further from myself.
Where my name is not a name,
But just another word without any true meaning.
When I was younger, I used to think I was going to be a Star.
Now, I want to disappear.
I should have jumped overboard when I had the chance. | #poem