The Feelings
پیمان پسر خوبیست. هر روز برای پیرزن همسایه که تنها زندگی میکند خرید انجام میدهد، در شستن لباس هایش کمکش میکند و مانند مادربزرگ خودش با او رفتار میکند. پیمان جوانی ۲۲ ساله است. موهایش کوتاه (شماره ۲۰) است و اطراف موی سرش سایه دارد. او سرباز است و به مرخصی…
پدر پیمان دو سال است که فوت شده.
عموی پیمان که کارخانهی تولید کفش دارد هر ماه یک چک ۵۰ هزار تومانی در جیب جلوی پیمان وارد میسازد ولی پیمان دستش را نگه میدارد و میگوید: «لازم ندارم عمو جون، نمیشه به جون شما، ای بابا»، ولی از درون بسیار شاد میشود؛ دروغ است اگر بگوییم شاد نمیشود، چون دست و بالش هم تنگ است.
عموی پیمان که کارخانهی تولید کفش دارد هر ماه یک چک ۵۰ هزار تومانی در جیب جلوی پیمان وارد میسازد ولی پیمان دستش را نگه میدارد و میگوید: «لازم ندارم عمو جون، نمیشه به جون شما، ای بابا»، ولی از درون بسیار شاد میشود؛ دروغ است اگر بگوییم شاد نمیشود، چون دست و بالش هم تنگ است.