حالتی از تیمارستان را در زندگی خودم احساس میکنم. بیگناه و در عینِ حال خطاکار، نه در یک سلول، بلکه در این شهر زندانی ام...
فرانتس کافکا
فرانتس کافکا
She Passes Away Alone at Sea
Owsey
Lost to the world and
Lost to myself
Forgotten
Always forgotten
Always picked last
By those you picked first
A shine that was just never enough
Lost to myself
Forgotten
Always forgotten
Always picked last
By those you picked first
A shine that was just never enough
When we get SOLVED, We're no longer interesting to anyone.
That's just so sad.
That's just so sad.
The Feelings
تکه کارتونی در کوچه، روی زمین میگذارد، رویش لم می دهد. تخمه میشکند و گاهی زنجیرِ دانهریزِ نسبتاً بلندی را که در دستش است، دور انگشت سبابهی خویش میچرخاند.
پیمان پسر خوبیست.
هر روز برای پیرزن همسایه که تنها زندگی میکند خرید انجام میدهد، در شستن لباس هایش کمکش میکند و مانند مادربزرگ خودش با او رفتار میکند.
پیمان جوانی ۲۲ ساله است.
موهایش کوتاه (شماره ۲۰) است و اطراف موی سرش سایه دارد.
او سرباز است و به مرخصی آمده.
دخترِ مورد علاقهاش در انتخاب او برای زندگی مشترک شک و شُبهه دارد...
هر روز برای پیرزن همسایه که تنها زندگی میکند خرید انجام میدهد، در شستن لباس هایش کمکش میکند و مانند مادربزرگ خودش با او رفتار میکند.
پیمان جوانی ۲۲ ساله است.
موهایش کوتاه (شماره ۲۰) است و اطراف موی سرش سایه دارد.
او سرباز است و به مرخصی آمده.
دخترِ مورد علاقهاش در انتخاب او برای زندگی مشترک شک و شُبهه دارد...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Dusk Till Dawn「AMV」Kimi No Na Wa (Your Name)