The Feelings
صدایِ برخوردِ قطرههای بارون با شیشهی پنجره.
صدای خندهی چندتا بچه، وسط جنگلِ تاریکِ پر از مه.
(صدای ویولونسل در پسزمینه)
(صدای ویولونسل در پسزمینه)
#چندثانیهمطالعه 📓
دوره ای از عمر هست که دیگر انسان از خیر آسوده زیستن می گذرد و به فکر آسوده مردن می افتد؛
پس فکر می کنم تنها راه آسوده مردن این است که آنچه را از زندگی گرفته ام - بهتر آن که گفته شود آنچه از زندگی به من داده و تحمیل شده است - به آن باز گردانم.
این یک جور تسویه حساب ممکن با چیزیست که زندگی خوانده می شود.
@Emood
🖋محمود دولت آبادی
📓روزگار سپری_شدهی مردم سالخورده
دوره ای از عمر هست که دیگر انسان از خیر آسوده زیستن می گذرد و به فکر آسوده مردن می افتد؛
پس فکر می کنم تنها راه آسوده مردن این است که آنچه را از زندگی گرفته ام - بهتر آن که گفته شود آنچه از زندگی به من داده و تحمیل شده است - به آن باز گردانم.
این یک جور تسویه حساب ممکن با چیزیست که زندگی خوانده می شود.
@Emood
🖋محمود دولت آبادی
📓روزگار سپری_شدهی مردم سالخورده
The Feelings
صدای خندهی چندتا بچه، وسط جنگلِ تاریکِ پر از مه. (صدای ویولونسل در پسزمینه)
صدای برخورد عصایِ پیرمردِ تنهایِ خونه بالایی با کف اتاق.