Henri Regnault,(1843–1871)
“Automedon with the Horses of Achilles”(1868) | #Art
“Automedon with the Horses of Achilles”(1868) | #Art
Forwarded from The Feelings
هر کدوم از ما یه دنیا چیز تو وجودمون داریم..هر کدوم هم دنیای خاص خودمون رو داریم.اگه قرار باشه به حرفایی که می زنیم معنی و بهایی رو بدیم که خودمون تو وجودِ خودمون می فهمیم،چطور دیگه می تونیم همدیگه رو درک کنیم؟در حالی که اون هایی که به حرفامون گوش میدن هم بی بر و برگرد اون حرفا رو بنا به معنی و ارزشی که برای خودشون داره تعبیر می کنند...
یعنی بنا به همون معنی و ارزشی که به دنیایِ بیرونی خودشون مربوطه.ما فکر می کنیم همدیگه رو می فهمیم..در حالی که هیچوقت واقعا نمی فهمیم!
یعنی بنا به همون معنی و ارزشی که به دنیایِ بیرونی خودشون مربوطه.ما فکر می کنیم همدیگه رو می فهمیم..در حالی که هیچوقت واقعا نمی فهمیم!
The Feelings
صدایِ برخوردِ قطرههای بارون با شیشهی پنجره.
صدای خندهی چندتا بچه، وسط جنگلِ تاریکِ پر از مه.
(صدای ویولونسل در پسزمینه)
(صدای ویولونسل در پسزمینه)
#چندثانیهمطالعه 📓
دوره ای از عمر هست که دیگر انسان از خیر آسوده زیستن می گذرد و به فکر آسوده مردن می افتد؛
پس فکر می کنم تنها راه آسوده مردن این است که آنچه را از زندگی گرفته ام - بهتر آن که گفته شود آنچه از زندگی به من داده و تحمیل شده است - به آن باز گردانم.
این یک جور تسویه حساب ممکن با چیزیست که زندگی خوانده می شود.
@Emood
🖋محمود دولت آبادی
📓روزگار سپری_شدهی مردم سالخورده
دوره ای از عمر هست که دیگر انسان از خیر آسوده زیستن می گذرد و به فکر آسوده مردن می افتد؛
پس فکر می کنم تنها راه آسوده مردن این است که آنچه را از زندگی گرفته ام - بهتر آن که گفته شود آنچه از زندگی به من داده و تحمیل شده است - به آن باز گردانم.
این یک جور تسویه حساب ممکن با چیزیست که زندگی خوانده می شود.
@Emood
🖋محمود دولت آبادی
📓روزگار سپری_شدهی مردم سالخورده