The Feelings
4.96K subscribers
13.6K photos
511 videos
142 files
592 links

@ArmoulinBot
Download Telegram
Forwarded from استیصالِ جوجه سیاه غمگین
گاهی بعد اینکه به دوستم کمکی میکنم و انگیزه ای میدم
(ینی در اصل واقعیتی رو بهش میگم که خودش برای لحظه ای یادش رفته٬ به هر حال کار خاصی نمیکنم)

بعد اینکه این کارو میکنم و گوشیمو میذارم زمین و به خلا آدمیزاد خیره میشم
به خودم فکر میکنم که وضعم چیه؟
کجای کارم؟
کی میتونه بیاد و من و به باوری خاص برسونه؟
اصلن مشکلم مگه حل شدنی عه که بخوام از کسی توقع داشته باشم؟
حتی عزیز ترین و نزدیک ترین کسم؟

همش چیزی که توی ذهنم میگذره اینه که با درگیر کردن اونا توی مشکلم باعث میشم اونا احساس کنن که در برابر من ناتوانن. کاری از دستشون بر نمیاد
ولی مسئله اینه که دریا رو هرچقدرم بخای از ی جا خالی کنی باز هم دریا عه
فقط جاش تغییر کرده

ینی اینکه اصن مسئله قابل حل نیست و فقط با این کارم ناتوانی عه دوستای واقعن باتوانم رو بهشون ثابت میکنم

متنفرم از این خلأ
متنفرم از جنس مشکلاتم...
Dar Rah Goorstan.pdf
209.3 KB
در راه گورستان | توماس مان
#کتاب (داستان کوتاه)
Vilhelm Hammershøi, Bedroom, 1890 | #Art