آدم با کسی در زندگیهای قبلی دمخور بوده؛ بعد از او جدا شده. هی به این دنیا میآید تا او را پیدا کند. فراق میکشد و انتظار میکشد. وقتی پیدایش کرد و شناختش مگر میتواند ولش کند؟ اولش دو تا گیاه به هم پیچیده بودهاند که یکیش پژمرده. در زندگی بعدی دو تا مرغ مهاجر بودهاند که وقتی به جنوب یا شمال پرواز کردهاند، همدیگر را گم کردهاند. در زندگی بعدی دو تا آهوی دلآشنا بودهاند که یکی را صیادی شکار کرده و دیگری در دوری او آه کشیده. بعد دوتا پدر و دختر؛ بعد دو تا خواهر و برادر و... و آخرش که به هم میرسند چطور همدیگر را ول کنند؟
@Emood
🖋سیمین دانشور
@Emood
🖋سیمین دانشور
Slam The door and Throw the key
You drivin me to the edge
And I don't wanna watch us burn
At the point of no return
You drivin me to the edge
And I don't wanna watch us burn
At the point of no return