burn out like a cigarette
to achieve something great
fall like ash, rise like smoke
learn it from cigarette
to achieve something great
fall like ash, rise like smoke
learn it from cigarette
my heart Broken, my heart is so broken
Am reeling inside
Drowning on the outer side.
Even the rain weeps for me
The sun hides behind the grey clouds of doubt .
When will I ever feel happy again
Am reeling inside
Drowning on the outer side.
Even the rain weeps for me
The sun hides behind the grey clouds of doubt .
When will I ever feel happy again
ما که برا عید نه جشنی داریم نه مهمونیای.
تنهایی کپیدم تو اتاق.
سفرم جایی نمیریم.
ولی خب شما سال نوتون مبارک🥀🍃
ایشالا که رشد کنین و موفق باشین همیشه و خوش بگذره بهتون.
تنهایی کپیدم تو اتاق.
سفرم جایی نمیریم.
ولی خب شما سال نوتون مبارک🥀🍃
ایشالا که رشد کنین و موفق باشین همیشه و خوش بگذره بهتون.
The Feelings
Max Ritcher (@EMood) – She Remembers
با من گوش بدید اگه تنهایید و غمگین.
The Feelings
Yiruma – Heart
یادمه وقتی کتاب ناتوردشت رو تموم کردم همون لحظه گوشی رو برداشتم، موزیکا رو شافل بود، زدم اهنگ بعدی و این اولین اهنگیبود که پلی شد.
وقتی گوش میدادم، نمیدونم چرا بغض کردم یه دفعه.
گمونم واسه خاطر جملهی صفحه آخر بود.
جملهی آخر کتاب خیلی منو تحت تاثیر قرار داده بود.
میگفت:
"نمیدونستم چی بگم، راستشو بخوای نمیدونم دربارهش چی فکر کنم. فقط ازینکه همهشو واسه خیلیا تعریف کردم پشیمونم.
تنها چیزی که میدونم اینه که دلم برا همه اونایی که ازشون گفتم خیلی تنگ شده. مثلا حتی برای استرادلِیتِر و اکلی. گمونم حتی برا اون موریسِ کوفتی.
هیچوقت به هیشگی چیزی نگو. اگه بگی دلت برا همه تنگ میشه."
وقتی گوش میدادم، نمیدونم چرا بغض کردم یه دفعه.
گمونم واسه خاطر جملهی صفحه آخر بود.
جملهی آخر کتاب خیلی منو تحت تاثیر قرار داده بود.
میگفت:
"نمیدونستم چی بگم، راستشو بخوای نمیدونم دربارهش چی فکر کنم. فقط ازینکه همهشو واسه خیلیا تعریف کردم پشیمونم.
تنها چیزی که میدونم اینه که دلم برا همه اونایی که ازشون گفتم خیلی تنگ شده. مثلا حتی برای استرادلِیتِر و اکلی. گمونم حتی برا اون موریسِ کوفتی.
هیچوقت به هیشگی چیزی نگو. اگه بگی دلت برا همه تنگ میشه."