« ادبيات مدرن، مثل روشنفكر امروزى، مثل انسان امروز است. سرگشته است، ارزشهايش را گم كرده است. آن پيام روشن و دلپذير و اميدبخش قرن نوزدهم نويسنده ى كلاسيك را ندارد. تصوير خوب و بد، زشت و زيبا، فرومايه و متعالى در نگاه او كدر شده اند. مرزهايشان در هم رفته است. نويسنده ى مدرن در چالشى براى يافتن ارزش هاى نوين درگير است. به حكم انسانيت خويش، كه گويى در ژن هايش متبلور شده اند، به حكم حساسيت هنرمندانه اش نمى تواند نسبت به رنج و جهل، نامرادى و نامردمى بى اعتنا و بى تفاوت باشد. اما نسخه اى هم براى درمان درد بشر ندارد، هنوز ندارد، جز مهربانى، همدلى و غمخوارى. پيامى كه گاه به زحمت از لابه لاى سطرهاى نوشتار او به دست مى آيد پيام صلح و دوستى است، پيام بخشايش و دلسوزى. اما اين را هم آنچنان واضح نمى گويد كه خواننده را چندان به خودش و آينده ى خود دلگرم كند.»
- مصطفى مفيدى
@Emood
- مصطفى مفيدى
@Emood