#چندثانیهمطالعه 📓
انسانهاي احمق نه از کتاب خوششان مي آيد نه از فيلمهاي مفهومي و نه هر چيز که آنها را وادار به تفکر کند.
انسانهاي کمي احمق تا حدودي کتاب خوانده اند، البته به دليل اينکه بتوانند مدارک تحصيلي خود را تکميل کنند
انسان هاي رمانتيک شعر مي خوانند، رمان هاي عاشقانه را دنبال مي کنند؛
انسان هاي باهوش با معادلات سر و کار دارند، رياضيات و فيزيک و از اين دست...
انسان هاي پيشرو اما درگير فلسفه مي شوند، هميشه در ذهنشان پر از سوالات بي پاسخ تجمع کرده است، آنها را از نوجواني شان ميتواني بشناسي، گاه سوالاتي مي پرسند که شما را به چالش مي کشند و پرده هايي را کنار مي زنند که وحشت زده مي شويد، اگر تويي که اين را خواندي نخست وزير يا رييس جمهور کشورت هستي فرهنگسراها را به انسان هاي احساساتي
سياست را به باهوش ها
و آينده ي ميهنت را به فيلسوفانت بسپار!
🖋آندره ژيد
مصاحبه با روزنامه ي ديلي تلگرام 1925
@Emood 🍃🍂☘
انسانهاي احمق نه از کتاب خوششان مي آيد نه از فيلمهاي مفهومي و نه هر چيز که آنها را وادار به تفکر کند.
انسانهاي کمي احمق تا حدودي کتاب خوانده اند، البته به دليل اينکه بتوانند مدارک تحصيلي خود را تکميل کنند
انسان هاي رمانتيک شعر مي خوانند، رمان هاي عاشقانه را دنبال مي کنند؛
انسان هاي باهوش با معادلات سر و کار دارند، رياضيات و فيزيک و از اين دست...
انسان هاي پيشرو اما درگير فلسفه مي شوند، هميشه در ذهنشان پر از سوالات بي پاسخ تجمع کرده است، آنها را از نوجواني شان ميتواني بشناسي، گاه سوالاتي مي پرسند که شما را به چالش مي کشند و پرده هايي را کنار مي زنند که وحشت زده مي شويد، اگر تويي که اين را خواندي نخست وزير يا رييس جمهور کشورت هستي فرهنگسراها را به انسان هاي احساساتي
سياست را به باهوش ها
و آينده ي ميهنت را به فيلسوفانت بسپار!
🖋آندره ژيد
مصاحبه با روزنامه ي ديلي تلگرام 1925
@Emood 🍃🍂☘
وقتی با تمام خاطرات و لحظه ها و آینده ای که در انتظار توست خود را تنها ببینی
وقتی که خنده های بلند لرزه ی ترس بر اندام فکر در آشوبت می اندازد
وقتی سکوت ، سرود دلنشین لب های بسته ی پر از حرف تو میشود و تنین هیچ سازی سازه ی اندوهِ پردلیل و در عین حال بی سبب تو را نمیپوشاند
وقتی فرار ، فراز و نشیب راه را دشوار تر میکرد و ایستادن طعمه ی صیاد های استتار کرده پشت شمشاد های مرتب شده را به سهولت می انداخت
وقتی بال میزنی و نمیپری
معنی آسمان را فقط میفهمی و درک نه
نظر من این است که محکم ایستادن و نگاه کردن به سمت و سویی خوش است که دریدگی را نوید میدهد وقتی حقیقتِ تو واقعی تر از واقعیت است ... دیگر واقعیتی معنا نمیدهد برای تو و دیگر حقیقتت معنایی نمیدهد برای دیگری که دیگری نیز مثل تو ، خود را پشت حقیقتی پنهان کرده که واقعیت زندگیش را میسازد و احساس میکند فهمیده نمیشود و تو را هم نیز نمیفهمد
در پنجه های غلط فکری و زیر آرواره های پر قدرت قضاوتی بی عدالت ، تحت سلطه ی دندان های تیز و برنده ی فهمِ به خیال
از ترس دریدگی فقط خیس میخوریم که مبادا مُرداری لاشه لاشه شده و گندیده . بوی گند گرفته ایم با این که نه مرداریم و نه لاشه لاشه
همه ی ما بازی خورده ایم و در خیال خود بازی داده
دریده شو که حقیقت این نیست ...
وقتی که خنده های بلند لرزه ی ترس بر اندام فکر در آشوبت می اندازد
وقتی سکوت ، سرود دلنشین لب های بسته ی پر از حرف تو میشود و تنین هیچ سازی سازه ی اندوهِ پردلیل و در عین حال بی سبب تو را نمیپوشاند
وقتی فرار ، فراز و نشیب راه را دشوار تر میکرد و ایستادن طعمه ی صیاد های استتار کرده پشت شمشاد های مرتب شده را به سهولت می انداخت
وقتی بال میزنی و نمیپری
معنی آسمان را فقط میفهمی و درک نه
نظر من این است که محکم ایستادن و نگاه کردن به سمت و سویی خوش است که دریدگی را نوید میدهد وقتی حقیقتِ تو واقعی تر از واقعیت است ... دیگر واقعیتی معنا نمیدهد برای تو و دیگر حقیقتت معنایی نمیدهد برای دیگری که دیگری نیز مثل تو ، خود را پشت حقیقتی پنهان کرده که واقعیت زندگیش را میسازد و احساس میکند فهمیده نمیشود و تو را هم نیز نمیفهمد
در پنجه های غلط فکری و زیر آرواره های پر قدرت قضاوتی بی عدالت ، تحت سلطه ی دندان های تیز و برنده ی فهمِ به خیال
از ترس دریدگی فقط خیس میخوریم که مبادا مُرداری لاشه لاشه شده و گندیده . بوی گند گرفته ایم با این که نه مرداریم و نه لاشه لاشه
همه ی ما بازی خورده ایم و در خیال خود بازی داده
دریده شو که حقیقت این نیست ...