The Feelings
4.96K subscribers
13.6K photos
511 videos
142 files
592 links

@ArmoulinBot
Download Telegram
دانشجو تو ایران تنها چیزی که نمیجوعه همون دانش عه

چشمام گرده
https://twitter.com/roundisheyes/status/923100455231778816
چرا فکر میکنیدمردی که استقلال داره تحصیلکردس دستش تو جیب خودشه به زن احتیاج داره ولی زنی با همین شرایط به مرد احتیاج نداره؟

درباره سی سی
https://twitter.com/Ahalf_moonaway/status/922876832839557120
من هر وقت آلارم میزارم ده دقیقه قبل از آلارم نا خودآگاه از خواب میپرم
فقط من اینجوریم یا شماهم اینقد عجیبید؟

غزل اِف آر زِد
https://twitter.com/GhazalForuzan/status/923290334729302021
به چاق‌ها نگید خپل، بگید تپل. یکم شعور داشته باشید در انتخاب واژگان مناسب.

پشه خسته
https://twitter.com/Tiredgnat/status/923210854081990661
+سلام خوبی؟
-نه
+چرا؟
-چون گزینه دیگه ایی ندارم.

Hoѕeιɴ
https://twitter.com/Hosein899/status/923191515127713792
Forwarded from Coffeins
#چند‌ثانیه‌مطالعه 📓

در زندگى كسانى هستند كه مثل كتاب ها حرف مى زنند، اين افراد تصور مى كنند براى اين كه ديگران به حرف هايشان گوش دهند بايد لحنى جدى به كار ببرند؛ با صدايى وحى مانند حرف بزنند، از اين آدم ها بايد دورى كرد.
بيشتر از يک دقيقه نميتوان مؤدبانه به حرف هايشان گوش داد...
حتی وقتى از حقيقت حرف مى زنند حقيقت را با آنچه مى گويند مى كشند.
ولى ، شگفت آور ترين شگفتی ها برخورد اين جا و آنجا با آدم هايى است كه بلدند،
مثل كتابها ساكت بمانند...
آدم از نشست و برخاست با اين افراد خسته نمى شود؛ چنان خودمانى اند كه انگار آدم با خودش تنهاست: رها، آرام و دستخوش سكوتى كه حقيقت همه چيز است.

📜ايزابل بروژ
🖋كريستين بوبن
@CoffeinZ 🍂
Forwarded from Coffeins
#چند‌ثانیه‌مطالعه 📓

ما قول های زیادی به هم داده بودیم ، مثلا قول داده بودی چشم هایت برای من باشد و خنده هایت فقط دل من را به قنج بیاورد ، من گونه های نرمم را برای تو کنار بگذارم ، تو چالِ دیوانه کننده ات را برای من ، من صدایم را که زیر لب شجریان می خواند و تو صدای ظریفت که اسمم را ترانه می کند ، من شانه هایم را برای تو و تو غرق شدن در موهایت را برای من ، من بازوهایم را برای چرخاندنت زیر باران ، تو دست هایت را برای بازی کردن روی صورت من ، مثلا قول داده بودیم که طپش قلب تو شب ها لالایی من باشد و شمردن نفس های من بازی تو برای خواب رفتن ، قول داده بودی جمعه ها را دست به سیاه و سفید نزنی و من روز را برایت رنگین کمان کنم ، آوردن چای با من ، گذاشتن موسیقی و بلند خواندن کتاب با تو ، مثلا قول داده بودیم تو برای من باشی من برای تو ، من تو را تا آخر دنیا دوست داشته باشم و تو من را ، و من حالا نمی دانم که تو کجایی ، چه می کنی ، برای که هستی و به چه کسی قول می دهی
و ما آدم ها چقدر بد قولیم .

🖋مسعود ممیز الاشجار
@CoffeinZ