No Sound but the Wind
Editors
امروز با حرکتی مختل و ناگهانی خیلی زود بیدار شدم و به آرامی از بستر برخاستم، گرفتار خفقان بیمیلی نامفهوم. هیچ رویایی باعث این نبود، هیچ واقعیتی هم نمیتوانست پساش بزند. بیمیلی محض و کامل بود، اما دلیل خود را داشت. نیروهای نامرئی و ناشناخته، کشتاری را در اعماق تیره روانم دامن میزدند، که در این میان وجودم میدان جنگ را تسلیم کرد، و من از این برخود ناشناس سخت برخود لرزیدم. انزجار جسمانی با بیداری من فزونی یافت. نفرت، از این که باید زیست، با من از بستر برخاست. همه چیز برایم میان تهی بود، و دلسرد بودم که در دنیا برای هیچ مشکلی راه حلی نیست.
اضطراب گسترده ای حرکات بیاهمیت مرا به لرزه درآورد. میترسیدم دیوانه شوم، نه از جنون، بلکه از وضعیت خودم. قلبم میتپید، گویی قادر بود صحبت کند.
• دلواپسی - فرناندو پسوآ
اضطراب گسترده ای حرکات بیاهمیت مرا به لرزه درآورد. میترسیدم دیوانه شوم، نه از جنون، بلکه از وضعیت خودم. قلبم میتپید، گویی قادر بود صحبت کند.
• دلواپسی - فرناندو پسوآ
We Contain Multitudes — piano reworks
Yiruma & Ólafur Arnalds
As the universe expands. The starry night dims. Stars drift rather away. Dark lonely nights are more common now. But as long as there is that one star that twinkles at me every brightly. I shall keep my fire alive.
I Broke The Front Door Down
Owsey
One day, could I slip away far from it all?
خسته، ازپا افتاده، فرسوده، کوفته، فگار، درمانده، مجروح، زله، عاجز، کسل، وامانده و بیطاقتم. اشک نریخته دارم. غصه دارم کیلو کیلو. همدمی نیست امیدی نمونده. همصحبتی برام سخت شده. حال قدم زدنو موزیک گوش دادن نیست. حال فیلم دیدن نیست. حال کتاب خوندن نیست. غم گرفته وجودمو. حالبههمزن شده همهچی. دوستان؛ حالِ بودن ندارم.
Autumn Music 2
Max Richter
There's a combination of Sadness and Anger in my Head.