Forwarded from برنامه ناشناس
والدین بخش عظیمی از یک آدم رو شکل میدن و می سازن.
بهش حد و مرز نشون میدن، براش یه آیندهی فرضی ترسیم میکنن، باعث میشن دچار خیلی از اختلالها بشه؛ اما در نهایت خودشون هم از چیزی که ساختهن راضی نیستن، مسئولیت افتضاحی که به بار آوردهن رو قبول نمیکنن.
پس لطفا تا زمانى كه به حد بالايي از مسئوليت پذيري نرسيدين پاي يه موجود ديگه رو به اين دنيا باز نكنيد :)
والدین بخش عظیمی از یک آدم رو شکل میدن و می سازن.
بهش حد و مرز نشون میدن، براش یه آیندهی فرضی ترسیم میکنن، باعث میشن دچار خیلی از اختلالها بشه؛ اما در نهایت خودشون هم از چیزی که ساختهن راضی نیستن، مسئولیت افتضاحی که به بار آوردهن رو قبول نمیکنن.
پس لطفا تا زمانى كه به حد بالايي از مسئوليت پذيري نرسيدين پاي يه موجود ديگه رو به اين دنيا باز نكنيد :)
Forwarded from برنامه ناشناس
از بچگی واقعا تو محیط بدی بزرگ شدم
پدرم اعتیاد داشت و مامانم خرج خونه رو میداد هرشب و هرروز دعوا بود بگو با دست با فحش رکیک با کتک با چاقو
تو کوچیکترین سنی که بکنی کابوس میدیدم که پدر مادرم یا منو میکشن یا هم دیگه رو
یکی از بزرگترین دلیل دعواهای مادرپدرم این بود که من قبل از ۷سالگی نقاشی کشیدم مادرم داره با چاقو پدرمو میکشه
برادرم از ۱۲سالگی سیگاری شد
الان که ۱۸سالم شده هنوزم کابوس اون روزا رو میبینم تا چند هفته پیش که پدرم اوردوز کردن و فوت کردن
نمیدونم ناراحت باشم یا نه
پدرم ادم خوبی بودن به کسی جز خودشون بدی نکردن واقعا به فکر همه بودن و از ته قلب کمک به دیگران و دوست داشتن اما بدی ای نمونده بود که به خودش نکرده باشه:)
منم قطعا اسیب میدیدم وقتی میدیدم پدرم هیچ ارزشی برای خودش قائل نیست
اما خب به هرحال هنوز زنده ایم و اینجاییم
از بچگی واقعا تو محیط بدی بزرگ شدم
پدرم اعتیاد داشت و مامانم خرج خونه رو میداد هرشب و هرروز دعوا بود بگو با دست با فحش رکیک با کتک با چاقو
تو کوچیکترین سنی که بکنی کابوس میدیدم که پدر مادرم یا منو میکشن یا هم دیگه رو
یکی از بزرگترین دلیل دعواهای مادرپدرم این بود که من قبل از ۷سالگی نقاشی کشیدم مادرم داره با چاقو پدرمو میکشه
برادرم از ۱۲سالگی سیگاری شد
الان که ۱۸سالم شده هنوزم کابوس اون روزا رو میبینم تا چند هفته پیش که پدرم اوردوز کردن و فوت کردن
نمیدونم ناراحت باشم یا نه
پدرم ادم خوبی بودن به کسی جز خودشون بدی نکردن واقعا به فکر همه بودن و از ته قلب کمک به دیگران و دوست داشتن اما بدی ای نمونده بود که به خودش نکرده باشه:)
منم قطعا اسیب میدیدم وقتی میدیدم پدرم هیچ ارزشی برای خودش قائل نیست
اما خب به هرحال هنوز زنده ایم و اینجاییم
Forwarded from برنامه ناشناس
دوستشون دارما ولی احمقن
احمقای دوستداشتنی البته بعضی وقتا میخوام خفشون کنم
دوستشون دارما ولی احمقن
احمقای دوستداشتنی البته بعضی وقتا میخوام خفشون کنم
Forwarded from برنامه ناشناس
تو پنج سالگی یه خودکشی فکر میکردم طوری که حس میکردم هیچ راهی برای فرار از خانواده ندارم ،نمیخوام ادامه بدم، کلمات من و همه کسایی که از دردهاشون میگن برای اونایی که یه لحظه ای ام حالشون خوبه سمه. مثل این میمونه دلت میخواد بری تو باتلاق اما انتظار نداشته باشی گیر بیوفتی نمیدونم میگیرین چی میگم یانه.
حس میکنم تهشو دیدم ، دیگه دنیا شده خاکستری، نه تیره است نه روشن یه چیز به معنیه.
عین فیلای افریقا شدم یه افسانه ژاپنی هس که میگه ابتدای حیات زمین، اونا کوچیک بودن و هرکدوم یه رنگی داشتن بعدا هعی طمع کردنو دلشون خواس بزرگ بشن همینطورم شد بزرگ و بزرگ ترشدن تا اینکه یهو با حقیقت طبیعت ظالم روبرو شدن و اون هیکل گنده توشون موند اما اون بزرگی دل از توشون رفت ، بزرگی دل هم که بره بی رنگ میشی
گیر میکنی بین سیاه و سفید.
راه زندگی دروغ به خودته.
افسانه ژاپنی ام دروغ بود از خودم سمبل کردم
تو پنج سالگی یه خودکشی فکر میکردم طوری که حس میکردم هیچ راهی برای فرار از خانواده ندارم ،نمیخوام ادامه بدم، کلمات من و همه کسایی که از دردهاشون میگن برای اونایی که یه لحظه ای ام حالشون خوبه سمه. مثل این میمونه دلت میخواد بری تو باتلاق اما انتظار نداشته باشی گیر بیوفتی نمیدونم میگیرین چی میگم یانه.
حس میکنم تهشو دیدم ، دیگه دنیا شده خاکستری، نه تیره است نه روشن یه چیز به معنیه.
عین فیلای افریقا شدم یه افسانه ژاپنی هس که میگه ابتدای حیات زمین، اونا کوچیک بودن و هرکدوم یه رنگی داشتن بعدا هعی طمع کردنو دلشون خواس بزرگ بشن همینطورم شد بزرگ و بزرگ ترشدن تا اینکه یهو با حقیقت طبیعت ظالم روبرو شدن و اون هیکل گنده توشون موند اما اون بزرگی دل از توشون رفت ، بزرگی دل هم که بره بی رنگ میشی
گیر میکنی بین سیاه و سفید.
راه زندگی دروغ به خودته.
افسانه ژاپنی ام دروغ بود از خودم سمبل کردم
Forwarded from برنامه ناشناس
اگه یک روز بهم بگن در جایگاهی هستی که میتونی یه قانون مهم وضع کنی
قانونی میذارم که نسبت به بچه دار شدن زوج ها سختگیری بشه
ینی هر دو نفری که ازدواج میکنن اجازه بچه دار شدن نداشته باشن ( بر خلاف تفکر اکثر مردم، این موضوع اصلا شخصی نیست)
یکسری شرایط و ملاک ها باید داشته باشن که تایید شه
اگه تایید شد که بچه دار میشن...
اگه نشد یا باید سعی کنن شرایطشون رو تغییر بدن که تایید بشن
یا بچه دار شدن رو فراموش کنن
بچه دار شدن بدون صلاحیت مجازات قانونی داشته باشه.
اینجوری هیچ بچه ای تو فقر به دنیا نمیاد
هیچ بچه ای تو خانواده بد به دنیا نمیاد
در نتیجه بد پرورش داده نمیشه
آسیب روانی نمیبینه
به معنای واقعی انسان پرورش داده میشه
فقط تولید مثل اتفاق نمیوفته..
اگه یک روز بهم بگن در جایگاهی هستی که میتونی یه قانون مهم وضع کنی
قانونی میذارم که نسبت به بچه دار شدن زوج ها سختگیری بشه
ینی هر دو نفری که ازدواج میکنن اجازه بچه دار شدن نداشته باشن ( بر خلاف تفکر اکثر مردم، این موضوع اصلا شخصی نیست)
یکسری شرایط و ملاک ها باید داشته باشن که تایید شه
اگه تایید شد که بچه دار میشن...
اگه نشد یا باید سعی کنن شرایطشون رو تغییر بدن که تایید بشن
یا بچه دار شدن رو فراموش کنن
بچه دار شدن بدون صلاحیت مجازات قانونی داشته باشه.
اینجوری هیچ بچه ای تو فقر به دنیا نمیاد
هیچ بچه ای تو خانواده بد به دنیا نمیاد
در نتیجه بد پرورش داده نمیشه
آسیب روانی نمیبینه
به معنای واقعی انسان پرورش داده میشه
فقط تولید مثل اتفاق نمیوفته..
Forwarded from برنامه ناشناس
مشکل زیادی ندارن، خوبن و دوستشون دارم.
تنها چیزی که رو مخمه اینه که بابام درمورد بیرون رفتن کمی بهم گیر میده. مثلا بهش میگم میخوام برم بیرون، میگه تو که دیروز بیرون بودی! انگار مثلا چون دیروز بهم خوش گذشته امروز دیگه نباید بگذره. یا مثلا یه چیز خیلی مسخره اینه که بابام فقط اجازه میده دو ساعت بیرون باشم! وقتی هم میگم که زمان کمیه میگه تازه زیادم هست توی دو ساعت چیکار میکنی من میتونم توی دو ساعت برم تا تهران!
پسر هستم
مشکل زیادی ندارن، خوبن و دوستشون دارم.
تنها چیزی که رو مخمه اینه که بابام درمورد بیرون رفتن کمی بهم گیر میده. مثلا بهش میگم میخوام برم بیرون، میگه تو که دیروز بیرون بودی! انگار مثلا چون دیروز بهم خوش گذشته امروز دیگه نباید بگذره. یا مثلا یه چیز خیلی مسخره اینه که بابام فقط اجازه میده دو ساعت بیرون باشم! وقتی هم میگم که زمان کمیه میگه تازه زیادم هست توی دو ساعت چیکار میکنی من میتونم توی دو ساعت برم تا تهران!
پسر هستم