The Feelings
4.97K subscribers
13.6K photos
511 videos
142 files
592 links

@ArmoulinBot
Download Telegram
Forwarded from برنامه ناشناس
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
میدونم اصن براتون مهم نیست و شاید خیلیا بگن who asked ? ولی خوب من به یه چیزی رسیدم اونم یه چرخه مسخره تو خانواده و ارتباط با پدر و مادرم اونم به این شکله که من بخاطر اینکه نمیتونم کمک‌های اونارو جبران کنم و همیشه سرافکندشون کردم ناراحتم و اعصابم خورده، و خانواده هم با دیدن اعصاب خوردی و ناراحتیه من ناراحت میشن و واقعا هم دیگه نمیتونم ماسک خوشحالی بزنم به صورتم و میشه گفت توی خونه یه فضای سرد و افسرده حاکمه که‌ دلایلی خیلی زیاده داره
Forwarded from برنامه ناشناس
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
آره دوستشون دارم اما زیادی overprotective هستن
کجا بودی دوستان کین شب حق نداری دیر کنی کلی میس کال و پیام
گاهی اوقات از طرف اطرافیانم اینطور دیده میشم نازک نارنجی، لوس، تیتیش مامانی، چقدر احساساتی هستی تو، پاستوریزه
حتی توی رابطه هم این احساس حساس بودن خونواده‌م تاثیر گذاشت و فکر میکنم باعث جدایی و حتی وارد اون رابطه ی اشتباه شدنم شد

راستش نمیدونم
اگه بچه دار بشم به همین اندازه که خونوادم دوستم دارن بچه هامو دوست خواهم داشت اما انقدر حساسیت براشون بخرج نمی‌دادم
مراقبشون بودم اما از دور
Forwarded from برنامه ناشناس
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
فکر میکنم خیلی از آدمای نسل های جدید تصمیم گرفتن هیچوقت بچه دار نشن ، که یه ادم بی گناه رو به این دنیا اضافه نکنن و مجبورش نکنن زندگی کنه و زجر بکشه
Forwarded from برنامه ناشناس
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
تمام تلاشمو میکنم که باهم کنار بیایم هر چند خیلی چیزا هست که میتونه باعث جنگ و دعوا بینمون بشه ولی ازش اجتناب میکنم. رابطمون بیشتر مثل یه رابطه دروغینه که نقش بازی میکنیم کنار هم.
اگه یه وقت بچه دار شدم کاری میکنم شجاعت بروز دادن خودشو داشته باشه حتی اگه باهاش به شدت مخالفت بشه. حتی اگه کسی که مخالفشه خودم باشم.
Forwarded from برنامه ناشناس
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
نه چندان از زمانی که یاد گرفتم بی اهمیت باشم نسبت احساساتی که با رفتار هاشون به من انتقال میدن،
ولی هنوز هم بخشی از اون ها حتی با اینکه من نخوام برام اهمیت داره و بخشی از اون هارو دوست دارم
کنترل احساسات و وقف پذیری برای همین زمانهاست البته بعد اینکه صحبت مسالمت‌آمیزی راجع به رفتار هاشون داشته باشم.
رفتاری که انجام نمیدم: تحقیر نکردن، یاد دادن بدون خشونت، آزاد گذاشتن و نترساندن از راه ها و کارهای پیش رو یا جدید هست.
Forwarded from برنامه ناشناس
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
ارتباطم باهاشون بد نیست ، ولی ای کاش به دنیا نمی اومدم، نمی اوردنم. علاوه بر خودشون که چه مالی چه روانی و احساسی اذیت میشن منم اذیت میشم. تنها لطفی که می تونم به بچم بکنم اینه که هیچ وقت به دنیاش نیارم.
Forwarded from برنامه ناشناس
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
پدرم فوق العاده است... با اینکه مادر هم دارم ولی پدرم، مادری و پدری را در حق همه ی ما بچه هاش تمام کرده. یه بچه دارم. سعی می کنم اجازه بدم حرفشو بزنه که دروغ نگه بهم. معمولا هم همه ی حرفهاشو پیشم میاره. خیلی راحته باهام
Forwarded from برنامه ناشناس
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
https://t.me/Emood/18417

نمیگم با حرفاش مخالفم، حرفاش به صورت عمومی منطقی بنظر میاد،
ولی
اگه بابات دلیل این باشه که بهت تجاوز شده اونم توی چهار سالگی( بیشتر از یکبار ) ، میتونی چهره ی باباتو ببینی و تو دلت با خودت بگی اوکی من با این تیکه کثافت کنار میام؟
Forwarded from برنامه ناشناس
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
از رابطه م با بابام بگم که فکر کنم سرجمع پنج بار رفتم بغلش شاید کمتر حتی !
مامانم خوبه راحتم باهاش
و اینکه من واقعا حوصله ی مخالفت ندارم با هاشون ؛ رها کردم
و اینکه دخترایی رو میبینم که حمایت میشن از سمت پدر با دهن باز میگم واقعا مگه میشه؟!
و خب این تو زندگی شخصیمم تاثیر داشته
نمیدونم.
خیلی سخته بابا داشته باشی و نداشته باشی ؛همین.
Forwarded from برنامه ناشناس
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
در آینده اگه به ذهنم اومد که بچه دار بشم،اول از همه یه نگاه به خودم میندازم،یه نگاه به شوهرم
ببینم اصلا اخلاق و رفتارمون مناسب پدر مادر شدن هست یانه علمشو داریم یانه
وضعیت مالیمون مناسب هست یا نه
اگه نبود
بچه دار نمیشم
چون همه زوج ها لزوما نباید بچه دار بشن.
Forwarded from برنامه ناشناس
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
راستش من اوایل همش از دستشون ناراحت بودم ب خاطر کاراشون اما بعده ها دیگ ناراحتیم به عصبانیت تبدیل شد
خیلی محدودم کردن هم ذهنی هم توی دنیای واقعی ، هیچ وقت نتونستم خ با دوستام برم بگردم مثلن تو همین هوای بارونی پاشم برم بیرون بچرخم با دوستام چون تفکرات مذهبیشون اجازه نمیده بهشون
جدا از اینا همیشه فک میکنن تنها دغدغه های ما پول و مسائل مادی عه وگرنه نه، من همیشه دنبال محبتم و توجهم ک البته خیلی کنترلش میکنم اونم معلومه به خاطر مامان بابام بوده...انقد زیاد حرف هست برای گفتن که ادم میمونه چی بگه در این باره:)
اگ هم یه روز خواستم بچه بیارم اول ۳ سال مطالعاتم کامل میکنم ببینم یه بچه واقعن ب چیا نیاز داره و چیکار کنم اون ۳سال اول زندگیش تاثیر مثبت بزاره رو کل زندگیش
Forwarded from برنامه ناشناس
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
https://t.me/Emood/18426

اول اینکه میخوام بگم متاسفم بابت این اتفاق عزیز دلم🤍💖
و بعدم اینکه نه تو مجبور نیستی باهاش کنار بیای یا قبولش کنی!
حق میدم بهت اگر هیچوقت نتونی ببخشیش.
گفتم نه همه ی پدر و مادر ها
که خب اینم جزو همون دسته میشه
مثل اون پدری که به دخترش تجاوز می‌کنه یا پدری که سر بچشو قطع میکنه
اینا بویی از انسانیت نبردن و واقعا مشکلات روحی و روانی دارن
و آره دنیا اونقدرام قشنگ نیس که بشه همه چیزشو قبول کرد
من هرچیزی که گفتم به خاطر این نبوده که چون اونا پدر و مادرن و.. فلان.
به خاطر این بوده که ما لایق آرامشیم
تو لایق آرامشی قشنگم🤍
و اگر بخوای هرروز ازش بیشتر متنفر باشی هرروز به خودت بیشتر ضربه میزنی.
تو همین جاشم خیلی قوی ای که ادامه میدی. با این چیزی که تعریف کردی من مطمئنم اونقدری قوی هستی که یه جوری سعی کنی حال خودتو بهتر کنی و این احساست بد رو بزاری بیان و برن و توشون گیر نکنی
مواظب خودت باش💖
Forwarded from برنامه ناشناس
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
به خودم اومدم و ديدم رفتاراي بدي كه ازشون بدم ميومد تو پدر مادرم رو منم دارم و اين موضوع واقعا عذابم ميده .
از بچگي مامانم پرخاشگر و غرغرو بود كه واقعا رفتار رو مخي بود . الان به خودم اومدم و ديدم منم همين رفتارو واو به واو دارم انجام ميدم 🤦‍♀️
ميخوام بگم كه واسه تربيت بچه اول بايد خودتو اصلاح كني چون كوچيكترين رفتارت رو بچه اثر ميزاره 🚶🏻‍♀️
Forwarded from برنامه ناشناس
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
بچه ها من اخیرا کتاب emotionally emature parents رو دارم میخونم جلد دومشم. خیلی خوبه خصوصا برای ما و خانواده های ایرانیمون ک به خاطر نسل قبلشون خیلی تحت تاثیر رفتارای بدن و اصلا نمیدونن رفتار سالم چیه. ما خودمونم گمش میکنیم بعضی وقتا به خاطر فضای خانواده. به نظرم خیلی لازمه که بخونیمش.
Forwarded from برنامه ناشناس
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
خاک ب سرم چرا immature رو اونجوری نوشتم😐😐😐😂
Forwarded from برنامه ناشناس
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
خوبیم، میگذرونیم کنار هم.
راستش از لحاظ روحی و روانی خیلی وقته ازشون جدا شدم و دیگه حرفی برای گفتن باهاشون ندارم.
یه نوع کنار اومدن از سرِ ناچاری، ولی خیلی وقته که دیگه مثل قبل نیستم و حتی اینو نمیبینن و درک نمیکنن چقدر کم حرف تر شده م و غمگینم و تو خودمم.
انتظاری هم ازشون ندارم که بفهمن، خودشون آزار دیدن و منو هم آزار دادن.
فقط خیلی خسته م و بی روح و جدا شده ازشون.
گاها فقط میگم اگه یه درصد منو میفهمیدن شاید حالم خیلی بهتر بود، نمیدونم بازم سرزنش نمیکنم.
کسی مسئول حال خوب یا بد من نیست.
Forwarded from برنامه ناشناس
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
کتکش نمیزنم منت اینکه زحمت کشیدم براشم سرش نمیزارم من از خوشی بوجود اوردمش اونکه نخاسته مسولیتش پای منه پس کاری نمیکنم که از خودش و وجودیتش نا امید بشه و بدش بیاد یکار میکنم که خاست بچه دار بشه الگوش باشم اگر ببینم در توانم نیست اینکار نه تنها بچه نمیارم میرم خودمم نازا میکنم اشتباهیم پیش نیاد این موضوع
Forwarded from برنامه ناشناس
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
پدرم تا وقتی باهام کنار میاد که روی حرفش حرف نزنم، وگرنه زندگی رو برام جهنم میکنه.
از لحاظ مالی ساپورت میکنه ولی کاش میتونستم یه کلمه باهاش حرف بزنم بدون اینکه عصبانی بشه و سوءبرداشت کنه و روی سرم آوار بشه.
دانشگاه نرفتم هنوز ولی نمیدونم اگه رشته ای که اون میخواد رو قبول نشم میذاره برم یا نه.
همیشه ماسک دروغین میزنم روی صورتم، آرومم، نقش بازی میکنم، میگذرونم که زندگیم سخت نگذره.
مادرم مهربونتره ولی اونم توی سایه ی پدرم قرار گرفته و گاها تعجب میکنم چجوری اینهمه سال تحملش کرده.
مادرم یه مادر دیکتاتور و بیخود داشته کل زندگیش که هنوزم سایه ش از زندگیمون نرفته و باعث کلی تروما توی مادرم شده و ما هم ازش بی نصیب نموندیم و کلی ضربه روحی به منم زده.
دنیاهامون از هم جداست، هم پدرم و هم مادرم.
ولی فعلا میگذرونم، برای روزی که مستقل شم و راهمو ازشون جدا کنم.
Forwarded from برنامه ناشناس
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
پدر
چه کلمه های مسخره ایه حداقل واسه من...
پدرم توو 16 سالگیم جلو چشمام خودکشی کرد...خودشو دار زد و من تلاش میکردم طناب هارو باز کنم و نمیشد
الان 5 سال از اون روز گذشته وهنوز مردم باترحم نگام میکنن نمیدونم ازش متنفر باشم که اینکارو توی خونه و جلو چشمای دخترش و مادر سیاه بختم کرد یا نه
پنج ساله هنوز گاهی وقتا با گریه از خواب میپرم و همیشه مجبورم قوی باشم که مادر پیرم دق نکنه
Forwarded from برنامه ناشناس
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
ببین
خیلی روزای سختی دارم میگذرونم
هروقت درمیام بیرون بابام همش زنگ میزنه استرس میده کلی بهم که زود بیا خونه
رفیقامو میترسم از دست بدم
مامانم طرز فکرش اصلا خوب نیست
عصبیم میکنن بد دهنه هیچوقت نتونستم محبت درست حسابی ببینم، خیلی ارتباطم باهاشون کمتر شده اصن حرف نمیزنم اونقدر
کیری تر از اونی که فکرشو کنی :)))
Forwarded from برنامه ناشناس
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
من از بچگی بیشتر اوقات از بابام دور بودم. چون بابام اعتیاد داشت. خاطرات خوبی از بچگیم ندارم. الان تقریبا 8 ساله که بابام ترک کرده. اما همچنان ناخودآگاه با بابام خیلی پرخاشگری دارم. انگار ازش حرص دارم و عصبانیم.
ولی مامانم خیییییییییییلی بهتره. خیلی خوب ساپورتم میکنه. بیشتر ساپورتش از نظر مالیه.
یه سری اتفاقایی برام تو سنای نوجوونی افتاد که تو اون دوران که من واقعا میدونستم که الان باید یکی منو راهنماییم کنه، کمکم کنه، مامانم ناراحتیش ازمو با دوری نشون داد. درسته نوجوون بودم و این دوره سنی معروفه به لج و لجبازی، اما من واقعا بهش میگفتم که مامان من الان کمکتو لازم دارم. لجبازی نمیکردم واقعا. اما رفتارشو باهام خیییییییلی سرد کرد طوری که حتی باهم حرف نمیزدیم. اما الان که چندسال گذشته از اون روزا، مامانم داره رو خودش کار میکنه. واقعا این برام خیلی ارزشمنده که داره خودشو هی آپدیت میکنه و ذهنش بازتر میشه.
اما از همون دوران من هنوز از مامانم یه ترسی دارم که مثلا الان درمورد این موضوع میتونم باهاش صحبت کنم یا نه؟! همچنان با درمیون گذاشتن یه سری مسائل مشکل دارم. این مسائلو من هیشکی نمیگم. کسی نیست که بگم. با خودم حلشون میکنم.
میدونی ته قلبم این حسو دارم که حداقل برا این رابطه ای که الان دوباره گرم شده، برا اینکه خراب نشه، یه سری چیزا رو نمیگم بهش. چیزای مهمی ام نیستن واقعا.
اما وقتی فکر میکنم به اون دوران و با الان مقایسش میکنم، میفهمم همون سردیای مامانم و کلا وضعیت خونمون بود که من مستقل بار اومدم. چون من اغلب اوقات خونه خاله و عمه هام بودم تو بچگی. و خب هیچجوره با بچه هاشون راه نمیومدم. برا همینه که مستقلم.

و خب همونطور که گفتم، الان ب معنی واقعی ورق برگشته و خیلی چیزا بهتره و داره بهتر میشه.
وقتی با یه سری خانواده هایی که میشناسم مقایسه میکنم، میفهمم باید بزارمشون رو سرم و واقعا قدرشونو بدونم. باید خداروشکرکنم که کمکم کرد و وضعیت خیییییییییلی خوب شده الان.