Forwarded from برنامه ناشناس
رابطم با پدر مادرم بد نیست
ولی توروخدا اگر روزی پدر یا مادر شدین
به سلامت روحی بچه هاتون توجه کنید
بخدا که مهم تر از هرچیز دیگش
رابطم با پدر مادرم بد نیست
ولی توروخدا اگر روزی پدر یا مادر شدین
به سلامت روحی بچه هاتون توجه کنید
بخدا که مهم تر از هرچیز دیگش
Forwarded from برنامه ناشناس
خوبن
ولی این کنار نیومدن من و داداشام با افکار خشک و سنتی/مذهبی پدر مادرم واقعا اذیت کنندس و همیشه بحثا به دعوا ختم میشه
قطعا اگه روزی بچه دار بشم بیشتر درکشون خواهم کرد با اینکه بعید نیست تا اونموقع افکار من هم نسبت به فرهنگ و آینده خشک باشه :))
خوبن
ولی این کنار نیومدن من و داداشام با افکار خشک و سنتی/مذهبی پدر مادرم واقعا اذیت کنندس و همیشه بحثا به دعوا ختم میشه
قطعا اگه روزی بچه دار بشم بیشتر درکشون خواهم کرد با اینکه بعید نیست تا اونموقع افکار من هم نسبت به فرهنگ و آینده خشک باشه :))
Forwarded from برنامه ناشناس
جوری باشم که بدونه همیشه یه نفرو داره که ناراحتیاشو پیشش بگه
یه نفر که بهش تکیه کنه
۶ سالی میشه جاش خالیه
جوری باشم که بدونه همیشه یه نفرو داره که ناراحتیاشو پیشش بگه
یه نفر که بهش تکیه کنه
۶ سالی میشه جاش خالیه
Forwarded from برنامه ناشناس
هر چی میگن به پدر مادر احترام بذارین
الان هر چی بگین دو روز دیگه پشیمون میشین
ولی من از لحظه ای که اولین خاطره م توی سه سالگی یادم میاد ازشون متنفر بودم،
از ده سالگی به این ور شاید بیشتر از هزار بار خواب به قتل رسوندشون رو دیدم،
بابام دلیل 90 درصد تراماتایزداییه که شدم، مامانم دلیل بهم ریختن روانم و حمله های عصبیم،
همیشه شاگرد نمونه ی مدرسه بودم، ولی جز تحقیر ازشون ندیدم ( آره توی درس بهترین بودم و توی همون درس هم تخریبم میکردن، بابام میگفت بین چارتا منگل تر از خودت کمتر منگلی، اینم باید بگم که توی بهترین مدرسه ی جنوب شرق کشور درس میخوندم نه که حتی یه مدرسه ی معمولی باشه ) و خیلی زمینه های دیگه توشون همیشه یا بهترین بودم یا جزو سه تای برتر، جز تحقیر ندیدم.
حالم از جفتشون از همون لحظه ی اول بهم میخورده، الان ازشون متنفرم، و هیچ وقت هم نمیبخشمشون.
هر چی میگن به پدر مادر احترام بذارین
الان هر چی بگین دو روز دیگه پشیمون میشین
ولی من از لحظه ای که اولین خاطره م توی سه سالگی یادم میاد ازشون متنفر بودم،
از ده سالگی به این ور شاید بیشتر از هزار بار خواب به قتل رسوندشون رو دیدم،
بابام دلیل 90 درصد تراماتایزداییه که شدم، مامانم دلیل بهم ریختن روانم و حمله های عصبیم،
همیشه شاگرد نمونه ی مدرسه بودم، ولی جز تحقیر ازشون ندیدم ( آره توی درس بهترین بودم و توی همون درس هم تخریبم میکردن، بابام میگفت بین چارتا منگل تر از خودت کمتر منگلی، اینم باید بگم که توی بهترین مدرسه ی جنوب شرق کشور درس میخوندم نه که حتی یه مدرسه ی معمولی باشه ) و خیلی زمینه های دیگه توشون همیشه یا بهترین بودم یا جزو سه تای برتر، جز تحقیر ندیدم.
حالم از جفتشون از همون لحظه ی اول بهم میخورده، الان ازشون متنفرم، و هیچ وقت هم نمیبخشمشون.
Forwarded from برنامه ناشناس
خیلی مهربون و حامی هستند ولی درکی از دنیای من ندارن
مخصوصا اون قسمت که پدرم فکر میکنه باید برای پوشش ما تصمیم بگیره، هرچند واقعا مرد خوبیه و غیر این بدی دیگه ای نداره
اگر یه روزی بخوام مادر بشم هیچوقت بچه م رو فقط ساپورت مالی نمیکنم.. بعلاوه اون، صمیمی شدن با بچه م هم باید توی رفتارم باهاش برقرار باشه
خیلی مهربون و حامی هستند ولی درکی از دنیای من ندارن
مخصوصا اون قسمت که پدرم فکر میکنه باید برای پوشش ما تصمیم بگیره، هرچند واقعا مرد خوبیه و غیر این بدی دیگه ای نداره
اگر یه روزی بخوام مادر بشم هیچوقت بچه م رو فقط ساپورت مالی نمیکنم.. بعلاوه اون، صمیمی شدن با بچه م هم باید توی رفتارم باهاش برقرار باشه
Forwarded from برنامه ناشناس
مامانمو میپرستم.
اما خودم بعنوان یه زن، بچه نمیارم؛ بیارم، تبدیلش نمیکنم به سنگ صبور، نمیذارم بیدلیل خشونت رو بچشه، بابت سرکوب احساسش تحت عنوان مودب بودن تشویقش نمیکنم، مسئولیت سنگین عاطفی نمیذارم رو دوشش که حس کنه مراقبت از من وظیفهشه.
مامانمو میپرستم.
اما خودم بعنوان یه زن، بچه نمیارم؛ بیارم، تبدیلش نمیکنم به سنگ صبور، نمیذارم بیدلیل خشونت رو بچشه، بابت سرکوب احساسش تحت عنوان مودب بودن تشویقش نمیکنم، مسئولیت سنگین عاطفی نمیذارم رو دوشش که حس کنه مراقبت از من وظیفهشه.
Forwarded from برنامه ناشناس
بزرگترین لطفی که میتونم در حق خودم و خودش بکنم اینه که به دنیاش نمیارم.
بزرگترین لطفی که میتونم در حق خودم و خودش بکنم اینه که به دنیاش نمیارم.
Forwarded from برنامه ناشناس
ارتباط بده... خیلی بد...
به احساسات بچم اهمیت میدم
سعی میکنم درکش کنم
باهاش رفیق میشم که بتونه باهام درمورد هر مسئله ای حرف بزنه بدون ترس..
بهش گیر نمیدم میذارم جوونی کنه
با بچه های مردم مقایسش نمیکنم
میذارم خودش برای آیندش تصمیم بگیره
تشویقش میکنم رویاهاشو دنبال کنه
برام فرقی نمیکنه دختره یا پسر به یه اندازه بهش حق زندگی و جوونی میدم
و از اول جوری تربیتش میکنم که خوبو از بد تشخیص بده و بدونه تا کجا میتونه پیش بره که نیازی به کنترل مداوم من نباشه و از همه مهم تر اعتمادی که بهش دارمو حس کنه...
ارتباط بده... خیلی بد...
به احساسات بچم اهمیت میدم
سعی میکنم درکش کنم
باهاش رفیق میشم که بتونه باهام درمورد هر مسئله ای حرف بزنه بدون ترس..
بهش گیر نمیدم میذارم جوونی کنه
با بچه های مردم مقایسش نمیکنم
میذارم خودش برای آیندش تصمیم بگیره
تشویقش میکنم رویاهاشو دنبال کنه
برام فرقی نمیکنه دختره یا پسر به یه اندازه بهش حق زندگی و جوونی میدم
و از اول جوری تربیتش میکنم که خوبو از بد تشخیص بده و بدونه تا کجا میتونه پیش بره که نیازی به کنترل مداوم من نباشه و از همه مهم تر اعتمادی که بهش دارمو حس کنه...
Forwarded from برنامه ناشناس
میدونم اصن براتون مهم نیست و شاید خیلیا بگن who asked ? ولی خوب من به یه چیزی رسیدم اونم یه چرخه مسخره تو خانواده و ارتباط با پدر و مادرم اونم به این شکله که من بخاطر اینکه نمیتونم کمکهای اونارو جبران کنم و همیشه سرافکندشون کردم ناراحتم و اعصابم خورده، و خانواده هم با دیدن اعصاب خوردی و ناراحتیه من ناراحت میشن و واقعا هم دیگه نمیتونم ماسک خوشحالی بزنم به صورتم و میشه گفت توی خونه یه فضای سرد و افسرده حاکمه که دلایلی خیلی زیاده داره
میدونم اصن براتون مهم نیست و شاید خیلیا بگن who asked ? ولی خوب من به یه چیزی رسیدم اونم یه چرخه مسخره تو خانواده و ارتباط با پدر و مادرم اونم به این شکله که من بخاطر اینکه نمیتونم کمکهای اونارو جبران کنم و همیشه سرافکندشون کردم ناراحتم و اعصابم خورده، و خانواده هم با دیدن اعصاب خوردی و ناراحتیه من ناراحت میشن و واقعا هم دیگه نمیتونم ماسک خوشحالی بزنم به صورتم و میشه گفت توی خونه یه فضای سرد و افسرده حاکمه که دلایلی خیلی زیاده داره
Forwarded from برنامه ناشناس
آره دوستشون دارم اما زیادی overprotective هستن
کجا بودی دوستان کین شب حق نداری دیر کنی کلی میس کال و پیام
گاهی اوقات از طرف اطرافیانم اینطور دیده میشم نازک نارنجی، لوس، تیتیش مامانی، چقدر احساساتی هستی تو، پاستوریزه
حتی توی رابطه هم این احساس حساس بودن خونوادهم تاثیر گذاشت و فکر میکنم باعث جدایی و حتی وارد اون رابطه ی اشتباه شدنم شد
راستش نمیدونم
اگه بچه دار بشم به همین اندازه که خونوادم دوستم دارن بچه هامو دوست خواهم داشت اما انقدر حساسیت براشون بخرج نمیدادم
مراقبشون بودم اما از دور
آره دوستشون دارم اما زیادی overprotective هستن
کجا بودی دوستان کین شب حق نداری دیر کنی کلی میس کال و پیام
گاهی اوقات از طرف اطرافیانم اینطور دیده میشم نازک نارنجی، لوس، تیتیش مامانی، چقدر احساساتی هستی تو، پاستوریزه
حتی توی رابطه هم این احساس حساس بودن خونوادهم تاثیر گذاشت و فکر میکنم باعث جدایی و حتی وارد اون رابطه ی اشتباه شدنم شد
راستش نمیدونم
اگه بچه دار بشم به همین اندازه که خونوادم دوستم دارن بچه هامو دوست خواهم داشت اما انقدر حساسیت براشون بخرج نمیدادم
مراقبشون بودم اما از دور
Forwarded from برنامه ناشناس
فکر میکنم خیلی از آدمای نسل های جدید تصمیم گرفتن هیچوقت بچه دار نشن ، که یه ادم بی گناه رو به این دنیا اضافه نکنن و مجبورش نکنن زندگی کنه و زجر بکشه
فکر میکنم خیلی از آدمای نسل های جدید تصمیم گرفتن هیچوقت بچه دار نشن ، که یه ادم بی گناه رو به این دنیا اضافه نکنن و مجبورش نکنن زندگی کنه و زجر بکشه
Forwarded from برنامه ناشناس
تمام تلاشمو میکنم که باهم کنار بیایم هر چند خیلی چیزا هست که میتونه باعث جنگ و دعوا بینمون بشه ولی ازش اجتناب میکنم. رابطمون بیشتر مثل یه رابطه دروغینه که نقش بازی میکنیم کنار هم.
اگه یه وقت بچه دار شدم کاری میکنم شجاعت بروز دادن خودشو داشته باشه حتی اگه باهاش به شدت مخالفت بشه. حتی اگه کسی که مخالفشه خودم باشم.
تمام تلاشمو میکنم که باهم کنار بیایم هر چند خیلی چیزا هست که میتونه باعث جنگ و دعوا بینمون بشه ولی ازش اجتناب میکنم. رابطمون بیشتر مثل یه رابطه دروغینه که نقش بازی میکنیم کنار هم.
اگه یه وقت بچه دار شدم کاری میکنم شجاعت بروز دادن خودشو داشته باشه حتی اگه باهاش به شدت مخالفت بشه. حتی اگه کسی که مخالفشه خودم باشم.
Forwarded from برنامه ناشناس
نه چندان از زمانی که یاد گرفتم بی اهمیت باشم نسبت احساساتی که با رفتار هاشون به من انتقال میدن،
ولی هنوز هم بخشی از اون ها حتی با اینکه من نخوام برام اهمیت داره و بخشی از اون هارو دوست دارم
کنترل احساسات و وقف پذیری برای همین زمانهاست البته بعد اینکه صحبت مسالمتآمیزی راجع به رفتار هاشون داشته باشم.
رفتاری که انجام نمیدم: تحقیر نکردن، یاد دادن بدون خشونت، آزاد گذاشتن و نترساندن از راه ها و کارهای پیش رو یا جدید هست.
نه چندان از زمانی که یاد گرفتم بی اهمیت باشم نسبت احساساتی که با رفتار هاشون به من انتقال میدن،
ولی هنوز هم بخشی از اون ها حتی با اینکه من نخوام برام اهمیت داره و بخشی از اون هارو دوست دارم
کنترل احساسات و وقف پذیری برای همین زمانهاست البته بعد اینکه صحبت مسالمتآمیزی راجع به رفتار هاشون داشته باشم.
رفتاری که انجام نمیدم: تحقیر نکردن، یاد دادن بدون خشونت، آزاد گذاشتن و نترساندن از راه ها و کارهای پیش رو یا جدید هست.
Forwarded from برنامه ناشناس
ارتباطم باهاشون بد نیست ، ولی ای کاش به دنیا نمی اومدم، نمی اوردنم. علاوه بر خودشون که چه مالی چه روانی و احساسی اذیت میشن منم اذیت میشم. تنها لطفی که می تونم به بچم بکنم اینه که هیچ وقت به دنیاش نیارم.
ارتباطم باهاشون بد نیست ، ولی ای کاش به دنیا نمی اومدم، نمی اوردنم. علاوه بر خودشون که چه مالی چه روانی و احساسی اذیت میشن منم اذیت میشم. تنها لطفی که می تونم به بچم بکنم اینه که هیچ وقت به دنیاش نیارم.
Forwarded from برنامه ناشناس
پدرم فوق العاده است... با اینکه مادر هم دارم ولی پدرم، مادری و پدری را در حق همه ی ما بچه هاش تمام کرده. یه بچه دارم. سعی می کنم اجازه بدم حرفشو بزنه که دروغ نگه بهم. معمولا هم همه ی حرفهاشو پیشم میاره. خیلی راحته باهام
پدرم فوق العاده است... با اینکه مادر هم دارم ولی پدرم، مادری و پدری را در حق همه ی ما بچه هاش تمام کرده. یه بچه دارم. سعی می کنم اجازه بدم حرفشو بزنه که دروغ نگه بهم. معمولا هم همه ی حرفهاشو پیشم میاره. خیلی راحته باهام
Forwarded from برنامه ناشناس
https://t.me/Emood/18417
نمیگم با حرفاش مخالفم، حرفاش به صورت عمومی منطقی بنظر میاد،
ولی
اگه بابات دلیل این باشه که بهت تجاوز شده اونم توی چهار سالگی( بیشتر از یکبار ) ، میتونی چهره ی باباتو ببینی و تو دلت با خودت بگی اوکی من با این تیکه کثافت کنار میام؟
https://t.me/Emood/18417
نمیگم با حرفاش مخالفم، حرفاش به صورت عمومی منطقی بنظر میاد،
ولی
اگه بابات دلیل این باشه که بهت تجاوز شده اونم توی چهار سالگی( بیشتر از یکبار ) ، میتونی چهره ی باباتو ببینی و تو دلت با خودت بگی اوکی من با این تیکه کثافت کنار میام؟
Telegram
The Feelings
Forwarded from برنامه ناشناس
از رابطه م با بابام بگم که فکر کنم سرجمع پنج بار رفتم بغلش شاید کمتر حتی !
مامانم خوبه راحتم باهاش
و اینکه من واقعا حوصله ی مخالفت ندارم با هاشون ؛ رها کردم
و اینکه دخترایی رو میبینم که حمایت میشن از سمت پدر با دهن باز میگم واقعا مگه میشه؟!
و خب این تو زندگی شخصیمم تاثیر داشته
نمیدونم.
خیلی سخته بابا داشته باشی و نداشته باشی ؛همین.
از رابطه م با بابام بگم که فکر کنم سرجمع پنج بار رفتم بغلش شاید کمتر حتی !
مامانم خوبه راحتم باهاش
و اینکه من واقعا حوصله ی مخالفت ندارم با هاشون ؛ رها کردم
و اینکه دخترایی رو میبینم که حمایت میشن از سمت پدر با دهن باز میگم واقعا مگه میشه؟!
و خب این تو زندگی شخصیمم تاثیر داشته
نمیدونم.
خیلی سخته بابا داشته باشی و نداشته باشی ؛همین.
Forwarded from برنامه ناشناس
در آینده اگه به ذهنم اومد که بچه دار بشم،اول از همه یه نگاه به خودم میندازم،یه نگاه به شوهرم
ببینم اصلا اخلاق و رفتارمون مناسب پدر مادر شدن هست یانه علمشو داریم یانه
وضعیت مالیمون مناسب هست یا نه
اگه نبود
بچه دار نمیشم
چون همه زوج ها لزوما نباید بچه دار بشن.
در آینده اگه به ذهنم اومد که بچه دار بشم،اول از همه یه نگاه به خودم میندازم،یه نگاه به شوهرم
ببینم اصلا اخلاق و رفتارمون مناسب پدر مادر شدن هست یانه علمشو داریم یانه
وضعیت مالیمون مناسب هست یا نه
اگه نبود
بچه دار نمیشم
چون همه زوج ها لزوما نباید بچه دار بشن.
Forwarded from برنامه ناشناس
راستش من اوایل همش از دستشون ناراحت بودم ب خاطر کاراشون اما بعده ها دیگ ناراحتیم به عصبانیت تبدیل شد
خیلی محدودم کردن هم ذهنی هم توی دنیای واقعی ، هیچ وقت نتونستم خ با دوستام برم بگردم مثلن تو همین هوای بارونی پاشم برم بیرون بچرخم با دوستام چون تفکرات مذهبیشون اجازه نمیده بهشون
جدا از اینا همیشه فک میکنن تنها دغدغه های ما پول و مسائل مادی عه وگرنه نه، من همیشه دنبال محبتم و توجهم ک البته خیلی کنترلش میکنم اونم معلومه به خاطر مامان بابام بوده...انقد زیاد حرف هست برای گفتن که ادم میمونه چی بگه در این باره:)
اگ هم یه روز خواستم بچه بیارم اول ۳ سال مطالعاتم کامل میکنم ببینم یه بچه واقعن ب چیا نیاز داره و چیکار کنم اون ۳سال اول زندگیش تاثیر مثبت بزاره رو کل زندگیش
راستش من اوایل همش از دستشون ناراحت بودم ب خاطر کاراشون اما بعده ها دیگ ناراحتیم به عصبانیت تبدیل شد
خیلی محدودم کردن هم ذهنی هم توی دنیای واقعی ، هیچ وقت نتونستم خ با دوستام برم بگردم مثلن تو همین هوای بارونی پاشم برم بیرون بچرخم با دوستام چون تفکرات مذهبیشون اجازه نمیده بهشون
جدا از اینا همیشه فک میکنن تنها دغدغه های ما پول و مسائل مادی عه وگرنه نه، من همیشه دنبال محبتم و توجهم ک البته خیلی کنترلش میکنم اونم معلومه به خاطر مامان بابام بوده...انقد زیاد حرف هست برای گفتن که ادم میمونه چی بگه در این باره:)
اگ هم یه روز خواستم بچه بیارم اول ۳ سال مطالعاتم کامل میکنم ببینم یه بچه واقعن ب چیا نیاز داره و چیکار کنم اون ۳سال اول زندگیش تاثیر مثبت بزاره رو کل زندگیش