The Feelings
4.96K subscribers
13.6K photos
511 videos
142 files
592 links

@ArmoulinBot
Download Telegram
©Gabriel Cornelius Ritter von Max.
Where Do Lovers Go?
Ghostly Kisses
Meet me where all wrongs turn to right
Meet me where the light greets dark
Where the lovers go when they are tired?
بدحالم. بدحالم. هربار بدحالم.
تازگی ندارد. بدحالی آنقدر آزاردهنده نیست، اما بدحالی بعد از خوشحالیِ عجیب‌، و پس از لذتِ بودن در کنار آدم‌های مهم زندگی‌ات؛ بدترین نوع بدحالی‌ست. به یاد آغوش تک‌تکشان و برای چندماه یا حتی احتمالا چندسال و شاید حتی هرگز ندیدنشان اشک می‌ریزم. برای این فاصله اشک‌می‌ریزم چون اشک ریختن برای آدم‌های مهم زندگی بهتر از اشک‌ریختن برای گرسنگی و نداشتن است. درد و سوزش معده به خاطر نبودن غذا را می‌شود تحمل کرد اما سوزش قلب و غمِ نبودن را نمی‌شود.
گریه می‌کنم و شرم گریه کردن را می‌خرم. اشک می‌ریزم و قرمزی و سوزش چشم را به خودم هدیه می‌دهم. اشک می‌ریزم تا برگ‌های پژمرده‌ی افسردگی‌ام سرحال شوند. اشک می‌ریزم تا روی زخم عمیق روحم نمک پاشیده باشم. اشک می‌ریزم تا انتقام تمام خنده‌هایم را گرفته باشم‌. اشک می‌ریزم چون زمان بی‌رحم است‌و دشمنی وهمناک. اشک می‌ریزم چون از همه‌‌ی آن‌ها که نباید، دورم‌و این‌‌طوری، خودم نیستم‌. گریه می‌کنم چون این زندگی، زندگی نیست.
«تمام تنم خسته است، گردن، شانه و دست‌ها. خوابم می‌آید. سرم از همه‌جا خسته‌تر است. سرم مملو از خستگی است، مثل توپ پُربادی که حتی برای یک سوراخ هم جایی نداشته باشد.»


• شاهرخ مسکوب
پیرامون خویش، در هر جا که می‌روم، بهر جا که می‌چرخم و‌ هر جا که می‌نگرم، عذابهائی تازه و عذاب کشانی تازه می‌بینم...


• دانته - کمدی الهی
این همه کلمات و نوشته‌ها، که چی؟
چرا سایه‌‌مان را از روی زمین بر نمی‌داریم و در آغوش نمی‌کشیم؟
و با او به بسترمان نمی‌رویم و نمی‌میریم؟
آیا این بهتر از نوشتن نیست؟


• بیژن نَجدی