به مسائلی فکر میکنم که آزارم میده و اینکه نمیتونم هیچکدوم از اون احساساتمو برای کسی شرح بدم چون هیچجوره نمیتونم بیانشون کنم و هیچمدلی فهمیده نمیشن اذیتم میکنه. آدم گاهی دوست داره با کسی به اشتراک بذاردشون. کسی که با بیان شکستهبستهت هم تا حدی درکت کنه و بتونه همقدمت باشه. هر کاری هم بکنی؛ هرچقدم بگی تنهایی خوبه؛ در نهایت ذات آدمی بهگونهایه که به همدم نیاز داره. یکی که حرفاتو بفهمه. نهکه فقط گوش بده. آدم به آغوشو شانهی یک دیگریِ لایق نیازمنده. این حق هر آدمیست.
Monarch
Soen
Into the fire I am
Leading the slain
Steering the fallen to the end
Into the pyre I reign
Drowning in flames
Raising еmpires on remains
Leading the slain
Steering the fallen to the end
Into the pyre I reign
Drowning in flames
Raising еmpires on remains
The Feelings
Soen – Monarch
Unending blazes light the sky so bright
And thundering choirs pierce the air with cries.
And thundering choirs pierce the air with cries.
The Feelings
Soen – Monarch
And sometimes when you're alone
You despise who you became.
You despise who you became.
وقتایی که زیادی ناراحتم دوست ندارم به کسی نشونش بدم چون از جلب توجه بعدش که ممکنه نتیجهی سوتفاهم باشه میترسم. از لوسشدن برای خرید توجه بیزارم. اون توجه نشون دادنِ یه عده خیلی خوشاینده اما یه چیزی از درون باعث میشه نشون دادن اون ناراحتی که نتیجهش ترحم بقیهست باعث بشه از خودم بدم بیاد.
The Feelings
وقتایی که زیادی ناراحتم دوست ندارم به کسی نشونش بدم چون از جلب توجه بعدش که ممکنه نتیجهی سوتفاهم باشه میترسم. از لوسشدن برای خرید توجه بیزارم. اون توجه نشون دادنِ یه عده خیلی خوشاینده اما یه چیزی از درون باعث میشه نشون دادن اون ناراحتی که نتیجهش ترحم…
همین احساسم باعث شده هیچوقت به ناراحتی بقیه به چشم ترحم نگاه نکنم و سعی کنم جوری که خودم دوست دارم کسی پشتم باشه پشت اون آدم وایسم. میدونم هیچوقت دلگرمی بزرگی نیستم اما آدمیزاد به تلاش زندهستت. تاثیر مثبتی ندارم اما رکابمو میزنم.