بهتر است آدم در یک تصادف پیشبینینشدهای بمیرد تا هرگز به دست بستر بیماری به مرگ سپرده نشود. مرگ از آن جهت که بر ترسها و به طور کلی بر قیودات پایان میدهد، بشارت بزرگی است و آخرین شاهکار خداست. اما خوب، ما نوکرش هستیم. اجازه بدهید کمی نیز آلوده گردیم و بعد ممکن است اصلاً خود به سراغش برویم و دستپاچهاش سازیم.
• منصور قندریز، نامه به پرویز کاردان، ۱۳۳۷
[امروز قندریز با اتوموبیلاش به درّهای نزدیک سدّ کرج درمیغلتد و مرگ را دستپاچه میسازد.]
• منصور قندریز، نامه به پرویز کاردان، ۱۳۳۷
[امروز قندریز با اتوموبیلاش به درّهای نزدیک سدّ کرج درمیغلتد و مرگ را دستپاچه میسازد.]
ما ممکن است دو لب باشیم که نفَسی واحد از آن میگذرد. این دو لب در بالا و پایینِ یک حرف قرار دارد. ولی دهان بسته نیست و حرف میگذرد و تا زمانی که حرف از میان دو لب مشترکِ ما میگذرد ما با هم زندهایم. [~] نفَسی که از آن دو لبِ باز بیرون میآمد، نفسی بود سراسر نمک، سراسر عسل. تو خون را دیدهای، من نمک و عسل را دیدهام.
• آزاده خانم و نویسندهاش - رضا براهنی
• آزاده خانم و نویسندهاش - رضا براهنی
The Feelings
ما ممکن است دو لب باشیم که نفَسی واحد از آن میگذرد. این دو لب در بالا و پایینِ یک حرف قرار دارد. ولی دهان بسته نیست و حرف میگذرد و تا زمانی که حرف از میان دو لب مشترکِ ما میگذرد ما با هم زندهایم. [~] نفَسی که از آن دو لبِ باز بیرون میآمد، نفسی بود سراسر…
تو آمدی و مرا دیدی. میخواستم تو بیایی و مرا ببینی. آرزو میکردم که بیایی و ببینی که میترسم، و همه چیزم به هدر میرود.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Soul admires the rain.