The Feelings
4.97K subscribers
13.6K photos
511 videos
142 files
592 links

@ArmoulinBot
Download Telegram
© William-Adolphe Bouguereau,l • A Dream of Spring, 1901.
©Gustave Moreau, Orpheus, 1865.
©Gustave Jean Jacquet, 1846-1909.
شايد بهتر باشد اين‌جورى شروع كنم: از وقتى كه كم‌وبيش خودم را شناخته‌ام، هيچ‌وقت از آدم‌هاى عاقل و منطقى خوشم نيامده است. خودم هم هَروَقت خواسته‌ام عاقل و منطقى باشم، بعد از چند ساعت حالم از خودم به‌ هم خورده است. عقل و منطق٬ مالِ آدم‌هاىِ حسابگر است. من هميشه از حساب و هندسه تجديد مى‌شدم. شايد به‌این‌خاطر به‌اين نتيجه رسيده‌ام كه زندگى ارزش این‌همه حساب‌كتاب را ندارد.
در واقع سه دسته از آدم‌ها هميشه مرا جذب مى‌كرده‌اند: بچه‌ها، شاعرها، ديوانه‌ها. دليلش شايد اين باشد كه فكر مى‌كنم هر بچه‌اى چيزى از شاعرها در خود دارد و هر شاعرى چيزى از ديوانگان.

• اکبر سردوزامی
©William Adolphe Bouguereau • Reaper, 1868.
Sistine Chapel ceiling • the frescos decorated by Michelangelo. ©️Joshua Ong.
اگر دوست داشتید یک آهنگی که باهاش خاطره دارید رو به همراه متن خاطره‌تون، با «این لینک ناشناس» برام بفرستید تا بذارم اینجا.

[برای بار دومه همیچن پستی می‌ذارم - آهنگ‌های پست قبلی از اینجا شروع می‌شه]
Gamle Årringer
Spurv
مربوط میشه این آهنگ به دورانی که برای اولین بار، بعد از چندسال حرف زدن همدیگرو دیدیم. جلوی حراست سالن ارشاد بغلم کرد، بی هوا شدم یه لحظه، انگار که آخرین تیکه ی بازدمم زده باشه بیرون از ریه هام و همونجور؛ وا رفته بودم توی خودم، معلق بودم مثل جنازه ای که در هواست، همونقدر آروم مثل مرگ. :)) شامپوی فیروز زده بود به موهاش، حالا دلم تنگ شده من، ولی چیز زیادی برنمیاد ازم، برنمیومده هیچوقت؛ جز اینکه این آهنگ رو بذارم و برم حموم، که بعدش با شامپو فیروز؛ گریه کنم.
In My Dreams
Gary Moore
بعد مدت ها دوری و دلتنگی دیدیم همو
شب بود و ما کلا بیرون شهر بودیم
از اون بالا تموم شهر دیده میشد
نمای به شدت زیبایی بود
گفت نظرت چیه برقصیم
این موزیک از گری مور عزیز رو پلی کردم
غرق در تاریکی اروم بغلش کردم و رقصیدیم
Drimerz Path Way
Crows in the Rain
این آهنگ
واسم نشون میده که با وجود دردها و ناراحتی ها و کمبودهای شدید تو زندگی تک تک آدما
بازم باید جنگید
حتی اگه امیدی نمونده باشه
Excess baggage
Staind
یه شب تا ۳ ساعت حدودا با هم این آهنگ رو گوش دادیم
پیش هم نبودیم، با هم نبودیم ولی اون لحظه نزدیک‌ترین بود بهم حتی از خودمم به خودم نزدیک تر. اونجا بود که حس کردم شاید اونم منو دوست داره اما همونجوری که لیریک آهنگ میگه، کلمات رو میدونستیم اما هیچکدوم نمیتونستیم بیان کنیم.
Here Comes The Rain Again
Hypnogaja
مدتی بود که خیلی می‌دیدمش و عادت کرده بودیم به بودن پیش هم. بارون می‌اومد و این پلی بود. کاپشنم رو انداخته بودم رو سرم و بهش گفتم بیاد زیرش که خیس نشه. همون زیر بوسیدمش و بعدش رقصیدیم.آخرین بار نبود که می‌دیدمش اما آخرین باری بود که پیش هم خوشحال بودیم، حداقل من این‌طور فکر می‌کنم. چند ساعت پیش که بارون می‌اومد رفتم تو تراس و این رو پلی کردم و سیگار کشیدم.
Dream Away With Me
Pallett
قرار بود بعد از اینکه دفاعش تموم شد و من رفتم پیشش با هم برای مهاجرت اقدام کنیم، همه چی هم خوب بود، خودمون هم خوب بودیم ولی بی‌ثباتی خودش اذیتش میکرد و راهمونو جدا کردیم از هم، فقط به هم قول دادیم به هر طریقی از ایران بریم.
قرار بود اولین روزی که بعد از تموم شدن فاصله‌ها و موانع پیش هم بودیم، بگیم : زمستان شکست و رفت.
Gholame chashm
Parsa Moslehi Fard [ @l52HzPlaylistl ]
شب بود،
کل روز و کار کرده بودم،
مامان بزرگم خونه ما بود، نشسته بود روی مبل و داشت منو نگاه میکرد که روی زمین نشسته بودم و گلدوزی میکردم، دستاش موهامو نوازش میکرد که خسته نشم
همون موقع این موزیک پلی شد و من انگار روی زمین نبودم...
Habits
Maria Mena & Mads Langer
خیلی دوست داشتم داستانم عاشقانه بود .
با خانواده م به مشکل خوردمو

۴ سال و ۳ ماهه که هیچ کدومشون رو ندیدم :))
فرض کن شمالغرب ساکنن
من جنوب شرقم
رفتم
برای همیشه
برای همیشه .
با کارگری و درموندگی سر کردم.
الان توی کانکس دوازده متری خابیدم که خابگاهمونه و تو سیستان بلوچستانم .

بگذریم ...
شبا این اهنگ تموم زندگیمه..
Weaving Spiders Come Not Here
Blueneck
چهار سال پیش منو برد یه کافه قدیمی و گفت میخواد یه صحبت جدی داشته باشه.
زل زد تو چشمام و دستامو گرفت و شروع کرد به حرف زدن و با هر کلمه ای که میگفت حس میکردم کل وجودم در حال یخ زدنه.
حس میکردم نفس کشیدن سخت شده و تمام رنگای اطرافم در حال فروپاشیدنه.
بهم گفت بیماریش پیشرفت کرده و از دارو‌های جدید حرف زد و اینکه احتمالا بستری شه و مدتی نتونیم همو ببینیم.
اون سعی داشت منو آروم نگه داره ولی من میخواستم فقط بغلش کنم و زمانو متوقف کنم.
میخواستم هیچوقت از اون کافه نریم بیرون.
تقریبا ۳ سال شده که از دستش دادم.
اون روز توی کافه این آهنگ پخش میشد.
Roslyn
Bon Iver
پارسال زمستون،این آهنگو وقتی گوش می‌کردم که هیچ امیدی به فردا نداشتم و فکر نمی‌کردم اوضاع بدتر بشه.
چند شب پیش اتفاقی پلی شد،فهمیدم شرایط بدتر شده ولی منم قوی‌تر شدم..
و فقط گریه کردم
به یاد تمام اتفاقایی که توی این یه سال افتاد.
Softcore
The Neighbourhood
صبح جمعه ی برفی.
بعد یک سال دوباره تونستیم همو ببینیم،
وقتی توی بغلش‌ لم داده بودم و به زور خودمونو زیر پتو جا دادیم تا بتونیم یکم‌ گرم شیم و منو لمس میکرد به این اهنگ گوش میدادیم.
دلم بد برای عطر تنت تنگ شده ولی باید حالا حالاها یا شاید یک عمر با این دلتنگی زندگی کنم:)
Claude Monet - Path on the Island of Saint Martin, Vetheuil 1881