© William-Adolphe Bouguereau,l • A Dream of Spring, 1901.
©Gustave Moreau, Orpheus, 1865.
©Gustave Moreau, Orpheus, 1865.
شايد بهتر باشد اينجورى شروع كنم: از وقتى كه كموبيش خودم را شناختهام، هيچوقت از آدمهاى عاقل و منطقى خوشم نيامده است. خودم هم هَروَقت خواستهام عاقل و منطقى باشم، بعد از چند ساعت حالم از خودم به هم خورده است. عقل و منطق٬ مالِ آدمهاىِ حسابگر است. من هميشه از حساب و هندسه تجديد مىشدم. شايد بهاینخاطر بهاين نتيجه رسيدهام كه زندگى ارزش اینهمه حسابكتاب را ندارد.
در واقع سه دسته از آدمها هميشه مرا جذب مىكردهاند: بچهها، شاعرها، ديوانهها. دليلش شايد اين باشد كه فكر مىكنم هر بچهاى چيزى از شاعرها در خود دارد و هر شاعرى چيزى از ديوانگان.
• اکبر سردوزامی
در واقع سه دسته از آدمها هميشه مرا جذب مىكردهاند: بچهها، شاعرها، ديوانهها. دليلش شايد اين باشد كه فكر مىكنم هر بچهاى چيزى از شاعرها در خود دارد و هر شاعرى چيزى از ديوانگان.
• اکبر سردوزامی
اگر دوست داشتید یک آهنگی که باهاش خاطره دارید رو به همراه متن خاطرهتون، با «این لینک ناشناس» برام بفرستید تا بذارم اینجا.
[برای بار دومه همیچن پستی میذارم - آهنگهای پست قبلی از اینجا شروع میشه]
[برای بار دومه همیچن پستی میذارم - آهنگهای پست قبلی از اینجا شروع میشه]
Gamle Årringer
Spurv
مربوط میشه این آهنگ به دورانی که برای اولین بار، بعد از چندسال حرف زدن همدیگرو دیدیم. جلوی حراست سالن ارشاد بغلم کرد، بی هوا شدم یه لحظه، انگار که آخرین تیکه ی بازدمم زده باشه بیرون از ریه هام و همونجور؛ وا رفته بودم توی خودم، معلق بودم مثل جنازه ای که در هواست، همونقدر آروم مثل مرگ. :)) شامپوی فیروز زده بود به موهاش، حالا دلم تنگ شده من، ولی چیز زیادی برنمیاد ازم، برنمیومده هیچوقت؛ جز اینکه این آهنگ رو بذارم و برم حموم، که بعدش با شامپو فیروز؛ گریه کنم.
In My Dreams
Gary Moore
بعد مدت ها دوری و دلتنگی دیدیم همو
شب بود و ما کلا بیرون شهر بودیم
از اون بالا تموم شهر دیده میشد
نمای به شدت زیبایی بود
گفت نظرت چیه برقصیم
این موزیک از گری مور عزیز رو پلی کردم
غرق در تاریکی اروم بغلش کردم و رقصیدیم
شب بود و ما کلا بیرون شهر بودیم
از اون بالا تموم شهر دیده میشد
نمای به شدت زیبایی بود
گفت نظرت چیه برقصیم
این موزیک از گری مور عزیز رو پلی کردم
غرق در تاریکی اروم بغلش کردم و رقصیدیم