The Feelings
4.97K subscribers
13.6K photos
511 videos
142 files
592 links

@ArmoulinBot
Download Telegram
تا تو دستم را می‌گرفتی جنگل آغاز می‌شد، مثلِ یک انجیر از وسط می‌شکافت.
با کمرهایِ دولاشده‌یمان به بالا می‌دویدیم، نفس‌نفس‌زنان.
با قزل‌آلاها بالاوپایین می‌پریدیم،
برگ‌هایِ کاج‌ها سرعتمان را می‌گرفت،
دستم را ول نکن، دستم را ول نکن ...
بعد لیز می‌خوردیم تا آن پایین‌پایین‌ها.
و سکوت خم می‌شد مثلِ یک درخت
ریشه می‌دوانْد در من و تو،
در پیِ آب‌هایِ زیرزمینیِ خاک.
سینه‌های آفتابگردانی‌ات طرفِ نور می‌چرخید،
در سینه‌هایت مثلِ ساعاتِ ظهر قدم می‌زدم،
مثلِ گنبدِ یک بنایِ یادبود در دو سویت قدم می‌زدم.
بعد دوباره شروع به دویدن می‌کردیم.
بالا، بالاتر، به‌سویِ گودال‌هایِ آبِ آسمان‌ها.
می‌بوسیدمت، می‌لرزیدی،
عشقی که خاطراتِ تکه‌تکه‌شده را یکی کند نمی‌تواند خواب ببیند.
ای جنگل، ای بختِ اسبِ شکارشده،
ای کبوترِ گرسنه‌یِ ازنو آغاز کردن! ما بختی نداریم.
آتشش زدیم، مثلِ خالی در چشمانِ پرندگانِ مهاجر،
مثلِ تک‌دانه‌ای بر منقارهاشان
در سپیده‌دم. ما بختی نداریم.


عشق - ملیح جودت آندای
ترجمه‌ی شهرام شیدایی
Labyrinth of Wrinch
Kwoon
با هم گرفتار غروب جمعه بشیم؟
Loving
December
پست‌راک؛ برای گرفتار غروبِ جمعه شدن.
اگه دوست داشتید یک سلفی با لینک زیر به صورت ناشناس واسم بفرستید.
می‌خوام عروس انتخاب کنم.

https://telegram.me/BChatBot?start=sc-531821-vqrkRl2

(عکس‌ها به اشتراک گذاشته نمی‌شه)