The Feelings
4.95K subscribers
13.6K photos
511 videos
142 files
592 links

@ArmoulinBot
Download Telegram
Only
RY X
توی ماشینش بارون میومد پاییز بود توی جاده جنگلی پر پیچ میرفتیم و بستنی میخوردیم.
Indigo Night
Tamino
تو راه دانشگاه گوش میدادم، غروبای زمستون رو باهاش برمیگشتم خونه و تو راه همه‌ش به این فکر میکردم که چطوری احساسمو سرکوب کنم و خودمو جمع و جور کنم. و فکر کردم موفق شدم! ولی هردفعه اینو گوش میدم حس میکنم خودمو گول زدم و هیچی تموم نشده برام. عین پوست خشک شده ی پرتقال روی بخاری که فکر میکنی دیگه خشک شده ولی هردفعه بوش میکنی انگار همین الان از شاخه کندیش.
Strange Bird
Birdy
خودمو پشت یکی از درختای حیاطمون قایم میکردم و درحالی که گربه ای که تازه باهاش دوست شده بودمو بغل میکردم برای خودم و شرایط افتضاحم و غمی که داشت خفم میکرد گریه میکردم و در نهایت که یکم حالم بهتر میشد دوباره اون لبخند مسخره ای که میگفت"همه چیز خوبه و من هیچ مشکلی ندارم" رو میذاشتم روی لب هام و برمیگشتم توی خونه.
In Essence
Ka$tro
یاداور احساس پوچی؛ تهی بودن؛ و دیر رسیدن.
Wonderful Life
Smith & Burrows
قرار شد که "بمونیم" و تمام مدت سفر تو ماشین این آهنگو گوش دادیم و ایستک لیمو با پچ‌پچ و چیپس فلفلی خوردیم :))
The Lost Song, Pt. 2
Anathema
همه چیز از وقتی شروع شد که کنار هم رو پل نشسته بودیم و این موزیک پلی شد...

In a lifetime, There's a moment...
Gamle Årringer
Spurv
مربوط میشه این آهنگ به دورانی که برای اولین بار، بعد از چندسال حرف زدن همدیگرو دیدیم. جلوی حراست سالن ارشاد بغلم کرد، بی هوا شدم یه لحظه، انگار که آخرین تیکه ی بازدمم زده باشه بیرون از ریه هام و همونجور؛ وا رفته بودم توی خودم، معلق بودم مثل جنازه ای که در هواست، همونقدر آروم مثل مرگ. :)) شامپوی فیروز زده بود به موهاش، حالا دلم تنگ شده من، ولی چیز زیادی برنمیاد ازم، برنمیومده هیچوقت؛ جز اینکه این آهنگ رو بذارم و برم حموم، که بعدش با شامپو فیروز؛ گریه کنم.
بروحى فتاه
عبد الرحمن محمد
این آهنگ یه غم بزرگ برای من میاره و این تنها خاطریه که باهاش دارم.
یه غم یکهویی سرازیر میشه توی قلبم وقتی بهش گوش میدم و حتی نمیدونم چرا غم؟
ولی یه غم دوست داشتنی، از اونا که دلت میخواد سوار یه اتوبوس باشی و صندلی ته بشینی سرت تکیه بدی به پنجره و این آهنگ پلی بشه و غمگین باشی و غمگین باشی و غمگین باشی...
Back To Her Man
Damien Rice
من غمگین شدنو دوست دارم.
غمناک بودن زیبا ترین حسی که میتونه وجود داشته باشه.
این غمو توی تک تک جملات، نت ، زیر و بم صدا و حتی انگشتای کسی که داره گیتار میزنه، حس میکنم و با تمام پوست و استخوانم بغلش میکنمو بهش دلداری میدم، باهاش اشک میریزمو در آغوشِ غم گم میشم.
One Day
Gary Moore
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
اینو وقتی رفیق ۱۲ سالم داشت از خانومش جدا میشد . یه شب چت پاره بودیم اینو پخش کردیم و یه چیزایی دید تو چتی که باعث شد با خانومش آشتی کنه اما الان دیگه با هم رفیق نیستیم!!!
Drown
Bring Me The Horizon
اولين بار كه تصميم گرفتم cut the bullshit كنم و درواقع ميخواستم كه end my life كنم. ( ميدونين هنوزم خيلي سخته برام بخوام ديركتلي راجبش حرف بزنم)
وسطِ زمستونِ دو سال پيش بود.
خب بار اول ، وقتي حس كردم كه قرص ها دارن روم اثر ميكنم رفتم پنبه قورت بدم كه throw up كنم .
و موفقيت اميز هم بود، و منو بردن بيمارستان ، و تا فرداش (پنجِ صبح ) تو بيمارستان بودم ولي
همون روز هم رفتم خونه لباس پوشيدم و رفتم مدرسه ، چون I hated home . تو راه مدرسه بهش گوش دادم >_<
بي اهميته ولي گفتم شايد اينطور يكم از حساسيتم روي اين موضوع كم شه .
Million Years Ago
Adele
این موزیکو اولین شبی که مامانمو برای شیمی درمانی بستری کردم گوش دادم، تو بالکن بخش، یادمه که پاییز بود و من با این موزیک گرم میشدم، دو سال میگذره و مامانم نیست؛
از اون تایم به بعد من این موزیکو به یاد مامانم گوش میدم.
Maman
Shahin Najafi
اولین شبی که مامانم فوت شد خیلی مقاومت کردم که این موزیکو گوش ندم ولی وقتی به یکی از دوستام پناه بردم یادآوریش کرد و باعث شد برم سمتش که پلیش کنم و من با این موزیک تا خود صبح جون دادم تا بالاخره خوابم برد، خودم گیلکم و طبیعتاً بیشتر حس میکنم این موزیکو، هنوزم غم عالم تو دلم جمع میشه وقتی این موزیکو گوش میدم امّا باعث میشه یادش از همیشه برام زنده‌تر بشه.
Mah O Mahi
Hojat Ashrafzadeh & Arash Bayat & Amir Bayat
حدودا 6 ماه پیش این آهنگ رو یواشکی توی موبایل پدربزرگم ذخیره کردم
از بعد از انقلاب خیلی آهنگ گوش نمیداد ولی میدونستم این سبک رو دوست داره
حالش این اواخر اصلا خوب نبود و نمیتونست بره بیرون برای همین خودشو با فایلای توش گوشیش توی خونه سرگرم میکرد
منم اینو براش ریختم که وقتی ببینه همچین چیزی توی گوشیش پیدا شده تعجب کنه یا شاید حس خوبی ازش بگیره
ولی فکر کنم هیچوقت نتونست گوش بده
امروز دقیقا 4 ماه میشه که دیگه رفته.
Sale Bi Bahar
Mohsen Chavoshi
یه شب که از همه جهان خسته بودم و نمیتونستم جلو گریمو بگیرم، منو محکم بغل کرده بود و نوازشم میکرد و میگفت من کنارتم تا تهش. باهم حلش میکنیم و من گریم شدید‌تر میشد :)
One is Glad to Be of Service
April Rain
سه سال پیش ساعت ۸ شب بهم خبر دادن تصادف کرده و فوت شده، و مراسم شهرستانه. تا ۱۰ تو مترو خط عوض میکردم و مسیر رو پیدا نمیکردم تا رسیدم راه آهن. حتی به شهرستان هم رسیدم و پیاده تو شهر میچرخیدم فقط این بود که تا بینهایت داشت پلی میشد و من واقعا نمیدونستم چی شده و دارم کجا میرم و هروقت که پلی میشه نمیتونم جلوی گریمو بگیرم. موزیک ها بعضی وقتا بیشتر از یه خاطرن.
The Look
Marie Plassard
وقتی بهش گفتم این موزیکو خیلی دوست دارم، بیشتر از قبل پلیش میکرد، تازه داشتم حس میکردم بعد از چهار سال یکنواختی حالم با ینفر خوبه، خوب بودیم با هم، هیچ باگی بینمون نبود اما دو هفته قبل از اون روز احساس میکردم مثل قبل نیست باهام، گذاشتم پای مشغله‌های زندگی اما یروز اومد گفت جدا شیم و منم به تصمیمش احترام گذاشتم و تموم شد..
نمیگم خیلی دوسش داشتم و بعد از اون مختل شدم اما دلتنگیش با این موزیک هنوزم حس میشه... .
Tanhatarin Ashegh
Fereidoon Foroughi
شب تولدش کرونا داشت و مسافت زیاد بود بینمون.
داشتیم حرف میزدیم گفت با پتو نشسته حیاط و داره این‌و گوش می‌ده منم باهاش همراهی کردم.
از اینکه تنهاییش‌و باهام شریک بود خوشحال بودم خیلی.
الان که دیگه نیست ولی این آهنگ عزیزترین آهنگ هستش برام چون اون آدم عزیز بود.
بنظرم آدما تا جایی که خوشحالن باهم هستن. و بعد فراموش میشن.. رها میکنن همدیگه رو.
حالا ما یادمون رفته همو ولی من یادم نمیره این آهنگ رو اون فرستاد برام.
Gotta Be A Reason
Alec Benjamin
یه بعد از ظهر بهاری بود فکر کنم. بارون اومده بود و هوا خیلی خوب بود؛ پنجره رو باز کرده بودم و کنار پنجره روی زمین نشسته بودم و اینو گوش میدادم و اون موقع بیشترین شادی رو درونم حس میکردم، حداقل توی سه سال اخیر.
Heal
Tom Odell
ترس از دست دادن مادرم و حس غم خفه کننده اش عین ده ها وزنه بود که روی سینه ام گذاشتن و حس می کردم دارم له میشم. این واقعیت که هیچ کاری از دستت بر نمیاد و فقط باید منتظر بمونی!
توی حیاط می نشستم و این آهنگ پخش می شد و تا تاریک شدن هوا نقاشی می کشیدم و گریه می کردم.
Call of Silence
Hiroyuki Sawano
یه مدتی میشه این آهنگو پیدا کردم و یه شب خیلی casually داشتم بهش گوش میدادم و وایب میگرفتم که یهو زدم زیر گریه.. حقیقتا خیلی وقت بود گریه نکرده بودم، و فهمیدم چقدر یه سری چیزایی که هنوز اذیتم میکنه رو دارم ایگنور میکنم، و دفن میکنم به امید اینکه زیر خاک بمونه. تصمیم گرفتم از فرداش نسبت به خودم و احساساتم مهربون تر باشم و ارزش بیشتری براشون قائل شم؛ اون فردا هنوز نرسیده.