The Feelings
4.96K subscribers
13.6K photos
511 videos
142 files
592 links

@ArmoulinBot
Download Telegram
Ice
Camel
با شروعش گریه کردم؛
انگار که غروب جمعه‌ست.
The Feelings
Photo
Alleluia • Thomas Cooper Gotch, 1896.
دوست عزیزم!

چون آدرس تو را نمی‌دانم کاغذ را بدونِ امضا به اداره‌ی روزنامه‌ می‌فرستم. خودتان حدس می‌زنید کی هستم. در یوش در محله‌ی معروف به لاله‌وی منزل دارم. عمارتِ من بهترین عمارتِ آن کوهستان و دولت‌منزلِ خانی‌ست که بر تمامِ اطراف تسلط داشته است، امّا حالا بیش از من غمگین است.

من خیلی از افکار خود را باخته‌ام و در عوض احساساتِ دیگر گرفته‌ام. در آستارا معلمی می‌کنم. صنعتِ من شاعری است. با کمترین درآمدها می‌سازم. زندگیِ خود را با افکاری که دارم تلخ می‌کنم.

من سمِ مهلکم برای خودم و مفید هستم برای دیگران. بیشترِ چیزهایی که مردم از آن راحت می‌برند، اسبابِ زحمتِ منند. بیشتر یک جدال در مغز من است. عمرِ من با این جدال گذشته است. به آن اسمِ زندگی ادبی می‌دهند، اما زندگی ادبیِ من غیر از زندگی‌های ادبیِ دیگر است. خودم بیشتر خودم را می‌شناسم تا مردم. نزدیک به دریا در سرِ راهِ جنگل خانه‌ی محقر ولی خیلی روی میلِ خودم دارم.


دوست شما • آستارا، ۲۶ آذر ۱۳۱۱
"Hayao Miyazaki Prepares to Cast One Last Spell

No artist has explored the contradictions of humanity as sympathetically and critically as the Japanese animation legend. Now, at 80, he’s coming out of retirement with another movie." — by Ligaya Mishan.

Article: The New York Times

Hayao Miyazaki photographed outside his atelier near Studio Ghibli in Tokyo on Oct. 4, 2021.

Photo: Takahiro Kaneyama
من برای خودم سبک خاصی در خیالم پرورانده‌ام ـــ سبکی زیبا که بالاخره یک روز کسی بدان چیز خواهد نوشت؛ حال خواه آن روز ده سال دیگر باشد، و خواه ده قرن دیگر. و آن سبک چنان موزون خواهد بود که شعر، و چنان دقیق که علم، با فراز و نشیب آهنگی که از ویولون‌سل برمی‌خیزد، و پروبالی از آتش؛ سبکی خواهد بود که همچون ضربت خنجری تا ژرفای قلب فکر و اندیشه رخنه می‌تواند کرد؛ سبکی که سرانجام با آن می‌توان احساس و اندیشه را چنان نرم و آرام بر صفحات صاف پیش راند که توگویی قایقی است که پیشاپیش باد موافق شتابان به پیش می‌خرامد. نثر همین دیروز بود که پا به دنیا نهاد ـــ این را می‌باید پیوسته پیش خود بازگو کنیم. شعر بی هیچ تردیدی شکل غالب ادبی در کل ادبیات گذشته است. ترکیب هر وزن شعری که تصوّر آید پیش از این آزموده شده است؛ اما درباره‌ی نثر چنین سخنی به هیچ روی نمی‌توان بر زبان آورد.


از نامه‌ی گوستاو فلوبر به لوئیز کوله
۲۴ آوریل ۱۸۵۲

ترجمه‌ی علی‌محمد حق‌شناس