The Feelings
4.96K subscribers
13.6K photos
511 videos
142 files
592 links

@ArmoulinBot
Download Telegram
I Wanted to Leave
SYML
برای کسانی که می‌خواهند جایی یا کسی را ترک کنند.
Svanur
Rökkurró
svanur
A swan (any bird in the genus Cygnus). A whooper swan, ''Cygnus cygnus''.
اگر دوست داشتید این پیام رو فروارد کنید تو چنل‌اتون؛ Public Shareها رو چک می‌کنم اگه از چنلتون خوشم اومد حتما جوین می‌دم. 🧖‍♂
Sloe Gin
Joe Bonamassa
حالا نه که مهم باشه ولی ازین به بعد آهنگایی که وقتی دارم دنبال یه آهنگ به خصوص می‌گردم، خیلی رندوم تو اسپاتیفای یا هرجای دیگه بهشون برمی‌خورم رو با هشتگ #Random می‌ذارم اینجا :))
این‌یکی رو وقتی داشتم یه آهنگ پیانو رو TuneFind می‌کردم، اپ‌اش اشتباهی واسم این‌و تشخیص داد. اگر بهرام بودم آهنگ اشتباه خوب رو تقدیم می‌کردم به TuneFind.
می‌فرماید:
I hate to go home alone
But what else is new?
I’m so damn lonely.
و بعد هم اون گیتار محشر. آه.
سلام
در بحث‌های روزمره، خیلی کم پیش میاد طرف مقابل مغلطه نکنه. اینجا چندتا از پرکاربردترین مغالطه های فضای مجازی معرفی می‌شه تا شاید کس دیگه‌ای هم بتونه توی بحث‌ها تشخیص بده و به طرف بحث گوشزد کنه که استدلالش درست نیست.


پهلوان پنبه (strawman): همون حرف تو دهن کسی گذاشتنه. یعنی ب گزاره‌ای رو به الف منسوب می‌کنه که واقعاً از حرفش برداشت نمی‌شده و الف اصلاً نگفته.
مثال:
الف: من با رضا پهلوی مشکل دارم.
ب: یعنی موافق جمهوری اسلامی هستی؟؟


مثال حامی روایت (anecdotal evidence): شخصی مثالی می‌زنه که در حمایت از حرف خودشه، ولی دلیلی ارائه نمی‌ده که اون مثال بازنمایی جامع و مانعی از شرایط باشه.
الف: سیگار برای سلامتی خوب نیست.
ب: نخیر! بابابزرگم سیگار می‌کشید و 99 سال هم زندگی کرد.


کلی گویی(hasty generalization): یک نتیجه‌گیری کلی از یک نمونه کوچک و نامناسب. بسیاری از مثال‌های حامی روایت می‌تونن تو این دسته هر قرار بگیرن.
الف: برای رتبه کنکور تلاش کافی نیست و باید هزینه های هنگفتی بشه.
ب: ولی یه کلاس 10 نفره تو منطقه محروم همشون رتبه زیر 100 آوردن!


حمله شخصی (ad hominem): به جای توجه به محتویات استدلال یک فرد، به شخصیت یا ظاهر او حمله میشه.
الف: زنان در جامعه ما مورد ظلم زیادی هستند.
ب: هه. فمنیست احمق! شماها آدم نیستید. اصلاً نباید جدی گرفته باشید. فقط بلدید پاچه بگیرید.


توسل به احساسات (appeal to emotions): به جای پاسخ منطقی استدلال الف، ب سعی می‌کند احساسات او را برانگیزد.
الف: من با اعدام مخالفم، حالا چه وحید افکاری واقعاً قاتل باشه چه نه.
ب: اگر پدر یا برادر خودت رو هم کشته بود همین رو میگفتی؟؟؟


دوگانه دروغین (false dilemma): محدود کردن انتخاب‌های افراد با در نظر گرفتن انتخاب های گوناگون.
ب: یا در کنار شاهزاده رضا پهلوی هستید، یا در کنار جمهوری اسلامی!
الف: من در کنار هیچ کدوم نیستم!


مسئولیت اثبات با مدعی (burden of proof): ب ادعایی مطرح می‌کند و وقتی الف از او درخواست مدرک می‌کند، وظیفه اثبات را به دوش الف می‌اندازد.
ب: زمین تخته.
الف: مدرکی داری برای اثبات این حرف؟
ب: تو مدرکی داری که این حرف اشتباهه؟


سطح شیب دار (slippery slope): در جواب حرف الف، ب سلسله اتفاقاتی را طرح می‌کند که نه الف می‌خواهد رخ دهند، نه لزوماً پس از به وقوع پیوستن حرف الف رخ خواهند داد.
الف: باید حقوق lgbtq+ در ایران رعایت بشه.
ب: لابد بعدش هم می‌خواید بچه‌بازها و حیوون‌بازها رو به رسمیت بشناسیم.


قطعاً مغلطه‌هایی که هر روزه می‌بینیم خیلی گسترده‌تر از این لیست هستند، ولی این ها خیلی بیشتر به چشم میاد. امیدوارم کمکمون کنه بحث های سالم‌تری تو این فضا داشته باشیم‌. خوشحال میشم اگه شما هم مغلطه‌ای به ذهنتون میاد بهم بگید تا با هم دیگه از دستشون حرص بخوریم.