مرد به تراس رفت. عریان. خنکای شب پوستش را پوشاند. نیمی از شهر خاموش بود. غرق در سیاهی.
ننشست. به دیوار تکیه داد. باد از نا افتاده بود و دریادریا ابرِ تیره بینِ زمین و آسمان معلق.
چشمها را بست.
هزاران هزار صندلی پشت هزاران برهوت میز قرچی کردند و از هرچه دوش در دنیا بود، آخرین قطرهها چکید و هزاران دست کوچک بر شانهاش نشست و بر موهایش و بر نمِ چشمهایش، دستهدسته نور از کنجی به کنجی دوید. درِ تمامِ تراسهای دنیا به هم خورد و هزاران تکه کاغذِ سپید بارید و بویی بین عرق خوشبوی بدن و عطری که سهــچهار روز پیش زده باشی بینیاش را پر کرد و سیاهی چسبناکِ غلیظِ شب به پوستش ماسید.
• سیاهیِ چسبناک شب - محمود حسینیزاد
ننشست. به دیوار تکیه داد. باد از نا افتاده بود و دریادریا ابرِ تیره بینِ زمین و آسمان معلق.
چشمها را بست.
هزاران هزار صندلی پشت هزاران برهوت میز قرچی کردند و از هرچه دوش در دنیا بود، آخرین قطرهها چکید و هزاران دست کوچک بر شانهاش نشست و بر موهایش و بر نمِ چشمهایش، دستهدسته نور از کنجی به کنجی دوید. درِ تمامِ تراسهای دنیا به هم خورد و هزاران تکه کاغذِ سپید بارید و بویی بین عرق خوشبوی بدن و عطری که سهــچهار روز پیش زده باشی بینیاش را پر کرد و سیاهی چسبناکِ غلیظِ شب به پوستش ماسید.
• سیاهیِ چسبناک شب - محمود حسینیزاد
کدوم واکسنو زدید؟
Anonymous Poll
50%
سینوفارم.
12%
آسترازنکا.
4%
فایزر.
2%
برکت.
21%
نزدم و قصد دارم بزنم.
10%
نمیزنم.
The Racing Heart (Live)
Katatonia
Inside the sickness
Rest
Inside the sickness
Rest
Rest
Inside the sickness
Rest