امروز دوستی جایی در پاسخ به سوالِ: «آیا سختی زندگیت در رشد فکری و اجتماعیات تاثیر داشته؟»
جواب داده بود: «صد در صد. اگر مرفه بودم شاید در نوشتن و تولید محتوا دستی نداشتم و نیازی به آن نمیدیدم».
با حرفش، به این فکر افتادم که به نظر، زیادی آنلاین بودن، آنقدر هم ویژگی منفیای نیست.
جواب داده بود: «صد در صد. اگر مرفه بودم شاید در نوشتن و تولید محتوا دستی نداشتم و نیازی به آن نمیدیدم».
با حرفش، به این فکر افتادم که به نظر، زیادی آنلاین بودن، آنقدر هم ویژگی منفیای نیست.
اصولا وقتی میشینی پای نوشتن و سعی میکنی چار کلام حرف حسابی تایپ کنی، به طور تضمینی مغزت پوک شده و آی کیوت پنجاه و نه تا افت می کنه؛
در صورتی که ساعت پنج و نیم صبح، یا توی دستشویی، یا تو صف نون لواش، یه خروار ایده های خوب داشتی؛
بعد از کمی تلاش، میبینی که باز هم ذهنت از ورقه امتحانی درس معجون شناسی نویل لانگ باتم سفید تره؛
پس چند تا فحش آب نکشیده نثار مملکت و دولت میکنی، چون در هر صورت همیشه همه چیز تقصیر اوناست.
یه ربعی از عدم تواناییت در نویسندگی چسناله می کنی؛
دست آخر هم تنها کاری که می تونی بکنی اینه که دستت رو بزنی زیر چونهات و مثل عقب مونده ها زل بزنی به صفحه کیبورد؛
مثل کاری که من الان دارم می کنم.
در صورتی که ساعت پنج و نیم صبح، یا توی دستشویی، یا تو صف نون لواش، یه خروار ایده های خوب داشتی؛
بعد از کمی تلاش، میبینی که باز هم ذهنت از ورقه امتحانی درس معجون شناسی نویل لانگ باتم سفید تره؛
پس چند تا فحش آب نکشیده نثار مملکت و دولت میکنی، چون در هر صورت همیشه همه چیز تقصیر اوناست.
یه ربعی از عدم تواناییت در نویسندگی چسناله می کنی؛
دست آخر هم تنها کاری که می تونی بکنی اینه که دستت رو بزنی زیر چونهات و مثل عقب مونده ها زل بزنی به صفحه کیبورد؛
مثل کاری که من الان دارم می کنم.