اگر دوست داشتید، آیدی کانالِ مورد علاقهتون (که پین کردید یا همیشه چک میکنید) رو این زیر کامنت کنید؛
[ کانال خودتون نباشه ترجیحاً :)) ]
[ کانال خودتون نباشه ترجیحاً :)) ]
Arrival
Out Of Nowhere
به بندِ وطنیِ Out Of Nowhere از خطّهی مازندران گوش بسپاریم.
با وکال و گیتارِ «امین یحییزاده» و گیتار بیسِ «دانیال مؤمنی».
زیباست.
با وکال و گیتارِ «امین یحییزاده» و گیتار بیسِ «دانیال مؤمنی».
زیباست.
من از حرفهای شما سر در نمیآورم، سرور. میترسم. دست به قلم بُردن براى من مثل به دست گرفتن کارد سلاخی است. هيچوقت آن را در دست گرفتهاید؟ میشود گفت اضطراب ایجاد میکند. اما اضطراب نيست. مخصوصاً اگر تیغهاش را تازه تیز کرده باشند. اگر کسی در حضور شما باشد یک لحظه دلتان میخواهد کارد را بگذارید روی گلویش، یا نوک آن را در غبغبش فرو ببريد. یک ضربه، یک فشار، یک حرکت. بعد وقتی کارد را بيرون بکشید خون میجهد. گاهی خیال میکنم خون نورانی است. وقتی چشمهای آدم به خون میافتد، رابطهای نامریی بین حدقهها و آن مایع افسونکننده ایجاد میشود. افسون میشوید. بگذریم. [...] اکنون میفرمایید قلم را در دست بگيرم؟ آنوقت وسوسهٔ خون را چه کنم؟
• هرمز شهدادی - داستان «اعتراف»
• کتاب «یک قصهٔ قدیمی»
• هرمز شهدادی - داستان «اعتراف»
• کتاب «یک قصهٔ قدیمی»