برای منی که هر روز از دالانهای تلاش معاش میگذرم و پشت میزی باز نشسته رسوب میکنم، با کاری که بیهودگی و بیزاری است بهسر میبرم و در کلاف دامهای روزمره دست و پا میزنم، زیستنْ عمرِ خود را جویدن و دور ریختن است. به راهنمایی مصلحتی که رابطهی مرا با دیگران ترتیب میدهد و نان و آبم را فراهم میکند و با پاهای عقلِ جزئی که مثل کرم میخزد، مثل مورچهای انبار میکند و مثل گراز میدرد، راه میروم. هر روز همان لبخندها و همان دروغهای مکرر و همیشه همان ستمی که از زمین برمیجوشد و از آسمان فرومیبارد؛ چه ملال تاریک و پایداری! انگار عمر من در نقبی زیر زمین میگذرد.
• شاهرخ مسکوب | در کوی دوست
• شاهرخ مسکوب | در کوی دوست
اگر دوست داشتید، آیدی کانالِ مورد علاقهتون (که پین کردید یا همیشه چک میکنید) رو این زیر کامنت کنید؛
[ کانال خودتون نباشه ترجیحاً :)) ]
[ کانال خودتون نباشه ترجیحاً :)) ]