The Feelings
4.97K subscribers
13.6K photos
511 videos
142 files
592 links

@ArmoulinBot
Download Telegram
«گو ببارد ابرک درد و بشوید لخته‌های خون بر این درگاه».
Forwarded from The Feelings
بزرگ‌ترین باگ‌ خلقت، در ساعت‌ها و روز‌های بعد از اتمام یک کتاب بلند، سریال، یا یک دورهمی شلوغ و چند روزه تعریف می‌شود. خل‍اء مطلق درجایی اطراف معده که صدالبته ربطی به معده ندارد، و نمی‌شود با غذا درمانی آن خل‍اء را پر کرد.
Forwarded from The Feelings
Forwarded from The Feelings
Incarnation
December
incarnation:

a particular life, in religions that believe that we have many lives

[پست‌راک مناسب این ساعت، این حال، و این‌ هوا]
Forwarded from The Feelings
بله، کاملاً درست است، من در آشپزخانه، پشت یک پاراوان زندگی می کنم، اما این مهم نیست؛ من جدا از همه زندگی می‌کنم، و چه بهتر، در سکوت و آرامش. من برای خودم تختخوابی تهیه کرده‌ام، و یک میز، یک دراور، و یک جفت صندلی، و یک تمثال حضرت مسیح هم به دیوارم آویخته‌ام. درست است که جاهای بهتر -حتى جاهای خیلی بهتری- می توان پیدا کرد، اما رضایت و راحتی است که اهمیت دارد. و من در واقع همه این کارها را برای راحتی خودم کرده‌ام، و تو نباید فکر کنی هیچ مقصود دیگری داشته‌ام. پنجرهٔ تو روبروی پنجرهٔ من است، آن طرف حیاط؛ حیاط باریک است، و تو را که میگذری می شود دید و این شادی بزرگی برای آدم بخت برگشته ای مثل من است و تازه ارزانتر هم هست.

[بیچارگان - فیودور داستایفسکی]
Night Cries
Arctic Lake
برای ۵:۲۰ صبح.
The Feelings
Arctic Lake – Night Cries
توی سرم موشک‌بارونه. آژیر می‎کشن. آژیر می‌کشن. آژیر می‌کشن. همه فرار می‌کنن. هرکی هرچی دستشه، رها می‌کنه و می‌دوه سمت پله‌ها. یکی کودکی رو بغل می‌گیره. دیگری پیرزنی رو کول می‌کنه. یکی خودش رو به گرمای سینه و بازویی می‌رسونه. فرار می‌کنن سمت پناهگاه. من سر می‌گردونم سمت پنجره و چسب‌های کاغذی ضربدری. هیچ‌کس نیست. شهر خالی شده. لکه‌‌ی روشنی می‌بینم توی آسمون که سوت‌کشون و داغ می‌افته وسط سینه‌م. آژیر می‌کشن. سقف و دیوارها فرومی‌ریزه. زیر تلی از آوار هنوز آژیر می‌کشن. من اما به طور زجرآوری زنده‌ام هنوز. توی تنهایی. زیر موشک‌بارونِ بی‌امون.
All Alone
Saturnus
I'm standing here
Watching the clouds float by
Wondering why the pain never deserted me
The sadness, sorrow, bewilderedness that never left

I'm flying away
I'm flying away

Holding hands with myself
Sharing life with myself
Reaping the loneliness I've sown
In these fields I've always grown
Digging the blackness from my mind
I will die all alone.