Lag Fyrir Ommu
Ólafur Arnalds
اولافور، این آهنگ رو برای مامانبزرگاِش نوشته؛ پس بهش گوش میکنیم و به خونهی مامانبزرگ فکر میکنیم.
من که از خوابیدن کنار پنجرهی باز دستبردار نیستم. ترامواها زنگزنان با هیاهو از میان اتاقم میگذرند. از روی من میگذرند. دری به هم میخورد. جایی جام پنجرهای جرینگ میریزد؛ غشغش تکههای گنده و کِرکِر خردهریزهایش را میشنوم. بعد ناگهان صدای گنگ و خفهای از سوی دیگر، از توی خانه. کسی از پلهها بالا میآید. میآید و میآید. آنجاست، خیلی وقت است آنجاست، آنگاه میرود. و باز خیابان. دختری جیغ میکشد: «Ah, tais-toi! je ne veuw plus»* تراموایی هیجانزده از راه میرسد. سپس میگذرد، از روی همه چیز میگذرد. کسی فریاد میکشد. مردم میدوند و از هم جلومیزنند. سگی پارس میکند. چه آرامشی: سگ. دمدمای صبح حتا خروسی میخواند، و این آسایش بیکرانه است. بعد یکباره خوابم میبرد.
این از سروصدا. اما اینجا چیز ترسناکتری هم هست: سکوت. به گمانم گاه در آتشسوزیهای بزرگ، چنین لحظهی پُرتنشی رخ میدهد: آبفشانها بندمیآیند، آتشنشانها دیگر از نردبان بالا نمیروند و کسی از جا نمیجنبد. قرنیزی دودزده بیصدا بر فراز سر کج میشود و دیواری بلند، که پشتش آتش زبانه میکشد، بیصدا شکم میدهد. همه گردنکشیده با چهرههایی پُرچین منتظر فروپاشی وحشتناکند. اینجا، سکوت همان حال را دارد.
• اَه، خفه شو! دیگر نمیخواهم.
-دفترهای مالده لائوریس بریگه | راینر ماریا ریلکه | ترجمهی مهدی غبرائی
این از سروصدا. اما اینجا چیز ترسناکتری هم هست: سکوت. به گمانم گاه در آتشسوزیهای بزرگ، چنین لحظهی پُرتنشی رخ میدهد: آبفشانها بندمیآیند، آتشنشانها دیگر از نردبان بالا نمیروند و کسی از جا نمیجنبد. قرنیزی دودزده بیصدا بر فراز سر کج میشود و دیواری بلند، که پشتش آتش زبانه میکشد، بیصدا شکم میدهد. همه گردنکشیده با چهرههایی پُرچین منتظر فروپاشی وحشتناکند. اینجا، سکوت همان حال را دارد.
• اَه، خفه شو! دیگر نمیخواهم.
-دفترهای مالده لائوریس بریگه | راینر ماریا ریلکه | ترجمهی مهدی غبرائی
Mistress Of Night
MAEFIRE
This Band is fucking Underrated; you gotta listen to these in the Car.